آموزش
ارزیابی نظریه های اصلی بازارهای مالی
هدف اصلی سرمایه گذاران افزایش ارزش دارایی ها و بیشینه سازی ثروت است و بدین منظور از روش های مختلفی استفاده می کنند که آن ها را در رسیدن به این مهم یاری کند. انواع مختلف تئوری ها و استراتژی های معاملاتی بازار وجود دارند که می توان برای رسیدن به این هدف آن ها را بررسی و اجرا کرد و از بهترین روش ها برای بهبود عملکرد مالی استفاده نمود. از مشهورترین آن ها می توان به تئوری داو و امواج الیوت اشاره کرد که سالیان زیادی در بازارهای مالی نقش داشته اند.
منتشر شده
2 سال پیشدر
توسط
روکو (Rocco)
بسیاری از معامله گران و سرمایه گذاران به دنبال آن هستند که هرچه بیشتر در مورد انواع مختلف تئوری ها و استراتژی های معاملاتی بازار بدانند و از آن ها برای دستیابی و ایجاد یک مزیت معاملاتی و رسیدن به سود در معاملات خود استفاده کنند. در این مقاله ما قصد داریم هفت نظریه اصلی و فلسفه پشت آن ها به طور خلاصه را مرور کنیم. با اینوستورنت همراه باشید.
نظریه بازار کارآمد (Efficient Market Theory)
نظریه بازار کارآمد (Efficient Market Theory) یا EMH، فرض می کند که تمام اطلاعات موجود و شناخته شده در مورد یک ابزار مالی خاص قبلا در قیمت آن دارایی محاسبه شده است. در نتیجه، قیمت آن دارایی در آینده هیچ تغییری نمی کند و کسانی پیشتر تغییرات لازم را در قیمت لحاظ کرده اند. این نظریه می گوید اگر فردی بتواند بازدهی بیشتر از بازده میانگین بازار داشته باشد، به عنوان یک رویداد استثنایی قلمداد می شود و نباید آن را مد نظر قرار داد.
به عبارت دیگر هیچکس نمی تواند بیشتر از میانگین حرکت قیمت در بازار سودآوری کند چرا که هر اتفاقی در بازار قبلا توسط خود بازار قیمت گذاری شده است و افرادی که موفق به چنین کاری می شوند آنقدر کم هستند که می توان از آن ها صرف نظر کرد و یا آن ها را استثنایی در نظر گرفت.
(در نتیجه مزیت معاملاتی (Edge) قابل تشخیصی در تلاش برای پیش بینی قیمت آینده یک دارایی وجود ندارد و کسانی که این کار را انجام می دهند متوجه می شوند این کار در اکثر مواقع بیهوده است. نظریه EMH عنوان می کند افراد تنها خوش شانس بوده اند که توانستند بازدهی بیشتر از بازده میانگین بازار به دست آورند. به همین دلیل این افراد را استثنا یا خارج از محدوده در نظر می گیرد.)
در تئوری بازار کارآمد سه شکل وجود دارد. فرم ضعیف (Weak)، فرم نیمه قوی (Semi Strong) و فرم قوی (Strong).
فرم ضعیف بازار کارآمد می گوید که تحلیل اقتصادی یا بنیادی (Fundamental) ممکن است برای یک معامله گر یا سرمایه گذار کوتاه مدت مزیتی ایجاد کند تا بتواند از متوسط بازار فراتر رود، اما این مزیت جزئی نمی تواند در بلند مدت به این فرد کمک کند.
فرم نیمه قوی بازار کارآمد می گوید که نه تحلیل بنیادی و نه تکنیکال (Technical) نمی توانند مزیت خاصی را برای سرمایه گذاری ایجاد کند. چراکه تمام اطلاعات موجود در بازار بلافاصله توسط قیمت جذب می شود.
فرم قوی نیز می گوید که صرف نظر از خصوصی یا عمومی بودن اطلاعات، این اطلاعات مزیتی برای سرمایه گذار یا معامله گر در بلند مدت ایجاد نمی کند.
کسانی که از فلسفه بازار کارآمد حمایت می کنند، معتقد هستند که بهترین راه برای سرمایه گذاری در بازارها این نیست که به دنبال تئوری ها، زمان بندی بازار و مدل های مختلف برای سرمایه گذاری باشند، بلکه این است که مکانیزمی طراحی کنند که بتوانند به واسطه آن در کل بازار سرمایه گذاری کنند. به همین خاطر آن ها سرمایه گذاری در صندوق سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص (Index Fund) یا ETF ها (صندوق های قابل معامله) را پیشنهاد می کنند.
این دو نوع سرمایه گذاری که ذکر شد، نوعی انفعالی از سرمایه گذاری است که به سرمایه گذار اجازه می دهد تا بر روی طبقه خاصی از دارایی ها مانند سهام (Equities)، اوراق قرضه (Bonds) یا کامودیتی ها (Commodities) سرمایه گذاری کنند. نظریه بازار کارآمد به نظریه بازار تصادفی (Random Walk) که بیان می کند حرکت های دارایی های مالی دارای یک ویژگی تصادفی و غیرقابل پیش بینی است گره خورده است.
نظریه آشوب در بازار (Chaos Market Theory)
نظریه آشوب (Chaos Theory) توسط ادوارد لورنز (Edward Lorenz)، هواشناسی که سیستم های پیچیده هواشناسی را مطالعه می کرد، ساخته شد. بعدا از تئوری وی برای توضیح حرکت قیمت در بازارهای مالی استفاده شد. نظریه آشوب این ایده را مطرح می کند که حتی جزئی ترین تغییرات در یک سیستم پیچیده نیز می تواند منجر به یک تغییر بزرگ در سیستم شود.
