دسته بندی نشده
آشنایی با مقررات بازار داراییهای دیجیتال در اتحادیه اروپا (MiCA)
چهارچوب نظارتی MiCA اولین چهارچوب قانونی موجود برای صنعت بلاکچین و رمزارزها محسوب میشود. هدف اصلی میکا ایجاد یک چهارچوب نظارتی روشن برای محافظت از سرمایهگذاران بازار ارزهای دیجیتال و پشتیبانی از کسبوکارهای مبتنی بر آن است.
منتشر شده
11 ماه پیشدر
توسط
روکو (Rocco)
اتحادیه اروپا اخیرا قوانین میکا (MiCA) را تصویب کرده و امیدوار است که با استفاده از آن بتواند شفافیت موردنیاز برای کنترل بازار رمزارزها را ایجاد کند. MiCA با توجه به حوادثی مانند سقوط شبکه ترا (LUNA) و سقوط شرکتهایی مثل صرافی FTX میخواهد از فعالان بازار ارزهای دیجیتال محافظت کند. هدف میکا این است که با ایجاد یک چهارچوب نظارتی جدید از مصرفکنندگان اروپایی محافظت کند و مسئولیتپذیری توسعهدهندگان داراییهای دیجیتال و ارائهدهندگان خدمات مربوط به آنها را افزایش دهد. اما MiCA دقیقا چیست و چه مواردی را پوشش میدهد؟ آیا قوانین جدید اروپا در بخشهای دیفای (DeFi) و توکنهای غیرقابلتعویض (NFT) هم تأثیری دارد؟ کمیسیون اروپا دقیقا از چه زمانی اجرای این قوانین را شروع میکند؟ برای پیدا کردن پاسخ این سوالات، با اینوستورنت همراه باشید.
“واژه MICA مخفف Markets in Crypto Assets است که قانونی برای یک چارچوب نظارتی بر بازار داراییهای کریپتویی در اتحادیه اروپا است.”
قانون میکا (MiCA) چیست؟
مقررات بازار داراییهای دیجیتال یا MiCA، قانونی برای بخش مالی است که با هدف همگامسازی قانونگذاری صنعت ارزهای دیجیتال در کشورهای مختلف اروپایی ایجاد شده است. میکا قوانین ثابتی را در اختیار قانونگذاران اروپایی قرار میدهد تا با استفاده از آنها بتوانند ارزهای دیجیتال ذخیرهشده در دفاتر کل توزیعشده (DLT) یا فناوریهایی مثل بلاکچین (Blockchain) یا دگ (DAG) را کنترل کنند.
وجود یک قانون ضد پولشویی جدید، همه شرکتهای فعال در صنعت ارزهای دیجیتال را مجبور میکند تا تمام جزئیات مربوط به تراکنشهای خود و اطلاعات مربوط به فرستنده و گیرنده آنها را ثبت کنند. از طرفی، این مسئله برخلاف یکی از اصول فاندامنتال فناوری بلاکچین محسوب میشود.
علاوهبراین، صرافیها باید گزارش تراکنشهایی را ارائه کنند که ارزش آنها به بیشتر از ۱,۰۰۰ یورو (EUR) میرسد و بین صرافیها و کیف پولهای خودحضانتی انجام میشود. مشخصا این قانون باعث ناراحتی معاملهگرانی میشود که به حریم خصوصی و ناشناس ماندن خود اهمیت زیادی میدهند. با توجه به احتمال مهاجرت صرافی کوین بیس (Coinbase) از بازار آمریکا، میتوان ادعا کرد که قوانین میکا تغییرات قابلتوجهی را در جهان ایجاد میکند.
“برایان آرمسترانگ، مدیرعامل صرافی کوین بیس اعلام کرد که به دلیل عدم شفافیت قوانین فعالیت صرافیها و تعدد نهادهای تصمیمگیر در آمریکا ممکن است این صرافی را به انگلستان منتقل کند.”
اهداف قانون میکا چیست؟
تمرکز اصلی قانون MiCA تضمین ثبات مالی و ارائه شفافیت مالی در دنیای دیجیتال است. بهطور کلی، قوانین و مقررات موجود در این را میتوان به ۴ گروه اصلی تقسیم کرد:
- ایجاد یک چهارچوب نظارتی برای داراییهای دیجیتالی که قبلا تحت پوشش قوانین مالی نبودهاند.
- ارائه دستورالعملهای امن و روشن برای حمایت از کسبوکارهای نوظهور در صنعت ارزهای دیجیتال.
- محافظت از سرمایهگذاران صنعت ارزهای دیجیتال و یکپارچگی آن با کاهش ریسک بازار ارزهای دیجیتال.
- دستیابی به ثبات مالی و مقررات منسجم در سراسر اروپا از طریق سرکوب دستکاری در بازار.
برای سرکوب دستکاری بازار، میکا از ارائهدهندگان داراییهای مالی یا خدمات مربوط به آنها خواسته است که اطلاعات مربوط به معاملات خود یا سایر روشهای موجود برای سوءاستفاده از بازار را ارائه کنند.

قوانین میکا (MiCA) شامل چه داراییهایی میشود؟
MiCA رمز ارزها را در گروههای مختلف دستهبندی میکند. این چهارچوب نظارتی تاکنون سه نوع دارایی دیجیتال را به رسمیت شناخته است که عبارتند از:
- توکنهای مبتنی بر دارایی (Asset Referenced Tokens یا به اختصار ART)
همانطور که از اسم آنها مشخص است، ART به داراییهای دیجیتالی اشاره دارد که ارزش آنها بر اساس سبدی از چند ارز فیات (Fiat Currency)، کالا یا دارایی دیجیتال تعیین میشود. گفتنی است که این داراییها با استیبل کوینهایی که ارزش آنها به ارزش یک ارز فیات پیوند میخورد، فرق دارند.
- نمایندگان پول الکترونیکی (Electronic money tokens)
ارزش این داراییها به ارزش یک ارز فیات خاص پیوند خورده که پول رایج و قانونی یک کشور است. این داراییها به استیبل کوین ها (Stablecoins) و ارزهای دیجیتال ملی اشاره دارند.
- داراییهای متفرقه
تمام داراییهای دیجیتالی که جزو دو گروه مذکور نیستند، در این گروه قرار میگیرند. این توکنهای کابردی به هولدرهای خود اجازه میدهند که به کالاها یا خدمات خاصی دسترسی داشته باشند. برخلاف توکنهای اوراق بهادار، این توکنها بر اساس قوانین اوراق بهادار کشورهای مختلف، نوعی ابزار مالی نیستند.
گفتنی است که MiCA قوانین مربوط به بخشهای دیفای (DeFi)، توکنهای غیرقابلتعویض (NFT) و ارز دیجیتال بانکهای مرکزی (CBDC) را تعیین نکرده است.
ارائهدهندگان خدمات رمزارزها
میکا استانداردهای موردنیاز ارائهدهندگان ارزهای دیجیتال را بهبود داده است تا از مصرفکنندگان در برابر پروژههای کلاهبرداری که در صنعت ارزهای دیجیتال وجود دارد، محافظت کند. در نتیجه، ارائهدهندگان داراییهای دیجیتال از این به بعد مجبورند تعهدات خاصی انجام دهند.
برای مثال، ارائهدهندگان ارزهای دیجیتال باید وایت پیپر (White paper) خود را بهگونهای منتشر کنند که به تمام انتظارات سرمایهگذاران پاسخ دهد. علاوه بر این، آنها قبل از انتشار توکنهای خود یا ایجاد نقدینگی موردنیاز برای آن، باید مجوزهای لازم را از قانونگذاران دریافت کنند.
ارائهدهندگان خدمات مربوط به داراییهای دیجیتال
ارائهدهندگان خدمات مربوط به داراییهای دیجیتال مشاغل زیادی را پوش میدهند. این کسبوکارها میتواند اپلیکیشنهای مبتنی بر ارزهای دیجیتال (مثل ارائهدهندگان کیف پولهای نرمافزاری) یا پلتفرمهای معاملاتی و صرافیهایی مثل بایننس (Binance) باشند.
مطابق قوانین جدید، ارائهدهندگان این خدمات به لحاظ قانونی در برابر ضرر و زیان داراییهایی که به آن ها سپرده شده است، مسئول هستند. این مسئله ریسک سرمایهگذارانی را که مخالف کیف پولهای خودحضانتی هستند، کاهش میدهد. در حقیقت اگر ارائهدهندگان به اندازه کافی از کاربران خود محافظت نکنند، سازمان بورس و اوراق بهادار اروپا (ESMA) میتواند جلوی فعالیت آنها را بگیرد. این سازمان حتی میتواند آنها را ممنوع اعلام کند.
تأثیر بازار ارزهای دیجیتال بر محیطزیست
یکی دیگر از اهداف میکا این است که تأثیر ارزهای دیجیتال بر محیط زیست را کاهش دهد. وقتی که این طرح برای اولین بار مطرح شد، کمیته امور اقتصادی و پولی پارلمان اروپا قصد داشت شبکههای مبتنی بر گواه اثبات کار (PoW) مثل بیت کوین (Bitcoin) ممنوع کند.
