آموزش
مفاهیم تحلیل فاندامنتال (Fundamental analysis) در بازار فارکس
تحلیل فاندامنتال روش ارزیابی یک دارایی از طریق بررسی معیارهای اقتصادی، مالی و سایر معیارهای کمی و کیفی مرتبط با آن به منظور سنجش ارزش درونی آن دارایی است. به عبارت دیگر، تحلیل بنیادی، ارزیابی متغیرهای کلیدی یا متغیرهای اساسی برای سنجش دارایی های مالی قابل معامله نظیر سهام، شاخص ها، رمز ارزها و… شده است.
منتشر شده
2 سال پیشدر
توسط
روکو (Rocco)
اگرچه بیشتر معامله گران از تحلیل تکنیکال (Technical analysis) برای انجام معاملات خود استفاده می کنند، اما بعضی از معامله گران با استفاده از تحلیل بنیادی (فاندامنتال) سعی می کنند درصد موفقیت خود را افزایش دهند.
تحلیل فاندامنتال (Fundamental analysis) چیست؟
از نظر پیش بینی حرکات قیمت و شناسایی فرصت های معاملات فارکس، دو رویکرد اصلی وجود دارد. اول تحلیل تکنیکال که تلاش می کند جهت قیمت را بر اساس داده ها و آمار تاریخی قیمت و با کمک نمودارهای قیمتی پیش بینی کند. رویکرد دیگر تحلیل فاندامنتال فارکس (FOREX) یا همان تحلیل بنیادی است. این روش همانطور که از نامش پیداست، مبتنی بر بنیادهای اقتصادی یک دارایی (سهام، ارز و …) است تا تعیین کند که آیا قیمت فعلی آن بالاتر یا پایین تر از ارزش ذاتی و واقعی معامله می شود (با این فرض که در نهایت، قیمت اطلاعات موجود را منعکس می کند).
به عبارت دیگر، هدف نهایی تحلیل بنیادی فهمیدن این نکته است که با توجه به اطلاعات موجود، قیمت واقعی و ذاتی یک دارایی پایین تر، بالاتر و یا برابر با قیمت فعلی آن دارایی در بازار است و یا خیر؟ بنابراین بر مبنای این تحلیل معامله گر تصمیم می گیرد که آن دارایی را بفروشد و یا بخرد.
در روش دیگر این نوع تحلیل، معامله گر به دنبال کشف نیروهای عرضه و تقاضا در بازار فارکس است و هدف از تحلیل بنیادی کسب سود با کمک درک عوامل مؤثر بر این عرضه و تقاضا است؛ یعنی تحلیل گر با استفاده از داده های اقتصادی و بنیادهای بازار به تحلیل و پیش بینی عرضه و تقاضای آتی در بازار می پردازد.
معامله بر اساس تحلیل فاندامنتال یک روش بسیار محبوب است که اغلب به جای استفاده در معامله گری کوتاه مدت با مفهوم استراتژی خرید و نگهداری (معاملات بلند مدت) در ارتباط است.
بعضی از بزرگترین سرمایه گذاران، مانند وارن بافت و بنجامین گراهام، مبنای تصمیمات سرمایه ذاری خود را بر تحلیل فاندامنتال قرار می دهند. در حقیقت تحلیل فاندامنتال بیش از اینکه با استراتژی های نوسان گیری و اسکلپ همخوانی داشته باشد، با استراتژی های بلند مدت و میان مدت همخوانی دارد و سرمایه گذاران بیش از معامله گران از این روش استفاده می کنند.
هرچند از آنجایی که به کمک تحلیل فاندامنتال قادر خواهیم بود روندهای اصلی و ترندهای بزرگ بازار را شناسایی کنیم، این روش تحلیل به کمک معامله گران کوتاه مدت نیز خواهد آمد. به عنوان مثال با بررسی دقیق و کامل بازار از منظر بنیادی و پی بردن به روند اصلی و بلند مدت بازار، معامله گر می تواند صرفا وارد معاملات کوتاه مدتی شود که در جهت روند اصلی بازار است تا ریسک معاملات خود را کاهش دهد.
معامله گران سهام معمولا ارزیابی های فاندامنتال خود را بر اساس صورت های مالی شرکت ها انجام می دهند. آن ها با بررسی ترازنامه از میزان بدهی و دارایی و ترکیب سرمایه شرکت، با استفاده از صورت سود و زیان به وضعیت سودآوری شرکت و با استقاده از صورت جریان نقدی به کیفیت سودآوری شرکت و میزان دسترسی آن به منابع نقدی مطلع می شوند. همچنین در روش دیگری از تحلیل بنیادی با بررسی صنعت مورد نظر و بازارهای مرتبط با آن و تحلیل محصولات و مشتریان و مواد اولیه و همچنین تحلیل وضعیت کلان اقتصادی کشور و جهان به پیش بینی سودآوری آتی شرکت می پردازند. این کار به آن ها اجازه می دهد تا تعیین کنند که آیا فروش سهام مناسب است و یا خرید آن.
اتخاذ این روش در مورد تحلیل بازار فارکس نیز ممکن است. همانطور که از صورت های مالی یک شرکت می توان برای تعیین ارزش ذاتی آن استفاده کرد، شاخص های اقتصادی (که به ارزیابی عملکرد اقتصادی یک کشور کمک می کنند) نیز می توانند در تعیین قیمت منصفانه یک ارز یاری دهنده باشند. این داده ها می توانند جهت حرکت کوتاه مدت و بلند مدت ارزها را تعیین کنند.
برخی از عوامل وجود دارند که باید قبل از شروع تحلیل بنیادی مورد توجه قرار گیرند. اول اینکه برخی از شاخص های اقتصادی بیشتر از سایرین در عملکرد یک ارز تاثیر دارند. این بدان معناست که انتشار برخی شاخص ها یا ارقام خاص بیشتر از انتشار سایر اطلاعات یا رویدادهای مرتبط در بازار تاثیرگذار هستند. دوم اینکه بازارها اغلب بر اساس انتظارات از آینده حرکت می کنند. بنابراین معیارها و پیش بینی های کارشناسان و تحلیلگران در مورد هر آمار یا رویداد اقتصادی می توانند بر میزان حرکت بازار قبل و بعد از انتشار اطلاعات (یا وقوع آن رویداد) تاثیرگذار باشد.
بنابراین، یک معامله گر که علاقه مند به تحلیل به روش بنیادی است، نه تنها باید به ارقام و رویدادها توجه کند، بلکه باید پیگیر پیش بینی های تحلیلگران و انتظارات بازار نیز باشد، چرا که انتظارات می توانند به طرز قابل توجهی واکنش بازار را تحت تاثیر قرار دهند. (منظور از انتظارات، پیش بینی ها درباره نرخ سود آتی، تورم، رشد اقتصادی، نرخ بیکاری و دیگر شاخص های اقتصادی آینده است.)
تحلیل فاندامنتال فارکس
تحلیل فاندامنتال فارکس نیز مانند روش های تحلیلی دیگر ابزارهای مخصوص به خود را دارد که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.
مفیدترین ابزارهای تحلیل بنیادی شامل تقویم و شاخص های اقتصادی است، تقویم اقتصادی، لحظه دقیق انتشار اخبار مهم و کم اهمیت را که می تواند بروی جفت ارزها تأثیر بگذارد، به معامله گر نشان می دهد.
اخبار اقتصادی منتشر شده از رسانه های اقتصادی بازار، معامله گران را از هرگونه خبر مهم اقتصادی و سیاسی که می تواند مستقیم یا غیرمستقیم روی بازار اثر بگذارد، مطلع می کند.
داده های بنیادی تاریخی می تواند برای تعیین روند شاخص های بنیادی مفید باشد، همچنین می توان برای تشخیص واکنش احتمالی یک ارز نسبت به یک داده مشخص منتشر شده، از داده های تاریخی استفاده کرد.
تقویم اقتصادی فارکس
با توجه به اینکه معمولا در هنگام خرید و فروش ارز، پیگیری کلیه اطلاعات مربوط به هر ارز خاص بسیار دشوار است، نیاز به روشی کارآمد برای انجام این کار هست. اگرچه استفاده از رسانه های خبری می تواند مفید باشد، اما معمولا بروکرها و سایت های خبری فارکس امکان دسترسی به سرویس های بروز رسانی خودکار را ارائه می کنند.
یک تقویم اقتصادی معمولا نه تنها اطلاعات کلیدی مربوط به محبوب ترین ارزها را به صورت لحظه ای فراهم می کند؛ بلکه اطلاعات مربوط به هر رویداد بعدی را که ممکن است بر بازار تاثیر بگذارد، انتظارات تحلیلگران، ارقام قبلی و حتی میزان احتمال تاثیرگذاری آن را در اختیار معامله گر قرار می دهد.
