با ما همراه باشید

بلاکتوپیا

خلاصه کتاب سود بیشتر از ریسک کمتر (تناقضی قابل توجه در بازار سهام)

کتاب سود بیشتر از ریسک کمتر با زبانی ساده و داستانی توضیح می دهد که چگونه سهام با ریسک پایین می تواند سودآوری بیشتری از سهام هایی با ریسک بالا، برای شما داشته باشد. شما در این کتاب به این آگاهی می رسید که سود بیشتر با ریسک کمتر اتفاق می افتد و سهام کم ریسک بر سهام پر ریسک غلبه می کند.

منتشر شده

در

خلاصه کتاب سود بیشتر از ریسک کمتر (تناقضی قابل توجه در بازار سهام)

کتاب سود بیشتر از ریسک کمتر ترجمه فارسی کتاب High Returns from Low Risk: A Remarkable Stock Market Paradox اثر پیم ون ویلت (Pim Van Vliet) و جان د. کانینگ (Jan de Koning) است که در سال ۲۰۱۷ میلادی منتشر شده است. نسخه فارسی کتاب با ترجمه محسن اسلامی و کامیار نوربخش توسط انتشارات سازمان بورس منتشر شده است.

پیم ون ویلت، دکترای اقتصاد مالی، بنیانگذار و مدیر صندوق سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری Covservative Equity است که یک صندوق کم ریسک مبتنی بر تحقیقات دانشگاهی بوده و رسالت آن ایجاد درآمدی پایدار از بازار سهام برای سرمایه گذاران است. این کتاب با زبانی ساده و داستانی توضیح می دهد که چگونه سهام با ریسک پایین می تواند سودآوری بیشتری از سهام هایی با ریسک بالا، برای شما داشته باشد.

  1. خلاف جهت هدفتان
  2. آقای صرفه‌‌ جو وارد بازار سهام می شود
  3. لاک پشت، خرگوش را شکست می دهد
  4. اندکی از آن کافی است
  5. نادیده گرفتن هشتمین مورد عجایب جهان
  6. فقط دیدگاه شما اهمیت دارد
  7. جذابیت پنهان ریسک
  8. ارزان بخرید و به یاد داشته باشید که روند حرکت دوست شماست
  9. همه چیزهای خوب در این سه مورد است
  10. تعقیب لاکپشت و خرگوش
  11. موشکافانه بررسی کنید
  12. آسوده خاطر بنشینید و تماشا کنید
  13. به اندازه، معامله کنید و صبور باشید
  14. بزرگترین پیروزی
  15. قانون طلایی
  16. تناقض همه جا وجود دارد
  17. آیا تناقص ادامه خواهد داشت؟
  18. کلام آخر

کتاب پیش رو، گویای داستانی درباره بازار سهام است. این کتاب طرز فکر شما را در خصوص سرمایه گذاری تغییر خواهد داد.

کتاب سود بیشتر از ریسک کمتر به تناقضی می پردازد که من سال ها پیش با آن برخورد کردم و هنوز هم از آن در شگفتم؛ روایتی از حقیقتی ناراحت کننده که الگوهای ذهنی استادان علم اقتصاد را وارونه کرده است. داستانی فریب کارانه درباره سرمایه گذاران حرفه ای که پول دیگران را مدیریت می کنند. روایتی شخصی که شما را متبسم و شگفت زده می سازد. ولی مهم تر از همه، این داستان با تغییر دادن نگرش علمی تان درباره سود، شما را به سرمایه گذاری بهتر مبدل می کند.

این داستان، معادل امروزی حکایت خرگوش و لاک پشت در بازار سهام است؛ حکایتی جالب توجه در این باره که چگونه سهام کم ریسک، عملکرد بهتری از سهام با ریسک بالا دارد!

کتاب با بی صبری و اعتماد به نفس بیش از حد نوجوانی آغاز می شود که می خواهد بخت خود را در بازار سهام بیازماید. این کتاب درباره دانشجوی جوانی است که به وجود تناقضی بزرگ در عین حال متحیر کننده در سرمایه گذاری بر می خورد. سپس، او در مقام مدیری سرمایه گذار، این نظریه علمی را با بلند پروازی به استراتژی سرمایه گذاری چند ده میلیارد دلاری تبدیل می کند.

در طول نسل های گذشته، سرمایه گذاران معتقد بودند که ریسک و بازده با یکدیگر رابطه تنگاتنگی دارند و یک باور عمومی که در فضای بازار‌های مالی حاکم بود بیان می داشت که با ریسک بیشتر، بازده نیز افزایش خواهد یافت؛ اما اکنون سؤال اینجاست که آیا این باور درست است؟

از آنجایی که سرمایه گذاری ارتباط مستقیم و تأثیرگذاری بر کیفیت آینده شخص دارد، مطالعه و آموزش پیوسته و افزایش شناخت نسبت به رفتار بازار‌های مالی و انتخاب بهترین عملکرد در شرایط مختلف، امری منطقی و انکارناپذیر به نظر می رسد. می توان به این نتیجه رسید که ممکن است با گسترش عرصه دانش بسیاری از باور‌های عمومی با حقایق جدید در تضاد باشند و پیم ون ویلت با تکیه بر تحقیقات دانشگاهی بر این باور که سرمایه گذاری با ریسک بیشتر به بازده بیشتر منجر می شود، مهر ابطال می زند.

نویسندگان این کتاب که متخصص هایی در زمینه سرمایه گذاری با ریسک کم هستند، آخرین تحقیقات دانشگاهی را با داده های بازار سهام ترکیب کرده (پیشینه این روش به سال ۱۹۲۹ باز می گردد) و اثبات می کنند که سرمایه گذاری در سهام با ریسک کم، بازدهی به شدت بیشتری نسبت به سهام با ریسک بالا دارد. شاید پذیرش این پارادوکس برخلاف بسیاری از مقالات و اندیشه های عمومی باشد، اما این کتاب طرز فکر خواننده را به روز می کند و این موضوع را به اثبات می رساند که ریسک و بازدهی لزوماً رابطه مستقیمی با یکدیگر ندارند.

آیا هنوز بر این باور هستید که سرمایه گذاران به ازای ریسک بیشتر، بازدهی بالاتری بدست خواهند آورد؟

این شایعات قدیمی شما را از مسیر رشد باز می دارد و اکنون زمان آن رسیده که با دید گسترده تری به این موضوع بنگرید. این کتاب از طریق شبیه سازی عمیق تاریخی به شما نشان می دهد که چگونه از مزایای سرمایه گذاری با ریسک کم و رسیدن به بازده ای چشمگیر در دراز مدت استفاده کنید.

این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

  • هر فردی که علاقه مند به سرمایه گذاری سیستماتیک و بهبود عملکرد پورتفوی سرمایه گذاری خود است.
  • کسانی که می خواهند دانش خود را به روز کرده و به بازدهی مناسب در ازای ریسک معقول برسند.
  • همه افرادی که به حوزه سرمایه گذاری علاقه مند بوده و خصوصاً تجربه زیان های مالی به دلیل ریسک بالا را دارند.
  • کسانی که می خواهند بدون ترس از دست دادن تمام سرمایه، به آینده ای با امنیت مالی مناسب دست یابند.
High Returns from Low Risk: A Remarkable Stock Market Paradox Hardcover – 15 January 2018
High Returns from Low Risk: A Remarkable Stock Market Paradox Hardcover – 15 January 2018

سود بیشتر از ریسک کمتر؟

در ابتدا سوالی که به وجود می آید این است که آیا هرچه بیشتر تلاش کنید، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود؟ این یکی از انواع باورهای عمومی است که حقیقت ندارد، چراکه پدیده ای به نام قانون بازده نزولی (Law Of Diminishing Returns) وجود دارد که این موضوع را نقض می کند. به همین دلیل است که اغلب یادگیری مفاهیم جدید، شادی بیشتری به همراه می آورد.

منحنی یادگیری ابتدا شیب تندی دارد، اما با گذشت زمان این شیب کاهش می یابد. مثال دیگر ورزش است که ذاتاً ماهیت سازنده و مفیدی دارد، با این وجود تحقیقات نشان می دهد که تاثیر صد ساعت نخست تمرین نسبت به صد ساعت دوم بیشتر است و تمرین زیاد و کاهش زمان لازم برای استراحت حتی می تواند آسیب زا باشد.

