بلاکتوپیا
درس های نیاموخته اقتصادی بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰
تاریخ نشان دهنده آن است که همه حباب ها شبیه هم نیستند. برخی از آن ها هزینه های هنگفتی را برای اقتصاد به دنبال دارند، در حالی که برخی دیگر از آن ها از بین می روند.
منتشر شده
3 سال پیشدر
توسط
روکو (Rocco)
در دهه ۲۰۱۰ احساس کردیم که همه ما در حال فراموش کردن علم اقتصاد یا حداقل بخشی از اقتصاد که مربوط به رکود اقتصادی می شود هستیم. به نظر می رسید که سقوط مسکن، بحران مالی و رکود بزرگ پس از آن، بخش بزرگی از دانش متعارف اقتصاد کلان را بر علیه خود کرده و با آن متغایر شده است.
معمولاً مدل های کلان قبل از سال ۲۰۰۸، حتی شامل بخش مالی هم نمی شدند؛ چه برسد به این که احتمال دهند که سقوط مالی بتواند یک اقتصاد را از بین ببرد (مدل های بن برنانکی Ben Bernanke، یکی از استثنائات محدود آن زمان بود که برای آن جایزه نوبل نیز دریافت کرد).
شکل بحران نیز بسیاری از اقتصاددانان را شگفت زده کرد؛ زیرا انتظار داشتند که کسری های تجاری و بودجه ایالات متحده، منجر به کاهش ارزش دلار و افزایش هزینه های استقراض ایالات متحده شود. در عوض وقتی که بحران اتفاق افتاد، پول به ایالات متحده سرازیر شد، نرخ بهره کاهش یافت و دلار هم تقویت شد.
تعدادی از اقتصاددانان کلان نیز فکر می کردند که QE یا همان تسهیل کمی (Quantitative Easing) و ZIRP یا همان سیاست نرخ بهره صفر (Zero Interest Rate Policy) که فدرال رزرو برای مبارزه با بحران از آن ها استفاده می کرد، خود باعث ایجاد تورم خواهند شد. اما بر خلاف نظر آن ها پس از سال ۲۰۰۸، ایالات متحده هدف نرخ تورم ۲ درصدی خود را طی یک دهه به طور مداوم حفظ کرد.
مشخصاً این موضوع بر اقتصاد کلان آکادمیک و توافقی که در اواسط دهه ۲۰۰۰ بر سر آن ایجاد شده بود، بسیار تاثیرگذار بود.
طی یک دهه، در حالی که دانشگاهیان سعی می کردند تا به سرعت امور مالی را در مدل های خود بگنجانند و شروع به آزمایش ایده های غیر متعارف کردند، فعالان اقتصادی و بسیاری از صنایع مالی شروع به جستجوی ایده های جایگزین کردند؛ نظیر پست کینزین (Post-Keynesians)، تفکر تعادلات بخشی و حتی گاهی اوقات موارد مضحکی مانند MMT یا همان نظریه پولی مدرن (Modern Monetary Policy). در واقع آن زمان، دوران ابهام و عدم اطمینان محسوب می شد.
اما پس از آن، دهه ۲۰۲۰ و پیامدهای شوک بیماری کووید-۱۹ (COVID-19) فرا رسید و همه چیز دوباره تغییر کرد. وقایع دو سال گذشته مجدداً باعث شدند تا پیش فرض های خود در مورد نحوه عملکرد اقتصاد کلان را زیر سوال ببریم.
این درس های هترودوکسی دهه ۲۰۱۰ هستند که زیر سؤال می روند؛ زیرا آنچه که اکنون اتفاق می افتد، بسیار شبیه به آن چیزی است که اقتصاد کلان ارتدکسی قبل از سال ۲۰۰۸ پیش بینی می کرد. این امر بدان معناست که رکود بزرگ، چیز خاصی به ما نیاموخته و صرفاً به روشن شدن آنچه که باید و نباید می آموختیم، کمک کرده است!
سقوط بازار، همیشه منجر به ریزش کل اقتصاد نمی شود
بزرگترین درس سال ۲۰۰۸ این بود که امور مالی دارای اهمیت بسیار هستند. این که بحران مالی مستقیماً به رکود بزرگ منجر شد، کاملاً واضح بود.
با توجه به تجربیات رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰، رکود ژاپن در سال ۱۹۸۹ و سوئد در سال ۱۹۹۰، باید پیش از سال ۲۰۰۸ آشکار می شد که این رکود ممکن است اتفاق بیافتد. اما پس از سال ۲۰۰۸، اساساً نمی توانید یک اقتصاددان کلان را پیدا کنید که بخواهد آنچه که پیش روی بازارهای دارایی است و یا حتی این موضوع که سیستم بانکی بر اقتصاد واقعی تأثیر نمی گذارد را مطرح کند. این ایده که پس از بحران های مالی، بهبودهای اقتصادی کندتر هستند، به یک حقیقت پذیرفته شده جهانی تبدیل شده است.
اما این سؤال مهم باقی می ماند؛ اینکه چگونه امور مالی بر اقتصاد واقعی تأثیر می گذارند؟
در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، دو رویداد بزرگ مالی رخ داد؛ سقوط قیمت مسکن و یک بحران بانکی که با ورشکستگی بیر استرنز (Bear Stearns) و لمان برادرز (Lehman Brothers) آغاز شد. این رویدادها به طور همزمان اتفاق افتادند؛ بنابراین جدا کردن تأثیر یکی از آن ها از دیگری دشوار بود. کدامیک از آن ها بحران مالی واقعی بود؟
برخی از افراد مانند دین بیکر (Dean Baker) معتقد هستند که عامل اصلی رکود بزرگ، رکود مسکن بوده است؛ نه بحران بانکی پس از آن. از آنجایی که چرخه ساخت و ساز مسکن برای ایجاد بحرانی مانند رکود بزرگ، بسیار کوچک بود، کانال اصلی ایجادکننده آن باید «اثر ثروت» می بود؛ یعنی مردم به دلیل این که خانه هایشان ارزش کمتری پیدا کرده بود، احساس می کردند که فقیرتر هستند و به همین دلیل مصرف آن ها نیز کاهش پیدا می کرد.
این استدلال، به طور اساسی بر این مفهوم متکی است که در مقایسه با سهام، مسکن به گونه ای متفاوت عمل می کند.
می دانیم که در سال ۲۰۰۰، سهام بدون رخ دادن یک رکود بزرگ سقوط کرد و همچنین می دانیم که اخیراً سهام (و البته رمز ارزها) بدون ایجاد رکود سقوط کردند؛ بنابراین مسکن باید نسبت به آن ها متفاوت باشد.
کیس (Case)، کوئیگلی (Quigley) و شیلر (Shiller) در سال ۲۰۰۵ دریافتند که کاهش ارزش در بازار سهام نسبت به کاهش ارزش در بخش مسکن، همبستگی بسیار کمتری با کاهش مصرف دارد. این امر می تواند به این دلیل باشد که عمدتاً سهام متعلق به افراد ثروتمند است؛ در حالی که مسکن، ستون فقرات دارایی طبقه متوسط محسوب می شود؛ یعنی احتمال این که افراد طبقه متوسط در صورت کاهش ثروت، مصرف خود را کاهش دهند، بسیار بیشتر است.
نکته جالبی که باید به آن توجه شود این است که در حال حاضر، فدرال رزرو در حال افزایش نرخ بهره و کاهش قیمت مسکن است؛ اما هنوز به رکود نزدیک هم نشده ایم. کاهش قیمت مسکن در سپتامبر ۲۰۲۲، تقریباً به اندازه کاهش قیمت مسکن پیش از شروع رسمی رکود بزرگ، در ماه های آخر سال ۲۰۰۷ بود.