با این حال، بعد از انجام بررسیهای موردنیاز، کمیته مذکور رویکرد ملایمتری در پیش گرفت؛ اما اعلام کرد که کسبوکارهای فعال در این بخش همچنان ملزم به کاهش آسیبهای زیستمحیطی خود هستند. در حال حاضر، این شرکتها باید گزارشهای مستقلی از مصرف انرژی خود را ارائه کنند.
چه اتفاقی میافتد؟
در آوریل ۲۰۲۳ (فروردین ۱۴۰۲)، پارلمان اتحادیه اروپا قوانین MiCA را با ۵۱۷ رأی موافق و ۳۸ رأی مخالف به تصویب رساند. چانگپنگ ژائو (Changpeng Zhao)، مدیرعامل صرافی بایننس، از این قانون جدید حمایت و تأیید کرده که میکا راهحلی عملی برای چالشهایی است که شرکتهای فعال در صنعت ارزهای دیجیتال با آنها مواجه هستند.
تعداد زیاد آرای موافق نشان میدهد که قوانین MiCA به مرحله اجرا میرسد. این قوانین، احتمالا در سال ۲۰۲۴ با قوانین بازنگریشده بازارهای توکنهای غیرقابلتعویض و دیفای اجرا میگردد.
تمام فعالان صنعت ارزهای دیجیتال در اتحادیه اروپا تحتتأثیر این قوانین جدید قرار میگیرند و فرقی هم نمیکند که تجربه زیادی در این زمینه دارند یا نه. در ادامه فواید و معایب MiCA را بیشتر بررسی خواهیم کرد.
مزایا
- افزایش شفافیت قوانین و مقررات بازار ارزهای دیجیتال در اروپا: میکا جامعترین چهارچوب نظارتی در صنعت داراییهای دیجیتال است و به مشروعیت کسبوکارهای فعال مبتنی بر ارزهای دیجیتال در اتحادیه اروپا کمک میکند.
- محفاظت از سرمایهگذاران: ارائهدهندگان ارزهای دیجیتال و خدمات مربوط به آنها در قبال داراییهای دیجیتال مسئول هستند و باید از سرمایهگذاران محافظت کنند.
- یکپارچهسازی چارچوبهای نظارتی در حوزههای قضایی مختلف: کشورهای عضو اتحادیه اروپا هماکنون میتوانند از قوانین و مقررات منسجم MiCA استفاده کنند.
معایب
- کاهش حریم خصوصی و ناشناس بودن تراکنشها: تراکنشهای افرادی که میخواهند بیشتر از ۱,۰۰۰ یورو برداشت کنند و به کیف پولهای خودحضانتی خود بفرستند، باید به قانونگذاران اعلام شود. از بسیاری جهات، این مسئله برخلاف اصول اخلاقی فناوری بلاکچین است.
- دشوار بودن اجرای آن: کاربرانی که میخواهند از حریم خصوصی خود محافظت کنند، میتوانند بهراحتی راهحلهایی را برای دور زدن قوانین جدید پیدا کنند. برای مثال، پرایویسی کوینها مانند مونرو (Monero) و اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (DApps) برای دور زدن چنین مسائلی طراحی شدهاند و پیگیری تراکنشهای مربوط به ارزهای دیجیتال را دشوار میکنند.
مقررات صنعت ارز دیجیتال پیچیدگی زیادی دارد. از یک طرف، به مشروعیت بخشیدن به صنعت ارزهای دیجیتال کمک میکند و نشان میدهد که این بازار به بلوغ موردنیاز خود دست یافته است؛ از طرف دیگر هم ماهیت شبکههای غیرمتمرکز و ناشناس بودن تراکنشها را مختل میکند.
در انتها
میکا یک چارچوب نظارتی و قوانینی برای داراییهای رمزارزی است که توسط اتحادیه اروپا مطرح شده است. چهارچوب نظارتی MiCA اولین چهارچوب قانونی موجود برای صنعت بلاکچین و رمزارزها محسوب میشود. به نظر میرسد میکا دقیقترین و کاملترین چهارچوب قانونی در صنعت ارزهای دیجیتال باشد. هدف اصلی میکا ایجاد یک چهارچوب نظارتی روشن برای محافظت از سرمایهگذاران بازار ارزهای دیجیتال و پشتیبانی از کسبوکارهای مبتنی بر آن است.
پارلمان اتحادیه اروپا قوانین و مقررات میکا را در آوریل ۲۰۲۳ (فروردین ۱۴۰۲) با ۵۱۷ رأی موافق و ۳۸ مخالف تصویب کرده است. اگر قوانین MiCA به موفقیت مطلوبی دست پیدا کند، بقیه کشورها هم احتمالا مقررات مشابهی را اجرا میکنند. از این رو در این مقاله به بررسی طرح میکا و مزایا و معایب آن پرداختیم تا در آینده با الزامات مشابهی که در صنعت ارزهای دیجیتال با آن مواجه میشویم آشنا باشیم.

شاید دوست داشته باشید

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنشها بزودی با سرعت اینترنت نهایی میشوند

تراست ولت امکان معامله سهام های توکنیزه (RWA) را برای کاربران فعال کرد

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبتنام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژهها ناپدید شدهاند!
بلاکتوپیا
داستان واقعی ۱۰ تریدر موفق، آیا میتوان از ترید به ثروت رسید؟
مسیر رسیدن به ثروت از طریق ترید آسان نیست و نیازمند دانش، تجربه و مدیریت ریسک است. برخی از معاملهگران موفق توانستهاند با استراتژیهای مناسب و مدیریت سرمایه، درآمد قابل توجهی کسب کنند.
منتشر شده
9 ماه پیشدر
اردیبهشت 23, 1404توسط
روکو (Rocco)
بازار فارکس (Forex) برای بسیاری از معاملهگران به میدان جنگی تبدیل شده که در آن رؤیاهای بزرگِ آزادی مالی، با هر شکست متوالی کمرنگتر میشود. این مسیر، مملو از فراز و نشیبهایی است که گاهی حتی سرسختترین افراد را هم از ادامه راه دلسرد میکند؛ معاملهگرانی که حسابهایشان را بارها از دست دادهاند و با تردید به استراتژیها نگاه میکنند، دیگر انگیزهای برای ادامه پیدا نمیکنند. دیدن افرادی که تنها ادعای موفقیت میکنند اما حاضر نیستند حتی یک استیتمنت ساده ارائه دهند، باعث شده بسیاری تصور کنند موفقیت واقعی در فارکس چیزی جز توهم و خیالپردازی نیست.
اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، متوجه میشویم که پشت پرده این دنیای پرنوسان، معاملهگران واقعی و موفقی هستند که از همان مسیر دشوار و طاقتفرسایی که امروز شما در میانه آن هستید، بهسلامت عبور کردند. افرادی که نه سرمایه عظیمی داشتند و نه شانس خارقالعادهای؛ بلکه با صبوری، استمرار در یادگیری و قدرت ذهنی بالا از دل سختترین شکستها به موفقیتهای بزرگی رسیدهاند. در این مقاله، داستان زندگی این معاملهگران را خواهید خواند؛ داستانهایی واقعی و الهامبخش که به شما یادآوری میکنند «موفقیت» در فارکس گرچه دشوار است، اما قطعاً ممکن است.
در این مقاله بهطور هدفمند از ذکر داستان موفقیت تریدرهای نهادی و حرفهای، که امکانات مالی و زیرساختهای قدرتمند در اختیار دارند، خودداری کردیم. در عوض، تمرکز خود را روی معاملهگران خردی گذاشتیم که دقیقاً از همان نقطهای شروع کردند که امروز شما در آن هستید: سرمایهای محدود، بدون پشتوانههای نهادی، و با چالشهایی که هر تریدر تازهکاری آنها را تجربه میکند. هدف ما این است که نشان دهیم موفقیت واقعی در بازارهای مالی، حتی برای تریدرهایی با سرمایه و امکانات محدود، با صبر، یادگیری مستمر، و مدیریت ریسک دقیق دستیافتنی است.
۱. تیم گریتانی؛ از یک حساب ۱۵۰۰ دلاری تا سود میلیون دلاری
سال ۲۰۱۰ بود. تیم گریتانی، دانشجوی جوان آمریکایی، زندگی مالی چندان درخشانی نداشت؛ درست مثل هزاران دانشجوی دیگر. نه سرمایه چندانی داشت، نه خانوادهای ثروتمند، و نه آشنایی خاصی با والاستریت. تنها پساندازش ۱۵۰۰ دلار بود، و یک لپتاپ قدیمی که در خوابگاهش استفاده میکرد.