این کاربرد علمی نظریه بازده نزولی است که نشان می دهد تلاش اضافی برای انجام دادن کاری خاص، می تواند باعث دور شدن شما از هدف مورد نظرتان شود و مقدار زیاد هرچیز، حتی نوع خوب آن، اغلب زیان بیشتری نسبت به منفعت آن دارد.

قانون بازده نزولی اولین استدلالی است که پیم ون ویلت برای توجیه سود بیشتر از ریسک کمتر ارائه می‌کند. بسیاری از معامله گران، سرمایه گذاری روی سهام کم ریسک را کسالت آور و اتلاف وقت می دانند. مگر نه اینکه ریسک کم با بازده کم همراه است؟ اما در ادامه پیم نشان خواهد داد که برای دستیابی به بازده سرمایه گذاری مناسب، کافی است سهام کم ریسک را خریداری کنید و از سهام پر ریسک بپرهیزید.

ماجرای ورود پیم ون ویلت به بازار سهام

به تصویر زیر نگاه کنید. این عکس به اولین تجربه معامله گری در دوران کودکی پیم ون ویلت و سرمایه گذاری بر روی سهامی با ریسک بالا اشاره دارد. هرچند که دلیل انتخاب این سهم منطقی نیست، اما درسی که پشت آن نهفته برای همه افراد تجربه ای آشنا است.

عکس اولین تجربه معامله گری در دوران کودکی پیم ون ویلت

شرکت فوکر (Fokker)، اولین تجربه حضور پیم در بازار سهام بود. او نیز مانند بسیاری از افراد دیگر به دنبال بازدهی زیاد بود و سرمایه گذاری روی تک تک برگه های سهام را امری مهیج برای دستیابی به بازدهی بالا می دانست.

این شرکت هلندی در زمینه‌ تولید هواپیما با فناوری پیشرفته کار می کرد، اما به دلیل هزینه های بالای تولید در شرایط نابسمانی از لحاظ اقتصادی قرار گرفته بود، به طوری که این وضعیت به ترازنامه شرکت سرایت کرده و باعث کاهش قیمت سهام آن شده بود. پس از خرید بخشی از این شرکت توسط گروه تولیدی هوا فضای آلمانی و سخنرانی انگیزه‌ بخش مدیر عامل آلمانی آن، پیم تصمیم به خرید تعداد زیادی از سهام شرکت فوکر به قیمت ۱۲ گیلدر (واحد پولی هلند) گرفت.

او هر روز روند حرکتی روزانه قیمت سهام را دنبال می کرد، اما این شرکت علیرغم آرزوهای پیم نه تنها رشدی نکرد، بلکه قیمت آن یک سال بعد به ۴ گیلدر کاهش یافت. پیم که نمی توانست این وضعیت را تحمل کند، تمام سهام خود را با بازدهی منفی ۶۷ درصد به فروش رساند. دو هفته بعد شرکت اعلام ورشکستگی کرد و در طی دو سال قیمت آن یک گیلدر به ازای هر سهم معامله می شد.

این تجربه ای آشنا برای همه افراد فعال در حوزه سرمایه گذاری است و این داستان زمانی تلخ تر می شود که معامله گر برای بازگرداندن زیان ۵۰ درصدی، باید سرمایه باقیمانده را دو برابر کند تا به مقدار اولیه خود برسد. این همان قانون ترکیب (Compounding) است که نیرویی همسو با تمایلات ما دارد، ولی در دو جهت عمل می کند. قانون ترکیب برای پیم ون ویلت بر ضد او عمل کرده بود؛ یعنی برای بازگردانی مبلغ اولیه نیاز بود که پیم ۲۰۰ درصد سرمایه باقیمانده را افزایش دهد تا به مقدار اولیه خود برسد.

او معتقد است زمانی که ریسک زیادی را متحمل می شویم، هدف غایی ما رسیدن به بازده بیشتر است (درست مانند باور عمومی که ریسک بیشتر با بازده بیشتری همراه است). در این حالت سعی می کنیم با دلایلی خودمان را قانع کنیم، مانند: من در آینده ای نزدیک به این پول نیاز ندارم، افق سرمایه گذاری من بلند مدت است، اخبار و سخنرانی های امیدبخشی در ارتباط با این شرکت وجود دارد، مگر نه اینکه بازده زیاد مستلزم ریسک پذیری بالا است؟ و مواردی از این قبیل.

این توجیهات همیشه می توانند ما را به پذیرش ریسک بیشتر سوق دهند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا پذیرش این میزان از ریسک برای دستیابی به اهداف و آمال مالی ضروری است و یا اینکه می توان در ازای ریسک کمتر به سودی مستمر و بیشتری دست یافت؟

مثال شرکت فوکر، نمونه بارزی از سهام پر ریسک است. اما آیا مشت نشانه خروار است و می توان صرفاً به همین یک تجربه اکتفا کرد؟ قطعاً خیر، با این وجود پیم ادله علمی و تاریخی قابل اعتمادی را تشریح می کند تا بینش خواننده نسبت به واژه ریسک و نوع سرمایه گذاری گسترده تر شود.

ریسک

ریسک در واقع، به معنای کمی کردن عدم اطمینان و سنجش کمی یا کیفی سناریوهایی است که ممکن است در آینده رخ دهند. در مفهوم سرمایه گذاری، ریسک درباره سناریوهای منفی بالقوه ای به کار گرفته می شود که شاید بخشی از سرمایه یا کل آن از دست برود!

اما این ریسک چطور محاسبه می شود؟

نوسانات در سرمایه گذاری، شاخصی ساده و نیرومند برای تعیین میزان ریسک مالی تلقی می شوند و نکته مهم اینجاست که نوسانات در طول زمان تداوم می یابند؛ به این معنی که وقتی سهامی کم نوسان است، احتمالا در آینده نیز کم نوسان باقی خواهد ماند و این اصل برای سهام پر نوسان نیز صادق است.

به عنوان مثال برای مقایسه چند صندوق با یکدیگر از نوسانات آن ها استفاده می کنیم و باید بدانید عامل نوسان، یکی از بهترین شاخص های ورشکستگی است.

نوسان صندوق های با درآمد ثابت < نوسان صندوق های متوازن < نوسان صندوق های سهامی

پیم ون ویلت برای اثبات نظریه خود شما را دعوت به بررسی تحقیقاتی می کند که بر روی عملکرد سهام پرنوسان و کم نوسان توسط وی انجام شده است. او به این سوال پاسخ می دهد که بین سبد سهام پر ریسک و کم ریسک کدام یک می تواند بهترین انتخاب برای سرمایه گذار باشد؟

” شمار اتفاقاتی که می توانند رخ دهند، بیشتر از اتفاقاتی است که در آینده رخ خواهند داد.”

الروی دیمسون (Elroy Dimson)

پیم بر روی داده هایی با بازه زمانی بیشتر از ۸۰ سال تحقیق می کند (از سال ۱۹۲۹ تا ۲۰۱۵). دلیل این امر اطمینان بیشتر داده ها در بلند مدت است؛ چرا که می توان عملکرد هر سهمی را در طول تمام رکودهای تاریخی، حباب ها، ورشکستگی ها و دیگر موارد بررسی کرد.

او بر روی هزار شرکت برتر از لحاظ ارزش بازار تمرکز می کند و شرکت هایی که قیمت آن ها کم بوده و یا مشکل نقدینگی دارند را حذف می کند. پیم دو سبد سهام پدید آورد؛ اولی شامل ۱۰۰ شرکت که کمترین ریسک را در رتبه بندی میزان ریسک و نوسانات داشتند و دومین سبد شامل ۱۰۰ شرکت که بیشترین ریسک و نوسان را دارا بودند.

نکته دیگری که در بررسی های وی لحاظ می شود، متعادل سازی سبد در هر فصل است؛ چراکه شاید سهام کم ریسک با گذر زمان به سهام پر ریسک بدل شود و بالعکس و برای متعادل سازی در هر سبد، سهمی که دیگر به آنجا تعلق نداشت، سریعاً فروخته شده و با سهمی جدید جایگزین می شد.