بیشتر تقویم های اقتصادی را میتوان سفارشی سازی کرد تا فقط اطلاعات مورد نیاز معامله گر به وی ارائه شود. به عنوان مثال، اگر یک معامله گر به معامله جفت ارز EUR/JPY علاقه مند باشد، می تواند تقویم را فیلتر کند تا فقط اطلاعات مربوط به این جفت ارز برای وی نمایش داده شود. در این مثال معامله گر می تواند با قرار دادن فیلتر منطقه جغرافیایی فقط اخبار و داده های مرتبط با اتحادیه اروپا و ژاپن و یا آن ارز را مشاهده کند. همچینی می توان رویدادهای اقتصادی را از نظر درجه تاثیر گذاری زیاد (High impact)، متوسط (Med Impact) و کم (Med Impact) دسته بندی کرد.
مشهورترین تقویم اقتصادی فارکس، وب سایت فارکس فکتوری (Forexfactor) است. با استفاده از داده های ارائه شده توسط تقویم اقتصادی، یک سرمایه گذار می تواند تعیین کند که آیا یک ارز خاص دارای اصول بنیادی قوی یا ضعیف است. این امر به وی کمک می کند تا تصمیم بگیرد که آیا باید آن ارز را بخرد و یا اینکه بفروشد.
یک روش جایگزین یا موازی برای استفاده از تقویم اقتصادی یا تکیه بر ارزیابی های بنیادی شخصی، این است که تحلیل خود را بر مبنای تحلیل های یک شخص ثالث قرار دهید. برخی از سایت های خبری، پلتفرم های تجاری و بروکرها، ارزیابی های بنیادی خود را به مشتریان ارائه می دهند، بنابراین یادگیری نحوه خواندن تحلیل بنیادی در فارکس و تکیه بر بینش آن ها می تواند یک گزینه مناسب باشد.
مفاهیم و شاخص های تحلیل فاندامنتال فارکس
بعضی از مهمترین شاخص های تحلیل بنیادی که توسط معامله گران ارز برای تشخیص قدرت اقتصاد یک کشور و پتانسیل پیش بینی نرخ ارز استفاده می شود، تولید ناخالص داخلی (GDP)، داده های مربوط به اشتغال و تراز تجاری، آمار خرده فروشی، ارقام مربوط به تورم مانند شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) و داده های مرتبط با نرخ بهره کشورها هستند که می تواند به معامله گر یک دید کلی برای پیش بینی شاخص های آتی بدهد.
همچنین بعضی از شاخص های اقتصادی اغلب پیشرو هستند و با بررسی آن ها می توان انتظارات دقیق تری نسبت به شاخص های دیگر داشت. برخی شاخص های بنیادی اقتصادی پیشرو شامل شاخص مدیران خرید (PMI) و شاخص قیمت تولید کننده (PPI) و سفارشات کالاهای بادوام هستند. برای مثال روند صعودی معنادار و مداوم در شاخص (PMI) یا سفارشات کالاهای بادوام می تواند نشانی از رشد و بهبود اوضاع اقتصادی باشد و انتظار داشت که تولید ناخالص ملی (GDP) در دوره های آتی اعداد بهتری باشد و یا اینکه با صعودی بودن مداوم روند شاخص (PPI) می توان انتظار رشد شاخص تورمی (CPI) را داشت.
بیایید نگاهی به تعدادی از شاخص های اقتصادی کلیدی بنیادی که توسط معامله گران مورد استفاده قرار می گیرد، بیاندازیم.
- نرخ بهره (Interest Rate)
نرخ بهره نرخی که از طریق بانک های مرکزی هر کشور تعیین می شود و بانک ها موظف هستند خدمات بانکی اعم از تسهیلات و سپرده پذیری را با آن نرخ ها انجام دهند.
- گزارشات اشتغال (Employment Reports)
گزارشات اشتغال که شامل نرخ بیکاری و آمار متقاضیان کار یا بیکارانی که برای بیمه بیکاری درخواست داده اند و سطح حقوق و دستمزد و سایر داده های مربوط به اشتغال است.
- تراز تجاری (Trade Balance)
به معنی تفاوت بین واردات یک کشور با صادرات آن است که اثر مستقیمی بر روی سطح تقاضا برای پول آن کشور دارد. یک کسری (تراز منفی) بدان معنی است که واردات یک کشور بیشتر از صادرات آن شده، در حالیکه یک مازاد تجاری (تراز مثبت) نشان می دهد، صادرات بیشتر از واردات است.
- حساب جاری (Current Account)
یکی از دو مؤلفه تراز پرداخت های کشور است. حساب جاری، تراز مجموع “تجارت” و “خالص ورود و خروج نقدینگی” از یک کشور است. مازاد حساب جاری، نشان دهنده این است که طی دوره معین، ارزش دارایی های خارجی کشور بیشتر از بدهی آن کشور بوده است، در حالیکه کسری حساب جاری برعکس این مطلب را می رساند.
- تولید ناخالص داخلی (GPD)
هر تغییری در تولید ناخالص داخلی می تواند اثر بزرگی روی ارز آن کشور داشته باشد. یک افزایش تند در GDP نشان دهنده قوی تر شدن اقتصاد آن کشور است که در نتیجه ارز کشور را هم قوی تر می کند، به خصوص اگر بازار افزایش نرخ بهره را هم پیش بینی کند.
- شاخص قیمت مصرف کننده (CPI)
سطح قیمت کالاها برای مصرف کننده را نشان می دهد و نماد کلیدی تورم است. کنترل تورم یکی از وظایف مهم هر بانک مرکزی است، برای همین تغییران CPI به صورت مستقیم بر روی سیاست های پولی تأثیرگذار است. یک افزایش در تورم می تواند نشانه افزایش نرخ بهره باشد، در حالیکه کمتر شدن شاخص قیمت مصرف کننده می تواند نشانه کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی در آینده باشد.
- شاخص قیمت تولید کننده (PPI)
این شاخص قیمتی را که تولیدکننده ها برای مواد اولیه می پردازند (که منجر به تولید کالای نهایی می شود)، اندازه گیری می کند. بالاتر بودن این شاخص نشان دهنده تورم در قیمت مصرف کننده در آینده است، در حالیه کمتر شدن آن برعکس این مطلب را می رساند.
- شاخص مدیران خرید (PMI)
نشان دهنده فعالیت مدیران خرید است و از اندیکاتورهای پیشرو محسوب می شود. عموماً اولین شاخصی است که یک افزایش یا کاهش در تولید آینده را نشان می دهد که می تواند نشانه قدرت یا ضعف در بخش تولیدی باشد.
- قیمت کالاها (Commodity Prices)
قیمت کالاها یا کامودیتی ها اثر بزرگی هم روی تولید کننده و هم مصرف کنندگان آن دارد و مستقیماً با سیکل های تورمی رابطه دارد. کمتر شدن قیمت کامودیتی ها مانند نفت اثر مستقیم روی بر بخش حمل و نقل دارد، در نتیجه قیمت محصولات کاهش یافته و درنهایت ارقام تورمی کمتر شده، در حالیکه قیمت بالاتر نفت عموماً منجر به افزایش قیمت حمل و نقل و تورم بالاتر می شود.
- رتبه اعتباری ملی (National Credit Quality)
دلیل دیگری که برای ارزیابی مجدد پول یک کشور می توانیم داشته باشیم این است که آیا رتبه اعتباری ملی با توجه به گزارش آژانس های رتبه بندی معتبر (مثل مودیز) بهتر شده است و یا بدتر. همچنین اعلام قصد یک کشور برای بازپرداخت یا نکول بدهی هایش، بر روی کیفیت رتبه اعتباری آن تاثیر دارد.
سیاست پولی (Monetary Policy) بانک مرکزی
هر اقتصاد بزرگی یک بانک مرکزی دارد که عرضه و تقاضا برای پول آن کشور را مدیریت می کند و نرخ بهره را تثبیت می کند. فعالیت های بانک مرکزی و سخنرانی هایی که توسط مسئولان آن صورت می گیرد، خیلی دقیق توسط معامله گران بنیادی رصد می شود تا آن ها بتوانند نشانه های تغییرات آتی سیاست پولی را بدست آورند.
- تصمیمات مربوطه به نرخ بهره (Interest Rate Decisions)
تغییرات نرخ بهره توسط بانک مرکزی به شدت برای ارزش گذاری پول یک کشور مهم است. اگر بانک مرکزی یک کشور نرخ بهره خود را افزایش دهد، سرمایه گذاران خارجی را از کشورهایی که نرخ بهره پایین تر دارند جذب می کند، البته اگر سایر فاکتورها مانند بی ثباتی سیاسی بی اثر فرض شود.
- بیانیه های نرخ بهره بانک مرکزی (Central Bank Rate Statements)
اکثر بانک های مرکزی یک بیانیه بعد از انتشار نرخ بهره صادر می کنند که سیاست ها پولی آن ها و چرایی تغییر یا عدم تغییر نرخ بهره را توضیح می دهد. اگر رأی سیاستگذاران در این بیانیه غیر منتظره باشد و یا بانک مرکزی یک تصمیم هاوکیش (Hawkish) یا داویش (Dovish) گرفته باشد، می تواند تاثیر زیادی در بازار ایجاد کند.
