بلاکتوپیا
معرفی و خلاصه کتاب معامله گری در ناحیه (Trading in the Zone)
مارک داگلاس در این کتاب [معامله گری در ناحیه – Trading In The Zone] سعی کرده است تا دلایل اساسی عدم انسجام در معاملات را کشف کند و به معامله گران کمک کند تا بر ذهنیت های عمیق و اشتباهی که سبب زیان آن ها می شود، غلبه کنند. او با استفاده از مهم ترین قواعد معامله گری سعی می کند تا واقعیت های بازار را به خوانندگان کتاب نشان دهد و به آن ها آموزش دهد تا مفهوم واقعی ریسک را درک کنند.
منتشر شده
3 سال پیشدر
توسط
روکو (Rocco)
کتاب ” معامله گری در ناحیه، تحلیل بنیادی، تکنیکال یا ذهنی (Trading In The Zone)” توسط چهره ای شناخته شده در حوزه روانشناسی معامله گری یعنی مارک داگلاس (Mark Douglas) به رشته تحریر درآمده است. این کتاب ۱۰ سال پس از نخستین کتاب وی یعنی “معامله گر منضبط” منتشر شد و سهم بسیار بزرگی در تغییر نگرش یک معامله گر برای رسیدن به سود مستمر داشت.
داگلاس معتقد است که تفاوت بین معامله گران موفق و ناموفق در شیوه تفکر آن ها است و رسالتی که این کتاب دنبال می کند، پرورش یک ذهن حرفه ای برای تبدیل شدن به یک فاتح همیشگی در کار معامله گری است. شاید این گفته کمی اغراق آمیز به نظر آید، اما با توجه به سابقه چند ده ساله مارک داگلاس در حوزه روانشناسی معامله گری و ارتباط وی با تمام اقشار موجود در حیطه معامله گری، از مبتدی تا بالاترین رده تریدرها (Floor Traders)، می توان حرف وی را مستند دانست و از گفته های او به عنوان نگرشی جدید در معاملات استفاده کرد تا به آنچه که اصل بقا در بازار است، دست یافت.
طبق ادعای کتاب تحلیل بنیادی، تکنیکال یا ذهنی ۹۵ درصد معامله گران قراردادهای سلف (Futures) و فارکس (Forex)، تمام پول خود را در همان سال اول از دست می دهند و نکته جالب ماجرا اینجا است که بیشتر کسانی که در این بازار شکست می خورند، در سایر فعالیت های اجتماعی افرادی موفق به شمار می روند. علت این امر تفاوت معامله گری با سایر تجربیات زندگی روزمره می باشد و تمام مهارت هایی که تاکنون یاد گرفته اید، نمی تواند به شما در مسیر معامله گری کمک کننده باشد؛ بنابراین شما به معامله گری خبره تبدیل نخواهید شد، مگر با ساختن ورژنی جدیدی از خودتان که به بازار و قوانین خود احترام می گذارد.
در انتها باید گفت که شاید مسیر رسیدن به چنین نگرشی، شخصیت و ساختار ذهنی کاری بسیار دشوار باشد، اما مارک داگلاس مدعی است که معامله گری امری اکتسابی بوده و چیزی جز فراگیری یک ساختار ذهنی ویژه نمی باشد و این ساختار ذهنی تنها به تمرین و تکرار، نظم و دیگر مواردی که در این کتاب به آن اشاره شده است نیازمند است.
به طور خلاصه هدف مارک داگلاس از نگارش این کتاب پنج هدف است:
- اثبات اینکه تحلیل های بهتر یا بیشتر و پیچیده تر، راه حل مشکل معامله گران در عدم کسب سود مستمر نیست.
- رویکرد و حالت ذهنی معامله گر میزان کسب سودش را در معاملات تعیین می کند.
- پرورش عقاید و ذهنیت ویژه ای که برای تشکیل ساختار ذهنی حرفه ای لازم است. (ذهن حرفه ای، ذهنی است که بتواند با احتمالات پیش برود)
- آگاهی بخشی به معامله گران در خصوص تناقضات و کشمکش های درونی که در حین معامله با آن ها دست به گریبان هستند.
- هدایت معامله گر برای استفاده از شیوه تفکری جدید و استفاده از این تفکر در عمل.
آنچه در ادامه می خوانید خلاصه ای از این کتاب است که به رایگان در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است:
- کسانی که می خواهند بدانند در مسیر شکست هایی که خورده اند تنها نیستند و راهی برای سود مستمر و پایدار وجود دارد.
- تمام افرادی که در بازارهای مالی مشغول فعالیت هستند.
- افرادی که می خواهند با ذهنیت یک معامله گر موفق آشنا شوند و در آن مسیر قدم بگذارند.
- کسانی که می خواهند از قدرت روانشناسی و تاثیر شگفت انگیز آن در معامله گری مطلع شوند.
فصل اول: به سوی موفقیت
- در ابتدا: تحلیل بنیادی
- تغییر روش به تحلیل تکنیکال
- تغییر روش به تحلیل ذهنی
فصل دوم: وسوسه معامله گری
- جذابیت
- خطرات
- حفاظ ها
- مشکل: مقاومت دربرابر ایجاد قوانین
- مشکل: ناتوانی در قبول مسئولیت
- مشکل: اعتیاد به سودهای تصادفی
- کنترل خارجی در مقابل کنترل داخلی
فصل سوم: قبول مسئولیت
- شکل دهی محیط ذهنی
- برندگان ،بازندگان،رونق یا ورشکـستگی
فصل چهارم: استمرار
- اندیشیدن درباره معامله گری
- مفهوم واقعی ریسک پذیری
- محیط ذهنی خود را تحلیل کنید
فصل پنجم: عوامل موثر در درک بازار
- نرم افزار ذهن خود را اشکال زدایی کنید
- پذیرش و یادگیری
- ادراک و ریسک
- نیروی تعمیم
فصل ششم: چشم انداز بازار
- اصل عدم قطعیت
- اساسی ترین ویژگی بازار
فصل هفتم: لبه معامله گری – اندیشیدن در حوزه احتمالات
- پراداکـس احتمالات: نتایج تصافی، سود مستمر
- معامله گری
- مدیریت توقعات
- حذف ریسک احساسی
فصل هشتم: تغییر عقاید
- تعریف مساله
- تعریف اصطلاحات
- حقایق بنیادی چگونه به این مهارت ها مربوط می شوند؟
- حرکت به سمت “زون – Zone”
فصل نهم: ماهیت عقاید
- منشا یک عقیده
- عقاید و تاثیر آن ها بر روی زندگی
- عقاید چگونه زندگی ما را شکل می دهند؟
- عقاید بر خلاف حقایق
فصل دهم:تاثیر عقید بر روی معامله گری
- ویژگی های اولیه یک عقیده
- ارزیابی شخصی و معامله گری
فصل یازدهم: اندیشیدن مانند یک معامله گر
- مرحله مکانیکی
- خود را تحت نظر بگیرید
- نقش انضباط شخصی
- ایجاد عقیده “تداوم موفقیت”
- مراحل انجام تمرین
- انتخاب نمونه برای ارزیابی معاملات
- آزمایش
- قبول ریسک
- انجام تمرین
- کلام آخر
- خودآزمایی
مارک داگلاس (MARK DOUGLAS) کیست؟
مارک داگلاس به عنوان یکی از مهمترین افراد حوزه روانشناسی بازارهای مالی شناخته می شود. یکی از مهمترین اساس های فعالیت در بازارهای مالی نحوه کنترل هیجانات ذهنی و روانشناسی معامله گری است. مارک داگلاس در کتاب های خود تلاش کرده است تا بتواند ذهن معامله گران را برای فعالیت و موفقیت در بازارهای مالی آماده کند.
مارک داگلاس متولد سال ۱۹۴۸ میلادی است. وی در سپتامبر سال ۲۰۱۵ در حالیکه ۶۷ سال سن داشت؛ در خانه خود که در ایالت آریزونا قرار داشت، دار فانی را وداع گفت.
مارک داگلاس (Mark Douglas) مدیر عامل شرکت “Trading Behavior Dynamics” است. داگلاس نویسنده کتاب های “معامله گری در ناحیه” (Trading in the Zone) و “معامله گر منضبط ” (The Disciplined Trader) می باشد. هدف او از نوشتن این کتاب ها، کمک به معامله گران بازارهای مالی برای دستیابی به نظم در حوزه روانشناسی معامله گری جهت کسب موفقیت های بیشتر در معاملات می باشد. مارک داگلاس از دانشگاه ایالتی میشیگان در رشته های علوم سیاسی و ارتباطات اجتماعی فارغ التحصیل شده است.
علاقه مارک داگلاس به معامله گری از انتهای دهه ۷۰ میلادی آغاز شد و این علاقه سبب شد تا داگلاس موقعیت شغلی مناسب خود، در شرکت بیمه را رها کند. او از درآمد بسیار بالا و مزایایی که شرکت بیمه در اختیار او می گذاشت، چشم پوشی کرد تا در حوزه معامله گری و بازارهای مالی فعالیت کند.
پس از استعفا از کار قبلی خود، مارک داگلاس شروع به یادگیری کرد و توانست به عنوان کارگزار شرکت مریل لینچ (Merrill Lynch) در هیئت مدیره معاملات شیکاگو فعالیت کند.
پس از پیگیری های او برای کسب مجوز جهت فعالیت به عنوان کارگزار، تلاش های مارک داگلاس نتیجه داد و مهمترین قسمت زندگی او آغاز شد.
مارک داگلاس پس از چندین سال فعالیت در حرفه کارگزاری و مشاهده فعالیت سایر کارگزاری های فعال در بازارهای مالی، متوجه شد که بسیاری از کارگزارها هیچگونه تصوری از جهت حرکت بازار در آینده ندارند و صرفاً تلاش می کنند تا نظر خود را تحمیل کنند. آن ها به دنبال جذب مشتری های بیشتر و ترغیب آن ها به معامله و فعالیت در بازار بودند.
پس از مشاهده رفتار معامله گران و کارگزاران، سؤالات بسیاری ذهن مارک داگلاس را به خود مشغول کرد و او به این نتیجه رسید که پیش بینی جهت حرکت بازار، بسیار دشوارتر از آنچه که افراد در خصوص آن بحث می کنند، می باشد.