حال اگر فرض کنیم در روز نخست سال ۱۹۲۹، در هر سبد به اندازه ۱۰۰ دلار به مدت ۸۶ سال تا روز پایان دوره یعنی سال ۲۰۱۵ سرمایه گذاری کرده بودیم و در این مدت اثر مرکب را رعایت می کردیم، نتیجه به صورت زیر می شد:

همانطور که در تصویر می بینید سبد سهام کم ریسک برنده این چالش بوده و به طور متوسط سالانه، ۱۰.۲% بازدهی داشته است. موجودی ۱۰۰ دلاری شما در پایان دوره مذکور به عدد ۳۹۵ هزار دلار می رسید، اما بازده سالانه سهام پرنوسان برابر با ۶.۴% بوده و ۱۰۰ دلار شما در پایان دوره به عدد ۲۱ هزار دلار می رسید. نکته دیگری که در ارتباط با سبد سهام پر ریسک باید بدانید، موضوع عملکرد آن در بحران های اقتصادی است.

طی دوران رکود بزرگ در دهه ۱۹۳۰، صد دلار اولیه شما بیش از ۹۰% ارزش خودش را از دست می داد و با فرض کنترل احساسات توسط شما، بازار در دهه ۱۹۷۰ با ریزشی ۸۰ درصدی گریبان شما را می گرفت و طی بحران حباب دات کام (Dot-com Bubble) نیز بیشتر از ۸۰ درصد دیگر متضرر می شدید؛ در صورتی که عملکرد سهام کم نوسان در این دوره ها بسیار بهتر از سهام پر نوسان بوده است.

اگر بخواهیم عملکرد این دو سبد سهامی را از بُعد نوسان بررسی کنیم، بازهم سبد سهام کم ریسک برنده خواهد بود. نوسان سالانه سبد سهام کم ریسک ۱۳% بود و سبد سهام پر ریسک، سالانه ۳۶% نوسان داشت. به صورت کلی می توان بیان داشت مضاف بر اینکه سبد سهام کم ریسک نزدیک به ۲۰ برابر بهتر عمل کرده بود، قید این نکته که سبد سهام کم نوسان آرامش بیشتری برای شما به ارمغان خواهد آورد، مهم است؛ زیرا این بازده فراوان با تحمل ریسک کمتری حاصل می شود.

میزان ریسک در بازار سهام مانند نمک در غذا است!

پیم ون ویلت با داده های علمی اثبات می کند که رابطه بین ریسک و بازده مثبت نیست، ولی رابطه منفی نیز وجود ندارد و این برخلاف چیزی است که اکثر سرمایه گذاران فکر می کنند.

پیم برای شرح دقیق این گزاره از گفته ارسطو، فیلسوف یونانی وام می گیرد. میانگین طلایی همان اصطلاح است.

به گفته ارسطو میانگین طلایی یعنی میانه مطلوب بین دو حد افراطی زیادی و کاستی؛ با تعمیم این تعریف در بازارهای مالی می توان به این نتیجه رسید که کمی ریسک کردن نتیجه می دهد، اما مقدار بیش از حد آن باعث کاهش بازده می شود.

ریسک مطلق و ریسک نسبی

از منظر کمی ریسک موجود در بازار دو حالت را شامل می شود.

  • ریسک مطلق

 نوسانات قیمت سهام، حاصل به دست آوردن و از دست دادن پول به ریسک مطلق شناخته می شود. نوسان پذیری روشی برای اندازه گیری ریسک مطلق به شمار می رود. ریسک مطلق بر نوسان بازده کل تمرکز دارد و ارزش در معرض ریسک (Value At Risk) را می توان مثالی برای ریسک مطلق دانست.

  • ریسک نسبی

ریسک هر سبد سهام در مقایسه با بازار که نسبت به شاخصی معین اندازه گیری می شود را ریسک نسبی می گویند. این نوع ریسک بر اساس انحراف از یک شاخص مورد سنجش قرار می گیرد و هرچه سبد سهام مستقل تر از بازار حرکت کند، به معنای ریسک نسبی بیشتری خواهد بود. ضریب بتا نمونه ای از ریسک نسبی تلقی می شود.

شناخت تفاوت بین ریسک مطلق و نسبی و تغییر نگرش نسبت به آن ها امری ضروری برای دستیابی به موفقیت در سرمایه گذاری است؛ زیرا عاملی که موفقیت سهام کم ریسک در بلند مدت را تضمین می کند، شناخت و استفاده درست از این ریسک ها است.

برای درک بهتر این موضوع به مثال زیر دقت کنید:

فرض کنید سهمی همواره ۱۰% بازدهی سالانه ایجاد می کند، در حالیکه بازده بازار بین -۴۰% و +۶۰% در نوسان است. در این حالت، این سهم از دیدگاه نسبی چقدر ریسک دارد؟ گاهاً ۵۰% بازده کمتری از بازار ایجاد می کند و در مواقعی دیگر، ۵۰% عملکرد بهتری از بازار دارد. از دیدگاه نسبی این سهم ریسک بسیار زیادی دارد، اما از دیدگاه ریسک مطلق، هیچگونه ریسکی برای آن در نظر گرفته نمی شود؛ چرا که در هر سال بازده ۱۰% را فراهم کرده و هیچگونه نوسانی ندارد.

نکته مهم اینجاست که تمرکز سرمایه گذاران بر روی ریسک نسبی است، به این علت که انتظارات مدیران و افراد از معامله گران این است که همواره بازده بهتری نسبت به بازار داشته باشند، اما سهام کم ریسک زمانی منطقی به حساب می آید که ریسک مطلق مهم تلقی شود.

به صورت کلی می توان گفت که سهام کم ریسک به علل زیر توسط سرمایه گذاران نادیده گرفته می شود

  1. نگرانی های شغلی، سرمایه گذاران حرفه ای را به سهام پر ریسک ترغیب می کند، چرا که باید انتظارات مدیران را برای رسیدن به بازدهی بیشتر نسبت به بازار برآورده کرده و بنابراین مجبور هستند به جای تمرکز بر ریسک مطلق بر ریسک نسبی متمرکز شوند.
  2. به علت آگاهی نداشتن افراد از ویژگی های سهام کم ریسک، این دسته از سهام ها جذابیت لازم را ندارند و نمی توان به آن ها به چشم بلیط بخت آزمایی نگاه کرد که قرار است تمام آرزوهای اشخاص را برآورده کنند.
  3. محدودیت های موجود در حوزه کسب و کار، شرکت های مدیریت دارایی را به فروش صندوق های پر ریسک ترغیب می کند.
  4. سرمایه گذاران بازده مرکب را در نظر نگرفته و از بازده ساده استفاده می کنند که باعث می شود، تناقض سود بیشتر از ریسک کمتر را درک نکنند.

خب راه حل چیست؟

پاسخ بسیار ساده است. تنها کافی است مقایسه عملکرد خود با دیگران را فراموش کنید و تنها بر ریسک مطلق و رشد بلند مدت سرمایه تمرکز کنید. به اثر مرکب توجه کنید و در مقابل جذابیت سهام پر ریسک، مقاومت کنید. فقط سهام کم ریسک بخرید و صبور باشید.

سه فاکتور مهم برای موفقیت در استراتژی سهام کم ریسک!

شما برای ایجاد سبد سهامی که بازده بیشتر و ریسک کمتری داشته باشد، تنها به نوسان کم، درآمد و توالی نیاز دارید. درآمد، آینه رفتار مدیریتی است؛ زیرا نشان می دهد مدیران در کارشان مهارت دارند و با دقت جریان نقدی و سودآوری شرکت را مدیریت می کنند. با تمرکز بر سهام کم نوسان با درآمد خوب می توانیم استراتژی سرمایه گذاری کم ریسک خود را بهبود ببخشیم.