نظریه آشوب، یک حد فاصل میان طرفداران نظریه بازار کارآمد و کسانی که معتقد هستند حرکت قیمت در بازارها قابل پیش بینی هستند، ایجاد می کند. این نظریه نشان می دهد بازارها همزمان هم تصادفی و هم دارای الگوهای ذاتی پیچیده ای هستند که می توانند قابل پیش بینی باشند.
البته این گفته ممکن است متناقض به نظر برسد، با این حال، نظریه آشوب توضیح می دهد که تعدادی متغیر مختلف وجود دارد که پیچیدگی و پیش بینی سیستم های پیچیده مانند بازارهای مالی را تعیین می کند.
همچنین می توان با استفاده از تئوری آشوب علت ایجاد شیدایی و حباب و همچنین علت وحشت و سقوط در بازار را توضیح داد. در این نظریه توضیح داده می شود که در دوره های شیدایی سطح مشخصی از خوش بینی می تواند مشابه یک حلقه عمل کند و بازخوردهای مثبت، همدیگر را تشدید می کنند و این خوش بینی تا جایی ادامه پیدا کند که قیمت از نقطه تعادل فاصله بگیرد؛ و برعکس، سطح معینی از بدبینی در بازار می تواند به عنوان یک حلقه بازخورد منفی عمل کند و قیمت را آنقدر کاهش دهد که از نقطه تعادل فاصله بگیرد.
به عبارت دیگر، به دلیل «حلقه بازخورد» که از احساسات مثبت یا منفی معامله گران یا سرمایه گذاران ایجاد شده است، حرکت قیمت در بازار می تواند برای طولانی مدت در هر دو جهت ادامه داشته باشد.
نظریه آشوب همچنین با تئوری بازار فراکتال (Fractal) ارتباط نزدیک دارد. این تئوری می گوید بازارها مانند اشکال خاصی در طبیعت، دارای یک ویژگی فراکتال یا مشابه خود هستند که در درجات مختلف تکرار می شوند. به عبارت دیگر، حرکت های قیمت در بازار دارای الگو یا ردپای مشخصی است که از بزرگترین تایم فریم تا کوچکترین آن ها قابل مشاهده است.
نظریه چشم انداز (Prospect Theory)
نظریه چشم انداز (Prospect Theory) توسط دنیل کانمن (Daniel Kahneman) و آمو تورسکی (Amos Tversky) ارائه شد. آن ها تصمیم گرفتند واکنش ها و رفتارهای سرمایه گذاران را در شرایط مختلف بررسی کنند. اگرچه فعالان بازار علاقه دارند این باور را داشته باشند که تمام اعمال آن ها در سرمایه گذاری و سفته بازی (Speculation) مطابق با میل خودشان انجام می شود، اما نظریه چشم انداز می گوید که اینگونه نیست.
این تئوری به ما می گوید که سرمایه گذاران وقتی در موقعیت تحقق ضرر یا سود احتمالی قرار بگیرند، واکنش های بسیار متفاوتی نشان خواهند داد.
به طور خاص، سرمایه گذاران هنگامی که احتمال ضرر وجود دارد، تمایل دارند سطح بالاتری از ریسک را بپذیرند. به عبارت دیگر آن ها تمایل به گریز از ضرر دارند، از این روی در مواقعی که در معرض ضرر قرار می گیرند سطح ریسک خود را با ماندن در معامله زیانده یا با دور کردن حد ضرر خود بالا می برند تا ضرر آن ها شناسایی نشود، اما این رویکرد بطور کلی خلاف منافع سرمایه گذاران است و صرفا یک واکنش احساسی و رفتاری است.
از طرف دیگر سرمایه گذاران هنگامی که احتمال کسب سود بیشتر است، در مقابل ریسک، رفتار واکنشی نشان می دهند و هرلحظه احتمال دارد اقدام به شناسایی سود حتی در شرایطی که احتمال کسب سود بیشتر وجود دارد کنند.
بیایید یک سناریو را بر اساس مفروضات موجود در تئوری چشم انداز بررسی کنیم.
فرض کنید قیمت سهام اپل در حال حاضر ۳۰۰ دلار معامله می شود و شما امروز ۱۰۰ سهم از این سهام را به ارزش ۳۰ هزار دلار خریداری کرده اید. دو ماه بعد قیمت اپل به ۲۷۵ دلار می رسد.
در اینجا ارزش سهام اپل شما ۲۵ دلار در هر سهم کاهش یافته که در مجموع به معنای زیان ۲۵۰۰ دلاری است. تئوری چشم انداز توضیح می دهد که شما احتمالا این معامله را باز نگه می دارید و در نتیجه ریسک بیشتری متحمل می شوید تا ضرر احتمالی را دفع کنید. یعنی احتمال متحمل شدن ضرر باعث شده شما ریسک بیشتری را قبول کنید.
حال همین مفروضات را حفظ کرده و تصور کنید دو ماه بعد قیمت سهام شما به ۳۲۵ دلار رسیده باشد. در این سناریو قیمت هر سهم ۲۵ دلار افزایش یافته و شما در مجموع ۲۵۰۰ دلار سود کرده اید. تئوری چشم انداز به ما می گوید احتمال این که در این موقعیت سهام خود را بفروشید تا این که معامله خود را حفظ کرده و سودهای بیشتری کسب کنید، بسیار بیشتر است.
اگر به مثالی که زده شد با دقت نگاه کنید، متوجه می شوید که تئوری چشم انداز ماهیت واقعی گرایش سرمایه گذاران به معاملات را نشان می دهد و مهم تر از همه، چیزی که ما از این تئوری متوجه می شویم در تناقض مستقیم با دستیابی به سود مداوم در بازار است.