باید توجه داشت که داده های کامل هنوز در دسترس نیستند؛ اما این کاهش قطعاً در ماه های اکتبر، نوامبر و دسامبر ادامه داشته است. اگر چه بسیاری در حال پیش بینی رکود در سال ۲۰۲۳ هستند؛ با این وجود هنوز هیچ نشانه ای از آن وجود ندارد.
منطقی ترین توضیح برای این موضوع این است که نه تنها حباب های مسکن، بلکه بحران های بانکی نیز در ارتباط میان امور مالی و اقتصاد واقعی دارای اهمیت حیاتی هستند. نتیجه ای که بسیاری از فعالان اقتصادی و صنایع خصوصی اکنون به آن می رسند، عبارت است از:
- بانک ها به واسطه پس اندازهای مازادی که آمریکایی ها در طول همه گیری ایجاد کردند، غرق در سپرده ها شده اند.
آنا ونگ (Anna Wong)، اقتصاددان ارشد بلومبرگ و همکارش الیزا وینگر (Eliza Winger) در یادداشتی عنوان کردند:
“این رکود مسکن، با سقوط سال ۲۰۰۸ متفاوت است. کیفیت اعتبار وام مسکن بالاتر از آن زمان است… بازار وام مسکن کماکان بر اساس شرکت های ملی شده فنی می (Fannie Mae) و فردی مک (Freddie Mac)، دارای پشتوانه مؤثری است.”
وینسنت راینهارت (Vincent Reinhart)، یکی از مقامات سابق فدرال رزرو، اظهار داشت:
“شاید از این که مسکن بیش از این باعث ایجاد اختلال در سیستم مالی نیست نباید تعجب کنیم؛ چرا که ما آن را فدرالیزه کرده ایم.”
ممکن است دلیل آن که حباب های مسکن بیش از حباب های سهام آسیب رسان هستند، عمدتاً اثر ثروت نباشد؛ شاید به این دلیل است که حباب های مسکن تمایل به ایجاد بدهی بسیار بیشتری دارند. اکثر مردم برای خرید خانه، وام های مسکن دریافت می کنند؛ این وام ها اغلب در ترازنامه بانک ها نگهداری شده و بانک ها از آن به عنوان وثیقه ای برای صدور بدهی بیشتر استفاده می کنند. بنابراین هنگامی که حتی تعداد کمی از مردم بازپرداخت وام مسکن خود را انجام نمی دهند، تراز سیستم بانکی تمایل به منفی شدن دارد.
جوردا (Jorda)، شولاریک (Schularick) و تیلور (Taylor) در سال ۲۰۱۵ متوجه می شوند که حباب ها و بدهی ها، ترکیبی منحصر به فرد و خطرناک هستند؛ چرا که همزمانی رخ دادن آن ها با یکدیگر می تواند سیستم بانکی را دچار مشکلات اساسی بکند.
“تاریخ نشان دهنده آن است که همه حباب ها شبیه هم نیستند. برخی از آن ها هزینه های هنگفتی را برای اقتصاد به دنبال دارند، در حالی که برخی دیگر از آن ها از بین می روند. به این نکته پی خواهیم برد که اعتبار، همان چیزی است که برخی از حباب ها را خطرناکتر از سایر آن ها می کند. وقتی که حباب های قیمت دارایی ها با رونق اعتباری تحریک می شوند، خطرات بحران مالی را افزایش داده و پس از فروپاشی، رکودهای عمیق تر و روند بهبود آهسته تری را دنبال می کنند. حباب های قیمت مسکن که با تأمین مالی اعتباری همراه هستند، به عنوان یک پدیده خطرناک ظاهر شده اند.”
به عبارت دیگر، دهه ۲۰۱۰ به ما آموخت که از حباب ها هراس داشته باشیم، اما اکنون به نظر می رسد که وقتی از رکودهای بسیار شدید و روندهای بهبود آهسته پس از آن صحبت می شود، شاید اصلی ترین چیزی که باید از آن بترسیم سقوط بخش بانکی است. این امر بدان معنا نیست که حباب ها خطرناک نیستند؛ بلکه نشان دهنده آن است که باید به طور ویژه نگران اهرم بیش از حد و شکنندگی خود صنعت مالی باشیم.
استقراض بیش از حد دولت
مشخص شد که دریافت مبالغ بسیار به عنوان وام توسط دولت ها، اتفاق خوبی بوده و این یکی از نکات قابل توجه در مورد بهبود پس از رکود بزرگ است؛ چرا که عموماً کشورهایی که درگیر ریاضت اقتصادی بوده اند نسبت به کشورهایی که مخارج بیشتری داشتند، دارای عملکرد ضعیف تری بودند. اثربخشی محرک های مالی به ویژه در یک رکود عمیق که نرخ بهره در آن به مرز صفر می رسد، یکی از درس های ماندگار و مهم دهه ۲۰۱۰ بود.
برخی از افراد نگران آن بودند که این استقراض ها باعث افزایش نرخ بهره شوند، اما این طور نشد. این امر باعث شد بسیاری از منتقدان بخش کلان به ویژه پست کینزین ها، سوسیالیست های بریتانیایی، افراد پیرو نظریه پولی مدرن و غیره، اعلام کنند که دیگر مدل «وجوه قابل استقراض»، در تأمین مالی دولت کارایی نخواهد داشت.
این امر به چه معناست؟
مدل وجوه قابل استقراض، یک مدل ابتدایی است که آن را در کلاس های مقدماتی اقتصاد کلان آموزش می دهیم تا به دانش آموزان کمک کنیم درک کنند، چگونه استقراض بر نرخ بهره تاثیر می گذارد. اساساً ایده این است که وام، همانند سیب یک کالا است؛ بنابراین مانند هر کالای دیگری منحنی عرضه و تقاضا دارد. از آنجایی که قیمت وام ها همان نرخ بهره است، بنابراین نمودار عرضه و تقاضا به این صورت خواهد بود:

همانطور که می بینید در این مدل کوچک، وقتی که وام گیرندگان بیشتر وام می گیرند، نرخ بهره افزایش پیدا می کند که این امر کاملاً منطقی است؛ اگر فردی بخواهد ۱ دلار از شما وام بگیرد، ممکن است از او بهره نگیرید؛ اما اگر بخواهد ۱۰۰۰ دلار وام بگیرد، ممکن است نگران این باشید که به شما بازپرداخت نکند، بنابراین احتمالاً مقداری سود به عنوان غرامت ریسک و بابت از دست دادن نقدینگی خود طلب می کنید (با توجه به این واقعیت که برای مدتی، آن ۱۰۰۰ دلار را در اختیار نخواهید داشت).
با این حال دنیای واقعی کاملاً این گونه عمل نمی کند. انواع مختلفی از وام ها وجود دارند؛ اوراق قرضه دولتی، اوراق مشارکت، وام های بانکی، وام مسکن و …
هر کدام از آن ها، نرخ بهره و منحنی های عرضه و تقاضای خاص خود را دارند. مدل وجوه قابل استقراض فرض می کند که این وام ها به نوعی جایگزین هستند؛ مانند مداد و خودکار.
به عبارت دیگر، فرض می کند که استقراض دولت مستقیماً با استقراض شرکت ها، وام های مسکن و غیره رقابت می کند. اگر این امر حقیقت داشته باشد، استقراض بیشتر دولت نه تنها باعث افزایش نرخ بهره برای اوراق قرضه دولتی می شود، بلکه نرخ بهره برای شرکت ها و خانوارها نیز افزایش می یابد؛ درست مانند زمانی که مردم تمام خودکارهای یک فروشگاه را خریداری می کنند و در پی آن قیمت مدادها نیز افزایش پیدا می کند.
این فرض، همیشه یک فرض خوب نیست. اگر دولت پولی که قرض می گیرد را برای محرک های مالی خرج کند که این امر تقاضا برای محصولات شرکت ها را افزایش می دهد، در واقع می تواند باعث شود تا مردم بخواهند وام بیشتری به آن شرکت ها بدهند؛ زیرا اکنون چشم انداز اقتصادی آن ها بهتر خواهد بود. گاهی اوقات دولت به جای رد کردن وام گیرندگان خصوصی، از آن ها استقبال نیز می کند.
بنابراین مدل وجوه قابل استقراض همیشه مفید نیست؛ حداقل برای تحلیل تأثیر یک نوع استقراض بر محیط کلی نرخ بهره مناسب نمی باشد.
برخی افراد یک گام فراتر گذاشته و ادعا می کنند که استقراض دولت اصلاً بر نرخ بهره تأثیری نگذاشته و یا حتی آن را کاهش می دهد. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۹، استفانی کلتون (Stephanie Kelton) متخصص نظریه پولی مدرن، در بلومبرگ اینگونه نوشت:
“آیا سیاست مالی انبساطی، نرخ بهره را کاهش می دهد؟ پاسخ: بله. عرضه شدید پول به اقتصاد، ذخایر بانکی را افزایش داده و پیشنهادات مزایده و مناقصه بانک ها برای وجوه فدرال را کاهش می دهد. هر بانک داری می تواند این موضوع را برایتان تأیید کند.”
مطمئن نیستیم که اکثر بانکداران با این امر موافق باشند و شک داریم که بسیاری از آن ها مایل به پذیرش کامل نظریه پولی مدرن باشند. اما با توجه به تجربه اروپا و ایالات متحده در دهه ۲۰۱۰ و ژاپن در دهه ۱۹۹۰، مطمئناً به نظر می رسد نگرانی عمومی فعالان اقتصادی و صنعت مالی نسبت به این که وام های دولتی منجر به نرخ های بهره بالاتر می شوند، کاهش می یابد.
به هر حال، این کشورهای ثروتمند وام های بسیاری گرفتند و نرخ آن ها نیز پایین تر آمد. افسانه «متعصبان اوراق قرضه» که قرار بود استقراض بیش از حد را با افزایش نرخ ها سرکوب کنند، هرگز به وقوع نپیوسته است.
سپس سال ۲۰۲۰ فرا رسید. در اوایل سال جاری لیز تراس (Liz Truss)، نخست وزیر بریتانیا، بسته ای از کاهش مالیات با اثرات فاجعه بار را ارائه داد؛ لازم به ذکر است که عموماً حامیان نظریه پولی مدرن از آن حمایت می کنند. پس از اعمال این سیاست جدید، نرخ بهره اوراق قرضه دولتی بریتانیا به نام «گیلت (gilt)»، به شدت افزایش یافت:

به خاطر داشته باشید که این ها نرخ های بهره بلند مدت هستند؛ بنابراین سیاست بانک مرکزی نبوده است.
چرا در دهه ۲۰۱۰، در حالی که استقراض دولت هرگز چنین تأثیری نداشت، این اتفاق رخ داد؟
در اینجا دو پاسخ احتمالی وجود دارد. اول؛ بحران مالی بر بانک ها و سایر شرکت های مالی فشار آورد و آن ها را مجبور کرد که پول خود را به دارایی های بسیار امن و نقدشونده مانند اوراق قرضه دولتی تبدیل کنند. دوم؛ سرمایه گذاران بین المللی نیز متوجه این نیاز شدند و بنابراین پول خود را به امن ترین مکان های اطراف منتقل کردند؛ یعنی ایالات متحده و اتحادیه اروپا که ارزهای آن ها به عنوان ارز ذخیره جهانی در نظر گرفته می شوند.
هیچ یک از این موارد در سال ۲۰۲۲ برای بریتانیا اجرا نشد. پوند یک ارز ذخیره اصلی نبوده و در حال حاضر هیچ حرکتی به سمت ایمنی یا نقدینگی وجود ندارد؛ زیرا در حال حاضر رکود بزرگی وجود ندارد. بنابراین هنگامی که دولت بریتانیا قصد خود برای استقراض بیش از حد را اعلام کرد، مردم تمایل کمتری به قرض دادن به آن داشته و در ادامه نرخ ها افزایش یافتند.
البته، یک حامی نظریه پولی مدرن ممکن است این گونه پاسخ دهد که نرخ بهره فقط به این دلیل افزایش یافته است که بانک انگلستان اجازه آن را داده است، چرا که در نهایت می توانست برای پایین نگه داشتن آن، اوراق قرضه دولتی بریتانیا را بخرد. این موضوع ما را به آخرین درس کلان دهه ۲۰۱۰ می رساند؛ یعنی این ایده که سیاست پولی انبساطی باعث تورم بالا نمی شود.
پول ارزان (Easy money) تورم زاست
درس بزرگ دیگری که بسیاری از مردم از دهه ۲۰۱۰ فرا گرفتند این بود که خیلی نگران منجر شدن سیاست انبساطی پولی (Easy money policy) به وقوع تورم نباشند.
در فاصله بین سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳، فدرال رزرو نرخ بهره را به صفر کاهش داد و قرار شد که آن را در صفر نگه دارد. در آن زمان فدرال رزرو به مقدار بی سابقه ای سیاست تسهیل کمی را اجرا کرد؛ یعنی اوراق قرضه بلند مدت مختلف دولتی و اوراق قرضه بخش خصوصی را با پولی که اساساً اسکناس چاپ شده بود، خریداری کرد.
بسیاری از متفکران ارتدکس کاملاً نگران این موضوع بودند، به طوری که در سال ۲۰۱۰ نامه ای سرگشاده به رئیس وقت فدرال رزرو، بن برنانکی نوشتند و در مورد تورم به او هشدار دادند؛ تورمی که در واقع هرگز اتفاق نیافتاد.
این عدم تحقق تورم برای برخی از افراد به این معنی بود که تورم آنقدرها که ما تصور می کردیم خطر بزرگی نبود؛ یعنی در قیاس با سیاست های پولی، سطح قیمت ها به سیاست های مالی یا عوامل زمینه ای مانند پیری جمعیت و یا حتی به شرایط خاص مانند بی ثباتی سیاسی، بیشتر پاسخ می دهد.
واقعاً نمی توان افرادی که به شدت اصرار بر این داشتند که تورم برای همیشه حذف شده است را معرفی کرد، اما به نظر می رسد که بازگشت ناگهانی و شدید آن قطعاً همه را غافلگیر کرده است؛ از جمله فدرال رزرو که پس از بازگشت تورم، حدود یک سال منتظر ماند تا روند صعودی نرخ ها آغاز شود.
در طول دوران کووید و پیامدهای فوری آن، فدرال رزرو مجدداً درگیر مقادیر زیادی از تسهیلات پولی غیر متعارف شد و حتی در مقایسه با آنچه پس از بحران مالی به کار گرفته بود، ابزارهای خود را گسترش نیز داد.
بسیاری از افراد بر اساس تجربه دهه ۲۰۱۰ پیش بینی کردند که این تورم، بیش از تورم دوره برنانکی نخواهد بود؛ اما تورم این بار نیز بسیار افزایش یافت.
مردم درباره این که شوک های عرضه و تقاضا به چه میزان عامل تورم بوده اند بحث کردند؛ اما به نظر می رسد که پاسخی که به اجماع آن ها رسید آن است که هر دو در این امر نقش داشته اند. تقاضای بالا احتمالاً به دلیل ترکیبی از سیاست های پولی و مالی ایجاد شد. این واقعیت که به نظر می رسد کاهش تورم فقط مدت ها پس از نابودی محرک های مالی و تنها پس از یک سری افزایش نرخ بهره اتفاق می افتد، نشان دهنده آن است که سیاست پولی در این مورد نقش اصلی را داشته است.
یک مثال واضح تر توسط کشور ترکیه برای آن ارائه شده که به یک ایده عجیب و غریب و البته مورد تأیید نظریه پولی مدرن، مبنی بر این که نرخ های پایین بهره منجر به کاهش تورم می شوند، تبدیل شده است؛ ایده ای که برخی از اقتصاد دانان کلان در دهه ۲۰۱۰ به طور جدی به آن پرداختند، اما اکنون می بینیم که نرخ بهره پایین برعکس باعث افزایش تورم شده است!
به نظر می رسد که همه این ها برای نظریه نیوکینزی (New Keynesian) که فرض می کند سیاست پولی منبع اصلی تغییرات در تقاضای کل است، به عنوان یک پیروزی محسوب می شود.
توضیح ساده برای دلیل این که گشایش پول باعث افزایش تورم در دهه ۲۰۱۰ نشد این است که تقاضای کل به سادگی کاهش یافته بود. تسهیل کمی حتی با کمک محرک های مالی، برای رفع حفره بزرگی که بحران مالی ایجاد کرده بود، اصلاً کافی نبود.
در سال های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲، تقاضای کل به شدت از شوک کووید بازگشت؛ تلفیق افزایش تقاضا از طریق سیاست گشایش پولی با بیکاری پایین و رشد بالا، مانند سوخت برای آتش عمل می کرد. لازم به ذکر است که در ماه مه سال ۲۰۲۰، زمانی که بسیاری از افراد هنوز فکر می کردند که کووید منجر به افسردگی طولانی مدت دیگری می شود، پل کروگمن (Paul Krugman) طی یک مصاحبه با بلومبرگ اعلام کرد:
“برداشت من این است که در مقایسه با سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، رکود کووید بیشتر شبیه به سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۲ است؛ این رکود ناشی از عدم تعادلی نیست که اصلاح آن سال ها طول بکشد. پس این امر نشان دهنده بهبود سریع پس از مهار ویروس است. در حال حاضر موردی برای افسردگی چند ساله نمی بینم. به نظر من مردمی که انتظار دارند این رکود شبیه به آخرین رکود باشد، در حال جنگیدن در آخرین جنگ خود هستند.”
جالب اینجاست که سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ را می توان به عنوان پیروزی «پول گرایی قدیمی»، یا همان مکتب فکری میلتون فریدمن (Milton Friedman) نامید که می گوید «پول پرقدرت» یا ارز به اضافه ذخایر بانکی، دلایل ایجاد تورم هستند. تمام تسهیلات کمی دهه ۲۰۱۰، به سختی عرضه پول M2 را افزایش دادند؛ اما M2 در سال های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ کاملاً منفجر شد:

فریدمن احتمالاً با نگاه به این نمودار پیش بینی می کرد که در اوایل دهه ۲۰۲۰ تورم خواهیم داشت، اما در دهه ۲۰۱۰ خیر و حق با او بود.
در مجموع، اوایل دهه ۲۰۲۰ اساساً به ما آموخت که باید کمی کمتر از دهه ۲۰۱۰ نگران حباب های دارایی بوده و بیشتر نگران محرک های بیش از حد دولت باشیم. اما این بدان معنا نیست که همه چیزهایی که ما در دهه ۲۰۱۰ یاد گرفتیم بی ارزش بوده اند.
سیستم های بانکداری خصوصی، بدون تثبیت دولت واقعاً شکننده هستند. تقاضای کل قطعاً دارای اهمیت بوده و دولت واقعاً می تواند هم با سیاست مالی و هم با سیاست پولی بر آن تأثیر بگذارد. شهود اصلی اقتصاد کلان کینزی، کماکان در دهه ۲۰۲۰ درست مانند دهه ۲۰۱۰ و قبل از آن، بسیار خوب به نظر می رسند. اگر چه این شهود با علم پذیرفته شده بسیار فاصله دارند، اما همچنان بهترین چیزی است که در اختیار داریم.
شاید دوست داشته باشید

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنشها بزودی با سرعت اینترنت نهایی میشوند