همچنین متوجه شد بیشتر افراد صرفاً امیدوارند که بازار در جهت مورد نظر آن ها حرکت کند و هیچگونه پیش بینی از جهت بازار ندارند. این تفکر او سبب شد تا مارک داگلاس با خود متعهد شود که قبل از معامله، در حین معامله و پس از خروج از معامله، اقدام به نوشتن تمام افکار و تحلیل های خود کند. این نوشته ها، اولین جرقه برای نوشتن کتاب معامله گر منضبط را در ذهن او زد.
Trading in the Zone:
Master the Market with Confidence, Discipline, and a Winning Attitude.
“بازار را با اعتماد به نفس، نظم و یک ذهنیت برنده رام کنید”
مارک داگلاس در این کتاب سعی کرده است تا دلایل اساسی عدم انسجام در معاملات را کشف کند و به معامله گران کمک کند تا بر ذهنیت های عمیق و اشتباهی که سبب زیان آن ها می شود، غلبه کنند. او با استفاده از مهم ترین قواعد معامله گری سعی می کند تا واقعیت های بازار را به خوانندگان کتاب نشان دهد و به آن ها آموزش دهد تا مفهوم واقعی ریسک را درک کنند. در ادامه مارک داگلاس می خواهد این ذهنیت که بازار کاملاً بر اساس احتمالات حرکت می کند و این حدس و گمان ها هستند که بر بازار حاکم اند را، به خوانندگان کتاب منتقل کند.
تحلیل بنیادی (Fundamental analysis)
زمانی تحلیل بنیادی (Fundamental) تنها راه تحلیل بازار به شمار می رفت. این تحلیل تمام عوامل موثر در تعادل یا عدم تعادل بین عرضه و تقاضای موجود برای هر نوع سهام، کالا و مواردی از این قبیل را لحاظ می کند و با در نظر گرفتن فاکتورهای مشخص مانند نرخ بهره (Interest Rate)، تورم و دیگر موارد، تحلیل گر را قادر می سازد که قیمت را در یک زمان مشخص در آینده پیش بینی کند. اما این تحلیل با وجود اهمیت بسیار زیاد آن در موفقیت، تقریباً منسوخ شده است و علل آن بسیار ساده است.
- اگر از تحلیل بنیادی استفاده شود، نمی توان در هر زمان که می خواهیم وارد بازار شویم.
- بسیاری از معامله گران، بخصوص معامله گران آتی که قادر هستند قیمت ها را به جهت دلخواه تغییر دهند، اطلاعاتی از میزان عرضه و تقاضایی که روی قیمت ها اثر می گذارد، ندارند. همچنین باید توجه داشت که نحوه انجام معاملات به حالات روحی و روانی معامله گر در همان لحظه مربوط می شود که این مورد با پارامترهای مدل بنیادی فرسنگ ها فاصله دارد.
- تحلیل بنیادی موجب بروز وضعیتی به نام “شکاف واقعیت” می شود؛ یعنی بین چیزی که باید باشد و چیزی که واقعا هست شکاف ایجاد می کند که باعث می شود از انجام بسیاری از معاملات عاجز باشیم، به جز معاملات معدودی در دراز مدت که آن ها نیز به ندرت قابل بهره برداری هستند.
تحلیل تکنیکال (Technical analysis)
دومین رویکرد تحلیلی، تحلیل تکنیکال است که در حال حاضر رویکرد مورد علاقه معامله گران به شمار می رود. تحلیل تکنیکال با تلاش برای کشف الگوهای رفتاری، فعالیت معامله گران را در نظر می گیرد.
هنگامی که گروهی از افراد در طول زمان با یکدیگر تعامل می کنند، این الگوهای رفتاری ظاهر شده و به طور قابل اعتماد، بارها و بارها تکرار می شوند. در حقیقت شما با این سبک تحلیلی وارد ذهن بازار می شوید تا ببینید چه چیزی با توجه به الگوهای رفتاری بازار محتمل تر است.
از دید مارک داگلاس تحلیل تکنیکال بسیار بهتر از فاندامنتال عمل می کند، چرا که نه تنها موضوع شکاف واقعیت را پوشش می دهد، بلکه موقعیت های تقریبا بی شماری را برای کسب سود فراهم می کند.
نکته قابل تامل اینجاست که علیرغم اعتقاد داگلاس مبنی بر برتری تحلیل تکنیکال، اما باز هم استفاده تنها از این تحلیل کفایت نمی کند چرا که دقیقا مشکل تحلیل تکنیکال اینجاست که شما از تفاوت آنچه بدست می آورید با آنچه توقع دارید بدست بیاورید، ناراضی هستید و نمی توانید به همان خوبی که بازار را تحلیل می کنید، از آن سود بگیرید.
این موارد معامله گری را به یکی از مشکل ترین و رمزآلودترین فعالیت ها بدل می کند، به این دلیل که مشکلی را در شما ایجاد می کند که علیرغم استفاده از بهترین تحلیل ها باز هم ناموفق هستید که این مشکل “شکاف روانشناختی” نامیده می شود و قرار است در این کتاب به حل این مشکل پرداخته شود تا حلقه گمشده خود را در معامله گری بیابید.
مارک داگلاس در زمینه تحلیل تکنیکال و شکاف روان شناختی به این موضوع اشاره می کند.
”حدود ۹۵% از خطاهای معاملاتی هیچ ارتباطی به دانش ندارد؛ بلکه این اشتباهات ناشی از ترس ما در مورد از دست دادن پول، اشتباه های غیر سیستماتیک (اشتباهاتی که ماهیت هزینه نداشته و جبران نمی شوند مانند حجم بالای معامله) و موارد بی شمار دیگر است. بنابراین، حتی پیچیده ترین روش های تحلیل های تکنیکال نیز یک معامله گر ناموفق و نا امید را به یک برنده ثابت و مطمئن تبدیل نخواهد کرد.”
تحلیل ذهنی
تفاوت بین معامله گر برنده و بازنده، در نگرش این دو خلاصه می شود.
معامله گران برتر، متفاوت با بقیه می اندیشند، به طوری که منجر به یک ساختار فکری منحصر به فرد و مجموعه ای از رویکرهای خاص شده و باعث می شود معامله گر موفق به فردی منضبط و متمرکز تبدیل شده که حتی در صورت وقوع ضرر، اعتماد به نفس خود را حفظ می کند.
معامله گری پر از تضادها و تناقضات فکری است. یکی از بدیهی ترین پارادوکس ها، عدم باور به این موضوع است که معامله گری ذاتاً پر مخاطره بوده و هیچ سود تضمینی در هیچ معامله ای وجود ندارد؛ پس احتمال اشتباه کردن و از دست دادن پول همیشه وجود دارد. در همین نقطه شکاف روانشناختی عمیقی بین ریسکی انگاشتن معامله و پذیرش ریسک نهفته در ذات هر معامله وجود دارد که تفاوت بین معامله گران موفق و ناموفق را به خوبی نشان می دهد.
یک فرد منطقی می گوید که اگر من وارد فعالیتی پر مخاطره شوم، پس باید آدم ریسک پذیری باشم، اما گفتن چیزی به معنای اعتقاد واقعی به آن نیست و بین دانستن و انجام دادن تفاوت وجود دارد.
مثلا، بیشتر مردم می دانند که برای بهبود سطح تناسب اندام باید غذای سالم بخورند و ورزش بکنند، با این حال افراد کمی از یک رژیم تناسب اندام ثابت پیروی می کنند. به طور مشابه ممکن است احتمالات را کاملا درک کنید، ولی همچنان تصمیمات معاملاتی بگیرید که با نحوه عملکرد احتمالات مغایرت شدیدی دارد.
معامله گران برتر نه تنها ریسک را می پذیرند، بلکه با آغوش باز به استقبال آن می روند و حتی با وجود ضررهایی که جز لاینفک بازار است، روحیه خود را از دست نمی دهند.
اما معامله گرانی که هنوز موفق به دستیابی به جایگاهی درست نشده اند، عمیقا این موضوع را باور ندارند. در مجموع اگر شما قادر نباشید بدون ناراحتی روحی (خصوصاً ترس) به معامله بپردازید، پس هنوز عمیقا به ریسکی بودن حیطه معامله گری باور ندارید و باید این مشکل را حل کنید، چرا که اجتناب از چیزی که غیر قابل اجتناب است، تاثیرات مخربی بر روی توانایی های شما در حرفه معامله گری خواهد گذاشت.
این یکی از تضادهایی بود که فلسفه آن در این کتاب بررسی شد، اما چرا ریسک پذیری در این بازار کار سختی است و به ندرت پیش می آید که معامله گران، اندک تلاشی برای بدست آوردن این مهارت بکنند؟
جواب واضح است، از دست دادن پول! پذیرفتن اینکه به خاطر یک اشتباه، پول خود را از دست بدهیم واقعا دردناک است و به همین دلیل ترجیح می دهیم از آن اجتناب کنیم. اما یادگیری پذیرفتن ریسک، مهمترین مهارت معامله گری بوده و امری غیرقابل اجتناب است.
“وقتی به یک نتیجه تصادفی اعتقاد داریم، این پذیرش ضمنی وجود دارد که نمی دانیم نتیجه چه خواهد بود. وقتی پیشاپیش رویدادی را می پذیریم که نمی دانیم چگونه اتفاق می افتد، آن پذیرش تاثیری بر خنثی نگه داشتن انتظارات ما دارد.”
جذابیت و خطرات معامله گری
قبل از بررسی این فصل گریزی به تعریف اقتصاد می زنیم. اقتصاد علم تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود است. این تعریف از بی حد و مرز بودن خواسته ها و نیازهای انسان سخن می گوید و اگر فلسفه آن را به معامله گری تعمیم دهیم، متوجه جذابیت و خطرات این حوزه خواهیم شد.
معامله گری فعالیتی است که آزادی نامحدودی در خلاقیت به ما می دهد؛ آزادی که در بیشتر زندگی خود از آن محروم بودیم. این محرومیت ها توسط جامعه، خانواده و حتی خود شخص به دلیل چهارچوب های ذهنی و باورهایش به او تحمیل شده و برای اینکه بتواند حمایت جامعه و خانواده را از دست ندهد، به میل آن ها رفتار می کند؛ اما این چیزی نیست که واقعا به انجام آن مایل باشد.