تئوری چشم انداز توضیح می دهد که معامله گران و سرمایه گذاران تمایل دارند سودهای خود را کوتاه کرده ولی به معامله های ضررده خود اجازه ادامه می دهند که در بلند مدت منجر به افزایش زیان نسبت به سود می شود.
نظریه حراج یا مزایده (Auction Market Theory)
تئوری حراج یا نظریه مزایده (Auction Market Theory) به توضیح حرکات قیمت یک ابزار مالی (به نمادهای قابل معامله، ابزار مالی می گویند) که به صورت آزاد معامله شده است، کمک می کند. این تئوری بر این فرض استوار است که همه حرکات بازارها (صعودی، نزولی، خنثی) به دنبال پیدا کردن یک ارزش منصفانه یا تعادل قیمتی هستند.
نیروهای موجود در پشت حرکت قیمت بر اساس پویایی عرضه و تقاضا استوار هستند که این پویایی همواره در حال تغییر است. هر اطلاعات جدیدی که بر قیمت تاثیر بگذارد منجر به ایجاد یک سطح جدید از توازن در عرضه و تقاضا می شود تا تاثیر متغیر تازه معرفی شده را لحاظ کند.
تئوری حراج فرض می کند که بازارها همواره در حال حرکت به سمت ارزش منصفانه هستند، اما ناکارآمدی همچنان وجود دارد که این ناکارآمدی توسط معامله گران آگاه قابل مشاهده هستند. معامله گران نظریه حراج معمولا از مطالعه مشخصات بازار برای یافتن ناکارآمدی و الگوهای عرضه و تقاضا استفاده می کنند. این معامله گران به شدت به حجم معاملات (Volume) برای یافتن فرصت های معاملاتی متکی هستند.
بر اساس تئوری بازار حراج، گفته می شود که یک بازار زمانی متعادل است که عرضه از طریق فعالیت فروش با تقاضا از طریق فعالیت خرید متعادل شود. تحلیلگران تکنیکال سنتی این فعالیت ها در بازار را به صورت یک دوره تثبیت یا روند رنج (Consolidation) می نامند.
در این نظریه گفته می شود هنگامی که بازار به یکی از دو جهت صعودی یا نزولی حرکت قابل توجهی می کند، هنوز نامتعادل است. بازارها معمولا در چرخه ای از دوره های تعادل به دوره های نامتعادل در گردش هستند. تحلیل گران تکنیکال این پدیده را به عنوان یک بریک اوت (Breakout) از ناحیه اصلاح که بعد از آن، یک روند ایجاد میشود می شناسند.
طی روند صعودی، قیمت به سمت بالا حرکت می کند و در تلاش است تا فروشنده بیشتری پیدا کند و تقاضای بالای خریداران متعادل شود. برعکس در طی یک روند نزولی، قیمت در تلاش است تا خریدار بیشتری پیدا کند و عرضه بالای فروشندگان متعادل شود. به عبارت ساده تر بازارها همواره به دنبال ارزش منصفانه و رسیدن به تعادل بین عرضه و تقاضا هستند.
نظریه داو (Dow Theory)
تئوری داو (Dow Theory) یکی از قدیمی ترین نظریات بازارهای مالی است. این تئوری توسط چارلز داو (Charles H Dow) توسعه یافته که میانگین صنعتی داوجونز (Dow Jones) نیز به نام او ثبت شده است.
تئوری داو که در اصل یک نظریه برای بازار سهام بود، معتقد است که بازارها تمام اطلاعات موجود را که در دسترس عموم قرار دارد، از قبل در قیمت بازار لحاظ کرده است. از این نظر، تئوری داو با تئوری بازار کارآمد همسو است. با این وجود، نظریه داو این امکان را در نظر می گیرد که فعالان بازار می توانند با مطالعه حرکت تکنیکال قیمت ها یا پرایس اکشن (Price Action) از تحلیل بازار بهره مند شوند.
تئوری داو معتقد است که سه نوع روند (Trend) در بازار وجود دارد. بزرگترین روند که روند اصلی (Primary Trend) نامیده می شوند می تواند یک روند یک ساله یا چند ساله باشد.
روندهای اصلی در سه مرحله عمده توسعه پیدا می کنند. در روند صعودی سه حرکت رو به بالا و دو حرکت رو به پایین (خلاف جهت) رخ می دهد و در روند نزولی سه حرکت رو به پایین و دو حرکت رو به بالا رخ می دهد.
در داخل روند اصلی، روند ثانویه (Secondary) وجود دارد که برای چند ماه ادامه دارد و اغلب بر خلاف روند اصلی بزرگتر حرکت می کند. در نهایت نیز یک روند جزئی (Minor) وجود دارد که از نظر مقیاس کوچکترین روند در تئوری داو است. این روند برای چند هفته حرکت کرده و کمتر از دو روند دیگر قابل پیش بینی است.
حجم معاملات یک مولفه مهم در تئوری داو است. تئوری داو بیان یکند که یک روند سالم روندی است که در آن با افزایش قیمت ها در جهت روند، حجم افزایش یابد و در هنگام حرکت بر خلاف روند، حجم کاهش پیدا کند. سرمایه گذاران نسبت به روند اصلی که برای مدتی ادامه داشته با احتیاط عمل می کنند و زودتر از موعد وارد معامله نمی شوند.
نظریه امواج الیوت (Elliott Wave Theory)