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی میرساند

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبتنام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو
اخبار
استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!
شرکت StarkWare فناوری جدیدی اعلام کرده که «تصدیق بلوکهای بلاکچین بیتکوین از ابتدای پیدایش تا حال» را در قالب یک پرُف (proof) تقریباً ۱ مگابایتی ممکن میکند، البته نه به معنی دانلود کل تاریخچه تراکنشها، بلکه فقط هِدِر بلوکها.
منتشر شده
5 ماه پیشدر
شهریور 21, 1404توسط
روکو (Rocco)
شرکت استارکور (StarkWare) که در زمینه فناوری پیشرفته دانش صفر (Zero-Knowledge یا ZK) تخصص دارد، از یک دستاورد بزرگ رونمایی کرده است که میتواند اساس تعامل کاربران با شبکه بیتکوین را دگرگون کند. این شرکت موفق به ساخت یک اثبات تأیید (Verification Proof) مبتنی بر دانش صفر از کل بلاکچین بیتکوین شده است که به طرز شگفتانگیزی سبک بوده و به راحتی بر روی دستگاههای موبایل قابل اجراست. این نوآوری به هر کاربری اجازه میدهد تا به طور مستقل و بدون نیاز به سختافزارهای گرانقیمت، تاریخچه بیتکوین را اعتبارسنجی کند.
این اثبات که توسط استارکور توسعه داده شده، تنها ۱ مگابایت حجم دارد. این در حالی است که حجم کامل بلاکچین بیتکوین (Bitcoin) در حال حاضر از مرز ۶۸۰ گیگابایت فراتر رفته است. به گفته عبدالحمید بختا (Abdelhamid Bakhta)، مدیر اکوسیستم در استارکور، این تکنولوژی به کاربران امکان میدهد تا تراکنشها را در کمتر از ۱۰۰ میلیثانیه تأیید کنند. این پیشرفت، تحقق مدرن ایدهای است که برای اولین بار توسط ساتوشی ناکاموتو در وایتپیپر بیتکوین تحت عنوان تأیید پرداخت ساده شده (SPV) مطرح شد و اکنون موانع فنی و مالی را برای میلیونها کاربر از میان برمیدارد.

چگونه ۶۸۰ گیگابایت داده در ۱ مگابایت فشرده میشود؟
راز این فشردهسازی خارقالعاده در محتوای اثبات نهفته است. این فایل ۱ مگابایتی، تاریخچه کامل و جزئیات تمام تراکنشها را در خود جای نداده است؛ بلکه شامل تمام هدرهای بلاک (Block Headers) از اولین بلاک شبکه (بلاک جنسیس) تا به امروز است. هر هدر بلاک مانند یک شناسنامه برای آن بلاک عمل میکند و حاوی اطلاعات کلیدی زیر است:
- شماره نسخه (Version Number): نسخه نرمافزار بیتکوین که برای استخراج بلاک استفاده شده است.
- ارجاع به بلاک قبلی (Previous Block Reference): پیوندی رمزنگاریشده که زنجیره بلاکها را به هم متصل میکند.
- برچسب زمانی (Timestamp): زمان تقریبی ایجاد بلاک.
- اندازه بلاک (Block Size): حجم بلاک.
- نانس (Nonce): عدد تصادفی که ماینرها برای حل معمای محاسباتی و افزودن بلاک به دفتر کل، آن را پیدا میکنند.
با در اختیار داشتن زنجیرهای از این هدرها، یک کاربر میتواند به طور مستقل و با اطمینان بالا، صحت و اعتبار کل تاریخچه شبکه را بدون نیاز به دانلود صدها گیگابایت داده، بررسی کند.

این دستاورد در زمانی ارائه میشود که جامعه بیتکوین درگیر یکی از مهمترین بحثهای داخلی خود، یعنی چالش حفظ تمرکززدایی (Decentralization) در مقابل رشد روزافزون حجم بلاکچین است. یکی از ارزشهای بنیادین بیتکوین این است که اجرای یک نود کامل (Full Node) برای هر کسی با یک کامپیوتر شخصی معمولی امکانپذیر باشد. این دسترسی آسان، تضمینکننده امنیت و مکانیزم اجماع شبکه است که توسط هزاران اپراتور نود مستقل در سراسر جهان اجرا میشود.
با این حال، ظهور پدیدههایی مانند اُردینالز و اینسکریپشنها که امکان ذخیرهسازی دادههای غیرپولی (مانند تصاویر و متن) را روی بلاکچین (Blockchain) فراهم میکنند، این اصل را به چالش کشیدهاند. منتقدان معتقدند این روند باعث «پفکردن» بلاکچین شده و با افزایش سرسامآور حجم دفتر کل توزیع شده (DLT)، نیازمندیهای سختافزاری برای اجرای نود را بالا میبرد. اگر اجرای نود بیش از حد گران شود، شبکه به سمت تمرکزگرایی پیش خواهد رفت و تنها شرکتهای بزرگ و مراکز داده توانایی مشارکت در آن را خواهند داشت که این امر کاملاً با فلسفه وجودی بیتکوین در تضاد است.