برای اینکه در دام شرکت هایی که درآمد خوبی دارند، اما قیمت آن ها کم است نیافتیم، باید از روند سهم بهره ببریم. روند سهم به خوبی نشان می دهد که علت این ارزانی برای شرکت چیست؛ چرا که ممکن است مدیران آن سهم کم نوسان که بازده سود نسبتاً زیادی دارد به فروش شرکت های زیرمجموعه خود سرگرم باشند و یا برای پرداخت سود به سهام داران زیر بار بدهی سنگینی قرار گرفته باشند. بنابراین نمی توان صرفاً بر کم نوسان بودن و درآمد اکتفا کرد و برای بهبود نتیجه بهتر است از روند قیمتی سهم استفاده شود.

پیم ون ویلت با استناد بر پژوهشی دیگر، نتیجه ای را به شما نشان می دهد که بسیار رضایت بخش می باشد. در قسمت قبل پیم صرفاً بازده سبد سهام را براساس کم نوسان بودن در نظر گرفت (سبد سهام کم ریسک ۳۵۹ هزاردلار و سبد سهام پر ریسک ۲۱ هزار دلار)، اما اکنون دو فاکتور دیگر را به آن اضافه می کند؛ یعنی علاوه بر انتخاب کم نوسان ترین سهام، به درآمد خوب و روند مثبت نیز توجه می کند و ۱۰۰ سهمی را خریداری می کند که از لحاظ نوسان، درآمد و روند بهترین حالت را دارا هستند و اسم آن را سبد سهام «محافظه کارانه» می گذارد.

پیم برای مشاهده عملکرد سبد سهام محافظه کارانه، سبد سهام پر ریسکی را ایجاد می کند که دارای بیشترین نوسان، درآمد کم و روند ضعیف هستند که نتیجه به صورت زیر است:

این بررسی نشان می دهد که سبد سهام محافظه کارانه بعد از گذشت ۸۶ سال (از سال ۱۹۲۹ تا ۲۰۱۵) با اضافه کردن دو جزء درآمد و روند، درآمدی بالغ بر ۲۱ میلیون دلار برای شما به ارمغان خواهد آورد.

در صورتی که ۱۰۰ دلار اولیه شما در سبد سهام پر ریسک با در نظر گرفتن پارامترهای درآمد و روند، بعد از گذشت ۸۶ سال اندکی بیشتر از ۷۵۰ دلار ارزش خواهد داشت. اگر بخواهیم بازده سبد سهام محافظه کارانه و پر ریسک‌ را در دهه های مختلف بررسی کنیم، بازهم در هر دهه، سبد سهام محافظه کارانه با وجود رکودها و بحران های مالی، بازده و عملکرد بسیار بهتری از سبد پر ریسک دارد.

این نمودار نشان می دهد که سهام محافظه کارانه در هیچ دهه ای ضرر نکرده است و احتمال اینکه شما فردا بر اثر حمله کوسه کشته شوید، بیشتر از این احتمال است که بازده اضافی سبد سهام محافظه کارانه، حاصل شانس باشد؛ نظر به اینکه احتمال کشته شدن توسط کوسه یک بر ۸۵۰ میلیارد در هر روز است.

بتا معیار دیگری از ریسک

بتا کاربرد گسترده ای دارد و ریسک سهم را در مقایسه با ریسک بازار اندازه می گیرد. سهمی که بتای آن کمتر از یک باشد، ریسک کم و سهمی با بتای بیشتر از یک، ریسک زیادی دارد. برای مثال اگر سهمی بتای ۱.۵ داشته باشد، در صورت رشد بازار به اندازه ۱۰%، قیمت آن سهم ۱۵% افزایش می یابد. اگر بازار ۱۰% رشد، قیمت سهمی با بتای ۰.۵، عددی معادل ۵% بالا می رود.

بنابراین سهم پر ریسک بتای بالای یک و سهم کم ریسک بتای کمتر از یک دارد. برای انتخاب بهترین سهم محافظه کارانه کافی است علاوه بر روند و درآمد سهم به بتای آن نیز دقت کنید تا بهترین سهم کم ریسک را برای سبد سرمایه گذاری خود انتخاب کنید. به جدول زیر دقت کنید:

(%) week 52 High/Low Chg(%) DPSBetaCountry – Company
United State
۲۷۱.۷۰.۹Apple
۱-۰۰.۸Berkshire Hathaway
Germany
۲۸-۵.۳۱.۵Daimler
Japan
۲۳۲.۶۰.۶NIT DoCoMo
۱۴۲۰.۸KDDI
۴۲-۳.۴۱.۶Mitsubishi UFJ
Hong Kong
۱۴-۳.۳۰.۵China Mobile

در ارتباط با این جدول تحلیل های بسیاری را می توان انجام داد، اما هدف ما انتخاب بهترین سهام محافظه کارانه است.

به سهم اپل دقت کنید. این شرکت بتای زیر یک دارد و مقداری سود سهام پرداخت می کند و روند آن مثبت است، پس می توان گفت در این مقطع زمانی این سهم با ثبات است. ما برای انتخاب بهترین سهم کم ریسک برای سبد خود باید سه معیار را در نظر بگیریم: سود سهام، بتا و روند سهم و با توجه به این سه پارامتر، سهام کم ریسک را از پر ریسک شناسایی کنیم.

  • پر ریسک ترین ها در جدول

میتسوبیشی و دایملر بتای بالاتر از یک و به ترتیب ۱.۶ و ۱.۵ را دارا می باشند. این دو سهم اگرچه سود خوبی پرداخت می کنند، اما روند آن ها منفی بوده و پر ریسک است.

  • کم ریسک ترین ها در جدول

شرکت برکشایر هاتاوی بتای کمتر از یک دارد و شرکت موبایل چین عملکرد خوبی با بتای ۰.۵ دارد، اما نکته بسیار مهم اینجاست که در مقطع زمانی کنونی این دو سهم، به عنوان سهام محافظه کارانه انتخاب نمی شوند. شرکت برکشایر که دو معیار از سه معیار را ندارد (عدم پرداخت سود و روند منفی) و شرکت موبایل چین علیرغم بازده سود تقسیمی خوب، روند مناسبی نداشته و شروط سه گانه ما را ندارد.

  • بهترین سهم ها

در این مقطع زمانی، دو سهم بزرگ ژاپنی یعنی سهام NIT و KDDI در هر سه معیار، امتیاز خوبی دریافت می کنند.

بررسی موشکافانه و سریع

آیا لازم است قبل از رتبه بندی هر سهم، همه معیارهای مدیریت ریسک، درآمد و روند سهم را بررسی کنیم؟ قطعا این کار با وجود ایده آل بودنش، زمان زیادی از شما خواهد گرفت.

برای صرفه جویی در زمان، رویکرد بهتر و ساده تری در قالب نمایشگرهای سهام (Stock Screeners) در دسترس است. این نمایشگرها تصویر کلی و اطلاعات مورد نیاز در ارتباط با سهام را به شما خواهند داد و شما می توانید با اعمال فیلترهایی از میان هزاران سهم، بهترین سهم های کم ریسک که همه پارامترهای شما را دارند، انتخاب کنید. شما برای استفاده از این سایت ها باید اشتراک پرداخت کنید، اما سایت های دیگری نیز وجود دارند که به صورت رایگان اطلاعات مورد نیاز شما برای انتخاب بهترین سهام را در اختیارتان قرار خواهند داد.

برای مثال سایت «Investing»، یکی از بهترین سایت های رایگانی است که می توانید از ویژگی های آن برای بررسی سهام مربوط به بازار همه کشورها استفاده کنید. در تصاویر زیر به ترتیب خلاصه بنیادی و عملکرد برخی از شرکت ها در نمایشگر سهام سایت اینوستینگ را مشاهده می کنید:

Screener Results
Screener Results

شما از طریق این وب سایت می توانید تمام پارامترها را برای انتخاب سبد سهام محافظه کارانه خود لحاظ کنید و تمام اطلاعات مورد نیاز خود را (خصوصاً درآمد، روند، بتا و سایر موارد) را ببینید.

آسوده خاطر بنشینید و تماشا کنید!

اگر برای شما نیز مدیریت کردن سبد سهام محافظه کارانه به تنهایی اقدامی چالش برانگیز است، می توانید از صندوق های سرمایه گذاری مبتنی بر شاخص استفاده کنید. با دسترسی به فهرست صندوق های سرمایه گذاری قابل معامله (ETF)، هرگاه بخواهید می توانید به راحتی و بدون نیاز به مبلغی کلان به شاخص های کم ریسک دسترسی پیدا کنید.