تئوری امواج الیوت (Elliott Wave Theory) در دهه ۱۹۳۰ توسط رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) مطرح شد. الیوت برای معرفی نظریه خود نمودارهای تاریخی قیمت را در بازار سهام مطالعه کرد. طبق این تئوری، حرکت قیمت ها به صورت موج هایی هستند که الگوهای بسیار خاصی را تشکیل می دهند. این الگوها از بزرگترین روند تا کوچکترین روند قابل مشاهده است.
بعلاوه اصول امواج الیوت به ما می گوید که بازارها توسط انبوه احساسات انسانی هدایت می شوند و این احساسات در پرایس اکشن بارها و بارها تکرار می شوند.
ساختار اولیه بازار مبتنی بر امواج الیوت، یک ساختار پنج موجی انگیزشی (Impulse) است و به دنبال آن یک ساختار اصلاحی (Corrective) سه موجی رخ می دهد. ساختار ایمپالس (موج انگیزشی یا بطور کلی یک موج را ایمپالس می گویند) در جهت روند عمده حرکت می کند و ساختار اصلاحی منجر به حرکت قیمت در خلاف جهت روند می شود.
در یک روند صعودی، پنج موج ایمپالس ایجاد می شود که در آن امواج ۱، ۳ و ۵ صعودی (در جهت روند اصلی) هستند، در حالی که امواج ۲ و ۴ نزولی و خلاف جهت اصلی حرکت می کنند. در یک روند نزولی نیز امواج ۱، ۳ و ۵ نزولی بوده و امواج ۲ و ۴ صعودی هستند.
این نظریه نیز شباهت هایی با نظریه بازار فراکتال دارد، به این معنی که حرکت ها در مقیاس های زمانی بزرگ و کوچک مشابه یکدیگر هستند و الگویی که در نمودارهای یک دقیقه ای قابل مشاهده است، در نمودارهای روزانه و ماهانه نیز مشاهده می شود.
بسیاری عقیده دارند این ساختار 5 موج صعودی 3 موج نزولی الگوی اساسی رشد در بسیاری از سیستم های پیچیده است و بیانگر کارآمدترین مسیر برای پیشرفت در دنیای طبیعی است. تصمیماتی که سرمایه گذاران و معامله گران در بازار سهام و دیگر بازارها اتخاذ می کنند بیانگر همین الگوی رشدی است.
ساختار ریاضی نظریه امواج الیوت بر اساس توالی فیبوناچی (Fibonacci) است. توالی فیبوناچی دارای ویژگی های قدرتمندی است که در سراسر جهان قابل مشاهده است. در تئوری امواج الیوت می توان بر اساس روابط خاص فیبوناچی در میان ساختارهای مختلف امواج، حرکت قیمت را پیش بینی کرد.
فرضیه بازار انطباقی (Adaptive Market Hypothesis)
فرضیه بازار انطباقی (Adaptive) یک تئوری مالی نسبتا جدیدی است که توسط اندرو لو (Andrew Lo)، استاد انستیتو فناوری ماساچوست (Massachusetts Institute of Technology یا MIT) ارائه شده است.
طبق این فرضیه، حاضرین بازار در فرآیند تصمیم گیری سرمایه گذاری در اکثر مواقع منطقی هستند اما در زمان سرخوشی بازار یا وحشت یا شرایط دیگر که منجر به افزایش نوسانات (Volatility) می شود تحت تاثیر این رویدادها قرار گرفته و به سمت تصمیم گیری های افراطی سوق پیدا می کنند.
بنابراین معامله گران هنگامی که شرایط عادی است منطقی و مطابق با منافع شخصی خود عمل می کنند اما زمانی که بازار به هم می ریزد بی منطق شده و احساسی برخورد می کنند.
از طرف دیگر فرضیه بازار انطباقی این ایده را مطرح می کند که سرمایه گذاران می توانند به مرور محاسبات اشتباه خود را بیشتر درک کند و از آن ها در جهت جلوگیری از پیشروی یا تکرار اشتباهات مشابه استفاده کنند.
یکی از مولفه های مهم فرضیه بازار انطباقی، رشته نوظهور مالی رفتاری (Behavioral Finance) است. به همین خاطر اگرچه در زمینه «مالی رفتاری» پیشرفت زیادی حاصل شده است اما این رشته هنوز در مراحل اولیه خود است و با گذشت زمان این فرضیه می تواند پخته تر و کارآمدتر شده و بین سرمایه گذاران جایگاه بهتری پیدا کند.
در انتها
قبل از اینکه درگیر هر نوع کاری شوید باید وقت گذاشته و اصول و مبانی آن را فرا بگیرید. این مساله در مورد سرمایه گذاری و معامله گری نیز صادق است. مهم است که با مطالعه انواع مختلف تئوری های بازار دیدگاه روشنی نسبت به روش معاملاتی خود پیدا کنید. به این ترتیب، درک انواع مختلف نظریه های بازار بسیار مهم است تا بتوانید دیدگاه های خود را در مورد بازار به شیوه ای منطقی ایجاد کنید.
ما در این جا برخی از مشهورترین نظریه های بازار را ذکر کردیم. اما این متن تنها باید نقطه شروع برای شما باشد تا مطالب بیشتری مطالعه کرده و روشی را انتخاب کنید که با سبک سرمایه گذاری شما مطابقت داشته باشد. اما این فقط باید به عنوان یک نقطه شروع برای شما باشد. پس از انجام مطالعه مورد نیاز در این زمینه، متوجه خواهید شد که آیا سبک سرمایه گذاری فعال یا غیرفعال به بهترین وجه با نیازهای شما مطابقت دارد.
این به شما امکان می دهد به روشی درگیر شوید که با دیدگاه شما نسبت به بازارهای مالی مطابقت داشته باشد.