- سخنرانی های سیاست گذاران و مسئولان بانک مرکزی (Policymaker and Central Bank Official’s Speeches)
محتوای سخنرانی هر یک از مسئولان اصلی بانک مرکزی، گاهی می تواند یک نشانه برای سیاست های پولی آتی بانک مرکزی باشد که اغلب روی ارزش پول کشور تأثیر می گذارد. موضوع کلیدی دیگر، سخنرانی سیاست گذارانی است که از اعضای رأی دهنده کمیته سیاستگذاری بانک مرکزی هستند. با اینکه سخنرانی آن ها به اندازه رئیس بانک مرکزی مهم نیست، بسته به محتوای سخنرانی هایشان امکان دارد ارزش ارز را تحت تاثیر قرار دهد.
- خرید دارایی و سیاست تسهیل کمی (Asset Purchases and Quantitative Easing)
افزایش یا کاهش در اندازه مقدار پولی که بانک مرکزی برای خرید اوراق قرضه (Bonds) و سایر دارایی ها برای حمایت از یک اقتصاد ضعیف هزینه می کند، اثر مهمی روی پول کشور دارد، چراکه تغییر در خرید دارایی ها نشانه ای برای تغییر نرخ بهره و تقاضای پول در آینده است.
رویدادهای جغرافیای سیاسی یا ژئوپلیتیک (Geopolitical Events)
- جنگ ها
شروع یا آتش بس یک جنگ، بسته به اینکه چه کشورهایی در جنگ درگیر شده اند، در حالت کلی به شدت روی ارزش پول ملت های در حال جنگ اثرگذار است. جنگ ها غالباً روی قیمت کالاها و سایر دارایی های تولید شده در کشورهای دیگر هم اثر می گذارند.
- انتخابات
تغییر احزاب اصلی و دولت ها هم می تواند بر روی ارزش پول یک ملت اثر داشته باشد. اگر دولت جدید انگیزه سرمایه گذاری را بیشتر کند و نرخ بهره را کاهش دهد، بر روی ارزش پول تاثیر منفی خواهد گذاشت. سایر اشکال رأی گیری های عمومی هم می تواند اثرگذار باشند. برای مثال رفراندوم در کشوری که خواهان خروج از اتحادیه اروپا است، اثر بزرگی بر روی ارزش یورو می گذارد.
- تغییرات قدرت
کشوری که دچار یک تغییر قدرت از قبیل کودتا یا تغییر اجباری رژیم شود، می تواند شاهد افزایش یا کاهش شدید ارزش ارز خود شود.
- بلایای طبیعی
زمانی که یک کشور با یک بلای طبیعی بزرگ مواجه می شود، ممکن است در کوتاه مدت قیمت ارز آن کشور افزایش یابد، زیرا برای جبران خسارت پول زیادی وارد کشور می شود. با این همه در بلند مدت اگر آن بلای طبیعی اثر منفی قابل توجهی بر اقتصاد کشور بگذارد، پول آن کشور تأثیری معکوس را تجربه خواهد کرد.
سنتیمنت بازار (Market Sentiment)
- ریسکپذیری/ ریسک گریزی
ریسک پذیری و ریسک گریزی جدیدترین اصطلاحات پرکاربرد بازار هستند که سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در ارزهای پربازده و پر ریسک در مقابل ارزهای امن، به آن رجوع می کنند.
برای مثال در فضای یک بازار ریسک گریز، ثبات اقتصادی و سیاسی بسیار مهم است، از این رو ین ژاپن و دلار امریکا مورد اقبال سرمایه گذاران قرار می گیرند و در مقابل ارزهای اصلی اروپا و ارزهای کامودیتی محور مانند دلار استرالیا و نیوزلند و دلار کانادا فروخته می شوند. اگر میزان ریسک پذیری بالاتر برود، آنگاه ارزهای متکی بر کالا (کامودیتی) و سایر ارزهای ریسکی فرعی معمولاً تقویت می شوند.
- نظرسنجی های مالی و اقتصادی (Financial surveys)
علاوه بر سنتیمنت ریسک پذیری و ریسک گریزی که بر کل بازار تأثیر می گذارد، هر اقتصاد بزرگ تعدادی نشانگر سنتیمنت بازار در قالب نظرسنجی و شاخص نیز منتشر می کنند که عموما در بازه زمانی ماهانه هستند. شاخص اطمینان مصرف کننده (CCI) و شاخص نظرسنجی از مدیران خرید (PMI) از جمله این موارد هستند.
- اندیکاتورهای سنتیمنت (Sentiment Indicators)
یک نمونه پرکاربرد از شاخص های سنتیمنت، گزارش تعهد معامله گران (COT) است که تغییرات موقعیت های معاملاتی بازار آتی (Futures)، انواع حاضرین و مشارکت کنندگان در بازار را نمایش می دهد. شاخص پویایی CBOE یا شاخص VIX که سطح ترس سرمایه گذاران را نشان می دهد؛ همچنین شاخص نسبت خرید (Call) به فروش (Put) در معاملات آپشن CBOE که گویای این مطلب است که آیا معامله گران آپشن (OPTION) ترجیح می دهند در بازار خریدار باشند یا فروشنده را بیان می کند، از نمونه های شاخص های تشخیص سنتیمنت هستند.
تفاوت تحلیل فاندامنتال فارکس و تحلیل تکنیکال
وقتی صحبت از تحلیل بازار می شود، با دو مکتب فکری اصلی یعنی تحلیل تکنیکال (Technical) و فاندامنتال (Fundamental) مواجه می شویم. اگرچه این دو مکتب لزوما ناسازگار نیستند، اما بسیاری از معامله گران یکی از این دو را برای تحلیل بازارها انتخاب می کنند.
از دیدگاه تحلیلی، هر دو تحلیل فاندامنتال فارکس و تکنیکال مزایا و معایب منحصر به فرد خود را دارند که در ادامه، به بررسی این موارد در هر کدام از روش های تحلیلی می پردازیم.
اولین سوالی که ممکن است برای همه پیش بیاید این است که تحلیل تکنیکال چیست؟ به طور کلی تحلیل تکنیکال یک روش تحلیلی است که با مطالعه حرکت قیمت در گذشته، تلاش بر پیش بینی قیمت دارد. ابزار اصلی تحلیل تکنیکال داده های قیمتی است. صرف نظر از تایم فریم انتخابی، داده های قیمت از بالاترین اهمیت برخوردار هستند. اساسا تحلیل تکنیکال چهارچوبی را ارائه می دهد که یک تحلیل گر در آن می تواند با مطالعه حرکت کنونی قیمت و مقایسه آن با رویدادهای تاریخی گذشته در بازار، به تصمیم گیری بپردازد.
تحلیل تکنیکال می تواند در بازارهای مختلفی از جمله شاخص های سهام، ارزها، کامودیتی ها، سهام و بازار آتی (Futures) به کار گرفته شود. تا زمانی که بازار مقدار نقدینگی مناسبی دارد و تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار نگرفته، می توان از تحلیل تکنیکال به شکل مؤثری بهره برد.
سه اصل اولیه تحلیل تکنیکال به شرح زیر است:
- قیمت منعکس کننده تمام اطلاعات موجود در بازار است.
- قیمت در روندهای قابل مشاهده حرکت می کند.
- تاریخ تمایل دارد که خود را تکرار کند.
در نقطه مقابل، تحلیلگران بنیادی تلاش می کنند که شرایط کلی بازار را با استفاده از گزارشات اقتصادی مختلف مورد ارزیابی قرار دهند. آن ها پیوسته در جستجوی قیمت گذاری های نادرست هستند، چرا که این موقعیت ها فرصت های معاملاتی مناسبی را ایجاد می کنند. هدف این دسته از تریدرها این است که حرکت قیمت را در دوره های بالقوه پرتلاطم مانند گزارش اشتغال بخش غیرکشاورزی (NFP)، شکار کنند.
همچنین این دسته از معامله گران بنیادی می توانند پوزیشن تریدر (Position Trader) بلند مدت باشند که بیشتر به روندهای هفتگی، ماهانه و سالانه علاقه مند هستند.
بر خلاف تحلیلگران تکنیکال، تحلیلگران فاندامنتال بیشتر دغدغه چرایی قیمت را دارند تا اینکه توجه به چیستی آن داشته باشند. معامله گران بنیادی به دنبال پاسخ برای این سوال هستند که چرا شرایط اقتصادی اینگونه است و یا سعی می کنند پیش بینی های خود را بر اساس عامل چرایی توجیه کنند. از سوی دیگر، معامله گر تکنیکال بسیار کمتر به چرایی اهمیت می دهد و بیشتر بر روی حرکات قیمت تمرکز می کند.
مزایا و معایب تحلیل تکنیکال ( Technical analysis)
بیایید به بررسی برخی از مزیت های تحلیل تکنیکال بپردازیم.
- قابل استفاده در تمامی تایم فریم ها