تمام نیازها و آرزوهایی که از بدو کودکی داشتیم و بنا به دلیلی پاسخ داده نشده است، تبدیل به انگیزه ها و نیازهای سرکوب شده می شوند و یک خلاء ذهنی را در ما ایجاد می کنند که در بزرگسالی تمایل به ارضای این نیازها را به طُرق مختلف داریم.
آزادی عمل ما در این بازار بی نهایت است، همانطور که تعداد متغیرهای ممکن اعم از دیدگاه، تعابیر و حالات مختلف بازار بی نهایت است. اما این آزادی عمل می تواند شما را به یک بازنده منفعل تبدیل کند؛ چرا که وقتی در حال ضرر هستید درنگ می کنید تا بازار تمام دارایی تان را از شما بگیرد و یا حتی زمانی که در سود کمی هستید به دلیل همین آزادی عمل و مشکلات روان شناختی مانند ترس و موارد دیگر به معامله پایان می دهید، در صورتی که بازار شما را از معامله بیرون نمی اندازد.
به همین دلیل، این بازار از دیدگاه داگلاس هم موهبت و هم مصیبت است. موهبت از آن نگاه که برای نخستین بار کنترل تمام اعمال خود را بدست گرفتید و مصیبت است چرا که اگر ساختار ذهنی مناسبی نداشته باشید و نتوانید رفتار خود را طبق آن رویکرد پیش ببرید، تمام دارایی خود را در همین بازار از دست خواهید داد.
همه ما به نوعی معتقدیم که قوانین باید وجود داشته باشند، اما در عین حال در مقابل ایجاد قوانین مقاومت می کنیم.
نمود این مسئله در بازارهای مالی بسیار واضح است. شما پس از سال ها به همان آزادی که در تمام زندگی خود آرزوی آن را داشتید رسیده اید، ولی پذیرش این موضوع که در این بازار هم باید قوانینی ایجاد کنید که در تمام طول عمر سعی در فرار از آن ها داشتید، بسیار دردناک و مشکل است. این واقعیت به این دلیل سخت است که این بار نه جامعه و نه خانواده ای وجود دارد که شما را از اعمال آزادنه منع کند و تنها شما هستید که زمام افکار و اعمال خود را در دست دارید و برای بقا در این بازار باید به این اصول و قوانین وضع شده توسط خودتان که به درستی انتخاب شده اند، احترام بگذارید.
قبول مسئولیت
مسئولیت پذیری واژه ای پرتکرار در حیطه اتخاذ تصمیم و در ابعاد مختلف زندگی است.
در واقع مسئولیت پذیری یعنی اتکا بر توانایی خویش جهت انتخاب کردن، فارغ از نتیجه ای که به بار می آورد؛ خواه این نتیجه خوب باشد یا بد. اگر شما مسئولیت پذیر باشید، باید پذیرای این نتیجه بوده و این نتایج را به اشخاص دیگر یا محیط بیرونی نسبت ندهید. در حقیقت قبول مسئولیت در معامله گری، فارغ از نتیجه معاملات، یکی از اصول مهم و اجتناب ناپذیر جهت موفقیت در بازار است.
“بهای عظمت، مسئولیت پذیری است.”
(وینستون چرچیل)
مکانیزم طبیعی ذهن انسان به صورتی است که از درد و رنج فیزیکی و روحی اجتناب می کند. این اجتناب به هر طریقی می تواند انجام شود، اما یکی از واضح ترین انواع اجتناب از درد، عدم پذیرش نتیجه بد در معاملات است.
فرد برای اینکه بار و وزن این نتیجه را به دوش نکشد، سعی در مقصر قلمداد کردن دیگران و حتی بازار می کند. همین مضمون نشان از آن دارد که فرد هنوز به این باور نرسیده است که معامله گری بازی با حاصل جمع صفر است، یعنی تنها راه سود کردن یک معامله گر این است که دیگری ضرر کند.
در واقع حقیقت این است که در این بازی هر کسی برای منافع خود وارد بازار می شود؛ حال سوال اینجاست که آیا شما در قبال برآورده شدن امید و آرزوهای سایر معامله گران احساس مسئولیت می کنید؟ مسلماً جواب خیر است، اما با این وجود شما بازار را مقصر قلمداد کرده و تقصیرها را به گردن آن می اندازید. این دقیقاً به این معنی است که توقع دارید سایر معامله گران که برآیند معاملات آن ها حرکت قیمت ها را تعیین می کند، به نفع شما عمل کنند.
توقعات ما در واقع تصویری از آینده هستند که برای خود می سازیم. برحسب اینکه چه میزان انرژی در پس هر توقعی نهفته باشد، با برآورده نشدن آن توقع، ضربه خواهیم خورد. پس باید بیاموزید که خودتان آنچه را می خواهید از بازار بدست آورید و از هیچکس توقعی نداشته باشید. اولین و مهمترین گام در این فرآیند این است که بیاموزید به طور کامل و مطلق مسئولیت پذیر باشید.
یکی دیگر از سوگیری هایی که عدم قبول مسئولیت به همراه دارد این است که معامله گر پس از ضرر کردن، بازار را حریف خود دانسته و برای انتقام از آن و دور شدن از رنج پذیرش اشتباه خود، فرض را بر این می گذارد که دانش بیشتر در مورد بازار از شکست او جلوگیری می کند.
اما مشکلی که ایجاد می شود این است که هر چه دانش وی افزایش می یابد، مشکلاتش در معامله گری نیز بیشتر می شود؛ چرا که هر چه بیشتر راجع به بازار بدانید، انتظار شما از آن بیشتر خواهد شد و هر چه انتظار شما بیشتر شود، نا امیدتر خواهید شد. در واقع طرز برخورد با بازار از شیوه تحلیل بازار پر اهمیت تر است.
برای درک بهتر مسئولیت پذیری به این پارادوکس دقت کنید!
“نگرفتن یک موقعیت سود دِه از ضرر کردن در معامله سخت تر است”
زمانی که ضرر می کنیم به هر نوعی می توانیم بازار را مقصر جلوه دهیم، ولی در مورد انجام ندادن یک معامله سود دِه اینگونه نیست. بازار این بار نه تنها هیچ کار خلافی نکرده بلکه پول را حاضر و آماده در اختیار ما قرار داده است؛ پس هیچ راهی برای توجیه باقی نمی ماند، چرا که شما مسئول آنچه بازار انجام می دهد یا نمی دهد نیستید، بلکه تنها مسئول نتیجه شیوه عملکرد نامناسب خود می باشید.
مارک داگلاس برای حل این مسئله رویکرد فاتحانه را پیشنهاد می دهد. یعنی قبول اینکه هر نتیجه ای که کسب می کنید، انعکاسی از میزان پیشرفت شما می باشد و نشان می دهد برای بهتر شدن چه چیزهای دیگری را باید بیاموزید. پس برای اینکه نمودار تاریخچه معاملات خود را به حالت صعودی تبدیل کنید، اولین گام این است که مسئولیت را در آغوش بگیرید و منتظر نباشید که بازار چیزی به شما بدهد یا کاری برایتان انجام دهد و در نهایت باید بدانید قبول مسئولیت، شالوده رویکرد فاتحانه است.
فراسوی ترس و طمع
معامله گران به صورت کلی از اشتباه کردن، از دست دادن پول و از دست دادن فرصت ها می ترسند. این ترس ها بر تصمیمات معاملاتی آن ها اثر گذاشته و نمی توانند موقعیت ها و فرصت ها را به درستی شناسایی کنند و در استفاده درست از سیستم و پیروی از قوانین خود دچار مشکل می شوند.
عملکرد افراد در زمانی که ترس غالب است مختل شده و فرد را در زمینه تصمیم گیری و تفکر منطقی فلج می کند.
نکته اینجاست که منبع این ترس بازار نیست، بلکه نگرش معامله گر نسبت به زندگی خود است و این ترس و ریسک گریزی در ذات بشر وجود دارد، چرا که رسالت ذهن نجات شما از خطرات احتمالی است و زمانی که احساس خطر می کند، سعی دارد با هشدارهایی شما را از انجام کارها و انتخاب های منطقی باز دارد و فقط بقای شما را حفظ کند.
تفاوت بین برندگان و بازندگان در بازارهای مالی ضرر نکردن آن ها نیست. ضرر جزء جدایی ناپذیر بازار بوده و برای معامله گران حرفه ای نیز اتفاق می افتد. تفاوت این دو دسته در نگرش آن ها نسبت به ترس و ریسک است. معامله گران موفق از ریسک کردن نمی ترسند و سعی در کنترل این ریسک ها به صورت سیستماتیک دارند.
Good traders try to avoid losing money. Great traders accept they will lose money.
“معامله گران خوب سعی می کنند از دست دادن پول خود داری کنند. معامله گران بزرگ می پذیرند که ضرر خواهند کرد.”
اما مجدداً نوعی تضاد در اینجا مطرح می شود که برای افراد مختلف رخ می دهد. ذکر این نکته که ذهن انسان به اتفاقات اخیر وزن بیشتری می دهد و به صورت خودکار اطلاعات مشابه را به هم تعمیم می دهد، بسیار ضروری است. یعنی زمانی که شما به صورت متوالی در چند معامله ضرر یا سود می کنید، ذهنتان شما را وارد فضای ترس یا اعتماد به نفس بیش از حد می کند و در تصمیم گیری بعد دچار سوگیری یا بایاس (Bias) در معامله خواهید شد.
فرض کنید در سه معامله اخیر خود متضرر شده اید. جنگ درونی آغاز شده و برای گرفتن معامله بعدی تردید خواهید کرد، افکاری مانند: کم کردن ریسک، عدم ورود، دلیل بیشتر برای ورود به معامله، در ذهن شما غالب می شوند.
بازار از نقطه ورود شما فاصله گرفته و یک معامله سود ده را از دست می دهید. سرزنش و خود تخریبی آغاز شده و مجدداً بر آتش درون شما می افزاید. حال فرض کنید در سه معامله اخیر خود سود می کردید؛ آیا پیروزی های متوالی شما را ترغیب به گرفتن معامله نمی کرد؟ آیا تردید می کردید؟ قطعا خیر.