شاید دوست داشته باشید

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

آیا تحلیل تکنیکال بهتنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژهها ناپدید شدهاند!

اصطلاحات پایه فارکس که هر معامله گر باید بداند

تفاوت بازار اسپات و فیوچرز در فارکس چیست؟
آموزش
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟
تقویم اقتصادی مثل یک “برنامهریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکتهای ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک میکند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصتهای سودآور پیدا کنید.
منتشر شده
9 ماه پیشدر
شهریور 21, 1404توسط
روکو (Rocco)
اگر معاملهگر یا فعال بازارهای مالی باشید، حتما تجربه کردهاید که یک خبر اقتصادی میتواند ظرف چند دقیقه بازار را زیر و رو کند. مثلا اعلام نرخ بیکاری آمریکا یا تصمیم فدرال رزرو درباره نرخ بهره کافی است تا قیمت دلار، طلا یا حتی بیت کوین نوسان شدیدی پیدا کند. در چنین شرایطی، دانستن زمان دقیق این رویدادها میتواند مرز میان یک معامله سودآور یا پشیمانکننده باشد.
اینجاست که تقویم اقتصادی به عنوان یک ابزار به کمک شما میآید. ابزاری که تمام اتفاقات مهم اقتصادی و مالی جهان را در یک جدول زمانی مشخص نمایش میدهد و به شما کمک میکند همیشه چند قدم جلوتر از بازار باشید. اگر میخواهید بدانید تقویم اقتصادی دقیقا چیست، چه اجزایی دارد و چطور باید از آن استفاده کنید، این مطلب را از دست ندهید.
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست؟
یک لیست زمانبندیشده از اعلامیههای اقتصادی، دادههای کلان، سخنرانیهای مقامات مالی و انتشار شاخصهای اقتصادی مثل نرخ بهره، تورم، بیکاری، تولید ناخالص داخلی و … است. علاوه بر این معمولاً زمان بیانیه های بانک مرکزی، سخنرانی های سیاست گذاران پولی و انتخابات را فهرست می کند.
بیشتر تقویم های اقتصادی منتشر شده شامل نوع داده مثل نرخ بیکاری، نتیجه قبلی که منتشر شده بود و انتظارات اجماع بازار برای نتیجه آتی می شوند. باید توجه داشت که نوع انتشار به طور کلی بسته به اینکه چه تاثیری می تواند داشته باشد؛ بصورت زیاد، متوسط، کم یا بدون تاثیر، کد گذاری می شود.
برای مثال، تصور کنید بانک مرکزی اروپا (ECB) قرار است درباره نرخ بهره (Interest Rate) جلسه برگزار کند. این تصمیم میتواند ارزش یورو را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. اگر شما معاملهگر بازار فارکس باشید و این تاریخ را ندانید، ممکن است در میانه یک معامله ناگهان با نوسانی شدید روبهرو شوید و فرصت مدیریت آن را از دست بدهید. اما وقتی به تقویم اقتصادی نگاه میکنید، میبینید که این رویداد دقیقا چه روز و ساعتی اتفاق میافتد و میتوانید از قبل برایش برنامهریزی کنید.
تقویم اقتصادی نه فقط برای معاملهگران حرفهای، بلکه برای هر فردی که در بازارهای مالی فعالیت میکند (از بورس و فارکس گرفته تا ارزهای دیجیتال) یک ابزار ضروری است. حتی سرمایهگذاران بلندمدت هم با نگاه به این تقویم میتوانند تصمیمهای دقیقتری برای مدیریت پرتفوی خود بگیرند.
اگر انتشار داده اقتصادی تأثیر کمی داشته باشد، آنگاه جفت ارز حرکتی نداشته و یا واکنشی جزیی نسبت به نتیجه از خود نشان خواهد داد. اما اگر در رویدادی با تأثیر متوسط، نتیجه نهایی با چیزی که انتظار می رفت خیلی تفاوت داشته باشد، باعث می شود جفت ارز به میزان بیشتری تغییر کند. زمانی که انتشار داده ها به طور قابل توجهی بیشتر یا کمتر از نتیجه مورد انتظار بازار باشند، به خصوص زمانی که صحبت از داده هایی با تأثیر بالا باشد، جفت ارز مرتبط تمایل بیشتری به حرکت دارد و بازار نوسانات قابل توجهی را در این فرآیند تجربه می کند.
چرا تقویم اقتصادی مهم است؟
- تقویم اقتصادی مانند یک نقشه راه است که مسیر حرکت بازارها را روشنتر میکند و شما را از غافلگیریهای ناگهانی نجات میدهد. به این ترتیب شما میتوانید تصمیمات معاملاتی خودتان را بر پایه اطلاعات موثق بگیرید.
- انتشار دادههای اقتصادی میتواند باعث نوسانات شدید در بازارهای مالی شود. برای مثال، اگر نرخ تورم بالاتر از حد انتظار اعلام شود، سرمایهگذاران انتظار افزایش نرخ بهره خواهند داشت و همین موضوع میتواند بازار سهام یا ارزهای دیجیتال را تحت تاثیر قرار دهد.
- بدون تقویم اقتصادی، بسیاری از تصمیمها بر اساس حدس و گمان گرفته میشود. معاملهگرانی که فقط با تحلیل تکنیکال کار میکنند، ممکن است در لحظه انتشار یک خبر بزرگ، گرفتار نوسانات غیرمنتظره بازار شوند. در حالیکه کسی که تقویم اقتصادی را دنبال میکند، میداند چه زمانی باید محتاطتر باشد یا حتی برای شکار فرصتهای جدید آماده شود.
- یکی از مهمترین مزیتهای تقویم اقتصادی، مدیریت ریسک است. اگر قبل از انتشار یک داده مهم پوزیشن باز دارید، میتوانید حجم معاملات خود را کاهش دهید، حد ضرر تنظیم کنید یا حتی معامله را ببندید تا از ضررهای سنگین جلوگیری شود.
- استفاده از تقویم اقتصادی به شما امکان میدهد استراتژیهای کوتاهمدت و بلندمدت خود را بر اساس دادههای واقعی طراحی کنید. به این ترتیب، معاملات شما نظم بیشتری پیدا میکند و احتمال موفقیت بالاتر میرود.
- بسیاری از ضررها به دلیل تصمیمات عجولانه و احساسی اتفاق میافتد. وقتی بدانید چه چیزی در راه است، آرامش بیشتری خواهید داشت و کمتر اسیر ترس یا طمع میشوید.
اجزای اصلی یک تقویم اقتصادی
وقتی وارد یک تقویم اقتصادی مثل Trading Economics یا Investing.com میشوید، در نگاه اول ممکن است جدول شلوغی ببینید که پر از عدد و کلمه است. اما اگر بدانید هر ستون چه معنایی دارد، کار با آن بسیار ساده خواهد شد. در ادامه تکتک اجزای اصلی این جدول که از وبسایت تریدینگ اکونومیکس آورده شده را توضیح میدهیم.