صرف نظر از اینکه شما یک معامله گر کوتاه مدت، میان مدت و یا بلند مدت هستید، می توانید ابزارهای تحلیل تکنیکال را در فرآیند تصمیم گیری خود به کار ببرید.
- امکان تحلیل روندها
روش های زیادی وجود دارد که یک معامله گر تکنیکال می تواند از آن استفاده کند تا روند حال بازار را تحلیل کند. این روش ها شامل میانگین های متحرک (Moving Averages)، خطوط روند (Trendlines)، کانال ها، دره ها و قله های قیمتی (Swing Lows and Highs) و … می شوند.
- کمک به زمان بندی بازار
وظیفه اصلی یک معامله گر یافتن بهترین فرصت های معاملاتی موجود در بازار و سپس اجرای آن در بهترین زمان ممکن است. ابزارهای تحلیل تکنیکال به معامله گران کمک می کنند تا معاملات خود را با نظم و دقت مناسبی باز، بسته و مدیریت کنند.
- استفاده از کدنویسی و الگوریتم
بسیاری از مفاهیم تحلیل تکنیکال می توانند تبدیل به کد شوند و به سیستم های معاملاتی الگوریتمی ارتقا یابند. این نوع سیستم های خودکار به کاهش احساسات منفی مرتبط با معاملات کمک می کنند، به گونه ای که اگر سیستم معاملاتی شما برنامه نویسی شود، شما می توانید کنار بایستید و به الگوریتم اجازه دهید تا سیستم مبتنی بر قانون شما را در بازار اجرا کند.
- آشکار کردن سنتیمنت بازار
با مطالعه حرکت قیمت و تحلیل چارت ها، معامله گر می تواند درک بهتری از محدوده هایی که سنتیمنت به حالت اشباع در بازار رسیده، داشته باشد. تحلیل تکنیکال به شما قابلیت شناسایی اشباع در سنتیمنت سرمایه گذاری هم در مواقع رشد (اشباع خرید) و هم در مواقع سقوط بازار (اشباع فروش) را می دهد. علاوه بر این، بینش خوبی در مورد محدوده هایی که تقاضا (Demand) و عرضه (Supply) در آینده وجود خواهد داشت به دست می آورید که با کمک آن قبل از اینکه انبوه سرمایه گذاران این محدوده ها را شناسایی کنند، می توانید خود را در سمت درست بازار قرار دهید.
- ساده است و زمان کمی صرف آن می شود
تحلیل فاندامنتال فارکس به طور معمول متغیرها و مولفه های زیادی از جمله نرخ بهره، تورم، احساسات مصرف کننده، عرضه پول و بسیار از عوامل دیگر را در بر می گیرد. این مسئله می تواند منجر به مدل های تحلیلی بسیار پیچیده ای شود که تنها برای افراد متخصص قابل درک هستند. در مقابل، مدل های تحلیل تکنیکال بسیار ساده تر هستند و به دلیل اینکه متغیر اصلی آنها حرکات قیمت است، طراحی و اجرای آن ها نیز آسان تر است.
از معایب تحلیل تکنیکال می توان به موارد زیر اشاره کرد.
- سیگنال های مختلط (Mixed Signals)
زمانی که از تحلیل تکنیکال استفاده می کنیم مواردی بوجود می آید که ابزارهای تحلیلی، سیگنال های متفاوت و حتی متضادی را ارائه می دهند. برای مثال، ممکن است بر اساس تحلیل حمایت و مقاومت به یک سیگنال خرید برسیم، درحالی که اندیکاتور مکدی (MACD) یک سیگنال فروش را پیشنهاد کند. این نوع سناریو گهگاه اتفاق می افتد که می تواند فرایند تصمیم گیری را دشوار کند. در این مواقع، یک معامله گر باید تصمیم بگیرد که یک معامله را بر اساس تحلیل های متناقض انجام دهد و یا اینکه از آن صرف نظر کند.
- فلج تحلیلی (Analysis Paralysis)
همچنین شرایطی وجود دارد که معامله گر آنقدر بیش از حد تحلیل می کند که او را در اقدام کردن فلج می کند. این شرایط معمولا زمانی رخ می دهد که معامله گر در تلاش است تا تمامی شرایط را مهیا ببیند که البته همچنین موردی در شرایط واقعی معامله کردن بسیار کم بوجود می آید. در معامله گری ما با احتمالات سر و کار داریم و نه قطعیات؛ بطوریکه در اکثر مواقع مجبور هستیم که بر اساس اطلاعات ناقص اقدام کنیم.
با وجود ابزارهای تکنیکال بسیار، برخی از معامله گرها در تله بیش از حد تحلیل کردن گرفتار می شوند تا جایی که دیگر قادر به تصمیم گیری برای معامله نیستند. (توضیح: فلج تحلیلی به تحلیل بیش از حد شرایط یا فکر کردن بیش از اندازه به آن گفته می شود که در نهایت به گرفته نشدن هیچ تصمیمی ختم می شود.)
- می تواند تحت تأثیر سوگیری معامله گر قرار گیرد
اگر چه تحلیلگران تکنیکال بر قیمت به عنوان ابزار اصلی تحلیل خود تکیه می کنند، اما برخی سوگیری ها در معامله (Bias) می توانند بر نحوه درک آن ها از اطلاعات جمع آوری شده از نمودارها تأثیر بگذارند.
به عنوان مثال، اگر در جفت ارز EUR/USD یک سوگیری صعودی داشته باشید، ناخودآگاه به دنبال فرصت های خرید می گردید و به آن ها اعتبار می دهید، در حالی که سیگنال هایی را که به ضعیف شدن EUR/USD اشاره می کنند را نادیده می گیرید. بسیاری از اوقات، ما حتی ممکن است آگاه نباشیم که چنین مسئله ای در حال رخ دادن است، بنابراین ضروری است که سعی کنیم در هنگام تجزیه و تحلیل نمودارها ذهنی باز داشته باشیم.
- تفسیرها می توانند متفاوت باشند
دو تحلیل گر تکنیکال می توانند به نمودار قیمت یکسان نگاه کنند و گاهی اوقات دو تفسیر متضاد را ارائه دهند. این مسئله بسیار رایج است و یکی از مقصران این موضوع سوگیری معامله گر است که قبلاً به آن اشاره کردیم. علاوه بر این الگوهای نموداری که در بک تست (Backtesting) واضح به نظر می رسند، می توانند در زمان واقعی (در زمان تشکیل الگو) کاملاً وابسته به طرز تفکر شخص باشند. بنابراین، تفسیرها می توانند در دو تحلیلگر تکنیکال متفاوت باشند، چرا که الگوها در حال تشکیل هستند.
مزایای و معایب تحلیل بنیادی (Fundamental analysis)
حال اجازه دهید به برخی از مزایای استفاده از نظریه تحلیل بنیادی (Fundamental) نگاهی بیاندازیم.
- می تواند به توضیح حرکت قیمت کمک کند
اخبار و گزارش های مهم اقتصادی می توانند به سرعت قیمت های بازار را به یک جهت یا جهت دیگر سوق دهند. این امر به ویژه زمانی صادق است که ارقام مربوط به اخبار اقتصادی غیرمنتظره باشد و یا اینکه به طور قابل توجهی از اعداد پیش بینی شده، تفاوت داشته باشند.
- ارائه بینش در مورد بازارهای جهانی
اتخاذ یک رویکرد بنیادی برای تجزیه و تحلیل به تحلیلگر کمک می کند تا بهتر درک کند که در اقتصاد یک کشور خاص و در سایر اقتصادها در سراسر جهان چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این تحلیل بینش گسترده ای از شرایط بازار جهانی ارائه می دهد.
- ارزش گذاری
هر دارایی یا ابزار مالی، دارای ارزش مشخصی است. یافتن دارایی هایی که ممکن است بین ارزش واقعی و قیمت فعلی بازار آن ها اختلاف وجود داشته باشد، وظیفه معامله گر است. تحلیل فاندامنتال فارکس می تواند با مطالعه نرخ بهره، تورم، احساسات مصرف کننده، تولیدات صنعتی و سایر عوامل مرتبط، به تحلیلگر ارز در این زمینه کمک کند.
- تحلیل روند بلند مدت
قدرت واقعی تحلیل فاندامنتال فارکس در کمک به معامله گر برای ایجاد دیدگاه بلند مدت از یک جفت ارز یا دارایی خاص است. اغلب داده ها در گزارش های اقتصادی معمولاً به صورت نسبی مقایسه و تجزیه و تحلیل می شوند. به عنوان مثال طرح این سوال که آمار بیکاری امروز نسبت به ماه گذشته، سه ماهه گذشته و سال گذشته چقدر خواهد بود؟ این مسئله به دانستن روند فعلی در ارتباط با بیکاری کمک می کند و سپس می توانیم از این اطلاعات به همراه سایر داده های اقتصادی برای پیش بینی تأثیر بالقوه بر قیمت یک جفت ارز در بلند مدت استفاده کنیم.