نکته اینجاست که در هر دو وضعیت، بازار سیگنال را به یک شکل تولید کرده بود. اما حالت ذهنی شما در اولی منفی و مبتنی بر ترس بود و باعث شده بود که تمرکزتان بر روی احتمال شکست باشد که در نتیجه باعث درنگ شما در انجام معامله شد. در حالت دوم به سختی قادر به درک ریسک بودید. شما حتی با خود فکر کردید که بازار قرار است آرزوهای شما را برآورده کند!
به صورت کلی باید گفت، بازار تنها اطلاعات کاملا بی طرفانه تولید می کند و این ذهن شما است که به صورت خودکار لحظه اکنون را با تجربیات قبلی پیوند می دهد و باعث می شود که با عینک ترس یا خوش بینی به معامله بعدیتان نگاه کنید که منجر به گرفتن معامله یا تردید در انجام آن می شود.
راز و رمز معامله گری
مارک داگلاس معتقد است که اگر رمز و رازی در حیطه معامله گری وجود داشته باشد، از چهار اصل خارج نیست. اما قبل از بررسی این اصول نیاز است با چند واژه اساسی آشنا شوید.
- لبه یا برتری معاملاتی (Edge)
منظور از برتری معاملاتی شرایطی است که معامله گر برای ورود به یک معامله در نظر می گیرد. این واژه همان سیستم معاملاتی است که معامله گر از طریق فیلترهای آن، نقاط ورود و خروج را تشخیص می دهد.
- زون (Zone)
حالتی از ذهن است که شما در آن بسیار خلاق هستید و به طور ناخود آگاه بهترین عکس العمل را دارید. در حقیقت همان تفکر شهودی است که از طریق آموزش، تمرین و تکرار زیاد، برای انجام آن کار نیاز به فکر کردن ندارید و بهترین عملکرد خود را نا آگاهانه خود را بروز می دهید.
- لحظه اکنون چیست؟
به این معنی است که هیچ یک از تجربیات گذشته بر روی شما تاثیر ندارد و شما بدون توجه به تجربیات قبلی خود وارد معامله جدیدی شده یا از آن خارج می شوید.
چهار اصل اساسی در حیطه معامله گری از نگاه مارک داگلاس
- قادر باشیم بدون ترس یا خود شیفتگی (اعتماد به نفس بالای کاذب) به معامله گری بپردازیم.
- بازار را آنگونه که هست دریابیم، نه آنگونه که می خواهیم باشد.
- قادر باشیم کاملا در جریان لحظه اکنون تمرکز کنیم.
- به طور ناخود آگاه وارد زون شویم.
تفکر احتمالاتی
مغز ما برای فکر کردن بر اساس احتمالات و نتایج تصادفی تنظیم نشده و در درک احتمالات مشکل داریم. برنامه ریزی ذهن به گونه ای است که تصمیمات خود را بر اساس آنچه در گذشته تجربه کرده ایم، اتخاذ می کند؛ به ویژه سعی دارد ما را به سمت اجتناب از درد و لذت جویی سوق دهد.
اما این برنامه ریزی مبتنی بر دوری از درد و لذت جویی، منافع ما را در معامله گری تامین نمی کند و دانش بیشتر، شانس ما را برای اجتناب از درد باخت افزایش نداده و یک معامله سودآور، تضمینی برای احساسی مشابه در معامله بعدی نخواهد بود. احتمالات حکم می کنند که نتایج بازار کاملاً تصادفی باشند و بازار هیچگاه نتیجه و حرکات ثابت و غیرتصادفی نخواهد داشت.
شما زمانی به درک درستی از ماهیت بازار می رسید که عمیقاً باور داشته باشید که نتایج محتمل هم می توانند سودی ثابت ایجاد کنند، یعنی دقیقاً نکته ای که صاحبان کازینو، قماربازان با تجربه و معامله گران حرفه ای متوجه آن شده اند.
“بیشتر معامله گران معتقدند که رفتار بازار تصادفی نیست، ولی با این وجود نمی توانند سودی مستمر بگیرند. سوالی که مطرح می شود این است که آیا نباید یک نتیجه ثابت و غیر تصادفی، سودی ثابت داشته باشد و یک نتیجه تصادفی و غیر ثابت یک سود تصادفی؟”
مارک داگلاس برای اندیشیدن در حوزه احتمالات به دو لایه از اعتقادات اشاره می کند که می توانید از آن برای تفکر احتمالاتی کمک بگیرید.
- لایه اول
این لایه سطح میکرو (Micro) نام دارد. در این سطح شما باید به بی ثباتی و غیر قابل پیش بینی بودن هر دست منفرد معتقد باشید.
- لایه دوم
این لایه سطح ماکرو (Macro) نام دارد. در این سطح شما باید به این معتقد باشید که نتایج مجموعه دست هایی که بازی می شوند، قابل پیش بینی است. درجه پیش بینی این نتایج، بر پایه متغیرهای ثابتی است که شما از طریق سیستم معاملاتی خود به صورت قانون وضع کرده اید و می توانید با تحلیل، احتمال موفقیت خود را بالا ببرید.
حقایق بنیادی
- هر چیزی ممکن است اتفاق بیافتد.
- برای کسب پول لازم نیست بدانید چه اتفاقی خواهد افتاد.
- برای مجموعه ای از متغیرها که یک لبه (Edge) را تعریف می کنند، شکست ها و پیروزی ها به طور تصادفی توزیع شده اند.
- یک لبه چیزی جزء احتمال وقوع بیشتر یک اتفاق بر دیگری نیست.
- هر لحظه در بازار، یک لحظه منحصر به فرد است.
۱. هر چیزی ممکن است اتفاق بیافتد
این حقیقت نسبتاً ساده است. بازار چیزی نیست جز میلیون ها نفر که به افکار خود در برابر قیمت، جامه عمل می پوشانند.
برخی معتقد هستند که قیمت دارایی افزایش می یابد و خرید می کنند و بالعکس. غیر ممکن است بدانیم این مجموعه عظیم از باورهای مختلف در آینده چه عکس العملی خواهند داشت. از نظر تئوری، هر چیزی ممکن است در آینده اتفاق بیافتد و تقریباً هر افزایش یا کاهشی در قیمت دارایی محتمل است.
حتی اگر هر چیزی امکان اتفاق افتادن داشته باشد، درک این نکته که احتمال وقوع اتفاقات خاص متفاوت است، بسیار مهم می باشد. احتمال اینکه قیمت یک دارایی ۱۰۰% افزایش یابد نسبتاً کم است؛ هر چند احتمال وقوع آن صفر نیست! همه چیز ممکن است، اما همه چیز محتمل نیست.
۲. برای کسب پول لازم نیست بدانید چه اتفاقی خواهد افتاد
این حقیقت با حقیقت اول همپوشانی دارد. شما نه تنها نیازی ندارید که بدانید در آینده قرار است چه اتفاقی بیافتد، بلکه نمی توانید بدانید که چه خواهد شد.
اگر فکر می کنید که می توانید آینده را پیش بینی کنید، سخت در اشتباه هستید، چرا که برای انجام این کار باید باور تک تک افراد و یا نهادهایی که با بازار در تعامل هستند را بشناسید، درک و تحلیل کنید و تقریباً می توان گفت که این کار غیر ممکن است، به این دلیل که شما تنها می توانید خودتان را بهتر بشناسید.
با این حال، این بدان معنا نیست که شما نمی توانید در بازار کسب سود کنید. اگر یک سیستم معاملاتی داشته باشید، نه تنها مهم نیست که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، بلکه نتیجه بعدی معامله شما نیز مهم نخواهد بود، به این دلیل که ماحصل معاملات و نتیجه آن مهم است.
۳. برای مجموعه ای از متغیرها که یک لبه را تعریف می کنند، شکست ها و پیروزی ها به طور تصادفی توزیع شده اند
اگر واقعاً به توزیع تصادفی بین برد و باخت اعتقاد داشته باشید، آیا ممکن است احساس کنید که بازار به شما خیانت کرده است؟ برای مثال اگر سکه ای بیاندازید و یک بار پیشامد وقوع حالت شیر یا خط را درست حدس بزنید، لزوماً نباید انتظار داشته باشید که در پرتاب بعدی حق با شما باشد، آن هم فقط به این دلیل که آخرین بار حق با شما بوده است.
۴. یک لبه چیزی جزء احتمال وقوع بیشتر یک اتفاق بر دیگری نیست
در توجیه این حقیقت کازینوها را در نظر بگیرید. آن ها می دانند که شانس برنده شدن با آن هاست، اما این برتری به این معنا نیست که آن ها همیشه پیروز خواهند بود.
۵. هر آن در بازار یک لحظه منحصر به فرد است
این حقیقتی آشکار است، زیرا در غیر این صورت هر فرد و نهادی که در معامله قبل، کنش و عملی را انجام داده باشد، باید دقیقاً همان کار را دوباره انجام دهد. همه آن ها باید همان باورهای قبل را داشته باشند و موقعیت های معاملاتی بعدی را مانند دفعه قبل باز و بسته کنند.
بدیهی است که این امری غیرممکن بوده و نباید یک لحظه را با لحظه قبل مقایسه کرد، چرا که در آن زمان می توان انتظار همان نتیجه را داشت. می توان گفت اگر لحظه ای منحصر به فرد نیست، باید هر متغیری را بشناسید که مجدداً این امر محال است.
در انتها
تبدیل شدن به یک معامله گر حرفه ای فرآیندی است که لازمه رسیدن به آن کسب مهارت ها، باورهای درست، خودشناسی و تمرین و تکرار بسیار است.
همانطور که اگر می خواهید یک گلف باز حرفه ای شوید، طبیعی است که باید وقت خود را صرف حداقل ده هزار ضربه کنید تا عضلات شما به ضربه درست عادت کنند و بتوانید به صورت ناخودآگاه درست ضربه بزنید. موفقیت مستمر در بازارهای مالی نیز تفاوت چندانی با این موضوع ندارد، زیرا معامله گری یک هنر است و کارهایی که بُعد هنرگونه دارند، نیازمند تمرین و تکرار هستند.
شاید دوست داشته باشید