در قسمت بالای جدول بخشی برای فیلتر کردن نتایج آورده شده است. گزینه «Recent» فیلتری برای نشان دادن رویدادهای اخیر است و فقط موارد نزدیک به زمان فعلی را نشان میدهد. اگر میخواهید مثلا رویدادهای اقتصادی چند ماه دیگر را ببینید کافی است این فیلتر را تغییر دهید.
با استفاده از گزینه «Impact» شما میتوانید این رویدادهای اقتصادی را بر اساس سطح اهمیت آن ها دستهبندی کنید. تریدینگ اکونومیکس سه دستهبندی دارد. رویدادهای یک ستاره، دو ستاره و سه ستاره که طبیعتا اهمیت آن ها بر اساس تعداد ستاره افزایش مییابد.
قسمت «Countries» امکان فیلتر کردن بر اساس کشور یا اقتصاد موردنظر را فراهم میکند. مثلا اگر قصد دارید فقط شاخصهای اقصتادی کلان آمریکا را ببینید، کافی است روی این گزینه کلیک کرده و «United States» را انتخاب کنید.
فیلتر «Category» دستهبندی رویدادها را نمایش میدهد. مثلا شما میتوانید در این فیلتر گزینه «Prices & Inflation» را انتخاب کرده و فقط دادههای تورمی را مشاهده کنید.
بخش «UTC +3:30» نیز برای تعیین منطقه زمانی است. شما میتوانید منطقه زمانی خودتان (تهران-ایران) را تنظیم کنید تا ببینید دقیقا رویداد موردنظرتان در چه ساعتی به وقت ایران رخ میدهد.
- تاریخ و ساعت
اولین چیزی که در تقویم اقتصادی به چشم میآید، ستون زمان انتشار است. در این بخش دقیقا مشخص میشود که هر رویداد چه روز و ساعتی منتشر خواهد شد. اهمیت این قسمت بسیار بالاست، چون بازارها معمولا درست در همان لحظه انتشار خبر واکنش نشان میدهند. مثلا اگر در ساعت ۴:۰۰ صبح «شاخص اعتماد مصرفکننده استرالیا» منتشر شود، معاملهگران بازار فارکس در همان دقیقه باید آماده واکنش باشند.
همانطور که گفتیم، ساعت تقویم معمولا بر اساس منطقه زمانی قابل تغییر است. مثلا شما میتوانید آن را روی «تهران (UTC+3:30)» تنظیم کنید تا دقیقاً با ساعت محلی خودتان هماهنگ باشد.
- کشور
در ستون بعدی، پرچم و کد کشور (مثلاً GB = بریتانیا، AU = استرالیا، MX = مکزیک) قرار دارد که نشان میدهد داده متعلق به کدام اقتصاد است. گاهی اوقات هم رویدادها مربوط به یک بلوک منطقهای خاص مثلا اروپا (EA = Euro Area) هستند. در این صورت آن داده را باید به عنوان یک شاخص منطقهای و نه مربوط به یک کشور واحد تفسیر کرد.
- عنوان رویداد
این ستون عنوان خبر یا شاخص اقتصادی را نشان میدهد. گاهی هم کنار این عنوان، مخفف ماه میلادی (مثل AUG، SEP) دیده میشود که نشان میدهد داده مربوط به کدام ماه است. شناخت هر شاخص اهمیت زیادی دارد، چون هرکدام اثر متفاوتی روی بازار میگذارند.
اما نکته مهم اینجاست که همه رویدادها عددی و آماری نیستند. بعضی از آن ها بیشتر کیفی هستند و باید با توجه به ماهیتشان تفسیر شوند. برای درک بهتر، به چند نمونه نگاه کنیم:
- شاخصهای آماری (عددمحور)
مثل نرخ بیکاری (Unemployment Rate)، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI)، یا تولید ناخالص داخلی (GDP). اینها همیشه یک عدد مشخص دارند که میتوان آن را با مقدار قبلی و پیشبینی بازار مقایسه کرد.
- سخنرانیها (Speech)
مثلا «سخنرانی رئیس فدرال رزرو». این نوع رویداد عدد ندارد، بلکه مهم محتوای صحبتهاست. اگر لحن سخنران به سمت سیاست انقباضی (افزایش نرخ بهره) باشد، بازار واکنش منفی به داراییهای پرریسک نشان میدهد. اگر لحن انبساطی باشد، میتواند باعث رشد بازار سهام یا ارزهای دیجیتال شود.
- حراج اوراق (Auction)
مثل «حراج اوراق ۱۰ ساله آمریکا» یا «حراج اوراق خزانه ژاپن». اینجا اعداد مربوط به بازده (Yield) یا حجم اوراق فروختهشده اهمیت دارند. بالا رفتن بازده معمولا نشانه افزایش هزینه استقراض دولت و احتمال بالا رفتن نرخ بهره است.
- شاخصهای نظرسنجی و اعتماد (Survey/Confidence Index)
مثل «شاخص اعتماد مصرفکننده» یا «شاخص مدیران خرید (PMI)». اینها با پرسشنامه از فعالان اقتصادی یا مصرفکنندگان تهیه میشوند و بازتابدهنده چشمانداز آینده هستند.
ستون Previous نشاندهنده نتیجه گزارش قبلی است. مثلا اگر شاخص بیکاری ماه گذشته ۸٪ بوده، این عدد در ستون Previous نمایش داده میشود. این بخش برای مقایسه روند بسیار مهم است، چون بازار همیشه تغییرات نسبت به گذشته را در نظر میگیرد.
در قسمت (Consensus / Forecast) دو ستون پیشبینی تحلیلگران و اقتصاددانان درباره آن شاخص یا داده اقتصادی آورده میشود. اما چه تفاوتی با هم دارند؟
Consensus یا اجماع در واقع میانگین پیشبینی جمعی تحلیلگران، اقتصاددانها و موسسات مالی است. یعنی چندین منبع معتبر پیشبینی خود را درباره یک شاخص اعلام میکنند و تقویم اقتصادی میانگین یا اجماع آنها را نمایش میدهد.
Forecast گاهی به همان معنی Consensus به کار میرود، اما در بعضی تقویمها (مثل Trading Economics) یک تفاوت کوچک دارد:
- Forecast معمولاً پیشبینی اختصاصی خود سایت یا موسسه منتشرکننده تقویم است.
- در حالی که Consensus نماینده پیشبینی کلی بازار و تحلیلگران مختلف است.
در ستون (Actual) مقدار واقعی در لحظه انتشار خبر بهروزرسانی میشود و عدد واقعی گزارش را نشان میدهد. در حقیقت، مهمترین بخش برای معاملهگران همین ستون است، چون مستقیما رفتار بازار را شکل میدهد.
بعضی تقویمها مثل Trading Economics در کنار هر شاخص نمودارهای کوچکی نمایش میدهند. این نمودار روند تاریخی آن شاخص را نشان میدهد (مثلا تغییرات نرخ بیکاری در چند ماه گذشته). با نگاه سریع به این بخش میتوانید متوجه شوید وضعیت در حال بهبود یا بدتر شدن است.