- باعث کاهش تاثیر منفی تعصبات بر روند تصمیم گیری می شود
اغلب تصمیمات سرمایه گذاری در نتیجه سوگیری های شناختی دچار اشتباه می شوند. با این حال اعداد دروغ نمی گویند و فضا را برای تعصبات شخصی محدود می کنند که باید توجه داشت این موضوع برای خلق ثروت در دراز مدت حیاتی است. به جای ایجاد نقاط ورود و خروج، تحلیل بنیادی به سرمایه گذار کمک می کند تا نگاهی بلند مدت به بازارها داشته باشد.
- کمک به شناسایی کلاهبرداری ها و تقلب ها
با کمک تحلیل بنیادی فارکس، تشخیص تقلب دربازارهای مالی آسان تر است. این مشکلات به عنوان یک سیگنال هشدار دهنده در مورد مشکلات احتمالی عمل می کنند. شناسایی زود هنگام این موارد از نابودی ثروت سرمایه گذار جلوگیری می کند.
- به توسعه هوش تجاری سرمایه گذاران کمک می کند
با انجام تحلیل های جامع بنیادی، درک کاملی از نحوه کار کسب و کارها، بخش های مختلف صنعت و آنچه باعث حرکت اقتصادها می شود به دست خواهید آورد. این می تواند به شما کمک کند تشخیص دهید که از سرمایه گذاری در کدام بخش های اقتصاد اجتناب کنید و زمان مناسب برای ورود یا خروج از یک موقعیت را شناسایی کنید. در حقیقت با به کارگیری این تحلیل، ریسک ها و فرصت های سرمایه گذاری بالقوه در اقتصادها را خواهید شناخت.
برخی از اشکالات تحلیل بنیادی عبارتند از:
- سرریز اطلاعات
تحلیل بنیادی موضوعی بسیار گسترده و عمیق است. اطلاعات زیادی در دسترس معامله گران و سرمایه گذاران وجود دارد که هضم همه آن ها می تواند دشوار باشد. این امر گاهی اوقات می تواند منجر به سردرگمی معامله گر شود.
- مناسب روند کوتاه مدت نیست
اگرچه داده ها و گزارش های اقتصادی به طور منظم در طول ماه منتشر می شوند، معامله اخبار به صورت کوتاه مدت با چالش های زیادی از جمله افزایش اسپرد (اختلاف قیمت خرید و فروش) در حین رویدادهای خبری و نوسانات غیرقابل پیش بینی مواجه است. به این ترتیب، بسیاری از معامله گران فاندامنتال تمایل دارند عمدتاً بر روی حرکات بلند مدت تمرکز کنند.
- ناتوان در زمان بندی بازار
تجزیه و تحلیل بنیادی می تواند بینش هایی را در مورد تصویر کلی اقتصاد به ما ارائه دهد، اما معمولاً نمی تواند زمان بندی ورود و خروج را مشخص کند. شما ممکن است مسیر قیمت را درست پیش بینی کرده باشید، اما اگر در مورد زمان بندی اشتباه کنید، معامله شما به احتمال زیاد منجر به ضرر خواهد شد. به این ترتیب، تحلیل گران بنیادی معمولاً برای ورود و خروج از معاملات باید از تحلیل تکنیکال یا تکنیک های دیگر استفاده کنند.
- بسیار وابسته به طرز تفکر شخص
اگرچه داده های بنیادی نسبتاً واضح هستند، اما مفروضاتی که می توان از چنین داده هایی استخراج کرد، ممکن است در بین اقتصاددانان و تحلیلگران بسیار متفاوت باشد.
به عنوان مثال، یک تحلیل گر می تواند دلایل مختلفی را ذکر کند که چرا معتقد است افزایش نرخ بهره برای اقتصاد مطلوب خواهد بود، در حالی که تحلیل گر دیگری می تواند به همان اندازه دلایلی را ذکر کند که چرا افزایش نرخ بهره تأثیر نامطلوبی بر اقتصاد خواهد داشت.
نقدهای وارده به تحلیل فاندامنتال فارکس
در این بخش به نقدهای وارده به تحلیل فاندامنتال فارکس از دیدگاه نایل فولر که از بزرگان تحلیل تکنیکال فارکس به شمار می رود، اشاره می کنیم.
نایل فولر (Nial Fuller)، به عنوان معامله گری که تماما بر اساس پرایس اکشن کار می کند، معتقد است که تمامی داده های فاندامنتال در قیمت منعکس شده اند. دلیل اصلی او این است که قیمت برآیند نهایی همه متغیرهایی است که موجب حرکت بازار می شوند و از آنجایی که پرایس اکشن شامل تجزیه و تحلیل کندل های قیمتی است، واکنش قیمت به خبر اهمیت بالاتری از خود خبر دارد.
از دیدگاه فولر، بسیاری از معامله گران فاندامنتال بیش از حد اخبار و داده ها را تجزیه و تحلیل می کنند و این موضوع در روند تصمیم گیری آن ها تاثیری منفی می گذارد. اخبار و داده های بسیار زیادی وجود دارد که معامله گر برای استفاده موثر از آن ها شاید هیچگاه وقت کافی نداشته باشد. اگر بخواهید تمام اخبار و داده های بازار فارکس را به صورت روزانه پیگیری کنید، امکان دارد چشمان خود را در این راه از دست دهید، اما با تحلیل قیمت می توانید به سادگی این راه دشوار را دور بزنید.
لزومی ندارد تمام جزئیات فاندامنتالی را که موجب نوسان قیمت ها می شوند بدانید، اما شناختن مهمترین داده های اقتصادی و زمان انتشار آن ها می تواند کمک شایانی به معامله گر بکند. بازار اغلب موارد در زمان انتشار داده های اقتصادی مهم دچار نوسانات شدیدی می شود و این امر باعث می شود شما سود خود را از دست ندهید و یا وارد ضرری هنگفت نشوید. شخصی که بر اساس تحلیل تکنیکال کار می کند، فقط باید بداند که نوسانات شدیدی در راه است و هرگز نباید جهت قیمت را بر اساس این داده های اقتصادی حدس بزند.
در انتها
با تمام سختی و پیچیدگی هایی که تحلیل بنیادی دارد، به نظر می رسد هیچ ابزاری وجود ندارد که بتواند روند کلی و اصلی یک بازار را بهتر از تحلیل فاندامنتال به یک معامله گر یا سرمایه گذار نشان دهد. با استفاده از تحلیل فاندامنتال می توان به چرایی و جهت حرکات آتی بازار پی برد و فرصت های مناسب و ناب سرمایه گذاری را پیدا کرد. عموما تحلیلگران فاندامنتال بسیار زودتر از دیگر فعالان بازار پتانسیل های سرمایه گذاری را تشخیص می دهند و با آرامش بیشتری به انجام معامله اقدام می کنند.
همانطور که پیش تر نیز اشاره شد، معمولا دید آن ها بلند مدت تر است، هرچند که تحلیل فاندامنتال فارکس برای معامله گران کوتاه مدت نیز ضروری به نظر می رسد. معامله گران می تواند با استفاده از تحلیل فاندامنتال جهت کلی بازار را تشخیص داده و با کمک تحلیل تکنیکال نقاط ورود و خروج مناسب و بهینه را پیدا کنند.
در کنار اینها باید به این نکته توجه داشت که تحلیل فاندامنتال فارکس صرفا در اعداد خلاصه نمی شود و باید به مجموعه و توالی اعداد و شاخص های اقتصادی در کنار هم نگاه کرد و تاثیر آن اعداد و شاخص ها را بر همدیگر و بر کل اقتصاد بررسی کرد.
بنابراین به یاد داشته باشید با هر سبک معاملاتی و افق زمانی که در بازارهای مالی فعالیت می کنید و فارغ از علاقه به مباحث بنیادی اقتصاد، باید سطحی از دانش فاندامنتال را برای ماندگاری در بازارهای مالی یاد بگیرید. هر چه قدر سرمایه بیشتری برای معامله و سرمایه گذاری در اختیار داشته باشید، افق زمانی بلند مدت تری برای خود متصور باشید، علاقه بیشتری به مباحث اقتصادی نشان دهید و یا قصد حضور طولانی مدت در بازارهای مالی را داشته باشید، نیاز شما به یادگیری تحلیل فاندامنتال فارکس بیشتر خواهد بود.
البته این بدان معنا نیست که اگر سرمایه اندکی دارید و یا افق زمانی شما کوتاه مدت است، به تحلیل فاندامنتال فارکس نیاز ندارید. تجربه نشان داده است همانطور که همه معامله گران و تحلیلگران فاندامنتال در نهایت باید به یادگیری اصول و مبانی تحلیل تکنیکال بپردازند؛ تحلیل گران و معامله گران تکنیکال نیز پس از مدتی فعالیت در بازارهای مالی به این نکته پی خواهند برد که به مبانی اقتصاد و تحلیل بنیادی نیاز دارند و باید آن را فرا بگیرند.
شاید دوست داشته باشید