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنشها بزودی با سرعت اینترنت نهایی میشوند

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی میرساند

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبتنام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو

هر اونس چند گرم طلای ۱۸ عیار است؟ تبدیل ساده انس به گرم طلا
اخبار
استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!
شرکت StarkWare فناوری جدیدی اعلام کرده که «تصدیق بلوکهای بلاکچین بیتکوین از ابتدای پیدایش تا حال» را در قالب یک پرُف (proof) تقریباً ۱ مگابایتی ممکن میکند، البته نه به معنی دانلود کل تاریخچه تراکنشها، بلکه فقط هِدِر بلوکها.
منتشر شده
5 ماه پیشدر
شهریور 21, 1404توسط
روکو (Rocco)
شرکت استارکور (StarkWare) که در زمینه فناوری پیشرفته دانش صفر (Zero-Knowledge یا ZK) تخصص دارد، از یک دستاورد بزرگ رونمایی کرده است که میتواند اساس تعامل کاربران با شبکه بیتکوین را دگرگون کند. این شرکت موفق به ساخت یک اثبات تأیید (Verification Proof) مبتنی بر دانش صفر از کل بلاکچین بیتکوین شده است که به طرز شگفتانگیزی سبک بوده و به راحتی بر روی دستگاههای موبایل قابل اجراست. این نوآوری به هر کاربری اجازه میدهد تا به طور مستقل و بدون نیاز به سختافزارهای گرانقیمت، تاریخچه بیتکوین را اعتبارسنجی کند.
این اثبات که توسط استارکور توسعه داده شده، تنها ۱ مگابایت حجم دارد. این در حالی است که حجم کامل بلاکچین بیتکوین (Bitcoin) در حال حاضر از مرز ۶۸۰ گیگابایت فراتر رفته است. به گفته عبدالحمید بختا (Abdelhamid Bakhta)، مدیر اکوسیستم در استارکور، این تکنولوژی به کاربران امکان میدهد تا تراکنشها را در کمتر از ۱۰۰ میلیثانیه تأیید کنند. این پیشرفت، تحقق مدرن ایدهای است که برای اولین بار توسط ساتوشی ناکاموتو در وایتپیپر بیتکوین تحت عنوان تأیید پرداخت ساده شده (SPV) مطرح شد و اکنون موانع فنی و مالی را برای میلیونها کاربر از میان برمیدارد.