طبق ستون اول متوجه میشویم که شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) آمریکا ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت محلی منتشر میشود. به طور کلی، شاخصهای اقتصادی را میتوان در بازه زمانیهای مختلفی ارزیابی کرد. منظور از MoM بازه زمانی ماهانه است و YoY تغییرات کل یک سال نسبت به سال قبل را نشان میدهد.
در سطر اول که مربوط به شاخص PPI اصلی در بازه ماهانه است، میبینیم که مقدار قبلی ۰.۹٪ ثبت شده است. این یعنی در ماه گذشته قیمت تولیدکنندهها نسبت به ماه ماقبلش ۰.۹٪ افزایش داشته است. در ستون Forecast پیشبینی تریدینگ اکونومیکس برای این ماه ۰.۳٪ است و Consensus که میانگین پیشبینی اقتصاددانان و تحلیلگران مختلف را نشان میدهد ۰.۴٪ ثبت شده است. مقدار Actual یا واقعی هم هنوز منتشر نشده و به همین دلیل این ستون خالی مانده و در لحظه انتشار شاخص پر میشود.
چطور از تقویم اقتصادی استفاده کنیم؟
این بخش مهمترین قسمت مقاله است، چون فقط دانستن اینکه رویدادها چه زمانی هستند کافی نیست؛ باید بدانید چطور از این اطلاعات استفاده کنید.
- برنامهریزی هفتگی: در ابتدای هفته به تقویم اقتصادی نگاه کنید و رویدادهای مهم (مثل NFP یا تصمیم نرخ بهره) را علامت بزنید. این کار به شما کمک میکند از قبل آماده باشید.
- ترکیب با تحلیل تکنیکال: اگر میبینید یک خبر مهم نزدیک است، سطوح حمایت و مقاومت نمودار را بررسی کنید. مثلا اگر خبر منفی بیاید و بازار به حمایت نزدیک باشد، احتمال شکستن حمایت بیشتر میشود.
- استراتژی معاملاتی متناسب با خبر: بعضی معاملهگران قبل از انتشار خبر، از بازار خارج میشوند تا ریسک نکنند. برخی دیگر ترجیح میدهند منتظر بمانند و پس از انتشار داده و مشخص شدن جهت بازار وارد معامله شوند.
- مدیریت حجم و حد ضرر: در زمانهایی که احتمال نوسان شدید وجود دارد، بهتر است حجم معامله کمتر شود یا حد ضرر نزدیکتر قرار بگیرد.
- ثبت تجربهها: بهترین راه برای یادگیری استفاده از تقویم اقتصادی، تجربه شخصی است. بعد از هر رویداد مهم یادداشت کنید بازار چگونه واکنش نشان داد و استراتژی شما چقدر موفق بود.
تقویم اقتصادی را از کجا ببینیم؟
امروزه دهها وبسایت معتبر وجود دارد که تقویم اقتصادی رایگان و بهروزی ارائه میدهند. برخی از بهترین منابع عبارتاند از:
- Trading Economics: همه رویدادها، نرخ بهره، قیمتها و تورم، بازار کار، رشد تولید ناخالص داخلی، تجارت خارجی، دولت، اعتماد تجاری، احساسات مصرفکننده، بازار مسکن.
- Investing.com: تقویم اقتصادی همزمان با اعلام رویدادهای اقتصادی، شاخصها را دریافت کنید و تأثیر فوری آنها بر بازار جهانی را مشاهده کنید – از جمله رویدادهای قبلی، …
- Forex Factory: با تقویم اقتصادی فارکس محور، رویدادهای تأثیرگذار بر بازار را خیلی قبل از وقوع پیشبینی کنید.
- TradingView: تقویم اقتصادی آخرین و رویدادهای اقتصادی آینده را نشان میدهد که میتوانند بر داراییها، مناطق و بازارهای جهانی خاصی تأثیر بگذارند.
- FXStreet: تقویم اقتصادی لحظهای، رویدادها و شاخصهای اقتصادی سراسر جهان را پوشش میدهد.
- MyFxBook: تقویم اقتصادی به صورت آنی که تمام رویدادها و اطلاعیههای اقتصادی را پوشش میدهد. مقادیر تاریخی، قبلی، اجماعی و واقعی هر شاخص را مشاهده کنید.
همچنین بروکرهای فارکس هم معمولاً تقویم اقتصادی روی سایت خود دارند.
در انتها
تقویم اقتصادی مثل یک “برنامهریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکتهای ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک میکند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصتهای سودآور پیدا کنید. در دنیایی که ثانیهها حرف اول را میزنند، اطلاع از آنچه در راه است، برگ برنده شماست. با استفاده منظم از این ابزار، دیگر از نوسانات ناگهانی غافلگیر نخواهید شد و میتوانید با اطمینان بیشتری برای آینده سرمایهگذاری خود برنامهریزی کنید.
به یاد داشته باشید، موفقیت در بازارهای مالی تنها به تحلیل نمودارها محدود نمیشود. تسلط بر اطلاعات و درک وقایع کلان اقتصادی، مکمل تحلیل تکنیکال است و شما را در مسیری قرار میدهد که به جای دنبال کردن بازار، آن را پیشبینی کنید. به همین خاطر توصیه میکنیم که از همین امروز، استفاده از تقویم اقتصادی را به یکی از عادتهای معاملاتی خود تبدیل کنید.
سودآوری و معامله گری بصورت مداوم در بازار می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، و واقعیت مسلم این است که اکثر معامله گران خرد معمولا پول خود را در این بازار از دست می دهند. با این وجود، با یک برنامه معاملاتی جامع، ابزارهای مناسب و دانش کافی از بازار ارز، شانس موفقیت شما به عنوان یک معامله گر به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.
آموزش
اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟
منتشر شده
10 ماه پیشدر
شهریور 1, 1404توسط
روکو (Rocco)
بررسی دامنه تغییرات قیمت سهام یکی از موثرترین روشها برای اندازهگیری میزان نوسان قیمت است. برای تعیین دامنه تغییرات، کافی است بالاترین و پایینترین قیمت را در یک بازه زمانی معین مقایسه کنیم. در ادامه، به بررسی جزئیات بیشتری درباره اندیکاتور ATR، از جمله نحوه محاسبه آن، کاربردهای مختلف در معاملات و نکاتی برای استفاده بهینه در تحلیل تکنیکال میپردازیم. با اینوستورنت همراه باشید.
اندیکاتور ATR چیست؟
اندیکاتور ATR، مختصر کلمه (Average True Range) یا میانگین دامنه واقعی است. این اندیکاتور یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال است که برای اندازهگیری نوسانات بازار استفاده میشود. این اندیکاتور توسط ولز وایلدر (Welles Wilder) سال ۱۹۷۸ در کتابی با عنوان “مفاهیم جدید در سیستمهای معاملاتی تکنیکال” معرفی شد. ATR به معاملهگران کمک میکند تا نوسانات بازار را بهتر درک کنند و تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرند.
اندیکاتور ATR نوسانات را به صورت مطلق اندازهگیری میکند و مقادیر حاصل از آن درصدی از قیمتهای فعلی نیستند. به عبارتی دیگر، ATR سهام با قیمت بالا، بیشتر از ATR سهام با قیمت پایین خواهد بود. به عنوان مثال، سهامی که قیمت آن در بازه ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار معامله میشود، ATR بالاتری نسبت به سهامی با بازه قیمتی ۵۰ تا ۶۰ هزار خواهد داشت. بنابراین، نمیتوان مقادیر ATR سهام مختلف را با یکدیگر مقایسه کرد.
نحوه محاسبه اندیکاتور ATR
محاسبه ATR شامل مراحلی است که به ترتیب زیر انجام میشود:
۱. محاسبه دامنه واقعی (True Range)
TR بزرگترین مقدار بین سه دسته زیر است:
اختلاف بین بالاترین (High) و پایینترین قیمت (Low) در دوره فعلی
تفاوت بین بالاترین قیمت دوره فعلی (High) و قیمت بسته شدن دوره قبلی (Previous Close)
تفاوت بین پایینترین قیمت دوره فعلی (Low) و قیمت بسته شدن دوره قبلی (Previous Close)
۲. میانگینگیری دامنه واقعی:
ATR با میانگینگیری دامنه واقعی (TR) در یک دوره مشخص محاسبه میشود. معمولاً این دوره ۱۴ روزه است، اما میتوان آن را بر اساس نیازهای خاص تنظیم کرد.