همانطور که می توانید از طریق نمایشگر سهام، سهم های کم ریسک را پیدا کنید، از نمایشگرهای ETF نیز می توانید برای انتخاب ETF های کم ریسک استفاده کنید. یکی از این وب سایت ها، «etf.com» است که در تصویر زیر نمای سایت به همراه دو شاخص کم ریسک با کدهای SPLV و USMV مشخص شده است.

وب سایت «etf.com»
در ایران نیز می توانید از طریق سایت «Fipiran» به لیست تمام صندوق های سرمایه گذاری موجود دسترسی پیدا کرده و با توجه به میزان ریسک خود و عملکرد صندوق، آن ها را از طریق کارگزاری خود خریداری کنید.

آگاهی از وقایع احتمالی

تعیین راه هایی که به مقصد می رسند، یک مسئله است و توانایی ایستادگی در برابر چالش های پیش رو مسئله ای دیگر.

شاید بتوان گفت اختصاص زمان به مسیر، بسیار مهم تر از پرداختن به مقصد است. سرمایه گذاری محافظه کارانه، سخت و طاقت فرسا است؛ حتی پیم ون ویلت از آن به عنوان «تجارت فرساینده» یاد می کند. شما باید بدانید عملکرد سهام محافظه کارانه بهتر از بقیه خواهد بود، ولی این امر تنها در افق بلند مدت آشکار می شود. در واقع، هیچ دستاورد بلند مدتی بدون سختی کوتاه مدت میسر نخواهد شد.

پیم ون ویلت مدعی است که برای رسیدن به دستاوردهای رضایت بخش مالی، نیازی نیست که چند دهه صبر کنید، چرا که نتایح بازده بلندمدت دوره سرمایه گذاری در بازارهای خرسی، در حالت متوسط و یا گاوی آشکار خواهد شد و این دوره ها به طور متوسط، حدود هفت سال به طول می انجامد.

شما علاوه بر تعیین بهترین سبد سهامی مبتنی بر استراتژی محافظه کارانه باید از وقایع احتمالی نیز آگاه باشید و پیم به سه سناریو اشاره می کند که در هرکدام شما باید از لحاظ روانی آمادگی کاملی برای آن داشته باشید.

  • سناریو اول بازار خرسی (Bear Market)

این سناریو ترسناک ترین سناریو برای سرمایه گذاران است و نمایانگر روندی نزولی و رکود در اوضاع اقتصادی است. این دوره تاریک، شامل سال هایی است که قیمت اکثر سهام کاهش می یابد. در این سال ها، سرمایه گذاران به این فکر می کنند که چرا از ابتدا در بازار سهام سرمایه گذاری کردند.

  • سناریو دوم رشد متوسط

 این سناریو تصویری از محیط بازار متوسط هنگام رشد است، ولی این رشد بیشتر از ۱۵% در دوره ای از سال نیست.

  • سناریو سوم بازار گاوی (Bull Market)

 این سناریو بهترین سناریو موجود در بازار است که سالانه بیشتر از ۱۵% رشد را به همراه داشته و در زمان بازار گاوی همه احساس رضایت خواهند داشت.

در تصویر زیر عملکرد سهام محافظه کارانه در مقابل همه سهم های موجود در بازار را مشاهده می کنید.

تناقض همه جا وجود دارد!

پیم ون ویلت برای اثبات این فرض که ریسک بیشتر، به بازده بیشتر منجر نمی شود و سهام کم ریسک بر سهام پر ریسک غلبه می کند پای خود را از بازار سهام فراتر گذاشته و سراغ تحلیل و بررسی سایر دارایی و بخش های دیگر اقتصاد می رود که در ادامه به برخی از آن ها اشاره خواهیم کرد.

  • تناقض در اوراق قرضه

اوراق قرضه عمدتاً سرمایه گذاری کم ریسک تری نسبت به سهام محسوب می شوند. همانطور که می دانید هر چقدر مدت سر رسید بیشتر باشد، مقدار کوپن یا اسناد قرضه نیز بیشتر خواهد بود، چرا که سر رسید طولانی تر به معنای افزایش ریسک و حساسیت بیشتر نسبت به افزایش نرخ بهره است.

در نتیجه سرمایه گذاران اوراق قرضه به طور کلی در ازای ریسک بیشتر، کوپن بیشتری تقاضا می کنند. اما باید بدانید اگرچه اوراق قرضه پر ریسک (بُنجل یا کم اعتبار)، کوپن بیشتری دارند، اما این درآمد اضافی تعداد زیاد نکول را جبران نمی کند و در اوراق قرضه نیز اگر ریسک بیشتری بکنید، بازده بیشتری نصیب شما نخواهد شد.

  • تناقض در زمینه شرط بندی

اسنوبرگ (Snowberg) و ولفرز (Wolfers) با بررسی بیش از دویست هزار مسابقه اسب سواری، به میانگین بازده ۲۳- % برای تمام شرط بندی های مسابقات اسب سواری دست یافتند. برای پر ریسک ترین این شرط‌ بندی ها (شرط‌ بندی های بعید)، این عدد به ۶۱- % هم می رسید و حتی در مسابقه اسب سواری هم ریسک زیاد به معنای بازده زیاد نیست.

به گفته پیم ون ویلت شواهد همه جا پراکنده شده اند و به قسمتی کوچک از بازاری خاص محدود نمی شوند. تناقض سرمایه گذاری در همه جا اعم از بازارهای سهام، صندوق های سرمایه گذاری مشترک، بازار اوراق قرضه، بازار کالا، بازار اختیار معامله و دیگر موارد دیده می شود.

در انتها

یکی از ویژگی های عجیب انسان این است که هرگاه در مورد چیزی آگاهی پیدا می کند، ناگهان آن چیز را همه جا می بیند. نخست آن را تشخیص نمی دهید، اما هنگامی که آن را کشف می کنید، در همه جا مصداق و نمونه آن را خواهید دید. این امر برای تناقض در سرمایه گذاری نیز صادق است. هنگامی که از آن آگاه می شوید، از شواهد فراوان پیرامون خود شگفت زده شده و از اینکه چرا قبلاً از این تناقض آگاه نبودید، بسیار متعجب خواهید شد!

شما در این کتاب به این آگاهی می رسید که سود بیشتر با ریسک کمتر اتفاق می افتد و سهام کم ریسک بر سهام پر ریسک غلبه می کند. این تناقضی است که پیم سعی داشت آن را در سرتاسر کتاب اثبات کند. از این پس شما می توانید با نگرشی جدید سرمایه گذاری کنید و از مزایای سهام کم ریسک بهره مند شوید، اما باید بدانید که بهترین راه برای موفق شدن، پیش‌ رفتن با قانون سه گانه است یعنی ریسک، درآمد و روند که باید در انتخاب هر دارایی در نظر بگیرید.

بلاگ

چرا باید به معامله گر بودن خود افتخار کنید؟

معامله گران، بخش بسیار مهمی از اکوسیستم مالی هستند. یک معامله گر کسی است که آنچه را که خودش به دست می آورد تصاحب می کند نه آنچه را که خودش کسب نکرده است یا سزاوار آن نیست”

منتشر شده

در

چرا باید به معامله گر بودن خود افتخار کنید؟

در جامعه دیدگاه منفی نسبت به معامله گری وجود دارد. در این مطلب، سعی داریم در مورد جنبه های مثبت حرفه معامله گری و اینکه چرا یک معامله گر باید نسبت به موقعیت شغلی خودش احساس غرور کند، توضیح دهیم.

برخی عقیده دارند: “یک معامله گر چیزی را خلق یا تولید نمی کند” که این دیدگاه اشتباه است.

در تاریخ تمدن، این معامله گران بودند که با خرید و فروش کالاها در بازار، تجارت و اقتصادها را خلق کرده اند. از لحاظ تاریخی کالاهایی مثل ابریشم، ادویه ها، روغن زیتون، جواهرات، رنگ ها، نمک و بسیاری از کالاهای دیگر در دوران باستان فِنیقیان (Phoenicians) و تمدن بابل (Babylonians) معامله می شدند.