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

آیا تحلیل تکنیکال بهتنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژهها ناپدید شدهاند!

آیا بیت کوین بهعنوان پوشش تورم در سال ۲۰۲۵ مناسب است؟

داستان واقعی ۱۰ تریدر موفق، آیا میتوان از ترید به ثروت رسید؟
آموزش
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟
تقویم اقتصادی مثل یک “برنامهریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکتهای ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک میکند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصتهای سودآور پیدا کنید.
منتشر شده
5 ماه پیشدر
شهریور 21, 1404توسط
روکو (Rocco)
اگر معاملهگر یا فعال بازارهای مالی باشید، حتما تجربه کردهاید که یک خبر اقتصادی میتواند ظرف چند دقیقه بازار را زیر و رو کند. مثلا اعلام نرخ بیکاری آمریکا یا تصمیم فدرال رزرو درباره نرخ بهره کافی است تا قیمت دلار، طلا یا حتی بیت کوین نوسان شدیدی پیدا کند. در چنین شرایطی، دانستن زمان دقیق این رویدادها میتواند مرز میان یک معامله سودآور یا پشیمانکننده باشد.
اینجاست که تقویم اقتصادی به عنوان یک ابزار به کمک شما میآید. ابزاری که تمام اتفاقات مهم اقتصادی و مالی جهان را در یک جدول زمانی مشخص نمایش میدهد و به شما کمک میکند همیشه چند قدم جلوتر از بازار باشید. اگر میخواهید بدانید تقویم اقتصادی دقیقا چیست، چه اجزایی دارد و چطور باید از آن استفاده کنید، این مطلب را از دست ندهید.
تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست؟
یک لیست زمانبندیشده از اعلامیههای اقتصادی، دادههای کلان، سخنرانیهای مقامات مالی و انتشار شاخصهای اقتصادی مثل نرخ بهره، تورم، بیکاری، تولید ناخالص داخلی و … است. علاوه بر این معمولاً زمان بیانیه های بانک مرکزی، سخنرانی های سیاست گذاران پولی و انتخابات را فهرست می کند.
بیشتر تقویم های اقتصادی منتشر شده شامل نوع داده مثل نرخ بیکاری، نتیجه قبلی که منتشر شده بود و انتظارات اجماع بازار برای نتیجه آتی می شوند. باید توجه داشت که نوع انتشار به طور کلی بسته به اینکه چه تاثیری می تواند داشته باشد؛ بصورت زیاد، متوسط، کم یا بدون تاثیر، کد گذاری می شود.
برای مثال، تصور کنید بانک مرکزی اروپا (ECB) قرار است درباره نرخ بهره (Interest Rate) جلسه برگزار کند. این تصمیم میتواند ارزش یورو را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. اگر شما معاملهگر بازار فارکس باشید و این تاریخ را ندانید، ممکن است در میانه یک معامله ناگهان با نوسانی شدید روبهرو شوید و فرصت مدیریت آن را از دست بدهید. اما وقتی به تقویم اقتصادی نگاه میکنید، میبینید که این رویداد دقیقا چه روز و ساعتی اتفاق میافتد و میتوانید از قبل برایش برنامهریزی کنید.
تقویم اقتصادی نه فقط برای معاملهگران حرفهای، بلکه برای هر فردی که در بازارهای مالی فعالیت میکند (از بورس و فارکس گرفته تا ارزهای دیجیتال) یک ابزار ضروری است. حتی سرمایهگذاران بلندمدت هم با نگاه به این تقویم میتوانند تصمیمهای دقیقتری برای مدیریت پرتفوی خود بگیرند.
اگر انتشار داده اقتصادی تأثیر کمی داشته باشد، آنگاه جفت ارز حرکتی نداشته و یا واکنشی جزیی نسبت به نتیجه از خود نشان خواهد داد. اما اگر در رویدادی با تأثیر متوسط، نتیجه نهایی با چیزی که انتظار می رفت خیلی تفاوت داشته باشد، باعث می شود جفت ارز به میزان بیشتری تغییر کند. زمانی که انتشار داده ها به طور قابل توجهی بیشتر یا کمتر از نتیجه مورد انتظار بازار باشند، به خصوص زمانی که صحبت از داده هایی با تأثیر بالا باشد، جفت ارز مرتبط تمایل بیشتری به حرکت دارد و بازار نوسانات قابل توجهی را در این فرآیند تجربه می کند.
چرا تقویم اقتصادی مهم است؟
- تقویم اقتصادی مانند یک نقشه راه است که مسیر حرکت بازارها را روشنتر میکند و شما را از غافلگیریهای ناگهانی نجات میدهد. به این ترتیب شما میتوانید تصمیمات معاملاتی خودتان را بر پایه اطلاعات موثق بگیرید.
- انتشار دادههای اقتصادی میتواند باعث نوسانات شدید در بازارهای مالی شود. برای مثال، اگر نرخ تورم بالاتر از حد انتظار اعلام شود، سرمایهگذاران انتظار افزایش نرخ بهره خواهند داشت و همین موضوع میتواند بازار سهام یا ارزهای دیجیتال را تحت تاثیر قرار دهد.
- بدون تقویم اقتصادی، بسیاری از تصمیمها بر اساس حدس و گمان گرفته میشود. معاملهگرانی که فقط با تحلیل تکنیکال کار میکنند، ممکن است در لحظه انتشار یک خبر بزرگ، گرفتار نوسانات غیرمنتظره بازار شوند. در حالیکه کسی که تقویم اقتصادی را دنبال میکند، میداند چه زمانی باید محتاطتر باشد یا حتی برای شکار فرصتهای جدید آماده شود.
- یکی از مهمترین مزیتهای تقویم اقتصادی، مدیریت ریسک است. اگر قبل از انتشار یک داده مهم پوزیشن باز دارید، میتوانید حجم معاملات خود را کاهش دهید، حد ضرر تنظیم کنید یا حتی معامله را ببندید تا از ضررهای سنگین جلوگیری شود.
- استفاده از تقویم اقتصادی به شما امکان میدهد استراتژیهای کوتاهمدت و بلندمدت خود را بر اساس دادههای واقعی طراحی کنید. به این ترتیب، معاملات شما نظم بیشتری پیدا میکند و احتمال موفقیت بالاتر میرود.
- بسیاری از ضررها به دلیل تصمیمات عجولانه و احساسی اتفاق میافتد. وقتی بدانید چه چیزی در راه است، آرامش بیشتری خواهید داشت و کمتر اسیر ترس یا طمع میشوید.
اجزای اصلی یک تقویم اقتصادی
وقتی وارد یک تقویم اقتصادی مثل Trading Economics یا Investing.com میشوید، در نگاه اول ممکن است جدول شلوغی ببینید که پر از عدد و کلمه است. اما اگر بدانید هر ستون چه معنایی دارد، کار با آن بسیار ساده خواهد شد. در ادامه تکتک اجزای اصلی این جدول که از وبسایت تریدینگ اکونومیکس آورده شده را توضیح میدهیم.