بهروزرسانی Bitcoin Core و طغیان جامعه
این تنش با اعلام برنامههای مربوط به بهروزرسانی آینده نرمافزار Bitcoin Core 30 که برای انتشار در ماه اکتبر برنامهریزی شده، به نقطه جوش خود رسیده است. توسعهدهندگان Bitcoin Core (که نرمافزار مورد استفاده حدود ۸۰٪ از نودهای شبکه است) قصد دارند محدودیت OP_Return را حذف کنند. این قابلیت در حال حاضر حجم دادههای غیرپولی قابل جاسازی در تراکنشها را به ۸۰ بایت محدود میکند که برای ذخیره اکثر محتواهای چندرسانهای امروزی بسیار ناچیز است.
این تصمیم پیشنهادی، موجی از مخالفت را برانگیخته و باعث یک جهش تاریخی در استفاده از Bitcoin Knots شده است. Bitcoin Knots یک نرمافزار جایگزین برای نود بیتکوین است که قابلیتهای شخصیسازی بیشتری را به اپراتورها میدهد؛ از جمله این امکان که خودشان برای میزان دادههای OP_Return که مایل به ذخیره و بازنشر آن هستند، محدودیت تعیین کنند. آمارها نشان میدهد سهم بازار نودهای Knots از حدود ۱٪ در پایان سال ۲۰۲۴، با یک رشد تقریباً عمودی، به نزدیک ۲۰٪ در سال ۲۰۲۵ رسیده است که نشاندهنده واکنش شدید بخشی از جامعه به مسیر پیش روی توسعه بیتکوین است. در این میان، راهکار استارکور میتواند فارغ از این جدالها، قدرت تأیید مستقل را به دست تکتک کاربران بازگرداند.
آموزش
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟
تقویم اقتصادی مثل یک “برنامهریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکتهای ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک میکند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصتهای سودآور پیدا کنید.
منتشر شده
5 ماه پیشدر
شهریور 21, 1404توسط
روکو (Rocco)
اگر معاملهگر یا فعال بازارهای مالی باشید، حتما تجربه کردهاید که یک خبر اقتصادی میتواند ظرف چند دقیقه بازار را زیر و رو کند. مثلا اعلام نرخ بیکاری آمریکا یا تصمیم فدرال رزرو درباره نرخ بهره کافی است تا قیمت دلار، طلا یا حتی بیت کوین نوسان شدیدی پیدا کند. در چنین شرایطی، دانستن زمان دقیق این رویدادها میتواند مرز میان یک معامله سودآور یا پشیمانکننده باشد.
اینجاست که تقویم اقتصادی به عنوان یک ابزار به کمک شما میآید. ابزاری که تمام اتفاقات مهم اقتصادی و مالی جهان را در یک جدول زمانی مشخص نمایش میدهد و به شما کمک میکند همیشه چند قدم جلوتر از بازار باشید. اگر میخواهید بدانید تقویم اقتصادی دقیقا چیست، چه اجزایی دارد و چطور باید از آن استفاده کنید، این مطلب را از دست ندهید.
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست؟
یک لیست زمانبندیشده از اعلامیههای اقتصادی، دادههای کلان، سخنرانیهای مقامات مالی و انتشار شاخصهای اقتصادی مثل نرخ بهره، تورم، بیکاری، تولید ناخالص داخلی و … است. علاوه بر این معمولاً زمان بیانیه های بانک مرکزی، سخنرانی های سیاست گذاران پولی و انتخابات را فهرست می کند.
بیشتر تقویم های اقتصادی منتشر شده شامل نوع داده مثل نرخ بیکاری، نتیجه قبلی که منتشر شده بود و انتظارات اجماع بازار برای نتیجه آتی می شوند. باید توجه داشت که نوع انتشار به طور کلی بسته به اینکه چه تاثیری می تواند داشته باشد؛ بصورت زیاد، متوسط، کم یا بدون تاثیر، کد گذاری می شود.
برای مثال، تصور کنید بانک مرکزی اروپا (ECB) قرار است درباره نرخ بهره (Interest Rate) جلسه برگزار کند. این تصمیم میتواند ارزش یورو را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. اگر شما معاملهگر بازار فارکس باشید و این تاریخ را ندانید، ممکن است در میانه یک معامله ناگهان با نوسانی شدید روبهرو شوید و فرصت مدیریت آن را از دست بدهید. اما وقتی به تقویم اقتصادی نگاه میکنید، میبینید که این رویداد دقیقا چه روز و ساعتی اتفاق میافتد و میتوانید از قبل برایش برنامهریزی کنید.
تقویم اقتصادی نه فقط برای معاملهگران حرفهای، بلکه برای هر فردی که در بازارهای مالی فعالیت میکند (از بورس و فارکس گرفته تا ارزهای دیجیتال) یک ابزار ضروری است. حتی سرمایهگذاران بلندمدت هم با نگاه به این تقویم میتوانند تصمیمهای دقیقتری برای مدیریت پرتفوی خود بگیرند.
اگر انتشار داده اقتصادی تأثیر کمی داشته باشد، آنگاه جفت ارز حرکتی نداشته و یا واکنشی جزیی نسبت به نتیجه از خود نشان خواهد داد. اما اگر در رویدادی با تأثیر متوسط، نتیجه نهایی با چیزی که انتظار می رفت خیلی تفاوت داشته باشد، باعث می شود جفت ارز به میزان بیشتری تغییر کند. زمانی که انتشار داده ها به طور قابل توجهی بیشتر یا کمتر از نتیجه مورد انتظار بازار باشند، به خصوص زمانی که صحبت از داده هایی با تأثیر بالا باشد، جفت ارز مرتبط تمایل بیشتری به حرکت دارد و بازار نوسانات قابل توجهی را در این فرآیند تجربه می کند.
چرا تقویم اقتصادی مهم است؟
- تقویم اقتصادی مانند یک نقشه راه است که مسیر حرکت بازارها را روشنتر میکند و شما را از غافلگیریهای ناگهانی نجات میدهد. به این ترتیب شما میتوانید تصمیمات معاملاتی خودتان را بر پایه اطلاعات موثق بگیرید.
- انتشار دادههای اقتصادی میتواند باعث نوسانات شدید در بازارهای مالی شود. برای مثال، اگر نرخ تورم بالاتر از حد انتظار اعلام شود، سرمایهگذاران انتظار افزایش نرخ بهره خواهند داشت و همین موضوع میتواند بازار سهام یا ارزهای دیجیتال را تحت تاثیر قرار دهد.
- بدون تقویم اقتصادی، بسیاری از تصمیمها بر اساس حدس و گمان گرفته میشود. معاملهگرانی که فقط با تحلیل تکنیکال کار میکنند، ممکن است در لحظه انتشار یک خبر بزرگ، گرفتار نوسانات غیرمنتظره بازار شوند. در حالیکه کسی که تقویم اقتصادی را دنبال میکند، میداند چه زمانی باید محتاطتر باشد یا حتی برای شکار فرصتهای جدید آماده شود.
- یکی از مهمترین مزیتهای تقویم اقتصادی، مدیریت ریسک است. اگر قبل از انتشار یک داده مهم پوزیشن باز دارید، میتوانید حجم معاملات خود را کاهش دهید، حد ضرر تنظیم کنید یا حتی معامله را ببندید تا از ضررهای سنگین جلوگیری شود.
- استفاده از تقویم اقتصادی به شما امکان میدهد استراتژیهای کوتاهمدت و بلندمدت خود را بر اساس دادههای واقعی طراحی کنید. به این ترتیب، معاملات شما نظم بیشتری پیدا میکند و احتمال موفقیت بالاتر میرود.
- بسیاری از ضررها به دلیل تصمیمات عجولانه و احساسی اتفاق میافتد. وقتی بدانید چه چیزی در راه است، آرامش بیشتری خواهید داشت و کمتر اسیر ترس یا طمع میشوید.
اجزای اصلی یک تقویم اقتصادی
وقتی وارد یک تقویم اقتصادی مثل Trading Economics یا Investing.com میشوید، در نگاه اول ممکن است جدول شلوغی ببینید که پر از عدد و کلمه است. اما اگر بدانید هر ستون چه معنایی دارد، کار با آن بسیار ساده خواهد شد. در ادامه تکتک اجزای اصلی این جدول که از وبسایت تریدینگ اکونومیکس آورده شده را توضیح میدهیم.