چگونه ۶۸۰ گیگابایت داده در ۱ مگابایت فشرده میشود؟
راز این فشردهسازی خارقالعاده در محتوای اثبات نهفته است. این فایل ۱ مگابایتی، تاریخچه کامل و جزئیات تمام تراکنشها را در خود جای نداده است؛ بلکه شامل تمام هدرهای بلاک (Block Headers) از اولین بلاک شبکه (بلاک جنسیس) تا به امروز است. هر هدر بلاک مانند یک شناسنامه برای آن بلاک عمل میکند و حاوی اطلاعات کلیدی زیر است:
- شماره نسخه (Version Number): نسخه نرمافزار بیتکوین که برای استخراج بلاک استفاده شده است.
- ارجاع به بلاک قبلی (Previous Block Reference): پیوندی رمزنگاریشده که زنجیره بلاکها را به هم متصل میکند.
- برچسب زمانی (Timestamp): زمان تقریبی ایجاد بلاک.
- اندازه بلاک (Block Size): حجم بلاک.
- نانس (Nonce): عدد تصادفی که ماینرها برای حل معمای محاسباتی و افزودن بلاک به دفتر کل، آن را پیدا میکنند.
با در اختیار داشتن زنجیرهای از این هدرها، یک کاربر میتواند به طور مستقل و با اطمینان بالا، صحت و اعتبار کل تاریخچه شبکه را بدون نیاز به دانلود صدها گیگابایت داده، بررسی کند.

این دستاورد در زمانی ارائه میشود که جامعه بیتکوین درگیر یکی از مهمترین بحثهای داخلی خود، یعنی چالش حفظ تمرکززدایی (Decentralization) در مقابل رشد روزافزون حجم بلاکچین است. یکی از ارزشهای بنیادین بیتکوین این است که اجرای یک نود کامل (Full Node) برای هر کسی با یک کامپیوتر شخصی معمولی امکانپذیر باشد. این دسترسی آسان، تضمینکننده امنیت و مکانیزم اجماع شبکه است که توسط هزاران اپراتور نود مستقل در سراسر جهان اجرا میشود.
با این حال، ظهور پدیدههایی مانند اُردینالز و اینسکریپشنها که امکان ذخیرهسازی دادههای غیرپولی (مانند تصاویر و متن) را روی بلاکچین (Blockchain) فراهم میکنند، این اصل را به چالش کشیدهاند. منتقدان معتقدند این روند باعث «پفکردن» بلاکچین شده و با افزایش سرسامآور حجم دفتر کل توزیع شده (DLT)، نیازمندیهای سختافزاری برای اجرای نود را بالا میبرد. اگر اجرای نود بیش از حد گران شود، شبکه به سمت تمرکزگرایی پیش خواهد رفت و تنها شرکتهای بزرگ و مراکز داده توانایی مشارکت در آن را خواهند داشت که این امر کاملاً با فلسفه وجودی بیتکوین در تضاد است.

بهروزرسانی Bitcoin Core و طغیان جامعه
این تنش با اعلام برنامههای مربوط به بهروزرسانی آینده نرمافزار Bitcoin Core 30 که برای انتشار در ماه اکتبر برنامهریزی شده، به نقطه جوش خود رسیده است. توسعهدهندگان Bitcoin Core (که نرمافزار مورد استفاده حدود ۸۰٪ از نودهای شبکه است) قصد دارند محدودیت OP_Return را حذف کنند. این قابلیت در حال حاضر حجم دادههای غیرپولی قابل جاسازی در تراکنشها را به ۸۰ بایت محدود میکند که برای ذخیره اکثر محتواهای چندرسانهای امروزی بسیار ناچیز است.
این تصمیم پیشنهادی، موجی از مخالفت را برانگیخته و باعث یک جهش تاریخی در استفاده از Bitcoin Knots شده است. Bitcoin Knots یک نرمافزار جایگزین برای نود بیتکوین است که قابلیتهای شخصیسازی بیشتری را به اپراتورها میدهد؛ از جمله این امکان که خودشان برای میزان دادههای OP_Return که مایل به ذخیره و بازنشر آن هستند، محدودیت تعیین کنند. آمارها نشان میدهد سهم بازار نودهای Knots از حدود ۱٪ در پایان سال ۲۰۲۴، با یک رشد تقریباً عمودی، به نزدیک ۲۰٪ در سال ۲۰۲۵ رسیده است که نشاندهنده واکنش شدید بخشی از جامعه به مسیر پیش روی توسعه بیتکوین است. در این میان، راهکار استارکور میتواند فارغ از این جدالها، قدرت تأیید مستقل را به دست تکتک کاربران بازگرداند.
آموزش
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟
تقویم اقتصادی مثل یک “برنامهریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکتهای ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک میکند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصتهای سودآور پیدا کنید.
منتشر شده
5 ماه پیشدر
شهریور 21, 1404توسط
روکو (Rocco)
اگر معاملهگر یا فعال بازارهای مالی باشید، حتما تجربه کردهاید که یک خبر اقتصادی میتواند ظرف چند دقیقه بازار را زیر و رو کند. مثلا اعلام نرخ بیکاری آمریکا یا تصمیم فدرال رزرو درباره نرخ بهره کافی است تا قیمت دلار، طلا یا حتی بیت کوین نوسان شدیدی پیدا کند. در چنین شرایطی، دانستن زمان دقیق این رویدادها میتواند مرز میان یک معامله سودآور یا پشیمانکننده باشد.
اینجاست که تقویم اقتصادی به عنوان یک ابزار به کمک شما میآید. ابزاری که تمام اتفاقات مهم اقتصادی و مالی جهان را در یک جدول زمانی مشخص نمایش میدهد و به شما کمک میکند همیشه چند قدم جلوتر از بازار باشید. اگر میخواهید بدانید تقویم اقتصادی دقیقا چیست، چه اجزایی دارد و چطور باید از آن استفاده کنید، این مطلب را از دست ندهید.
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست؟
یک لیست زمانبندیشده از اعلامیههای اقتصادی، دادههای کلان، سخنرانیهای مقامات مالی و انتشار شاخصهای اقتصادی مثل نرخ بهره، تورم، بیکاری، تولید ناخالص داخلی و … است. علاوه بر این معمولاً زمان بیانیه های بانک مرکزی، سخنرانی های سیاست گذاران پولی و انتخابات را فهرست می کند.
بیشتر تقویم های اقتصادی منتشر شده شامل نوع داده مثل نرخ بیکاری، نتیجه قبلی که منتشر شده بود و انتظارات اجماع بازار برای نتیجه آتی می شوند. باید توجه داشت که نوع انتشار به طور کلی بسته به اینکه چه تاثیری می تواند داشته باشد؛ بصورت زیاد، متوسط، کم یا بدون تاثیر، کد گذاری می شود.
برای مثال، تصور کنید بانک مرکزی اروپا (ECB) قرار است درباره نرخ بهره (Interest Rate) جلسه برگزار کند. این تصمیم میتواند ارزش یورو را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. اگر شما معاملهگر بازار فارکس باشید و این تاریخ را ندانید، ممکن است در میانه یک معامله ناگهان با نوسانی شدید روبهرو شوید و فرصت مدیریت آن را از دست بدهید. اما وقتی به تقویم اقتصادی نگاه میکنید، میبینید که این رویداد دقیقا چه روز و ساعتی اتفاق میافتد و میتوانید از قبل برایش برنامهریزی کنید.
تقویم اقتصادی نه فقط برای معاملهگران حرفهای، بلکه برای هر فردی که در بازارهای مالی فعالیت میکند (از بورس و فارکس گرفته تا ارزهای دیجیتال) یک ابزار ضروری است. حتی سرمایهگذاران بلندمدت هم با نگاه به این تقویم میتوانند تصمیمهای دقیقتری برای مدیریت پرتفوی خود بگیرند.
اگر انتشار داده اقتصادی تأثیر کمی داشته باشد، آنگاه جفت ارز حرکتی نداشته و یا واکنشی جزیی نسبت به نتیجه از خود نشان خواهد داد. اما اگر در رویدادی با تأثیر متوسط، نتیجه نهایی با چیزی که انتظار می رفت خیلی تفاوت داشته باشد، باعث می شود جفت ارز به میزان بیشتری تغییر کند. زمانی که انتشار داده ها به طور قابل توجهی بیشتر یا کمتر از نتیجه مورد انتظار بازار باشند، به خصوص زمانی که صحبت از داده هایی با تأثیر بالا باشد، جفت ارز مرتبط تمایل بیشتری به حرکت دارد و بازار نوسانات قابل توجهی را در این فرآیند تجربه می کند.
چرا تقویم اقتصادی مهم است؟
- تقویم اقتصادی مانند یک نقشه راه است که مسیر حرکت بازارها را روشنتر میکند و شما را از غافلگیریهای ناگهانی نجات میدهد. به این ترتیب شما میتوانید تصمیمات معاملاتی خودتان را بر پایه اطلاعات موثق بگیرید.
- انتشار دادههای اقتصادی میتواند باعث نوسانات شدید در بازارهای مالی شود. برای مثال، اگر نرخ تورم بالاتر از حد انتظار اعلام شود، سرمایهگذاران انتظار افزایش نرخ بهره خواهند داشت و همین موضوع میتواند بازار سهام یا ارزهای دیجیتال را تحت تاثیر قرار دهد.
- بدون تقویم اقتصادی، بسیاری از تصمیمها بر اساس حدس و گمان گرفته میشود. معاملهگرانی که فقط با تحلیل تکنیکال کار میکنند، ممکن است در لحظه انتشار یک خبر بزرگ، گرفتار نوسانات غیرمنتظره بازار شوند. در حالیکه کسی که تقویم اقتصادی را دنبال میکند، میداند چه زمانی باید محتاطتر باشد یا حتی برای شکار فرصتهای جدید آماده شود.
- یکی از مهمترین مزیتهای تقویم اقتصادی، مدیریت ریسک است. اگر قبل از انتشار یک داده مهم پوزیشن باز دارید، میتوانید حجم معاملات خود را کاهش دهید، حد ضرر تنظیم کنید یا حتی معامله را ببندید تا از ضررهای سنگین جلوگیری شود.
- استفاده از تقویم اقتصادی به شما امکان میدهد استراتژیهای کوتاهمدت و بلندمدت خود را بر اساس دادههای واقعی طراحی کنید. به این ترتیب، معاملات شما نظم بیشتری پیدا میکند و احتمال موفقیت بالاتر میرود.
- بسیاری از ضررها به دلیل تصمیمات عجولانه و احساسی اتفاق میافتد. وقتی بدانید چه چیزی در راه است، آرامش بیشتری خواهید داشت و کمتر اسیر ترس یا طمع میشوید.
اجزای اصلی یک تقویم اقتصادی
وقتی وارد یک تقویم اقتصادی مثل Trading Economics یا Investing.com میشوید، در نگاه اول ممکن است جدول شلوغی ببینید که پر از عدد و کلمه است. اما اگر بدانید هر ستون چه معنایی دارد، کار با آن بسیار ساده خواهد شد. در ادامه تکتک اجزای اصلی این جدول که از وبسایت تریدینگ اکونومیکس آورده شده را توضیح میدهیم.