تیم تصمیم گرفته بود شانس خود را در بازاری بیازماید که بسیاری حتی جرأت ورود به آن را نداشتند: بازار سهام پنی (Penny Stocks)؛ سهام شرکتهای بسیار کوچک و ارزان قیمت که اغلب زیر ۵ دلار معامله میشوند. سهامی پرنوسان، کمحجم و بسیار پرریسک. برای خیلیها، این بازار به قمار شباهت دارد، اما برای تیم گریتانی، این یک فرصت بود. فرصتی که میتوانست به قیمت از دست دادن تمام سرمایهاش تمام شود یا شاید زندگیاش را تغییر دهد.

شروع کارش چندان امیدوار کننده نبود. در همان هفتههای اول، بخش زیادی از همان ۱۵۰۰ دلار اندکش را از دست داد. احساس کرد شکست خورده، اما به جای تسلیم شدن، تصمیم گرفت بفهمد دقیقاً چه چیزی اشتباه پیش میرود. تیم از آن روز به بعد، دفترچهای برای ثبت تکتک معاملاتش درست کرد. هر معامله را با جزئیات دقیق تحلیل میکرد؛ از دلایل ورود تا اشتباهات خروج. به قول خودش: «باید میفهمیدم بازار چه زبانی حرف میزند.»
کمکم، استراتژی خودش را بر پایه تحلیل دقیق الگوهای معاملاتی بنا کرد. او متوجه شد سهام پنی، به دلیل حجم معاملاتی (Volume) پایین و علاقه معاملهگران تازهکار، بهشدت مستعد هیجان و حرکات انفجاری هستند. به همین دلیل از دو استراتژی کلیدی استفاده کرد:
او به دنبال سهامهایی بود که بعد از یک جهش بزرگ و غیرطبیعی، نشانههایی از بازگشت و سقوط سریع را نشان میدادند. تیم با تحلیل حجم، رفتار معاملهگران و نقاط مقاومت روانی، به دنبال فرصتهای ناب بازگشتی میگشت.
او همچنین بر روی سهمهایی که در آستانه شکست (بریکاوت) مقاومتهای تکنیکال بودند، سرمایهگذاری میکرد.
با گذشت زمان، گریتانی این تکنیکها را با مدیریت ریسک دقیق همراه کرد. برای هر معامله حداکثر میزان ضرر را تعریف کرده بود و هیچگاه اجازه نمیداد هیجان معاملات، از کنترل خارج شود.
تلاشها و نظم ذهنی تیم کمکم جواب داد. بعد از ماهها معامله، سرانجام نتایج درخشان ظاهر شدند. حساب کوچک ۱۵۰۰ دلاریاش شروع به رشد کرد؛ اول به ۱۰ هزار، سپس به ۵۰ هزار و بعد به ۱۰۰ هزار دلار رسید. و بعد از حدود سه سال تلاش بیوقفه، در سال ۲۰۱۳ تیم گریتانی موفق شد سرمایهاش را به یک عدد جادویی برساند: ۱ میلیون دلار.
درسهایی که از تیم گریتانی میتوان گرفت:
- شروع کوچک، مانعی برای موفقیت نیست، او نشان داد که میتوان با سرمایهای اندک شروع کرد و به موفقیتی بزرگ رسید، اگر نظم، پشتکار و استراتژی درستی داشته باشید.
- شکستها بهترین معلم هستند. تیم در ابتدای مسیر، بخش مهمی از سرمایه خود را از دست داد، اما آن شکستها به بزرگترین درسهای زندگی او تبدیل شدند.
- استراتژی واضح و نظم شخصی از همهچیز مهمتر است، موفقیت او نه بر پایه شانس، بلکه نتیجه تحلیل دقیق، استراتژی منظم و مدیریت ریسک حسابشده بود.
- ثبت معاملات، سرمایهای برای آینده است، یادداشتهای دقیق او از هر معامله، بزرگترین سرمایهاش برای رشد و پیشرفت شد.
- شفافیت، اعتماد میآورد. بر خلاف بسیاری از تریدرهای مدعی، گریتانی با انتشار استیتمنتهای واقعی، اعتماد هزاران نفر را جلب کرد و الهامبخش آنها شد.
۲. الویس جاستیس بدی؛ پزشکی که مسیرش به دنیای میلیوندلاری فارکس ختم شد
وقتی الویس جاستیس بدی، دانشجوی پزشکی اهل غنا، در کلاس درس دانشگاه پزشکی سیبری در روسیه نشسته بود، احتمالاً هیچکدام از همکلاسیهایش تصور نمیکردند که این دانشجوی آرام و کنجکاو، روزی به یکی از مشهورترین تریدرهای آفریقایی تبدیل شود. الویس با اینکه در دنیای پزشکی آیندهای روشن داشت، علاقه عجیبی به دنیایی متفاوت پیدا کرده بود: بازار پرنوسان فارکس.
ماجرا از یک اتفاق ساده شروع شد؛ در یک بعدازظهر زمستانی در خوابگاه دانشجوییاش، الویس با مفهوم «فارکس» در یک مقاله اینترنتی آشنا شد. ابتدا تنها کنجکاو بود، اما هرچه عمیقتر میشد، بیشتر شیفتهٔ این بازار جهانی با گردش روزانهٔ میلیارد دلاری میشد. خودش بعدها گفت:
“در پزشکی یاد گرفته بودم که هیچ موفقیتی بدون پشتکار و تحلیل دقیق ممکن نیست؛ در فارکس هم همین قانون صادق بود.”

الویس اولین حساب معاملاتیاش را تنها با ۲۰۰ دلار افتتاح کرد؛ مبلغی که شاید برای دیگران فقط یک آزمایش کوچک بود، اما برای او فرصتی واقعی بود. روزهای اول، طبیعی بود که بازار به او درسهایی سخت بدهد. گاهی ضرر میکرد و گاهی سودهایی اندک به دست میآورد؛ ولی هرگز تسلیم نشد. او بعد از هر معامله ساعتها وقت میگذاشت، اشتباهاتش را یادداشت میکرد و استراتژی خود را بهبود میبخشید.
نقطه عطف مسیر الویس زمانی بود که توانست در مدت تنها چند روز، حساب معاملاتی ۲۰۰ دلاریاش را به ۹۰۰۰ دلار برساند. این موفقیت اتفاقی نبود؛ نتیجه تحلیلهایی بود که شبها تا صبح پای نمودارها انجام داده بود. از اینجا بود که الویس فهمید بازار فارکس چیزی بیش از یک سرگرمی است؛ میتوانست زندگی او را تغییر دهد.
طی سالهای بعد، معاملات الویس نهتنها ادامه یافت، بلکه به موفقیتهای بزرگتر و مستمرتری رسید. در مارس ۲۰۲۳، او برداشت قابلتوجهی به مبلغ ۲۶٬۳۷۰ دلار از حساب معاملاتیاش داشت و به عنوان یکی از چهار تریدر برتر جهانی آن ماه شناخته شد. این دستاوردها برایش نه فقط ثروت مالی، بلکه اعتبار و شهرتی کمنظیر نیز به ارمغان آورد.
الویس در همان سال، هدفی جسورانه برای خودش تعیین کرد: ساخت یک حساب معاملاتی با سرمایه یک میلیون دلاری. بسیاری فکر میکردند این هدف بیش از حد بلندپروازانه است؛ اما او فقط یک چیز در ذهن داشت: «موفقیت واقعی در ذهن شروع میشود و در عمل ادامه مییابد». پس از چند ماه معامله مستمر، این هدف نیز محقق شد و او توانست یک حساب یکمیلیون دلاری ایجاد کند.
اما الویس فقط به فکر موفقیت خودش نبود. در سال ۲۰۲۰، آکادمی Serendipity Trading را راهاندازی کرد تا آموختههایش را در اختیار صدها معاملهگر دیگر در آفریقا و اروپا قرار دهد. آموزشهایی که بر اساس تجربه واقعی، تحلیلهای عملی و مدیریت ریسک (Risk management) بنا شده بود.
موفقیتهای الویس در سال ۲۰۲۴ به اوج رسید؛ زمانی که در مراسمی بینالمللی در آلمان، جایزه بهترین تریدر آفریقایی در اروپا به او تعلق گرفت. این جایزه نه تنها برای موفقیت مالیاش، بلکه برای اثرگذاری مثبت و ملموس او در افزایش سواد مالی در جوامع آفریقایی بود.
درسهایی از مسیر الویس جاستیس بدی:
- شروع کوچک، موفقیت بزرگ. الویس از یک حساب ۲۰۰ دلاری شروع کرد و نشان داد موفقیتهای بزرگ با قدمهایی کوچک آغاز میشوند.
- تحلیل و پشتکار مهمتر از شانس است. موفقیت او نه بر پایه شانس، بلکه نتیجه تحلیل دقیق بازار و تمرکز بر مدیریت ریسک بود.
- یادگیری مداوم و اصلاح اشتباهات. تبدیل سرمایه کم به مبالغ قابل توجه تنها از طریق یادگیری مستمر و اصلاح دائمی استراتژیها ممکن شد.
- تعهد به جامعه و آموزش. الویس معتقد بود که موفقیت واقعی زمانی کامل میشود که آن را با دیگران به اشتراک بگذاری و نسلهای بعدی را نیز پرورش دهی.