این معامله گران، هزاران سال پیش پایه های سیستم اقتصادی مدرن و نظام سرمایه داری یا کاپیتالیسم (Capitalism) را راه انداری کرده اند و رشد داده اند. شاید بتوان گفت که معامله گران، خالق دنیای مدرن تجارت و اقتصاد نیز هستند.

معامله گران مدرن امروز، مانند گذشته داد و ستد نمی کنند و در حال معامله کردن بر روی دارایی های دیجیتال هستند. این دارایی ها شاید در دنیای ارتباطات به صورت مجازی باشند، اما در حقیقت، ماهیت آن ها به شرکت ها، قیمت کالاها و ارزهای واقعی کشور‌ها گره خورده اند و مبنایی برای ارزشگذاری های حقیقی آن ها هستند.

زمانی که مردم بنزین می زنند، موقع صبحانه آب پرتقال می خورند و یا در جشن نامزدی خود، انگشتری هدیه می دهند، در واقع در ایستگاه آخر بازار معامله گری کامودیتی ها (کالاها)، قرار گرفته اند. اگر برای یک شرکت که به تازگی در بورس عرضه عمومی (عرضه اولیه) شده است، کار می کنید و یا از محصولات و خدمات این شرکت خریداری می کنید، شاید کمی تصورش سخت باشد، اما شما در انتهای گزارشات درآمدی و مالی این شرکت ها قرار دارید.

  • معامله گران، بخش بسیار مهمی از اکوسیستم مالی هستند.
  1. یک معامله گر، سیستم معاملاتی خود را خلق می کند.
  2. معامله گران، نقدشوندگی در بازار ایجاد می کنند و اسپرد (Spread: اختلاف قیمت خرید و فروش) را کاهش می دهند.
  3. معامله گران، زمانی که یک سرمایه گذار می خواهد دارایی را بفروشد، سرمایه خرید آن دارایی را مهیا می کنند.
  4. معامله گران، زمانی که شرکت ها سهام خود را عرضه اولیه می کنند و در دسترس عموم قرار می دهند، سرمایه برای شرکت ها جمع آوری می کنند.
  5. معامله گران، در اصلاحات قیمتی بازار وارد خرید می شوند و نمی گذارند فشار فروش و کمبود نقدینگی، به جامعه منتقل شود.
  6. معامله گران از سرمایه خود خیریه های بسیاری تاسیس کردند تا به افراد کم بضاعت کمک کنند.
  7. معامله گران ثروتمند کمک های زیادی به کمپین ها سیاسی می کنند.
  8. مدیران حرفه ای صندوق هایپوشش ریسک (Hedge Fund) بسیاری از مشتریان خود را ثروتمند کرده اند.
  9. معامله گران موفق زندگی خوبی برای خانواده خود فراهم کرده اند.
  10. مربیان معامله گری خوب به دانش آموزان خود چیزهای زیادی در مورد خودشان آموزش می دهند که می تواند زندگی آن ها را تغییر دهد.

زمانی که بازارها سقوط می کنند، بسیاری از افراد، معامله گران را مقصر می دانند و بیان می کنند “سفته بازارن محرک ریزش بازار بودند!” اما زمانی که معامله گران در سقوط بازار اقدام به خرید می کنند و از ریزش بیشتر جلوگیری می کنند، کسی از آن ها تشکر نمی کند!

بسیاری اوقات فروشندگان به دلیل ریزش بازار مورد حمله قرار گرفتند، اما کسی درک نمی کند که این افراد بعدها مجبور هستند باز هم به بازار آمده و خرید انجام دهند (در بازارهای دو طرفه باید پوزیشن فروش خود را مجددا خریداری نمایند). معامله گران ریسک می کنند و هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد. ضمنا فراموش نکنیم که اگر معامله گری ساده بود، همه آن را انجام می دادند.

  • در این جا ۱۵ دلیل برای این که چرا باید به معامله گر بودن خود افتخار کنیم، آورده ایم.
  1. شما شجاعت ریسک دارید که عده ای کمی از افراد چنین ویژگی دارند.
  2. معامله گری اگر درست انجام شود مانند بسیاری از کسب و کارها می تواند موفقیت آمیز باشد. یک معامله گر باید افتخار کند که کارآفرین است.
  3. یک معامله گر می‌تواند از معامله ارزها سود کسب کند و قربانی تنزل یا کاهش قدرت پول داخل جیب خود نشود.
  4. به عنوان یک معامله گر فعال در بازاز سهام می توانید در درجه ای بالاتر از کارمند و در رتبه ای مساوی با صاحب کسب و کار به معامله سهام بپردازید.
  5. معامله گر می تواند از درآمد و فروش شرکت سود کسب کند و تنها محدود به حقوق نباشد.
  6. یک معامله گر سود ده شبیه به ورزشکار زبده ای است که عملکرد بهتری نسبت به بقیه در زمین بازی دارد و امتیازی بیشتری به دست می آورد.
  7. معامله گران حتی می توانند، آگاهانه با پول خود شرط بندی کنند.
  8. شما وارد صنعتی شده اید که پتانسیل درآمد نامحدودی دارد.
  9. شما مایلید در مورد ضعف های احساسی، غرور و کنترل خود یاد بگیرید.
  10. شما به اندازه کافی اعتماد به نفس دارید که در جهت مخالف بازار وارد معامله شوید.
  11. شما مایلید کاری انجام دهید که اکثر افراد، حاضر به انجام آن نیستند.
  12. بسیاری از افراد جامعه فکر می کنند شما قمارباز هستید، اما نمی دانند شما در حال طراحی کازینوی خود هستید.
  13. در دنیایی که همه حرف می زنند، شما مرد عمل هستید.
  14. در دنیایی که همه شروع می کنند، شما خاتمه می دهید.
  15. در دنیای منتقدان شما، سازنده هستید.
“نماد روابط حاضر بین انسان ها، نماد اخلاقی احترام انسانی، معامله گران هستند. ما که مبتنی بر ارزش ها زندگی می کنیم نه بر اساس چپاول و غارت ثروت دیگران، معامله گریم! هم از بعد جسمی و هم روحی. یک معامله گر کسی است که آنچه را که خودش به دست می آورد تصاحب می کند نه آنچه را که خودش کسب نکرده است یا سزاوار آن نیست” 

Ayn Rand

  • همه ما معامله گر هستیم.
  • برخی زمانشان را برای حقوق معامله می کنند.
  • برخی شهریه را برای مدرک معامله می کنند.
  • برخی ریسک را برای سود معامله می کنند.
  • برخی خوشبختی را برای امنیت معامله می کنند.
  • برخی قانون را برای سیاست‌ معامله می کنند.
  • برخی اصول اخلاقی را در ازای پول معامله می کنند.
  • پس همه ما معامله گر هستیم اما عده کمی این مسئله را درک می کنند.

ادامه مطلب

بلاگ

نقل قولی از وارن بافت: نظم و انضباط و نه گفتن!

سرمایه گذاری سخت است. افراد باهوش زیادی وجود دارند که ایده های هوشمندانه زیادی را مطرح می کنند. به طور فزاینده ای، فکر می کنم بخشی از هنر سرمایه گذاری داشتن نظم و انضباط برای نه گفتن است.

منتشر شده

در

نقل قولی از وارن بافت: نظم و انضباط و نه گفتن!

یکی از چیزهایی که درباره وارن بافت (Warren Edward Buffett) وجود دارد و من کاملا از آن متنفرم این است که او نقل قول های زیادی دارد که پس از شنیدن آن پیش خودم می گویم: “خب معلومه! چقدر پیش پا افتاده … ” و سپس چند سال بعد به چیزی برخورد می کنم و بلافاصله یکی از نقل قول های بافت به ذهنم می رسد و با خود می گویم: “خدایا! در آن جمله چه درسی بود. او چگونه این کار را می کند؟”

به هر حال، من فکر می کنم یکی از کلیدهای موفقیت در سرمایه گذاری این است که باید همواره یک ماشین یادگیری باشیم؛ من که سعی می کنم باشم. مطمئناً احساس می کنم در ۱۸ ماه گذشته چیزهای زیادی یاد گرفته ام (و فراتر از آن، من همیشه به دنبال یادگیری روش هایی برای “یادگیری بهتر” هستم) به عنوان بخشی از این فرآیند یادگیری، معمولا یک یا دو بار در سال یک نقل قول از بافت وجود دارد که واقعا در مورد من صدق می کند و باعث می شود یک درس جدید را به بخش ناخودآگاه ذهنم بسپارم. بنابراین تصمیم گرفتم یک مجموعه شش ماهانه تهیه کنم که در آن نقل قول هایی از وارن بافت را بنویسم که در شش ماه گذشته درس بزرگی از آن ها گرفته ام.