در قسمت بالای جدول بخشی برای فیلتر کردن نتایج آورده شده است. گزینه «Recent» فیلتری برای نشان دادن رویدادهای اخیر است و فقط موارد نزدیک به زمان فعلی را نشان میدهد. اگر میخواهید مثلا رویدادهای اقتصادی چند ماه دیگر را ببینید کافی است این فیلتر را تغییر دهید.
با استفاده از گزینه «Impact» شما میتوانید این رویدادهای اقتصادی را بر اساس سطح اهمیت آن ها دستهبندی کنید. تریدینگ اکونومیکس سه دستهبندی دارد. رویدادهای یک ستاره، دو ستاره و سه ستاره که طبیعتا اهمیت آن ها بر اساس تعداد ستاره افزایش مییابد.
قسمت «Countries» امکان فیلتر کردن بر اساس کشور یا اقتصاد موردنظر را فراهم میکند. مثلا اگر قصد دارید فقط شاخصهای اقصتادی کلان آمریکا را ببینید، کافی است روی این گزینه کلیک کرده و «United States» را انتخاب کنید.
فیلتر «Category» دستهبندی رویدادها را نمایش میدهد. مثلا شما میتوانید در این فیلتر گزینه «Prices & Inflation» را انتخاب کرده و فقط دادههای تورمی را مشاهده کنید.
بخش «UTC +3:30» نیز برای تعیین منطقه زمانی است. شما میتوانید منطقه زمانی خودتان (تهران-ایران) را تنظیم کنید تا ببینید دقیقا رویداد موردنظرتان در چه ساعتی به وقت ایران رخ میدهد.
- تاریخ و ساعت
اولین چیزی که در تقویم اقتصادی به چشم میآید، ستون زمان انتشار است. در این بخش دقیقا مشخص میشود که هر رویداد چه روز و ساعتی منتشر خواهد شد. اهمیت این قسمت بسیار بالاست، چون بازارها معمولا درست در همان لحظه انتشار خبر واکنش نشان میدهند. مثلا اگر در ساعت ۴:۰۰ صبح «شاخص اعتماد مصرفکننده استرالیا» منتشر شود، معاملهگران بازار فارکس در همان دقیقه باید آماده واکنش باشند.
همانطور که گفتیم، ساعت تقویم معمولا بر اساس منطقه زمانی قابل تغییر است. مثلا شما میتوانید آن را روی «تهران (UTC+3:30)» تنظیم کنید تا دقیقاً با ساعت محلی خودتان هماهنگ باشد.
- کشور
در ستون بعدی، پرچم و کد کشور (مثلاً GB = بریتانیا، AU = استرالیا، MX = مکزیک) قرار دارد که نشان میدهد داده متعلق به کدام اقتصاد است. گاهی اوقات هم رویدادها مربوط به یک بلوک منطقهای خاص مثلا اروپا (EA = Euro Area) هستند. در این صورت آن داده را باید به عنوان یک شاخص منطقهای و نه مربوط به یک کشور واحد تفسیر کرد.
- عنوان رویداد
این ستون عنوان خبر یا شاخص اقتصادی را نشان میدهد. گاهی هم کنار این عنوان، مخفف ماه میلادی (مثل AUG، SEP) دیده میشود که نشان میدهد داده مربوط به کدام ماه است. شناخت هر شاخص اهمیت زیادی دارد، چون هرکدام اثر متفاوتی روی بازار میگذارند.
اما نکته مهم اینجاست که همه رویدادها عددی و آماری نیستند. بعضی از آن ها بیشتر کیفی هستند و باید با توجه به ماهیتشان تفسیر شوند. برای درک بهتر، به چند نمونه نگاه کنیم:
- شاخصهای آماری (عددمحور)
مثل نرخ بیکاری (Unemployment Rate)، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI)، یا تولید ناخالص داخلی (GDP). اینها همیشه یک عدد مشخص دارند که میتوان آن را با مقدار قبلی و پیشبینی بازار مقایسه کرد.
- سخنرانیها (Speech)
مثلا «سخنرانی رئیس فدرال رزرو». این نوع رویداد عدد ندارد، بلکه مهم محتوای صحبتهاست. اگر لحن سخنران به سمت سیاست انقباضی (افزایش نرخ بهره) باشد، بازار واکنش منفی به داراییهای پرریسک نشان میدهد. اگر لحن انبساطی باشد، میتواند باعث رشد بازار سهام یا ارزهای دیجیتال شود.
- حراج اوراق (Auction)
مثل «حراج اوراق ۱۰ ساله آمریکا» یا «حراج اوراق خزانه ژاپن». اینجا اعداد مربوط به بازده (Yield) یا حجم اوراق فروختهشده اهمیت دارند. بالا رفتن بازده معمولا نشانه افزایش هزینه استقراض دولت و احتمال بالا رفتن نرخ بهره است.
- شاخصهای نظرسنجی و اعتماد (Survey/Confidence Index)
مثل «شاخص اعتماد مصرفکننده» یا «شاخص مدیران خرید (PMI)». اینها با پرسشنامه از فعالان اقتصادی یا مصرفکنندگان تهیه میشوند و بازتابدهنده چشمانداز آینده هستند.
ستون Previous نشاندهنده نتیجه گزارش قبلی است. مثلا اگر شاخص بیکاری ماه گذشته ۸٪ بوده، این عدد در ستون Previous نمایش داده میشود. این بخش برای مقایسه روند بسیار مهم است، چون بازار همیشه تغییرات نسبت به گذشته را در نظر میگیرد.
در قسمت (Consensus / Forecast) دو ستون پیشبینی تحلیلگران و اقتصاددانان درباره آن شاخص یا داده اقتصادی آورده میشود. اما چه تفاوتی با هم دارند؟
Consensus یا اجماع در واقع میانگین پیشبینی جمعی تحلیلگران، اقتصاددانها و موسسات مالی است. یعنی چندین منبع معتبر پیشبینی خود را درباره یک شاخص اعلام میکنند و تقویم اقتصادی میانگین یا اجماع آنها را نمایش میدهد.
Forecast گاهی به همان معنی Consensus به کار میرود، اما در بعضی تقویمها (مثل Trading Economics) یک تفاوت کوچک دارد:
- Forecast معمولاً پیشبینی اختصاصی خود سایت یا موسسه منتشرکننده تقویم است.
- در حالی که Consensus نماینده پیشبینی کلی بازار و تحلیلگران مختلف است.
در ستون (Actual) مقدار واقعی در لحظه انتشار خبر بهروزرسانی میشود و عدد واقعی گزارش را نشان میدهد. در حقیقت، مهمترین بخش برای معاملهگران همین ستون است، چون مستقیما رفتار بازار را شکل میدهد.
بعضی تقویمها مثل Trading Economics در کنار هر شاخص نمودارهای کوچکی نمایش میدهند. این نمودار روند تاریخی آن شاخص را نشان میدهد (مثلا تغییرات نرخ بیکاری در چند ماه گذشته). با نگاه سریع به این بخش میتوانید متوجه شوید وضعیت در حال بهبود یا بدتر شدن است.