الویس جاستیس بدی امروز نمادی الهامبخش برای تریدرهای جوانی است که در ابتدای مسیر، خود را با سرمایهای اندک تنها میبینند. داستان او اثباتی است بر این حقیقت ساده اما مهم که اگر به خودتان، به پشتکارتان و به رویاهایتان باور داشته باشید، حتی در سردترین روزهای زمستان سیبری نیز میتوانید آیندهای درخشان و ثروتی واقعی خلق کنید.
۳. دیوید چاو؛ فرماندهای که با نظم، بازار را به زانو درآورد
گاهی موفقیت از جایی شروع میشود که هیچکس انتظارش را ندارد. دیوید چاو، مردی گمنام از نوادا، در میانه آشفتگیهای دوران پاندمی، مسیر زندگیاش را به کلی تغییر داد. درحالیکه بسیاری از مردم در آن دوره، صرفاً در حال تماشای اخبار یا اسکرول شبکههای اجتماعی بودند، دیوید پشت میز کوچکش نشسته و مشغول یادگیری مفاهیم سنگین و پیچیده بازار آپشن شاخص S&P 500 بود.
او نه به یک دانشگاه برتر اقتصادی رفته بود، نه سابقه کار در والاستریت داشت. فقط ذهنی تحلیلگر، ارادهای آهنین و میلی سیریناپذیر به یادگیری داشت. بهجای اینکه به دنبال راههای سریع ثروتمند شدن باشد، وقت خود را صرف ساختن چیزی کرد که بسیاری از تریدرهای تازهکار از آن غافلاند: یک سیستم. دیوید با مطالعه رفتار بازار و آزمونوخطا، استراتژی “Iron Condor” را به ستون فقرات معاملات خود تبدیل کرد. استراتژیای که بهجای قمار روی نوسانات بزرگ، بر ثبات، مدیریت ریسک و بازدههای پایدار تکیه دارد.

سرمایه اولیهاش چندان زیاد نبود، اما چیزی که داشت، نظم بود؛ و بازار در برابر نظم، دیر یا زود تسلیم میشود. طی چند سال، حجم معاملاتش به جایی رسید که در برخی روزها، بیش از ۳۰٬۰۰۰ قرارداد را تنها در یک معامله مدیریت میکرد. این سطح از فعالیت، حتی توجه معاملهگران نهادی و رسانههای مالی مانند والاستریت ژورنال را نیز جلب کرد.
در سال ۲۰۲۳، چاو صندوق خصوصی خود با نام SPX Program Fund LP را تأسیس کرد که ارزش آن تا پایان همان سال به چند میلیون دلار رسید. این مسیر صعود، نه بر پایه تبلیغات و کلاسهای آموزشی، بلکه صرفاً با سود حاصل از معاملهگری واقعی طی شد. یکی از اعضای گروه اینساید آپشنز، که چاو برای تریدرهای علاقمند راهاندازی کرده، گزارش داده است که طی ۱۴ ماه به بازدهی ۱۴۳ درصدی دست یافته است.
اما نکته مهمتر این بود که دیوید نهتنها خودش به سودآوری مستمر رسیده بود، بلکه جامعهای ساخت که دیگران هم از نظم فکری و رویکرد تحلیلیاش بهرهمند شدند.
درسهایی از دیوید چاو
- استراتژی ساده، اما محکم بسازید. موفقیت دیوید چاو در گرو پیچیدهسازی معاملات نبود؛ او ساختاری طراحی کرد که با مدیریت ریسک بالا و سودهای محدود اما پایدار، به مرور زمان بازدهی چشمگیر ایجاد میکرد.
- پایداری مهمتر از شانس است. او ثابت کرد با پشتکار، حتی بدون سابقه خاص، میتوان از دل پرآشوبترین بازارها، فرصت ساخت.
- تمرکز بر سیستم، نه هیجان. معاملهگرانی که به دنبال هیجان هستند، معمولاً قربانی بازار میشوند. اما آنهایی که ساختار دارند، در بلندمدت برندهاند.
- شفافیت و صداقت. برخلاف بسیاری از چهرههای فضای مجازی، دیوید اعتبارش را نه با وعده، بلکه با عملکرد و شفافیت ساخت.
۴. کوین شو؛ تبدیل ۳۵ هزار دلار به بیش از ۸ میلیون دلار در دو سال
در دنیای معاملات سهام، داستانهای موفقیت فراوان است، اما داستانهایی که کاملاً شفاف و مستند باشند، بسیار اندک اند. یکی از این نمونههای کمیاب و الهامبخش، داستان کوین شو (Kevin Xu)، جوانی با ذهنی تیز و جسارتی بینظیر است که مسیر معاملاتی او به یکی از درخشانترین دستاوردهای مالی تریدرهای خرد تبدیل شد.
کوین شو در سال ۲۰۲۰، با سرمایهای به اندازهٔ ۳۵٬۰۰۰ دلار وارد بازار سهام شد. مانند هر معاملهگر دیگری، روزهای ابتدایی برایش پر از تردید و نوسان بود. او نیز با ضررهایی مواجه شد که میتوانست هر فرد دیگری را دلسرد کند؛ اما کوین تصمیم گرفته بود متفاوت عمل کند. او به جای تسلیمشدن، تصمیم گرفت تا اشتباهاتش را ثبت و تحلیل کند. با هر معاملهای که انجام میداد، ساعتها وقت صرف میکرد تا نقاط قوت و ضعفش را دقیقاً بررسی کند. کوین متوجه شده بود که پیروزی در بازار نهتنها نیازمند استراتژیهای مؤثر است، بلکه به انضباطی آهنین و مدیریت ریسکی دقیق نیز وابسته است.

با گذشت زمان، کوین استراتژی خاص خود را توسعه داد. او بهطور ویژه روی شرکتهایی تمرکز داشت که اخبار بنیادی مثبت یا منفی بسیار تأثیرگذاری داشتند و میتوانستند به سرعت تغییرات قیمتی بزرگی را تجربه کنند. او ترکیبی از تحلیل فاندامنتال و تکنیکال را با تسلط کامل اجرا میکرد و معتقد بود هر سهمی داستان خاص خودش را دارد؛ کافی است معاملهگر بتواند «داستان سهم» را پیش از دیگران درک کند.
در کمتر از دو سال، نتایج حیرتانگیزی به دست آمد. کوین با معاملات پیدرپی موفق و چندین تصمیم استثنایی توانست سرمایه خود را از همان ۳۵ هزار دلار ابتدایی، به بیش از ۸ میلیون دلار افزایش دهد؛ عددی که او را در کانون توجه معاملهگران و رسانهها قرار داد. نکتهای که این دستاورد را ارزشمندتر میکند این است که او تکتک معاملاتش را بهصورت کاملاً شفاف در انجمنهای معاملاتی مانند WallStreetBets در Reddit مستند کرده بود؛ حرکتی که بسیاری از معاملهگران حتی تصورش را نمیکنند.
کوین شو که اکنون به یکی از نامهای مطرح در دنیای معاملهگری تبدیل شده بود، تصمیم گرفت موفقیت و تجربیاتش را با دیگران نیز به اشتراک بگذارد. او با الهام از نیاز جامعه معاملهگران به شفافیت بیشتر، اپلیکیشن معاملاتی اجتماعی AfterHour را راهاندازی کرد. این پلتفرم به معاملهگران اجازه میداد معاملات واقعی و مستند خود را با دیگران به اشتراک بگذارند؛ هدفی ساده اما بزرگ: «معاملهگران باید بدانند واقعاً چه کسی موفق است و چرا.»
امروز، کوین شو علاوه بر موفقیت مالی، میراثی از شفافیت و الهامبخشی برای هزاران تریدر جوان بهجا گذاشته است. او نشان داد موفقیت در بازارهای مالی نه به شانس وابسته است و نه به داشتن سرمایهای کلان؛ بلکه نتیجه مستقیم تحلیل دقیق، نظم شخصی و مدیریت ریسک هوشمندانه است.
درسهایی از مسیر موفقیت کوین شو
- شفافیت، قویترین سرمایه است. کوین با ثبت و انتشار دقیق معاملاتش، اعتماد جامعه را جلب کرد و نشان داد که هیچ موفقیتی بدون مستندسازی کامل نیست.
- موفقیت از مدیریت اشتباهات شروع میشود. او ضررهای اولیه را به جای شکست، فرصتی برای یادگیری و رشد دید.
- هر معامله داستان خاص خودش را دارد. کوین بر اهمیت درک عمیق سهمها و اخبار بنیادی آنها تأکید داشت، نه صرفاً تحلیل تکنیکال.
- الهامبخشی و آموزش به دیگران، موفقیت را پایدار میکند. کوین با ایجاد پلتفرم AfterHour به دیگران فرصت داد تا یاد بگیرند و رشد کنند، و این اقدام موفقیت او را عمیقتر کرد.