به نظرتان کدام نقل قول را برای شروع انتخاب کرده ام؟ یک نقل قول که در مورد نظم و انضباط است. او تعدادی زیادی جملات درباره دیسیپلین دارد اما من این یکی را انتخاب می کنم.

“برای موفقیت در سرمایه گذاری در طول زندگی نیازی به IQ بالا، بینش تجاری غیرمعمول یا اطلاعات خاص نیست. آنچه مورد نیاز است، یک چارچوب‌ فکری مناسب برای تصمیم گیری و توانایی حفظ آن چارچوب دربرابر تخریب توسط احساسات است. شما باید نظم عاطفی داشته باشید”

فکر می کنید چرا این نقل قول را برای شروع انتخاب کردم؟

من همیشه ارزش نظم و انضباط را در زندگی شخصی می دانستم، اما نیمه اول سال ۲۰۲۲ به من نشان داد که نظم و انضباط در معامله گری و سرمایه گذاری نیز چقدر حیاتی است.

داستان علاقه من به بستنی یک شوخی همیشگی بین من و همسرم است. من عاشق شیرینی هستم. اگر یک بستنی بزرگ با طعم مورد علاقه من را بخریم، قبل از اینکه به وعده بعدی برسد من آن را تمام کرده ام! فقط دو راه برای کنترل اشتهای سیری ناپذیر من نسبت به بستنی پیدا کرده ایم.

  1. برای من، اینکه رژیم بدون قند داشته باشم.
  2. برای او، اینکه هنگام خرید بستنی بگوید “این بستنی برای تو نیست”، به این معنی که من مجاز به خوردن آن نیستم.

بنابراین تنها راه من برای رعایت نظم و انضباط و نه گفتن به بستنی و بسیاری از شیرینی های دیگر این است که هرگز به آن لب نزنم. بدون هیچ استثنائی مانند، “امشب فقط یک قاشق”. در واقع یا پرهیز کامل یا پرخوری کامل، حد وسط وجود ندارد.

این موضوع چه ربطی به سرمایه گذاری دارد؟

با نگاه به گذشته، بدیهی است که بسیاری از سهام (به ویژه سهام در حال رشد/ یا سهام فناوری) خیلی خوش بینانه قیمت گذاری شده اند یا به عبارتی بیش از حد ارزشگذاری شده اند. بسیاری از این سهام نسبت به سطوح قبل از کووید، بیش از دو برابر شده و به سرعت در حال رشد بودند. در حالی که این شرکت ها سودآور نبودند، سرمایه گذاران به تقاضای عظیم برای کالاها و خدمات نگاه می کردند و می گفتند: “سودهای فعلی را فراموش کنید. زمانی که این شرکت ۲۵ درصد از تقاضای کل را تصاحب کند، ارزش زیادی خواهد داشت.”

با ادامه روند صعودی سهام، آخرین خرس ها نیز به حاشیه رفته و سرمایه گذاران برای خرید سهام در هر قیمتی صف کشیده بودند.

بسیاری از سرمایه گذاران با خرید این سهام در انتهای چرخه متضرر شدند، اما بسیاری از سرمایه گذاران زیرک با زودتر خریدن سهام به سودهای شگفت انگیز دست یافتند، و اساساً هرگز هیچ پولی را از روی میز برنداشتند تا در زمان مناسب با استفاده از معاملات رفت و برگشتی (Round-trip trading) سهام را در بالاترین قیمت بفروشند.

توضیح: معاملات رفت و برگشتی (Round-trip trading) معمولاً به عمل غیراخلاقی بارها و بارها خرید و فروش یک اوراق بهادار گفته می شود تا دیگران را گمراه کند که تقاضا برای آن سهام بیشتر از آنچه که به نظر می رسد، وجود دارد.

بدیهی است که داستان فوق کمی ساده تر از واقعیت است، اما اگر بازارها را از نزدیک دنبال کنید، نمونه های متعددی از سهام و شرکت هایی که در مورد آن ها صحبت می کنم را می شناسید.

در هر صورت، من اینجا نیامده ام تا از سرمایه گذار خاصی نام ببرم. من هم مطمئناً از این خط فکری مصون نبوده ام. من چندین معامله بزرگ داشتم که مستقیماً در حال بالا رفتن بودند و به اهداف قیمتی من رسیدند (یا از آن هم فراتر رفتند)، با این حال آن ها را تا حدودی به دلیل ملاحظات مالیاتی نفروختم. اما دلیل اصلی من برای نفروختن این بود که سهام همچنان بالا می رفت و من فکر می‌کردم شرکت چقدر خوب عمل کرده است و مدیریت آن از هوای رقیق نیز ارزش ایجاد می کند!

به عنوان مثال، تصور کنید سهامی را به قیمت ۵۰ دلار خریده بودم و فکر می کردم که ارزش آن ۱۰۰ دلار است. به یاد دارم تنها چند هفته منتظر ماندم و قیمت آن به تقریبا ۹۵ تا ۱۰۵ دلار افزایش یافت و من با خود گفتم: “نباید بفروشم! الان بدهی مالیاتی‌ سنگینی برایم خواهد داشت، در صورتی که با مدیریت آن، سود مرکب به قدری می شود که همچنان پس از پرداخت مالیات نیز، بازدهی با ریسک تعدیل شده مناسبی دریافت خواهم کرد”. بطور کلی، سهامی که از آن ها یاد می کنم در حال حاضر همگی در محدوده ای بین ۵۰ تا ۷۰ دلار معامله می شوند.

با نگاه به گذشته، همیشه من به شرکت های مورد علاقه ام با توجه به حداکثر تقاضای موجود برای محصولات آن ها نگاه می کردم و سعی می کردم خودم را قانع کنم تا آن ها را بخرم و اجازه دهم که تا ابد به رشد و ایجاد سود مرکب برای من ادامه دهند.

یکی از مقصرهای اصلی در این مورد برای من، شرکت تولید دستگاه ورزشی پلوتون (Peloton) بود. من در سال گذشته بدون توقف در مورد این شرکت نوشتم و این تا حدی به این دلیل بود که من همواره در حال ورزش با دستگاه ورزشی این شرکت بودم. همچنین این مسئله به این دلیل بود که فکر می کردم پلوتون یک شرکت پیشرو در بازار خواهد بود که حداکثر تقاضای موجود را در دست می گیرد و به زودی، می تواند فرصت خرید فوق العاده‌ دیگری مانند آمازون (Amazon)، تسلا (Tesle) یا نتفلیکس (Netflix) باشد.

در زمانی که شرکت افزایش سرمایه داده بود، مقاله‌ای با عنوان “سهام پلوتون را با مسئولیت خودتان بفروشید” نوشتم، شرم آور است! زمانی که سهام آن در حدود ۱۰۰ دلار بود، و هیچ ایرادی در کار آن ها که افزایش سرمایه دادند و تمام اعتبار شرکت را بلعیدند، نمی دیدم. زمانی که من در مورد پلوتون صحبت می کردم سهام آن در محدوده ۸۰ دلار بود، و اکنون قیمتش تک رقمی شده و دیگر حتی هیچ علاقه ای نیز به آن ندارم. بله، شرایط تغییر کرده است، اما اگر علاقه مند بودن به یک سهام در محدوده ۸۰ دلار و عدم علاقه به آن در محدوده ۸ دلار آن هم تنها چند ماه بعد، نشانه یک خط فکری ضعیف و اشتباه نیست، پس چیست؟

اما این ها چه ربطی به اعتیاد من به بستنی، و نقل قول وارن بافت در مورد نظم و انضباط دارد؟

سرمایه گذاری سخت است. افراد باهوش زیادی وجود دارند که ایده های هوشمندانه زیادی را مطرح می کنند. به طور فزاینده ای، فکر می کنم بخشی از هنر سرمایه گذاری داشتن نظم و انضباط برای نه گفتن است.