طبق ستون اول متوجه میشویم که شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) آمریکا ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت محلی منتشر میشود. به طور کلی، شاخصهای اقتصادی را میتوان در بازه زمانیهای مختلفی ارزیابی کرد. منظور از MoM بازه زمانی ماهانه است و YoY تغییرات کل یک سال نسبت به سال قبل را نشان میدهد.
در سطر اول که مربوط به شاخص PPI اصلی در بازه ماهانه است، میبینیم که مقدار قبلی ۰.۹٪ ثبت شده است. این یعنی در ماه گذشته قیمت تولیدکنندهها نسبت به ماه ماقبلش ۰.۹٪ افزایش داشته است. در ستون Forecast پیشبینی تریدینگ اکونومیکس برای این ماه ۰.۳٪ است و Consensus که میانگین پیشبینی اقتصاددانان و تحلیلگران مختلف را نشان میدهد ۰.۴٪ ثبت شده است. مقدار Actual یا واقعی هم هنوز منتشر نشده و به همین دلیل این ستون خالی مانده و در لحظه انتشار شاخص پر میشود.
چطور از تقویم اقتصادی استفاده کنیم؟
این بخش مهمترین قسمت مقاله است، چون فقط دانستن اینکه رویدادها چه زمانی هستند کافی نیست؛ باید بدانید چطور از این اطلاعات استفاده کنید.
- برنامهریزی هفتگی: در ابتدای هفته به تقویم اقتصادی نگاه کنید و رویدادهای مهم (مثل NFP یا تصمیم نرخ بهره) را علامت بزنید. این کار به شما کمک میکند از قبل آماده باشید.
- ترکیب با تحلیل تکنیکال: اگر میبینید یک خبر مهم نزدیک است، سطوح حمایت و مقاومت نمودار را بررسی کنید. مثلا اگر خبر منفی بیاید و بازار به حمایت نزدیک باشد، احتمال شکستن حمایت بیشتر میشود.
- استراتژی معاملاتی متناسب با خبر: بعضی معاملهگران قبل از انتشار خبر، از بازار خارج میشوند تا ریسک نکنند. برخی دیگر ترجیح میدهند منتظر بمانند و پس از انتشار داده و مشخص شدن جهت بازار وارد معامله شوند.
- مدیریت حجم و حد ضرر: در زمانهایی که احتمال نوسان شدید وجود دارد، بهتر است حجم معامله کمتر شود یا حد ضرر نزدیکتر قرار بگیرد.
- ثبت تجربهها: بهترین راه برای یادگیری استفاده از تقویم اقتصادی، تجربه شخصی است. بعد از هر رویداد مهم یادداشت کنید بازار چگونه واکنش نشان داد و استراتژی شما چقدر موفق بود.
تقویم اقتصادی را از کجا ببینیم؟
امروزه دهها وبسایت معتبر وجود دارد که تقویم اقتصادی رایگان و بهروزی ارائه میدهند. برخی از بهترین منابع عبارتاند از:
- Trading Economics: همه رویدادها، نرخ بهره، قیمتها و تورم، بازار کار، رشد تولید ناخالص داخلی، تجارت خارجی، دولت، اعتماد تجاری، احساسات مصرفکننده، بازار مسکن.
- Investing.com: تقویم اقتصادی همزمان با اعلام رویدادهای اقتصادی، شاخصها را دریافت کنید و تأثیر فوری آنها بر بازار جهانی را مشاهده کنید – از جمله رویدادهای قبلی، …
- Forex Factory: با تقویم اقتصادی فارکس محور، رویدادهای تأثیرگذار بر بازار را خیلی قبل از وقوع پیشبینی کنید.
- TradingView: تقویم اقتصادی آخرین و رویدادهای اقتصادی آینده را نشان میدهد که میتوانند بر داراییها، مناطق و بازارهای جهانی خاصی تأثیر بگذارند.
- FXStreet: تقویم اقتصادی لحظهای، رویدادها و شاخصهای اقتصادی سراسر جهان را پوشش میدهد.
- MyFxBook: تقویم اقتصادی به صورت آنی که تمام رویدادها و اطلاعیههای اقتصادی را پوشش میدهد. مقادیر تاریخی، قبلی، اجماعی و واقعی هر شاخص را مشاهده کنید.
همچنین بروکرهای فارکس هم معمولاً تقویم اقتصادی روی سایت خود دارند.
در انتها
تقویم اقتصادی مثل یک “برنامهریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکتهای ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک میکند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصتهای سودآور پیدا کنید. در دنیایی که ثانیهها حرف اول را میزنند، اطلاع از آنچه در راه است، برگ برنده شماست. با استفاده منظم از این ابزار، دیگر از نوسانات ناگهانی غافلگیر نخواهید شد و میتوانید با اطمینان بیشتری برای آینده سرمایهگذاری خود برنامهریزی کنید.
به یاد داشته باشید، موفقیت در بازارهای مالی تنها به تحلیل نمودارها محدود نمیشود. تسلط بر اطلاعات و درک وقایع کلان اقتصادی، مکمل تحلیل تکنیکال است و شما را در مسیری قرار میدهد که به جای دنبال کردن بازار، آن را پیشبینی کنید. به همین خاطر توصیه میکنیم که از همین امروز، استفاده از تقویم اقتصادی را به یکی از عادتهای معاملاتی خود تبدیل کنید.
سودآوری و معامله گری بصورت مداوم در بازار می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، و واقعیت مسلم این است که اکثر معامله گران خرد معمولا پول خود را در این بازار از دست می دهند. با این وجود، با یک برنامه معاملاتی جامع، ابزارهای مناسب و دانش کافی از بازار ارز، شانس موفقیت شما به عنوان یک معامله گر به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنشها بزودی با سرعت اینترنت نهایی میشوند

تراست ولت امکان معامله سهام های توکنیزه (RWA) را برای کاربران فعال کرد

اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی میرساند

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبتنام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو

هر اونس چند گرم طلای ۱۸ عیار است؟ تبدیل ساده انس به گرم طلا

آیا تحلیل تکنیکال بهتنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟

کوینبیس توکن اتنا (ENA) را به رودمپ خود اضافه کرد

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژهها ناپدید شدهاند!

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت پنجم (آخر)

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت چهارم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت سوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت دوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت اول

مستند دیپ وب (Deep Web) 2015

مستند شغل داخلی (Inside Job) بحران مالی

مارجین کال (Margin Call)

فیلم بازیکن شماره یک آماده (Ready Player One)

فیلم مرد آزاد (Free Guy)
![مستند کریپتوپیا [Cryptopia]، بیت کوین، بلاکچین و آینده اینترنت](https://investorent.xyz/wp-content/uploads/مستند-کریپتوپیا-Cryptopia-80x80.webp)
مستند کریپتوپیا (Cryptopia)



برای ارسال نظر باید وارد شوید ورود