کوین شو، از یک معاملهگر خرد با سرمایهای متوسط، به فردی تبدیل شد که نامش در فهرست بزرگترین موفقیتهای معاملاتی در بازارهای مالی ثبت شده است. او به همه تریدرها یک پیام واضح داد:
“اگر تحلیل کنی، از اشتباهاتت بیاموزی و با انضباط معامله کنی، بازار پاداشت را خواهد داد.”
۵. راس کامرون؛ از حسابی با ۵۸۳ دلار تا بیش از ۱۲ میلیون دلار سود معاملاتی
اگر به شما بگویند فردی توانسته تنها با سرمایهای کمتر از ۶۰۰ دلار، طی چند سال، میلیونها دلار درآمد کسب کند، احتمالاً فکر میکنید اغراق است یا داستانی ساختگی میشنوید؛ اما این داستان واقعیِ «راس کامرون» (Ross Cameron)، معاملهگر موفق و شفاف بازار سهام آمریکاست.
داستان راس کامرون در سال ۲۰۱۷ آغاز شد. در آن زمان او فقط ۵۸۳ دلار سرمایه داشت؛ مبلغی بسیار اندک برای کسی که رویای معاملهگری را در سر داشت. روزهای نخست برای راس، ترکیبی از هیجان و اضطراب بود. گاهی حتی در پرداخت هزینههای اولیه ابزارها و خدمات معاملاتی مشکل داشت. اشتباهات فراوانی میکرد و بارها شاهد آبشدن سرمایه محدودش بود؛ ضررهای کوچک و بزرگی که هر کدام بهتنهایی کافی بودند تا او را از ادامه راه منصرف کنند.
اما راس هرگز عقبنشینی نکرد. او به جای ناامید شدن، تمام ضررها و اشتباهاتش را با دقت فراوان ثبت و تحلیل میکرد و به تدریج، متوجه الگوهایی شد که به او در انتخاب معاملات بهتر کمک میکردند. هر شکست برای او درسی ارزشمند بود، نه دلیلی برای تسلیم شدن.

راس کامرون به سرعت دریافت که بازار سهام کوچک آمریکا (Small Cap) بهترین گزینه برای معاملهگری اوست. این سهام، که اغلب با نوسانات شدید قیمت روبهرو میشوند، فرصتی برای کسب سودهای چشمگیر فراهم میکردند. سبک معاملاتی مورد علاقه او معاملهگری روزانه (Day Trading) بود که بر اساس الگوهای «مومنتوم» و «گپهای قیمتی» (Gap and Go) طراحی شده است.
استراتژی «گپ اند گو» مخصوصاً برای او بسیار سودمند بود. در این استراتژی، راس سهامی را انتخاب میکرد که در همان آغاز روز معاملاتی با جهش قیمتی بزرگ (گپ قیمتی) روبهرو میشدند و پس از باز شدن بازار، او روی ادامه حرکت صعودی یا نزولی سهم شرطبندی میکرد. این رویکرد معاملاتی نیاز به تصمیمگیری سریع، مدیریت ریسک دقیق و انضباط بسیار بالایی داشت؛ خصوصیاتی که در خود پرورش داده بود.
با گذشت زمان و افزایش تجربه، راس توانست به تدریج سودهای کوچکش را بزرگتر کند. او معاملات موفق متعددی را به ثبت رساند و با رعایت دقیق مدیریت ریسک، اجازه نداد هیچ ضرری سرمایهاش را به طور جدی تهدید کند. با گذشت سالها، حساب معاملاتی او رشد کرد و سرمایه محدود ۵۸۳ دلاریاش به صدها هزار دلار، سپس میلیونها دلار تبدیل شد.
او این مسیر را با جزئیات کامل، از جمله استیتمنتهای معاملاتی ماهانه و سالانه، به صورت شفاف در وبسایت Warrior Trading و کانال یوتیوبش منتشر کرد؛ اقدامی نادر در دنیای معاملات که اغلب معاملهگران از آن اجتناب میکنند. این شفافیت نه تنها موجب شهرت او شد، بلکه بسیاری از معاملهگران را نیز ترغیب کرد تا روش معاملاتی منظم و مسئولانه او را دنبال کنند.
تا پایان سال ۲۰۲۴، راس کامرون موفق شد سرمایه ۵۸۳ دلاری خود را به بیش از ۱۲.۶ میلیون دلار افزایش دهد؛ عددی که نه یک ادعا، بلکه با جزئیات کامل و تأییدشده توسط حسابرسان مستقل در اختیار عموم قرار گرفته است.
اما موفقیت او بدون چالش نبود. در مسیر رسیدن به این موفقیت بزرگ، راس روزهایی را سپری کرد که مجبور بود فشارهای روانی معاملات ناموفق و زیانده را تحمل کند؛ روزهایی که حسابش در یک معامله هزاران دلار زیان میکرد و او باید دوباره با انرژی و انگیزه روز بعد به بازار برمیگشت. حتی در یک روز خاص، او بیش از ۱۴ هزار دلار از دست داد؛ ضرری که میتوانست برای بسیاری از معاملهگران تازهکار یک شکست غیرقابل جبران باشد. اما برای راس، هر ضرر درسی تازه بود که او را به تریدر بهتری تبدیل میکرد.
راس علاوه بر فعالیتهای معاملاتی، پلتفرم آموزشی Warrior Trading را تأسیس کرد؛ فضایی برای آموزش معاملهگران جدید، مبتنی بر شفافیت کامل و آموزش عملی استراتژیهای معاملاتی (Trading Strategy). اگرچه این فعالیت آموزشی در مقطعی با چالشهایی از جمله جریمه از سوی کمیسیون تجارت فدرال آمریکا (FTC) مواجه شد، اما این مسأله از محبوبیت و اثربخشی روشهای او در آموزش معاملهگران نکاسته است.
درسهایی از مسیر موفقیت راس کامرون
- پشتکار و درسگرفتن از اشتباهات. هر اشتباه برای راس یک فرصت آموزشی بود. او تسلیم نشد و هر بار قویتر بازگشت.
- مدیریت ریسک دقیق. راس هرگز اجازه نداد یک معاملهٔ ناموفق حسابش را نابود کند. او استاپلاسهای دقیق داشت و به شدت به آنها پایبند بود.
- شفافیت کامل و انتشار مستند معاملات. با انتشار تمام جزئیات معاملاتش، به معاملهگران دیگر نیز اعتماد و الهام بخشید.
- تمرکز بر یک بازار و سبک خاص. او توانست با تمرکز کامل روی معاملات روزانه در بازار سهام کوچک، تخصص خود را عمیق و موفقیتش را تداوم ببخشد.
داستان زندگی حرفهای راس کامرون نه فقط یک داستان موفقیت مالی، بلکه یک راهنمای عملی برای هر معاملهگری است که رؤیای موفقیت در بازارهای مالی را در سر دارد. او نشان داد که با انضباط، شفافیت و یادگیری مستمر، موفقیت در بازارهای مالی برای هر کسی، حتی با سرمایهای اندک، امکانپذیر است.
۶. کریس کامیلو؛ میلیونر خودساختهای که با دادههای اجتماعی بازار را شکست داد
وقتی سخن از تحلیل بازار سهام به میان میآید، ذهن بیشتر افراد به نمودارها، شاخصها و مدلهای پیچیده میرود. اما کریس کامیلو، یک تریدر کاملاً خودآموخته، مسیر کاملاً متفاوتی را انتخاب کرد؛ مسیری که از شبکههای اجتماعی، ترندهای رفتاری و پویشهای فرهنگی آغاز میشد و به میلیونها دلار سود ختم شد.
سال ۲۰۰۷ بود. کریس کامیلو با سرمایهای نسبتاً معمولی (حدود ۲۰٬۰۰۰ دلار ) وارد بازار معاملات سهام شد. اما چیزی که او را از هزاران معاملهگر دیگر متمایز میکرد، روش تحلیل و نگاه غیرمتعارفش به بازار بود. در حالیکه اغلب تریدرها بر تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال تکیه داشتند، کامیلو بهجای آن به رفتار مردم در جامعه، جستوجوهای اینترنتی، پستهای شبکههای اجتماعی و تغییرات سبک زندگی چشم دوخته بود!
او معتقد بود که بازار پیش از آنکه در صورتهای مالی نمایان شود، در رفتار مردم بازتاب مییابد. همین دیدگاه منحصربهفرد، پایهگذار سبکی شد که بعدها با نام آربیتراژ اجتماعی (Social Arbitrage) شناخته شد.
کریس با تیزبینی مثالزدنی، روندهایی (Trends) را تشخیص میداد که برای بسیاری دیگر هنوز نامرئی بودند. مثلاً وقتی متوجه شد کودکان در یوتیوب و شبکههای اجتماعی به ساخت «اسلایم» علاقهمند شدهاند، به سهام شرکت Elmer’s Glue توجه نشان داد؛ شرکتی که چسبهای مورد استفاده برای ساخت این اسباببازی خانگی را تولید میکرد. سهام این شرکت رشد چشمگیری داشت، و کریس یکی از اولین کسانی بود که در این موج سودآور سوار شد.