در قسمت بالای جدول بخشی برای فیلتر کردن نتایج آورده شده است. گزینه «Recent» فیلتری برای نشان دادن رویدادهای اخیر است و فقط موارد نزدیک به زمان فعلی را نشان میدهد. اگر میخواهید مثلا رویدادهای اقتصادی چند ماه دیگر را ببینید کافی است این فیلتر را تغییر دهید.
با استفاده از گزینه «Impact» شما میتوانید این رویدادهای اقتصادی را بر اساس سطح اهمیت آن ها دستهبندی کنید. تریدینگ اکونومیکس سه دستهبندی دارد. رویدادهای یک ستاره، دو ستاره و سه ستاره که طبیعتا اهمیت آن ها بر اساس تعداد ستاره افزایش مییابد.
قسمت «Countries» امکان فیلتر کردن بر اساس کشور یا اقتصاد موردنظر را فراهم میکند. مثلا اگر قصد دارید فقط شاخصهای اقصتادی کلان آمریکا را ببینید، کافی است روی این گزینه کلیک کرده و «United States» را انتخاب کنید.
فیلتر «Category» دستهبندی رویدادها را نمایش میدهد. مثلا شما میتوانید در این فیلتر گزینه «Prices & Inflation» را انتخاب کرده و فقط دادههای تورمی را مشاهده کنید.
بخش «UTC +3:30» نیز برای تعیین منطقه زمانی است. شما میتوانید منطقه زمانی خودتان (تهران-ایران) را تنظیم کنید تا ببینید دقیقا رویداد موردنظرتان در چه ساعتی به وقت ایران رخ میدهد.
- تاریخ و ساعت
اولین چیزی که در تقویم اقتصادی به چشم میآید، ستون زمان انتشار است. در این بخش دقیقا مشخص میشود که هر رویداد چه روز و ساعتی منتشر خواهد شد. اهمیت این قسمت بسیار بالاست، چون بازارها معمولا درست در همان لحظه انتشار خبر واکنش نشان میدهند. مثلا اگر در ساعت ۴:۰۰ صبح «شاخص اعتماد مصرفکننده استرالیا» منتشر شود، معاملهگران بازار فارکس در همان دقیقه باید آماده واکنش باشند.
همانطور که گفتیم، ساعت تقویم معمولا بر اساس منطقه زمانی قابل تغییر است. مثلا شما میتوانید آن را روی «تهران (UTC+3:30)» تنظیم کنید تا دقیقاً با ساعت محلی خودتان هماهنگ باشد.
- کشور
در ستون بعدی، پرچم و کد کشور (مثلاً GB = بریتانیا، AU = استرالیا، MX = مکزیک) قرار دارد که نشان میدهد داده متعلق به کدام اقتصاد است. گاهی اوقات هم رویدادها مربوط به یک بلوک منطقهای خاص مثلا اروپا (EA = Euro Area) هستند. در این صورت آن داده را باید به عنوان یک شاخص منطقهای و نه مربوط به یک کشور واحد تفسیر کرد.
- عنوان رویداد
این ستون عنوان خبر یا شاخص اقتصادی را نشان میدهد. گاهی هم کنار این عنوان، مخفف ماه میلادی (مثل AUG، SEP) دیده میشود که نشان میدهد داده مربوط به کدام ماه است. شناخت هر شاخص اهمیت زیادی دارد، چون هرکدام اثر متفاوتی روی بازار میگذارند.
اما نکته مهم اینجاست که همه رویدادها عددی و آماری نیستند. بعضی از آن ها بیشتر کیفی هستند و باید با توجه به ماهیتشان تفسیر شوند. برای درک بهتر، به چند نمونه نگاه کنیم:
- شاخصهای آماری (عددمحور)
مثل نرخ بیکاری (Unemployment Rate)، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI)، یا تولید ناخالص داخلی (GDP). اینها همیشه یک عدد مشخص دارند که میتوان آن را با مقدار قبلی و پیشبینی بازار مقایسه کرد.
- سخنرانیها (Speech)
مثلا «سخنرانی رئیس فدرال رزرو». این نوع رویداد عدد ندارد، بلکه مهم محتوای صحبتهاست. اگر لحن سخنران به سمت سیاست انقباضی (افزایش نرخ بهره) باشد، بازار واکنش منفی به داراییهای پرریسک نشان میدهد. اگر لحن انبساطی باشد، میتواند باعث رشد بازار سهام یا ارزهای دیجیتال شود.
- حراج اوراق (Auction)
مثل «حراج اوراق ۱۰ ساله آمریکا» یا «حراج اوراق خزانه ژاپن». اینجا اعداد مربوط به بازده (Yield) یا حجم اوراق فروختهشده اهمیت دارند. بالا رفتن بازده معمولا نشانه افزایش هزینه استقراض دولت و احتمال بالا رفتن نرخ بهره است.
- شاخصهای نظرسنجی و اعتماد (Survey/Confidence Index)
مثل «شاخص اعتماد مصرفکننده» یا «شاخص مدیران خرید (PMI)». اینها با پرسشنامه از فعالان اقتصادی یا مصرفکنندگان تهیه میشوند و بازتابدهنده چشمانداز آینده هستند.
ستون Previous نشاندهنده نتیجه گزارش قبلی است. مثلا اگر شاخص بیکاری ماه گذشته ۸٪ بوده، این عدد در ستون Previous نمایش داده میشود. این بخش برای مقایسه روند بسیار مهم است، چون بازار همیشه تغییرات نسبت به گذشته را در نظر میگیرد.
در قسمت (Consensus / Forecast) دو ستون پیشبینی تحلیلگران و اقتصاددانان درباره آن شاخص یا داده اقتصادی آورده میشود. اما چه تفاوتی با هم دارند؟
Consensus یا اجماع در واقع میانگین پیشبینی جمعی تحلیلگران، اقتصاددانها و موسسات مالی است. یعنی چندین منبع معتبر پیشبینی خود را درباره یک شاخص اعلام میکنند و تقویم اقتصادی میانگین یا اجماع آنها را نمایش میدهد.
Forecast گاهی به همان معنی Consensus به کار میرود، اما در بعضی تقویمها (مثل Trading Economics) یک تفاوت کوچک دارد:
- Forecast معمولاً پیشبینی اختصاصی خود سایت یا موسسه منتشرکننده تقویم است.
- در حالی که Consensus نماینده پیشبینی کلی بازار و تحلیلگران مختلف است.
در ستون (Actual) مقدار واقعی در لحظه انتشار خبر بهروزرسانی میشود و عدد واقعی گزارش را نشان میدهد. در حقیقت، مهمترین بخش برای معاملهگران همین ستون است، چون مستقیما رفتار بازار را شکل میدهد.
بعضی تقویمها مثل Trading Economics در کنار هر شاخص نمودارهای کوچکی نمایش میدهند. این نمودار روند تاریخی آن شاخص را نشان میدهد (مثلا تغییرات نرخ بیکاری در چند ماه گذشته). با نگاه سریع به این بخش میتوانید متوجه شوید وضعیت در حال بهبود یا بدتر شدن است.

طبق ستون اول متوجه میشویم که شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) آمریکا ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت محلی منتشر میشود. به طور کلی، شاخصهای اقتصادی را میتوان در بازه زمانیهای مختلفی ارزیابی کرد. منظور از MoM بازه زمانی ماهانه است و YoY تغییرات کل یک سال نسبت به سال قبل را نشان میدهد.
در سطر اول که مربوط به شاخص PPI اصلی در بازه ماهانه است، میبینیم که مقدار قبلی ۰.۹٪ ثبت شده است. این یعنی در ماه گذشته قیمت تولیدکنندهها نسبت به ماه ماقبلش ۰.۹٪ افزایش داشته است. در ستون Forecast پیشبینی تریدینگ اکونومیکس برای این ماه ۰.۳٪ است و Consensus که میانگین پیشبینی اقتصاددانان و تحلیلگران مختلف را نشان میدهد ۰.۴٪ ثبت شده است. مقدار Actual یا واقعی هم هنوز منتشر نشده و به همین دلیل این ستون خالی مانده و در لحظه انتشار شاخص پر میشود.
چطور از تقویم اقتصادی استفاده کنیم؟
این بخش مهمترین قسمت مقاله است، چون فقط دانستن اینکه رویدادها چه زمانی هستند کافی نیست؛ باید بدانید چطور از این اطلاعات استفاده کنید.
- برنامهریزی هفتگی: در ابتدای هفته به تقویم اقتصادی نگاه کنید و رویدادهای مهم (مثل NFP یا تصمیم نرخ بهره) را علامت بزنید. این کار به شما کمک میکند از قبل آماده باشید.
- ترکیب با تحلیل تکنیکال: اگر میبینید یک خبر مهم نزدیک است، سطوح حمایت و مقاومت نمودار را بررسی کنید. مثلا اگر خبر منفی بیاید و بازار به حمایت نزدیک باشد، احتمال شکستن حمایت بیشتر میشود.
- استراتژی معاملاتی متناسب با خبر: بعضی معاملهگران قبل از انتشار خبر، از بازار خارج میشوند تا ریسک نکنند. برخی دیگر ترجیح میدهند منتظر بمانند و پس از انتشار داده و مشخص شدن جهت بازار وارد معامله شوند.
- مدیریت حجم و حد ضرر: در زمانهایی که احتمال نوسان شدید وجود دارد، بهتر است حجم معامله کمتر شود یا حد ضرر نزدیکتر قرار بگیرد.
- ثبت تجربهها: بهترین راه برای یادگیری استفاده از تقویم اقتصادی، تجربه شخصی است. بعد از هر رویداد مهم یادداشت کنید بازار چگونه واکنش نشان داد و استراتژی شما چقدر موفق بود.
تقویم اقتصادی را از کجا ببینیم؟
امروزه دهها وبسایت معتبر وجود دارد که تقویم اقتصادی رایگان و بهروزی ارائه میدهند. برخی از بهترین منابع عبارتاند از:
- Trading Economics: همه رویدادها، نرخ بهره، قیمتها و تورم، بازار کار، رشد تولید ناخالص داخلی، تجارت خارجی، دولت، اعتماد تجاری، احساسات مصرفکننده، بازار مسکن.
- Investing.com: تقویم اقتصادی همزمان با اعلام رویدادهای اقتصادی، شاخصها را دریافت کنید و تأثیر فوری آنها بر بازار جهانی را مشاهده کنید – از جمله رویدادهای قبلی، …
- Forex Factory: با تقویم اقتصادی فارکس محور، رویدادهای تأثیرگذار بر بازار را خیلی قبل از وقوع پیشبینی کنید.
- TradingView: تقویم اقتصادی آخرین و رویدادهای اقتصادی آینده را نشان میدهد که میتوانند بر داراییها، مناطق و بازارهای جهانی خاصی تأثیر بگذارند.
- FXStreet: تقویم اقتصادی لحظهای، رویدادها و شاخصهای اقتصادی سراسر جهان را پوشش میدهد.
- MyFxBook: تقویم اقتصادی به صورت آنی که تمام رویدادها و اطلاعیههای اقتصادی را پوشش میدهد. مقادیر تاریخی، قبلی، اجماعی و واقعی هر شاخص را مشاهده کنید.
همچنین بروکرهای فارکس هم معمولاً تقویم اقتصادی روی سایت خود دارند.
در انتها
تقویم اقتصادی مثل یک “برنامهریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکتهای ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک میکند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصتهای سودآور پیدا کنید. در دنیایی که ثانیهها حرف اول را میزنند، اطلاع از آنچه در راه است، برگ برنده شماست. با استفاده منظم از این ابزار، دیگر از نوسانات ناگهانی غافلگیر نخواهید شد و میتوانید با اطمینان بیشتری برای آینده سرمایهگذاری خود برنامهریزی کنید.
به یاد داشته باشید، موفقیت در بازارهای مالی تنها به تحلیل نمودارها محدود نمیشود. تسلط بر اطلاعات و درک وقایع کلان اقتصادی، مکمل تحلیل تکنیکال است و شما را در مسیری قرار میدهد که به جای دنبال کردن بازار، آن را پیشبینی کنید. به همین خاطر توصیه میکنیم که از همین امروز، استفاده از تقویم اقتصادی را به یکی از عادتهای معاملاتی خود تبدیل کنید.
سودآوری و معامله گری بصورت مداوم در بازار می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، و واقعیت مسلم این است که اکثر معامله گران خرد معمولا پول خود را در این بازار از دست می دهند. با این وجود، با یک برنامه معاملاتی جامع، ابزارهای مناسب و دانش کافی از بازار ارز، شانس موفقیت شما به عنوان یک معامله گر به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.
آموزش
اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟
منتشر شده
5 ماه پیشدر
شهریور 1, 1404توسط
روکو (Rocco)
بررسی دامنه تغییرات قیمت سهام یکی از موثرترین روشها برای اندازهگیری میزان نوسان قیمت است. برای تعیین دامنه تغییرات، کافی است بالاترین و پایینترین قیمت را در یک بازه زمانی معین مقایسه کنیم. در ادامه، به بررسی جزئیات بیشتری درباره اندیکاتور ATR، از جمله نحوه محاسبه آن، کاربردهای مختلف در معاملات و نکاتی برای استفاده بهینه در تحلیل تکنیکال میپردازیم. با اینوستورنت همراه باشید.
اندیکاتور ATR چیست؟
اندیکاتور ATR، مختصر کلمه (Average True Range) یا میانگین دامنه واقعی است. این اندیکاتور یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال است که برای اندازهگیری نوسانات بازار استفاده میشود. این اندیکاتور توسط ولز وایلدر (Welles Wilder) سال ۱۹۷۸ در کتابی با عنوان “مفاهیم جدید در سیستمهای معاملاتی تکنیکال” معرفی شد. ATR به معاملهگران کمک میکند تا نوسانات بازار را بهتر درک کنند و تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرند.
اندیکاتور ATR نوسانات را به صورت مطلق اندازهگیری میکند و مقادیر حاصل از آن درصدی از قیمتهای فعلی نیستند. به عبارتی دیگر، ATR سهام با قیمت بالا، بیشتر از ATR سهام با قیمت پایین خواهد بود. به عنوان مثال، سهامی که قیمت آن در بازه ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار معامله میشود، ATR بالاتری نسبت به سهامی با بازه قیمتی ۵۰ تا ۶۰ هزار خواهد داشت. بنابراین، نمیتوان مقادیر ATR سهام مختلف را با یکدیگر مقایسه کرد.
نحوه محاسبه اندیکاتور ATR
محاسبه ATR شامل مراحلی است که به ترتیب زیر انجام میشود:
۱. محاسبه دامنه واقعی (True Range)
TR بزرگترین مقدار بین سه دسته زیر است:
اختلاف بین بالاترین (High) و پایینترین قیمت (Low) در دوره فعلی
تفاوت بین بالاترین قیمت دوره فعلی (High) و قیمت بسته شدن دوره قبلی (Previous Close)
تفاوت بین پایینترین قیمت دوره فعلی (Low) و قیمت بسته شدن دوره قبلی (Previous Close)
۲. میانگینگیری دامنه واقعی:
ATR با میانگینگیری دامنه واقعی (TR) در یک دوره مشخص محاسبه میشود. معمولاً این دوره ۱۴ روزه است، اما میتوان آن را بر اساس نیازهای خاص تنظیم کرد.