به فرصت هایی که تنها “خوب به نظر می رسند” نه بگویید. به ایده هایی که کاملا در محدوده شناخته شده شما قرار نمی گیرند و به قدر کافی درباره آن ها نمی دانید، نه بگویید. به گرفتن تنها یک بروشور کوچک در مورد ایده هایی که به طور کامل در مورد آن ها تحقیق نکرده اید، نه بگویید.

Learn to say No

ساده به نظر می رسد. اما  اینکه تمام وقت خود را صرف تحقیق در مورد سهام و صحبت با سرمایه گذاران هوشمند دیگر کنید، واقعاً سخت است. راحت است که اجازه دهید تنها اندکی از نظم و انضباط خود منحرف شوید، اما قبل از اینکه متوجه شوید خودتان را در حال خوردن یک ظرف بزرگ از گیلاس می یابید. منظورم خرید سبدی از شرکت های در حال رشدی است که سودآور نیستند، اما همه با آن ها به بازدهی های بیشتر از ۵۰% رسیده اند و در مقایسه با حداکثر بازار در دسترس برای محصولاتشان (TAM) و پتانسیل رشد عظیمشان، ارزان‌ به نظر می رسند.

زندگی می تواند به سرعت شما را به دام بیندازد. خوردن “فقط یک لیوان بستنی” می تواند به سرعت به خوردن یک عدد بستنی بعد از هر وعده شام به مدت دو هفته متوالی تبدیل شود و ۲ کیلوگرم وزن اضافه کنید. سفته بازی ها در بازار سهام می توانند واقعاً به سرعت باعث ۹۰ درصد کاهش در قیمت سهام شوند، و مهم نیست که چقدر معامله شما روی آن کوچک است. وقتی روی یک معامله ۹۰% ضرر می کنید، در نهایت تاثیر خود را بر بازده شما می گذارد!

برای من، داشتن نظم و انضباط برای نه گفتن، به معنای نه گفتن به شرکت هایی است که جریان نقدی آزاد زیادی از خود بجا نمی گذارند (یا برنامه ای برای انجام این کار در کوتاه مدت ندارند). بله، می دانم که این امر مانع از رشد بسیاری از کسب و کارهای واقعاً جذابی می شود که سودآورد نیستند، اما من آموخته ام که داشتن پشتیبانی جریان نقدی برای متقاعد شدن درباره خوب بودن یک شرکت برای من بسیار حیاتی است.

اگر شرکتی پشتیبانی جریان نقدی را نداشته باشد، احتمالاً برای من مناسب نیست. من در مورد آن قانع نمی شوم و نمی توانم معاملات خوبی روی آن داشته باشم. اگر بالا رفت نمی دانم چه زمانی آن را بفروشم، و اگر کاهش یافت نمی توانم تصمیم بگیرم که آیا یک فرصت خرید است یا نشانه ای است که تمام محاسباتم اشتباه بوده است.

این بدان معنا نیست که من نمی توانم از شرکت هایی که جریان نقدی ندارند چیزی بفهمم. یا بدان معنا نیست که نمی توانم آن ها را مطالعه کنم، درباره آن ها تحقیق کنم، یا به این فکر نکنم که چگونه آن ها با بقیه تفکرات من مطابقت دارند و بر شرکت هایی که در آن ها سرمایه گذاری می کنم تأثیر می گذارند.

من فقط باید نظم و انضباط کافی داشته باشم که آن ها را نخرم.

یک حوزه دیگر نیز وجود دارد که کاملاً با نظم و انضباط تناسب دارد و شایان ذکر است. من همیشه یک شکاک بزرگ نسبت به بیت کوین (Bitcoin) و کریپتوکارنسی ها (Cryptocurrencies) بوده ام.

زمانی که آن “دارایی ها” مستقیماً در حال حرکت به سمت بالا بودند، من زمان زیادی را صرف نگاه کردن و فکر کردن در مورد آن ها کردم. هر پروژه رمزنگاری که به آن نگاه می کردم، فکر می کردم بازآفرینی فوق العاده ناکارآمدی از مشکلاتی است که قبلاً حل شده اند، یا اغلب فکر می کردم تنها یک طرح پانزی (Ponzi Scheme) هستند. اما وقتی بقیه به من گفتند که کریپتو دنیا را تغییر می دهد، به تحقیق ادامه دادم و سرم را به علامت بله تکان دادم، زیرا قیمت های کریپتو به شدت در حال بالا رفتن بود و این افراد روز به روز ثروتمندتر می شدند.

در واقع، به پروژه ای نگاه می کنم، و با خود فکر می کنم “احمقانه و غیراقتصادی به نظر می رسد یا به نظر می رسد که یک طرح پانزی باشد”…. اما همچنان به تحقیق درباره آن ادامه می دهم زیرا افراد زیادی قبلا از طریق آن ثروتمند شده اند. با نگاه به گذشته، آن تحقیق ها در حقیقت فقط زمانم را تلف کرد، و آن پروژه ها هم در واقع عمدتاً پانزی یا واقعاً احمقانه بودند.

من در مورد برخی از سهام میم (meme stocks) که در اوایل سال ۲۰۲۲ سر به فلک کشیدند و متعاقباً سقوط کردند نیز، همین احساس را دارم. همیشه کاملاً واضح به نظر می رسید که برخی از فین تک ها ( شرکت های فناوری مالی) که سر به فلک می کشیدند، از منظر کسب و‌ کار و اقتصاد افتضاح بودند و تنها یک پلتفرم زیبا و آراسته شده (که گاهی آن هم افتضاح بود) بر پایه یک کسب و کار ضعیف دیگر بودند (مانند بیمه، بانک، و غیره؛ چیزی شبیه به شرکت Lemonade با نماد LMND). وقتی آن سهم ها مستقیماً در حال بالا رفتن بودند، تمایل داشتم حرف افرادی را که می گفتند این شرکت ها قرار است دنیا را تغییر دهند باور کنم، حتی با اینکه به نظر می رسید اکثر آن ها به جز گفتن “فناوری در حال تغییر جهان است” تحقیقات دیگری انجام نداده اند.

در ادامه اما سعی می کنم نظم و انضباط داشته باشم و به چیزهایی که به وضوح احمقانه است نه بگویم. همچنین سعی می کنم وقتی یکی از آن ها را دوباره دیدم، بجای اینکه فقط بگویم پانزی! پانزی! کار مفیدتری انجام دهم. من نمی خواهم کسی باشم که در شبکه تلوزیونی CNBC فریاد می زند فلان چیز احمقانه است، اما دفعه بعد که چیزی احمقانه مانند استیبل کوین ها یا ارزهای دیجیتالی دیدم که به ازای استیک کردن ۲۰ درصد بازدهی می دهند، می دانم چه کار کنم. فوراً می گویم: “نه، این یک ایده احمقانه است و احتمالاً یک پانزی باشد” و از آن رد می شوم و یا ایمیلم را می بندم.

توضیح ۱: طرح پانزی نوعی کلاه برداری است که سرمایه گذاران را فریب می دهد و با پول سرمایه گذاران جدید به سرمایه گذاران قبلی سود می پردازد.

توضیح ۲: سهام میم یا meme stock، به سهام شرکتی اطلاق می شود که به صورت آنلاین و از طریق پلتفرم های رسانه های اجتماعی طرفدارانی شبیه به یک فرقه به دست آورده است.

نظم و انضباط اهمیت بسیار زیادی دارد و در معامله گری و سرمایه گذاری به آن نیاز است! به گمانه زنی ها نه بگویید. به شرکت هایی که درباره آن ها شناخت کافی ندارید، نه بگویید. منتظر بمانید تا فرصت ها شما را پیدا کنند.

این مقاله توسط اندرو واکر (Andrew Walker)، مدیر پورتفولیوی Rengeley Capital به رشته تحریر در آمده است.

ادامه مطلب

عضویت در خبرنامه

تبلیغات

برترین ها