در کمتر از سه سال، سرمایه اولیهٔ ۲۰٬۰۰۰ دلاری او به بیش از ۲ میلیون دلار افزایش یافت. آنهم بدون داشتن سابقهٔ رسمی در امور مالی، مدرک دانشگاهی مرتبط یا پشتیبانی نهادی. موفقیتی که خودش آن را در یک جمله توصیف کرد:
“من بدون خواندن حتی یک صورت مالی، بازار را شکست دادم.”
در سال ۲۰۱۵، کامیلو شرکت TickerTags را بنیانگذاری کرد؛ پلتفرمی نوآورانه که دادههای شبکههای اجتماعی را استخراج میکرد تا مشخص شود کدام برندها، محصولات یا موضوعات بیشترین گفتوگو را به خود اختصاص دادهاند. این پلتفرم در پیشبینی رویدادهای مهم بازار، مانند عملکرد نتفلیکس یا حتی نتیجه همهپرسی برگزیت، موفق عمل کرد و توجه تحلیلگران حرفهای را به خود جلب نمود.
کامیلو همچنین تجربیات خود را در کتابی با عنوان “Laughing at Wall Street” منتشر کرد؛ کتابی که به سرعت در لیست پرفروشهای آمازون قرار گرفت و الهامبخش بسیاری از معاملهگران خُرد شد.
درسهایی از مسیر کریس کامیلو
- تحلیل بازار لزوماً نیازی به نمودار ندارد. گاهی توجه به رفتار مردم در زندگی واقعی، سودآورتر از تحلیل اعداد خشک مالی است.
- هر فردی میتواند بر بازار پیروز شود، اگر زاویه دیدش متفاوت باشد. کامیلو بدون آموزش رسمی مالی، صرفاً با مشاهده دقیق جامعه، راه خود را به موفقیت باز کرد.
- روندهای اجتماعی را جدی بگیرید. تغییرات سبک زندگی، مد و سرگرمی میتواند سیگنالهایی قدرتمند برای بازار باشند.
- از ابزارهای دادهمحور بهره بگیرید. پلتفرمی که او ایجاد کرد نشان داد آینده سرمایهگذاری در همگرایی داده و بینش انسانی است.
کریس کامیلو، با دیدگاهی متفاوت و رویکردی کاملاً خارج از چارچوب، ثابت کرد که مسیر موفقیت در بازارهای مالی یک مسیر واحد و کلیشهای نیست. او نشان داد اگر خوب گوش دهید، مردم و رفتارهایشان خیلی پیش از آنکه والاستریت بفهمد، به شما خواهند گفت که پول کجاست.
۷. ساموئل لیچ: از چند هزار پوند به ثروت چندمیلیون دلاری در یک دهه
تصور کنید با سرمایهای تنها چند هزار پوندی، در کمتر از یک دهه، نهتنها به ثروتی چندمیلیون دلاری برسید، بلکه شرکتی آموزشی تأسیس کنید که هزاران نفر را به سوی موفقیت در بازارهای مالی هدایت کند. این داستان واقعی ساموئل لیچ (Samuel Leach)، تریدر خرد بریتانیایی است که با ترکیب تحلیلهای دقیق، انضباط بینظیر، و تعهد به شفافیت، از یک معاملهگر مبتدی به یکی از الهامبخشترین چهرههای فارکس و سهام در جهان تبدیل شد.
ساموئل لیچ، متولد لندن، در سال ۲۰۱۲ با سرمایهای اندک، حدود چند هزار پوند، وارد دنیای معاملات فارکس و سهام شد. او که در آن زمان تنها ۲۲ سال داشت، با پساندازهای شخصی و اشتیاقی سوزان برای یادگیری، تصمیم گرفت مسیر معاملهگری را بهعنوان راهی برای استقلال مالی امتحان کند. روزهای ابتدایی برای ساموئل پر از چالش بود. او با حساب کوچکی کار میکرد که هر اشتباه میتوانست کل سرمایهاش را به خطر بیندازد. ضررهای اولیه، مانند بسیاری از تریدرهای مبتدی، بخشی از تجربه او بودند. گاهی معاملاتش با زیانهای سنگین بسته میشدند، و فشار روانی این شکستها میتوانست او را از ادامه راه منصرف کند.

اما ساموئل تسلیم نشد. او به جای ناامیدی، هر معامله ناموفق را بهعنوان فرصتی برای یادگیری میدید. با مطالعه عمیق تحلیل تکنیکال و فاندامنتال، او شروع به شناسایی الگوهای بازار کرد و استراتژیهای خود را اصلاح نمود. لیچ بهویژه به ترکیب تحلیل تکنیکال (مانند الگوهای قیمتی و اندیکاتورها (Indicators)) و تحلیل فاندامنتال (مانند اخبار اقتصادی و گزارشهای مالی شرکتها) علاقهمند شد. این رویکرد دوگانه به او کمک کرد تا تصمیمهای دقیقتری بگیرد و از نوسانات بازار به نفع خود استفاده کند.
ساموئل در ابتدا روی معاملات فارکس تمرکز کرد، اما بهتدریج وارد بازار سهام نیز شد، بهویژه سهام شرکتهای کوچک و متوسط بریتانیا که فرصتهای سودآوری بالایی داشتند. سبک معاملاتی او ترکیبی از معاملات سوینگ (Swing Trading) و معاملات روزانه بود. او با استفاده از استراتژیهای مبتنی بر روند و نقاط شکست، سودهای کوچک اما مداومی کسب کرد که بهمرور زمان انباشته شدند.
تا سال ۲۰۱۵، حساب معاملاتی او رشد قابلتوجهی داشت و سودهای سالانهاش به چند صد هزار پوند رسید. این موفقیت او را تشویق کرد تا در سال ۲۰۱۶ شرکت «Samuel & Co Trading» را تأسیس کند، پلتفرمی آموزشی که به تریدرهای مبتدی کمک میکرد تا با استراتژیهای آزمایششده او، معاملات موفقی انجام دهند. شفافیت او در بهاشتراکگذاری استیتمنتهای معاملاتی و نتایج واقعی، اعتماد هزاران نفر را جلب کرد و شرکتش به یکی از معتبرترین مراکز آموزش معاملهگری در بریتانیا تبدیل شد.
موفقیت ساموئل بدون چالش نبود. در سالهای اولیه، او با زیانهای قابلتوجهی مواجه شد، از جمله یک معامله ناموفق که بخش بزرگی از حسابش را از بین برد. اما او با مدیریت ریسک دقیق، مانند تعیین استاپلاسهای سختگیرانه و ریسک حداکثر ۱٪ در هر معامله، از نابودی حسابش جلوگیری کرد. علاوه بر این، فشار روانی بازار و انتقادات برخی رقبا در مورد آموزشهایش، او را به چالش کشید. بااینحال، تعهد او به شفافیت و ارائه نتایج واقعی، این موانع را پشت سر گذاشت.
طبق گزارشهای Wealth & Finance International و مصاحبههای Forbes، ساموئل لیچ تا سال ۲۰۲۳ ثروتی چندمیلیون دلاری ساخت. سودهای سالانه او، که گاهی به چند صد هزار پوند میرسید، همراه با درآمدهای حاصل از پلتفرم آموزشیاش، او را به یکی از موفقترین تریدرهای خرد نسل جدید تبدیل کرد. او همچنین جوایز متعددی، از جمله جایزه «بهترین شرکت آموزش معاملهگری» از Wealth & Finance International، دریافت کرد که نشاندهنده تأثیرگذاری او در صنعت مالی است.
درسهایی از مسیر موفقیت ساموئل لیچ
- ترکیب تحلیل تکنیکال و بنیادی. ساموئل با استفاده از هر دو نوع تحلیل، تصمیمهای آگاهانهتری گرفت و از فرصتهای بازار به بهترین شکل بهره برد. این رویکرد به تریدرهای مبتدی نشان میدهد که تسلط بر هر دو جنبه بازار میتواند سودآوری را افزایش دهد.
- شفافیت در معاملات. او با انتشار استیتمنتهای معاملاتی و نتایج واقعی، اعتماد دیگران را جلب کرد. این درس برای تریدرها اهمیت صداقت و مستندسازی عملکرد را برجسته میکند.
- آموزش به دیگران. تأسیس Samuel & Co Trading نشان داد که به اشتراکگذاری دانش نهتنها به دیگران کمک میکند، بلکه اعتبار و درآمد اضافی برای تریدر به ارمغان میآورد.
- مدیریت ریسک دقیق. ساموئل هرگز بیش از ۱٪ از حساب خود را در یک معامله ریسک نکرد و این انضباط او را از زیانهای بزرگ نجات داد.
- پشتکار در برابر چالشها. او از ضررهای اولیه و فشارهای روانی عبور کرد و هر شکست را به فرصتی برای بهبود تبدیل نمود.