دوره های استاندارد برای محاسبه ATR
ولز وایلدر مخترع اندیکاتور ATR، محاسبه این اندیکاتور را با یک دوره زمانی ۱۴ روزه پیشنهاد کرده است. استفاده از این دوره استاندارد ۱۴ روزه باعث میشود که ATR نه بیش از حد حساس باشد و نه تغییرات مهم را از دست بدهد. اگرچه دوره ۱۴ روزه به عنوان یک استاندارد عمومی پذیرفته شده است، اما استفاده از دورههای کوتاهتر یا بلندتر نیز میتواند با توجه به عوامل مختلفی از جمله استراتژی معاملاتی، افق زمانی افراد و نوع بازار مفید باشد. مقدار ATR به دوره زمانی انتخابی حساس است و ممکن است در دورههای مختلف نتایج متفاوتی ارائه دهد.
کاربردهای ATR
اندیکاتور ATR کاربردهای متنوعی دارد که در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود:
۱. اندازهگیری نوسانات بازار
ATR به تحلیلگران کمک میکند تا نوسانات بازار را اندازهگیری کنند. مقادیر بالای ATR نشاندهنده نوسانات زیاد سهام و مقادیر پایین نشاندهنده نوسانات کم است. این اطلاعات میتوانند در تصمیمگیریهای معاملاتی کمک کنند.
۲. تعیین حد ضرر (Stop Loss)
یکی از کاربردهای مهم ATR تعیین حد سود و حد ضرر است. معاملهگران میتوانند از ATR برای تعیین فاصله مناسب حد ضرر استفاده کنند. زمانی که اندیکاتور ATR مقادیر بالاتری را نمایش میدهد، معاملهگران نوسانات قیمتی بیشتری را پیشبینی میکنند. در نتیجه، آنها معمولاً حد ضرر خود را با فاصله بیشتری از قیمت فعلی قرار میدهند تا از نوسانات شدید بازار در امان بمانند. برعکس، زمانی که ATR نشاندهنده نوسانات کمتری باشد، معاملهگران حد ضرر را نزدیکتر به قیمت فعلی تعیین میکنند تا از حرکات قیمتی کوچک نیز بهرهبرداری کنند.
«خروج شاندلیر» (Chandelier Exit) یکی از تکنیکهای مشهور است که توسط «چاک لبو» (Chuck LeBeau) ابداع شده است. این روش یک تکنیک مبتنی بر ATR است که محدوده حد ضرر را برای موقعیتهای معاملاتی خرید و فروش تعیین میکند.
محدودیتهای اندیکاتور ATR
دو محدودیت اصلی برای استفاده از اندیکاتور ATR وجود دارد که معاملهگران باید به آنها توجه داشته باشند.
۱. محدودیت اول، متفاوت بودن تفسیر نتایج ATR است. هر معاملهگری ممکن است برداشت متفاوتی از نتایج این اندیکاتور داشته باشد.
۲. محدودیت دوم این است که اندیکاتور ATR جهت قیمت را مورد بررسی قرار نمیدهد و تنها به اندازهگیری نوسانات میپردازد. به همین دلیل، ممکن است معاملهگر حرکتهای متفاوتی را از بازار دریافت کند، به خصوص زمانی که پیوتها در حال شکلگیری هستند یا روندها معکوس میشوند.
برای مثال، اگر قیمت حرکت چشمگیری برخلاف روند قبلی داشته باشد و اندیکاتور ATR نیز به میزان قابلتوجهی افزایش یابد، برخی معاملهگران ممکن است تصور کنند که ATR روند قبلی را تأیید میکند، در حالی که این برداشت ممکن است نادرست باشد.
اندیکاتور ATR یکی از ابزارهای مهم و کاربردی در تحلیل تکنیکال است که به معاملهگران کمک میکند تا نوسانات بازار را بهتر درک کنند و تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرند. با توجه به مزایا و کاربردهای متعدد ATR، این اندیکاتور میتواند نقش مهمی در استراتژیهای معاملاتی ایفا کند. با این حال، معاملهگران باید به محدودیتهای آن نیز توجه کنند و از ATR در کنار سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال استفاده کنند تا به نتایج دقیقتری دست یابند.

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنشها بزودی با سرعت اینترنت نهایی میشوند

تراست ولت امکان معامله سهام های توکنیزه (RWA) را برای کاربران فعال کرد

اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی میرساند

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبتنام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو

هر اونس چند گرم طلای ۱۸ عیار است؟ تبدیل ساده انس به گرم طلا

آیا تحلیل تکنیکال بهتنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟

کوینبیس توکن اتنا (ENA) را به رودمپ خود اضافه کرد

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژهها ناپدید شدهاند!

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت پنجم (آخر)

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت چهارم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت سوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت دوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت اول

مستند دیپ وب (Deep Web) 2015

مستند شغل داخلی (Inside Job) بحران مالی

مارجین کال (Margin Call)

فیلم بازیکن شماره یک آماده (Ready Player One)

فیلم مرد آزاد (Free Guy)
![مستند کریپتوپیا [Cryptopia]، بیت کوین، بلاکچین و آینده اینترنت](https://investorent.xyz/wp-content/uploads/مستند-کریپتوپیا-Cryptopia-80x80.webp)
مستند کریپتوپیا (Cryptopia)





برای ارسال نظر باید وارد شوید ورود