در قسمت بالای جدول بخشی برای فیلتر کردن نتایج آورده شده است. گزینه «Recent» فیلتری برای نشان دادن رویدادهای اخیر است و فقط موارد نزدیک به زمان فعلی را نشان میدهد. اگر میخواهید مثلا رویدادهای اقتصادی چند ماه دیگر را ببینید کافی است این فیلتر را تغییر دهید.
با استفاده از گزینه «Impact» شما میتوانید این رویدادهای اقتصادی را بر اساس سطح اهمیت آن ها دستهبندی کنید. تریدینگ اکونومیکس سه دستهبندی دارد. رویدادهای یک ستاره، دو ستاره و سه ستاره که طبیعتا اهمیت آن ها بر اساس تعداد ستاره افزایش مییابد.
قسمت «Countries» امکان فیلتر کردن بر اساس کشور یا اقتصاد موردنظر را فراهم میکند. مثلا اگر قصد دارید فقط شاخصهای اقصتادی کلان آمریکا را ببینید، کافی است روی این گزینه کلیک کرده و «United States» را انتخاب کنید.
فیلتر «Category» دستهبندی رویدادها را نمایش میدهد. مثلا شما میتوانید در این فیلتر گزینه «Prices & Inflation» را انتخاب کرده و فقط دادههای تورمی را مشاهده کنید.
بخش «UTC +3:30» نیز برای تعیین منطقه زمانی است. شما میتوانید منطقه زمانی خودتان (تهران-ایران) را تنظیم کنید تا ببینید دقیقا رویداد موردنظرتان در چه ساعتی به وقت ایران رخ میدهد.
- تاریخ و ساعت
اولین چیزی که در تقویم اقتصادی به چشم میآید، ستون زمان انتشار است. در این بخش دقیقا مشخص میشود که هر رویداد چه روز و ساعتی منتشر خواهد شد. اهمیت این قسمت بسیار بالاست، چون بازارها معمولا درست در همان لحظه انتشار خبر واکنش نشان میدهند. مثلا اگر در ساعت ۴:۰۰ صبح «شاخص اعتماد مصرفکننده استرالیا» منتشر شود، معاملهگران بازار فارکس در همان دقیقه باید آماده واکنش باشند.
همانطور که گفتیم، ساعت تقویم معمولا بر اساس منطقه زمانی قابل تغییر است. مثلا شما میتوانید آن را روی «تهران (UTC+3:30)» تنظیم کنید تا دقیقاً با ساعت محلی خودتان هماهنگ باشد.
- کشور
در ستون بعدی، پرچم و کد کشور (مثلاً GB = بریتانیا، AU = استرالیا، MX = مکزیک) قرار دارد که نشان میدهد داده متعلق به کدام اقتصاد است. گاهی اوقات هم رویدادها مربوط به یک بلوک منطقهای خاص مثلا اروپا (EA = Euro Area) هستند. در این صورت آن داده را باید به عنوان یک شاخص منطقهای و نه مربوط به یک کشور واحد تفسیر کرد.
- عنوان رویداد
این ستون عنوان خبر یا شاخص اقتصادی را نشان میدهد. گاهی هم کنار این عنوان، مخفف ماه میلادی (مثل AUG، SEP) دیده میشود که نشان میدهد داده مربوط به کدام ماه است. شناخت هر شاخص اهمیت زیادی دارد، چون هرکدام اثر متفاوتی روی بازار میگذارند.
اما نکته مهم اینجاست که همه رویدادها عددی و آماری نیستند. بعضی از آن ها بیشتر کیفی هستند و باید با توجه به ماهیتشان تفسیر شوند. برای درک بهتر، به چند نمونه نگاه کنیم:
- شاخصهای آماری (عددمحور)
مثل نرخ بیکاری (Unemployment Rate)، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI)، یا تولید ناخالص داخلی (GDP). اینها همیشه یک عدد مشخص دارند که میتوان آن را با مقدار قبلی و پیشبینی بازار مقایسه کرد.
- سخنرانیها (Speech)
مثلا «سخنرانی رئیس فدرال رزرو». این نوع رویداد عدد ندارد، بلکه مهم محتوای صحبتهاست. اگر لحن سخنران به سمت سیاست انقباضی (افزایش نرخ بهره) باشد، بازار واکنش منفی به داراییهای پرریسک نشان میدهد. اگر لحن انبساطی باشد، میتواند باعث رشد بازار سهام یا ارزهای دیجیتال شود.
- حراج اوراق (Auction)
مثل «حراج اوراق ۱۰ ساله آمریکا» یا «حراج اوراق خزانه ژاپن». اینجا اعداد مربوط به بازده (Yield) یا حجم اوراق فروختهشده اهمیت دارند. بالا رفتن بازده معمولا نشانه افزایش هزینه استقراض دولت و احتمال بالا رفتن نرخ بهره است.
- شاخصهای نظرسنجی و اعتماد (Survey/Confidence Index)
مثل «شاخص اعتماد مصرفکننده» یا «شاخص مدیران خرید (PMI)». اینها با پرسشنامه از فعالان اقتصادی یا مصرفکنندگان تهیه میشوند و بازتابدهنده چشمانداز آینده هستند.
ستون Previous نشاندهنده نتیجه گزارش قبلی است. مثلا اگر شاخص بیکاری ماه گذشته ۸٪ بوده، این عدد در ستون Previous نمایش داده میشود. این بخش برای مقایسه روند بسیار مهم است، چون بازار همیشه تغییرات نسبت به گذشته را در نظر میگیرد.
در قسمت (Consensus / Forecast) دو ستون پیشبینی تحلیلگران و اقتصاددانان درباره آن شاخص یا داده اقتصادی آورده میشود. اما چه تفاوتی با هم دارند؟
Consensus یا اجماع در واقع میانگین پیشبینی جمعی تحلیلگران، اقتصاددانها و موسسات مالی است. یعنی چندین منبع معتبر پیشبینی خود را درباره یک شاخص اعلام میکنند و تقویم اقتصادی میانگین یا اجماع آنها را نمایش میدهد.
Forecast گاهی به همان معنی Consensus به کار میرود، اما در بعضی تقویمها (مثل Trading Economics) یک تفاوت کوچک دارد:
- Forecast معمولاً پیشبینی اختصاصی خود سایت یا موسسه منتشرکننده تقویم است.
- در حالی که Consensus نماینده پیشبینی کلی بازار و تحلیلگران مختلف است.
در ستون (Actual) مقدار واقعی در لحظه انتشار خبر بهروزرسانی میشود و عدد واقعی گزارش را نشان میدهد. در حقیقت، مهمترین بخش برای معاملهگران همین ستون است، چون مستقیما رفتار بازار را شکل میدهد.
بعضی تقویمها مثل Trading Economics در کنار هر شاخص نمودارهای کوچکی نمایش میدهند. این نمودار روند تاریخی آن شاخص را نشان میدهد (مثلا تغییرات نرخ بیکاری در چند ماه گذشته). با نگاه سریع به این بخش میتوانید متوجه شوید وضعیت در حال بهبود یا بدتر شدن است.