داستان ساموئل لیچ، روایتی از اراده، یادگیری، و شفافیت است. او با سرمایهای اندک و بدون پشتوانه نهادی، با تکیه بر تحلیلهای دقیق و انضباط بینظیر، به ثروتی چندمیلیون دلاری رسید و هزاران نفر را در مسیر معاملهگری هدایت کرد. برای تریدرهای مبتدی فارکس، داستان او پیامی روشن دارد: موفقیت در بازارهای مالی، حتی با سرمایه محدود، با آموزش مداوم، مدیریت ریسک، و تعهد به شفافیت امکانپذیر است. ساموئل لیچ نهتنها با سودهایش، بلکه با تأثیرگذاریاش بر جامعه معاملهگری، نشان داد که معاملهگری موفق، ترکیبی از مهارت، صداقت، و اشتیاق برای کمک به دیگران است.
۸. تاکاشی کوتگاوا؛ تریدری که از ۱۳ هزار دلار، امپراتوری ۱۵۰ میلیون دلاری ساخت
در میان تریدرهای موفق جهان، کمتر کسی پیدا میشود که به اندازه تاکاشی کوتگاوا (Takashi Kotegawa) مرموز، متفاوت و در عین حال الهامبخش باشد. تاکاشی، که در دنیای معاملهگری با نام مستعار «BNF» شناخته میشود، توانسته از یک سرمایهٔ محدود حدود ۱۳٬۶۰۰ دلاری، ثروتی حیرتانگیز بسازد. او امروز بهعنوان یکی از موفقترین و شناختهشدهترین معاملهگران ژاپن و حتی جهان مطرح است؛ اما مسیر موفقیت او، راهی مستقیم و هموار نبوده است.
در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ میلادی، کوتگاوا جوانی بود که رؤیای موفقیت در بازار سهام را در سر داشت. با سرمایهای اندک، حدود ۱۳٬۶۰۰ دلار، به دنیای پرهیاهوی بازار سهام توکیو قدم گذاشت. او از ابتدا میدانست که برای موفقیت باید رویکردی متفاوت و منحصربهفرد داشته باشد. روزهای ابتدایی برای او دشوار و پرنوسان بود؛ ضررهای پیدرپی و معاملات ناموفقی را تجربه کرد که میتوانستند هر معاملهگر تازهکاری را ناامید کنند.

اما تاکاشی تصمیم گرفته بود متفاوت باشد. او به جای دلسردشدن از ضررهای کوچک، از هر شکست، درسی بزرگ میآموخت. او نه تنها اشتباهاتش را به دقت تحلیل میکرد، بلکه با انضباط مثالزدنیاش، هرگز اجازه نمیداد احساسات در تصمیمات معاملاتی او دخیل شوند. این رفتار، رمز موفقیت او در سالهای بعد شد.
تاکاشی استراتژی معاملاتی خاص خود را بر پایه اسکالپینگ (Scalping) بنا کرد؛ یعنی معاملاتی بسیار کوتاهمدت با هدف بهرهبرداری از کوچکترین نوسانات قیمت. او به دقت از اندیکاتورهای تکنیکال مانند میانگینهای متحرک (Moving Average) ۲۵ روزه و باندهای بولینگر (Bollinger Bands) استفاده میکرد و فقط زمانی وارد معامله میشد که همهٔ شرایط با دقت کامل بررسی شده باشد. روش او بسیار دقیق و منظم بود: خرید سهامهایی که به دلایل موقتی زیر قیمت واقعیشان معامله میشدند، و فروش آنها بلافاصله پس از کوچکترین بازگشت قیمتی.
یکی از نقاط اوج زندگی معاملاتی کوتگاوا در سال ۲۰۰۵ اتفاق افتاد. در آن سال، یک اشتباه بزرگ تایپی از سوی شرکت کارگزاری «Mizuho Securities» رخ داد؛ کارگزاری بهاشتباه ۶۱۰٬۰۰۰ سهم شرکت «J-Com» را به قیمت تنها یک ین بهجای یک سهم به قیمت ۶۱۰٬۰۰۰ ین برای فروش عرضه کرد. کوتگاوا با سرعتی حیرتآور متوجه این خطا شد و در کمتر از چند دقیقه، تعداد زیادی از این سهام را خریداری کرد. با اصلاح این خطا در همان روز، او توانست از این فرصت طلایی استفاده کند و فقط در چند ساعت بیش از ۱۷ میلیون دلار سود کسب کند؛ معاملهای که او را به یک اسطوره در میان تریدرها تبدیل کرد.
کوتگاوا در طول کمتر از یک دهه، توانست سرمایه اولیه ۱۳٬۶۰۰ دلاری خود را به بیش از ۱۵۳ میلیون دلار برساند. این موفقیت حیرتانگیز باعث شد نام او در رسانههای مالی جهان مطرح شود و بسیاری او را با لقب «معجزهٔ ژاپنی بازار سهام» بشناسند. اما او برخلاف بسیاری از ثروتمندان، زندگی بسیار سادهای را انتخاب کرد: تاکاشی همچنان در آپارتمانی کوچک در توکیو زندگی میکند، از وسایل حملونقل عمومی استفاده میکند و بیشتر وقت خود را صرف مطالعه و معامله میکند.
درسهایی از مسیر موفقیت تاکاشی کوتگاوا
- قدرتِ انضباط شخصی و مدیریت احساسات. تاکاشی هرگز اجازه نداد احساسات بر تصمیمات معاملاتیاش تأثیر بگذارد. او با منطق و آرامش معامله میکرد.
- استفاده از فرصتها. او سریع و دقیق بود و توانایی شناسایی فرصتهایی داشت که دیگران حتی به آنها فکر هم نمیکردند.
- اهمیت مدیریت ریسک. کوتگاوا حتی در بزرگترین معاملاتش همیشه از حد ضررهای دقیقی استفاده میکرد و اجازه نمیداد هیچ معاملهای حسابش را به خطر بیندازد.
- سادگی و تمرکز در سبک زندگی. او به جای نمایش ثروت و زندگی تجملاتی، زندگی ساده و تمرکز روی معاملات را انتخاب کرد.
داستان زندگی و موفقیت تاکاشی کوتگاوا به همه معاملهگران این حقیقت را یادآوری میکند که با نظم، تمرکز و استفاده هوشمندانه از فرصتها، هر سرمایهگذاری کوچک میتواند به موفقیتی بزرگ تبدیل شود. مسیری که او پیموده، نه فقط یک الهامبخشی مالی، بلکه درسی ماندگار از مدیریت ریسک و احساسات در بازارهای مالی است.
۹. بیل لیپشوتز؛ از دانشجوی معماری تا تریدر افسانهای فارکس
بیل لیپشوتز، یکی از برجستهترین تریدرهای تاریخ فارکس، داستانی الهامبخش از تبدیل یک سرمایه کوچک به موفقیتهای بزرگ دارد. او با ارثیهای ۱۲٬۰۰۰ دلاری از مادربزرگش وارد دنیای معاملات شد و در دوران دانشجویی در دانشگاه کورنل، این مبلغ را به ۲۵۰٬۰۰۰ دلار افزایش داد. اما در پی یک اشتباه معاملاتی، تمام سرمایهاش را از دست داد. بیل در ابتدا در رشته معماری تحصیل میکرد، اما علاقهاش به بازارهای مالی باعث شد تا بهطور جدی به معاملات بپردازد. او ساعتها وقت خود را صرف مطالعه گزارشهای مالی و تماشای کندلهای قیمت میکرد تا درک عمیقی از بازار پیدا کند.
در سال ۱۹۸۲، پس از چهار سال سودآوری، لیپشوتز در پی یک توصیه اشتباه از تحلیلگر معروف جو گرانویل، پوزیشنهای معاملاتیاش را تغییر داد و در عرض یک هفته، تمام سرمایهاش را از دست داد. او این تجربه را بهعنوان یک اشتباه بزرگ پذیرفت و تصمیم گرفت دیگر هرگز بهطور همزمان با پول شخصی و پول دیگران معامله نکند.
در همان سال، لیپشوتز به سالومون برادرز پیوست و بهسرعت به یکی از تریدرهای اصلی بخش فارکس تبدیل شد. او با استفاده از تجربیات گذشته و تمرکز بر مدیریت ریسک، سالانه حدود ۳۰۰ میلیون دلار سود برای شرکت به ارمغان آورد.

درسهایی از مسیر موفقیت بیل لیپشوتز
- با سرمایهٔ اندک هم میتوان شروع کرد. بیل با تنها ۱۲٬۰۰۰ دلار وارد بازار شد؛ اما توانست با تحلیل، نظم و یادگیری مستمر، آن را به ۲۵۰٬۰۰۰ دلار افزایش دهد. او ثابت کرد که موفقیت به سرمایه اولیه بزرگ وابسته نیست.
- اشتباهات، بهترین معلم شما هستند. وقتی تمام سرمایهاش را در پی یک تصمیم نادرست از دست داد، آن را به چشم شکست ندید؛ بلکه بهعنوان یک درس گرانقیمت پذیرفت. او یاد گرفت که هیچ استراتژیای نباید کورکورانه دنبال شود.