دوره های استاندارد برای محاسبه ATR
ولز وایلدر مخترع اندیکاتور ATR، محاسبه این اندیکاتور را با یک دوره زمانی ۱۴ روزه پیشنهاد کرده است. استفاده از این دوره استاندارد ۱۴ روزه باعث میشود که ATR نه بیش از حد حساس باشد و نه تغییرات مهم را از دست بدهد. اگرچه دوره ۱۴ روزه به عنوان یک استاندارد عمومی پذیرفته شده است، اما استفاده از دورههای کوتاهتر یا بلندتر نیز میتواند با توجه به عوامل مختلفی از جمله استراتژی معاملاتی، افق زمانی افراد و نوع بازار مفید باشد. مقدار ATR به دوره زمانی انتخابی حساس است و ممکن است در دورههای مختلف نتایج متفاوتی ارائه دهد.
کاربردهای ATR
اندیکاتور ATR کاربردهای متنوعی دارد که در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود:
۱. اندازهگیری نوسانات بازار
ATR به تحلیلگران کمک میکند تا نوسانات بازار را اندازهگیری کنند. مقادیر بالای ATR نشاندهنده نوسانات زیاد سهام و مقادیر پایین نشاندهنده نوسانات کم است. این اطلاعات میتوانند در تصمیمگیریهای معاملاتی کمک کنند.
۲. تعیین حد ضرر (Stop Loss)
یکی از کاربردهای مهم ATR تعیین حد سود و حد ضرر است. معاملهگران میتوانند از ATR برای تعیین فاصله مناسب حد ضرر استفاده کنند. زمانی که اندیکاتور ATR مقادیر بالاتری را نمایش میدهد، معاملهگران نوسانات قیمتی بیشتری را پیشبینی میکنند. در نتیجه، آنها معمولاً حد ضرر خود را با فاصله بیشتری از قیمت فعلی قرار میدهند تا از نوسانات شدید بازار در امان بمانند. برعکس، زمانی که ATR نشاندهنده نوسانات کمتری باشد، معاملهگران حد ضرر را نزدیکتر به قیمت فعلی تعیین میکنند تا از حرکات قیمتی کوچک نیز بهرهبرداری کنند.
«خروج شاندلیر» (Chandelier Exit) یکی از تکنیکهای مشهور است که توسط «چاک لبو» (Chuck LeBeau) ابداع شده است. این روش یک تکنیک مبتنی بر ATR است که محدوده حد ضرر را برای موقعیتهای معاملاتی خرید و فروش تعیین میکند.
محدودیتهای اندیکاتور ATR
دو محدودیت اصلی برای استفاده از اندیکاتور ATR وجود دارد که معاملهگران باید به آنها توجه داشته باشند.
۱. محدودیت اول، متفاوت بودن تفسیر نتایج ATR است. هر معاملهگری ممکن است برداشت متفاوتی از نتایج این اندیکاتور داشته باشد.
۲. محدودیت دوم این است که اندیکاتور ATR جهت قیمت را مورد بررسی قرار نمیدهد و تنها به اندازهگیری نوسانات میپردازد. به همین دلیل، ممکن است معاملهگر حرکتهای متفاوتی را از بازار دریافت کند، به خصوص زمانی که پیوتها در حال شکلگیری هستند یا روندها معکوس میشوند.
برای مثال، اگر قیمت حرکت چشمگیری برخلاف روند قبلی داشته باشد و اندیکاتور ATR نیز به میزان قابلتوجهی افزایش یابد، برخی معاملهگران ممکن است تصور کنند که ATR روند قبلی را تأیید میکند، در حالی که این برداشت ممکن است نادرست باشد.
اندیکاتور ATR یکی از ابزارهای مهم و کاربردی در تحلیل تکنیکال است که به معاملهگران کمک میکند تا نوسانات بازار را بهتر درک کنند و تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرند. با توجه به مزایا و کاربردهای متعدد ATR، این اندیکاتور میتواند نقش مهمی در استراتژیهای معاملاتی ایفا کند. با این حال، معاملهگران باید به محدودیتهای آن نیز توجه کنند و از ATR در کنار سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال استفاده کنند تا به نتایج دقیقتری دست یابند.

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنشها بزودی با سرعت اینترنت نهایی میشوند

تراست ولت امکان معامله سهام های توکنیزه (RWA) را برای کاربران فعال کرد

اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی میرساند

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبتنام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو

هر اونس چند گرم طلای ۱۸ عیار است؟ تبدیل ساده انس به گرم طلا

آیا تحلیل تکنیکال بهتنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟

کوینبیس توکن اتنا (ENA) را به رودمپ خود اضافه کرد

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژهها ناپدید شدهاند!

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت پنجم (آخر)

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت چهارم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت سوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت دوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت اول

مستند دیپ وب (Deep Web) 2015

مستند شغل داخلی (Inside Job) بحران مالی

مارجین کال (Margin Call)

فیلم بازیکن شماره یک آماده (Ready Player One)

فیلم مرد آزاد (Free Guy)
![مستند کریپتوپیا [Cryptopia]، بیت کوین، بلاکچین و آینده اینترنت](https://investorent.xyz/wp-content/uploads/مستند-کریپتوپیا-Cryptopia-80x80.webp)
مستند کریپتوپیا (Cryptopia)




برای ارسال نظر باید وارد شوید ورود