طبق ستون اول متوجه میشویم که شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) آمریکا ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت محلی منتشر میشود. به طور کلی، شاخصهای اقتصادی را میتوان در بازه زمانیهای مختلفی ارزیابی کرد. منظور از MoM بازه زمانی ماهانه است و YoY تغییرات کل یک سال نسبت به سال قبل را نشان میدهد.
در سطر اول که مربوط به شاخص PPI اصلی در بازه ماهانه است، میبینیم که مقدار قبلی ۰.۹٪ ثبت شده است. این یعنی در ماه گذشته قیمت تولیدکنندهها نسبت به ماه ماقبلش ۰.۹٪ افزایش داشته است. در ستون Forecast پیشبینی تریدینگ اکونومیکس برای این ماه ۰.۳٪ است و Consensus که میانگین پیشبینی اقتصاددانان و تحلیلگران مختلف را نشان میدهد ۰.۴٪ ثبت شده است. مقدار Actual یا واقعی هم هنوز منتشر نشده و به همین دلیل این ستون خالی مانده و در لحظه انتشار شاخص پر میشود.
چطور از تقویم اقتصادی استفاده کنیم؟
این بخش مهمترین قسمت مقاله است، چون فقط دانستن اینکه رویدادها چه زمانی هستند کافی نیست؛ باید بدانید چطور از این اطلاعات استفاده کنید.
- برنامهریزی هفتگی: در ابتدای هفته به تقویم اقتصادی نگاه کنید و رویدادهای مهم (مثل NFP یا تصمیم نرخ بهره) را علامت بزنید. این کار به شما کمک میکند از قبل آماده باشید.
- ترکیب با تحلیل تکنیکال: اگر میبینید یک خبر مهم نزدیک است، سطوح حمایت و مقاومت نمودار را بررسی کنید. مثلا اگر خبر منفی بیاید و بازار به حمایت نزدیک باشد، احتمال شکستن حمایت بیشتر میشود.
- استراتژی معاملاتی متناسب با خبر: بعضی معاملهگران قبل از انتشار خبر، از بازار خارج میشوند تا ریسک نکنند. برخی دیگر ترجیح میدهند منتظر بمانند و پس از انتشار داده و مشخص شدن جهت بازار وارد معامله شوند.
- مدیریت حجم و حد ضرر: در زمانهایی که احتمال نوسان شدید وجود دارد، بهتر است حجم معامله کمتر شود یا حد ضرر نزدیکتر قرار بگیرد.
- ثبت تجربهها: بهترین راه برای یادگیری استفاده از تقویم اقتصادی، تجربه شخصی است. بعد از هر رویداد مهم یادداشت کنید بازار چگونه واکنش نشان داد و استراتژی شما چقدر موفق بود.
تقویم اقتصادی را از کجا ببینیم؟
امروزه دهها وبسایت معتبر وجود دارد که تقویم اقتصادی رایگان و بهروزی ارائه میدهند. برخی از بهترین منابع عبارتاند از:
- Trading Economics: همه رویدادها، نرخ بهره، قیمتها و تورم، بازار کار، رشد تولید ناخالص داخلی، تجارت خارجی، دولت، اعتماد تجاری، احساسات مصرفکننده، بازار مسکن.
- Investing.com: تقویم اقتصادی همزمان با اعلام رویدادهای اقتصادی، شاخصها را دریافت کنید و تأثیر فوری آنها بر بازار جهانی را مشاهده کنید – از جمله رویدادهای قبلی، …
- Forex Factory: با تقویم اقتصادی فارکس محور، رویدادهای تأثیرگذار بر بازار را خیلی قبل از وقوع پیشبینی کنید.
- TradingView: تقویم اقتصادی آخرین و رویدادهای اقتصادی آینده را نشان میدهد که میتوانند بر داراییها، مناطق و بازارهای جهانی خاصی تأثیر بگذارند.
- FXStreet: تقویم اقتصادی لحظهای، رویدادها و شاخصهای اقتصادی سراسر جهان را پوشش میدهد.
- MyFxBook: تقویم اقتصادی به صورت آنی که تمام رویدادها و اطلاعیههای اقتصادی را پوشش میدهد. مقادیر تاریخی، قبلی، اجماعی و واقعی هر شاخص را مشاهده کنید.
همچنین بروکرهای فارکس هم معمولاً تقویم اقتصادی روی سایت خود دارند.
در انتها
تقویم اقتصادی مثل یک “برنامهریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکتهای ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک میکند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصتهای سودآور پیدا کنید. در دنیایی که ثانیهها حرف اول را میزنند، اطلاع از آنچه در راه است، برگ برنده شماست. با استفاده منظم از این ابزار، دیگر از نوسانات ناگهانی غافلگیر نخواهید شد و میتوانید با اطمینان بیشتری برای آینده سرمایهگذاری خود برنامهریزی کنید.
به یاد داشته باشید، موفقیت در بازارهای مالی تنها به تحلیل نمودارها محدود نمیشود. تسلط بر اطلاعات و درک وقایع کلان اقتصادی، مکمل تحلیل تکنیکال است و شما را در مسیری قرار میدهد که به جای دنبال کردن بازار، آن را پیشبینی کنید. به همین خاطر توصیه میکنیم که از همین امروز، استفاده از تقویم اقتصادی را به یکی از عادتهای معاملاتی خود تبدیل کنید.
سودآوری و معامله گری بصورت مداوم در بازار می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، و واقعیت مسلم این است که اکثر معامله گران خرد معمولا پول خود را در این بازار از دست می دهند. با این وجود، با یک برنامه معاملاتی جامع، ابزارهای مناسب و دانش کافی از بازار ارز، شانس موفقیت شما به عنوان یک معامله گر به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنشها بزودی با سرعت اینترنت نهایی میشوند

تراست ولت امکان معامله سهام های توکنیزه (RWA) را برای کاربران فعال کرد

اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی میرساند

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبتنام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو

هر اونس چند گرم طلای ۱۸ عیار است؟ تبدیل ساده انس به گرم طلا

آیا تحلیل تکنیکال بهتنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟

کوینبیس توکن اتنا (ENA) را به رودمپ خود اضافه کرد

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژهها ناپدید شدهاند!

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت پنجم (آخر)

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت چهارم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت سوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت دوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت اول

مستند دیپ وب (Deep Web) 2015

مستند شغل داخلی (Inside Job) بحران مالی

مارجین کال (Margin Call)

فیلم بازیکن شماره یک آماده (Ready Player One)

فیلم مرد آزاد (Free Guy)
![مستند کریپتوپیا [Cryptopia]، بیت کوین، بلاکچین و آینده اینترنت](https://investorent.xyz/wp-content/uploads/مستند-کریپتوپیا-Cryptopia-80x80.webp)
مستند کریپتوپیا (Cryptopia)




برای ارسال نظر باید وارد شوید ورود