- مدیریت ریسک، اولویت نخست تریدر حرفهای است. بیل معتقد بود حتی بهترین تحلیلها هم بدون مدیریت ریسک، ارزشی ندارند. او هرگز اجازه نمیداد یک معاملهٔ بد، سرمایهاش را به خطر بیندازد.
- درک روانشناسی بازار، مهمتر از تحلیل تکنیکال است. او همیشه میگفت بازار را افراد تشکیل میدهند؛ اگر رفتار و احساسات جمعی را بشناسی، از نمودار جلوتر خواهی بود.
- شفافیت ذهنی و تمرکز بالا، برگ برنده شماست. تمرکز بینظیر او بر یک معامله در هر زمان، و انضباط در اجرای استراتژیها، به بخش جداییناپذیر از سبک معاملاتیاش تبدیل شد.
- هر شکست، یک سکوی پرتاب بالقوه است. بیل با بازسازی خود پس از ضرر بزرگ، به هزاران معاملهگر آموخت که پایان راه نیست؛ بلکه آغاز رشد واقعی میتواند از دل شکست بیرون بیاید.
پس از ترک سالومون برادرز در سال ۱۹۹۰، لیپشوتز شرکت Hathersage Capital Management را تأسیس کرد که بر معاملات ارزهای G10 تمرکز دارد. او همچنان بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین تریدرهای فارکس شناخته میشود و داستان زندگیاش الهامبخش بسیاری از تریدرهای خرد است.
۱۰.نیکلاس لینر: موفقیت از دل حسابی کوچک
تصور کنید با چند هزار یورو، در دنیای پرنوسان فارکس، بتوانید به سودهای پایدار و قابلتوجه برسید و بهعنوان یک تریدر خرد، الگویی برای دیگران شوید. این داستان واقعی «نیکلاس لینر» (Niklas Leiner)، تریدر آلمانی است که در اواخر دهه ۲۰۰۰ با سرمایهای اندک وارد بازار فارکس شد و با تمرکز بر معاملات روزانه، مدیریت ریسک دقیق، و یادگیری مداوم از بازار، به موفقیت چشمگیری دست یافت. داستان او نشان میدهد که با استراتژیهای مناسب و انضباط، حتی تریدرهای خرد با منابع محدود میتوانند در بازارهای مالی به نتایج بزرگی برسند.
نیکلاس لینر، متولد آلمان، در اواخر دهه ۲۰۰۰، زمانی که در اوایل ۲۰ سالگی بود، با سرمایهای حدود چند هزار یورو وارد دنیای معاملات فارکس شد. او که هیچ پشتوانه مالی یا دسترسی به منابع نهادی نداشت، با پساندازهای شخصی و اشتیاق به یادگیری، تصمیم گرفت معاملهگری را بهعنوان راهی برای استقلال مالی امتحان کند. در آن زمان، فارکس به دلیل دسترسی آسان به پلتفرمهای معاملاتی مانند متاتریدر (Meta Trader) و اهرم های بالا (Leverage)، برای تریدرهای خرد جذابیت زیادی داشت، اما در عین حال پر از ریسک بود.
اما نیکلاس به جای تسلیم شدن، تصمیم گرفت از شکستهایش درس بگیرد. او شروع به مطالعه عمیق تحلیل تکنیکال کرد و ساعتها صرف تحلیل نمودارها، الگوهای قیمتی، و اندیکاتورهایی مانند اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (RSI) و باند بولینگر (BB) نمود. او بهتدریج دریافت که معاملات روزانه، که در آن پوزیشنها در همان روز بسته میشوند، با سبک زندگی و شخصیت او سازگار است. این سبک به او اجازه میداد از نوسانات کوتاهمدت بازار سود ببرد، بدون اینکه در معرض ریسکهای طولانیمدت قرار گیرد.
نیکلاس استراتژیهای خود را حول سطوح شکست (BreakOut) و معاملهگری روند (Trend Trading) طراحی کرد. او روی جفت ارزهای (Currency Pairs) پرنوسان مانند GBP/USD و USD/JPY تمرکز داشت و از لوریجهای پایین (معمولاً ۱:۱۰ یا کمتر) استفاده میکرد تا ریسک را به حداقل برساند. این رویکرد محتاطانه، همراه با انضباط در اجرای حدضررهای دقیق، به او کمک کرد تا بهمرور زمان سودهای کوچک اما مداومی کسب کند.
تا سال ۲۰۱۵، نیکلاس به سودهای سالانه چند صد هزار یورویی دست یافت، دستاوردی که برای یک تریدر خرد با سرمایه اولیه اندک، فوقالعاده بود. طبق گزارشهای PIP Penguin و مصاحبههای او در تریدینگ ویو، او توانست حساب اولیه خود را چندین برابر کند و سبک زندگی مرفهی برای خود بسازد. او همچنین بهعنوان مربی فارکس فعالیت خود را گسترش داد و از طریق وبینارها و دورههای آموزشی، استراتژیهای خود را با هزاران تریدر مبتدی به اشتراک گذاشت. شفافیت او در ارائه نتایج معاملاتش، از جمله استیتمنتهای واقعی، اعتماد بسیاری را جلب کرد و او را به یکی از چهرههای شناختهشده در جامعه فارکس اروپا تبدیل نمود.
موفقیت نیکلاس بدون چالش نبود. او با فشار روانی معاملات روزانه، که نیاز به تصمیمگیری سریع و تمرکز بالا دارد، دستوپنجه نرم کرد. در یک مقطع، زنجیرهای از معاملات زیانده او را به فکر ترک معاملهگری انداخت، اما او با بازنگری استراتژیهایش و تمرکز بر مدیریت احساسات، این دوره را پشت سر گذاشت. همچنین، نوسانات غیرمنتظره بازار، مانند رویداد «پنجشنبه سیاه فرانک سوئیس» در سال ۲۰۱۵، او را با زیانهایی مواجه کرد، اما مدیریت ریسک دقیقش مانع از خسارات جبرانناپذیر شد.
تا سال ۲۰۲۳، نیکلاس لینر نهتنها بهعنوان یک تریدر موفق، بلکه بهعنوان یک مربی معتبر شناخته میشد که داستانش الهامبخش تریدرهای خرد در سراسر جهان بود.
درسهایی از مسیر موفقیت نیکلاس لینر
- تمرکز بر سبک معاملاتی خاص. نیکلاس با انتخاب معاملات روزانه و تمرکز بر جفتارزهای پرنوسان، تخصص خود را عمیق کرد. این درس به تریدرهای مبتدی نشان میدهد که انتخاب یک سبک معاملاتی متناسب با شخصیت و برنامه روزانه، کلید موفقیت است.
- لوریج محتاطانه. او با استفاده از لوریجهای پایین، از زیانهای بزرگ جلوگیری کرد. این رویکرد برای تریدرهای خرد، که سرمایه محدودی دارند، حیاتی است.
- یادگیری مداوم از بازار. نیکلاس هر معامله، چه سودآور و چه زیانده، را تحلیل میکرد و استراتژیهایش را بهبود میداد. این تعهد به یادگیری، او را به تریدری بهتر تبدیل کرد.
- مدیریت ریسک دقیق. او هرگز بیش از ۱-۲٪ از حساب خود را در یک معامله ریسک نکرد و استاپلاسهای سختگیرانهای داشت که حسابش را از نابودی نجات داد.
- شفافیت و آموزش. با بهاشتراکگذاری نتایج واقعی و آموزش دیگران، نیکلاس نهتنها اعتبار کسب کرد، بلکه به جامعه معاملهگری کمک نمود.
داستان نیکلاس لینر، روایتی از پشتکار، یادگیری، و انضباط است. او با سرمایهای اندک و بدون پشتوانه نهادی، با تکیه بر استراتژیهای معاملات روزانه و مدیریت ریسک دقیق، به سودهای کلان رسید و الهامبخش تریدرهای خرد شد. برای مبتدیان فارکس، داستان او پیامی روشن دارد: موفقیت در بازارهای مالی نیازی به سرمایه کلان یا روابط خاص ندارد. با تمرکز بر یک سبک معاملاتی، استفاده محتاطانه از لوریج، و یادگیری مداوم از بازار، هر کسی میتواند به نتایج بزرگی دست یابد. نیکلاس لینر نشان داد که معاملهگری موفق، ترکیبی از مهارت، صبر، و تعهد به بهبود مستمر است.
در انتها
اگر یک نکته باشد که باید در ذهن باقی بماند، این است که هیچکدام از این معاملهگران موفق با شانس، معجزه یا فرمول جادویی به ثروت نرسیدند. آنها بارها زمین خوردند، حسابهایشان را از دست دادند، طعنه شنیدند، ناامید شدند و به نقطهای رسیدند که بسیاری تسلیم میشوند. اما درست همانجا، تصمیم گرفتند بمانند، تحلیل کنند، یاد بگیرند و برخیزند. مسیری که برای بسیاری پر از تردید و تاریکی است، برای آنها به نردبانی تبدیل شد که پلهپله، با صبر، نظم و آموزش، آن را بالا رفتند.
اگر شما هم اکنون در حال تجربه ضرر، شکست، بیانگیزگی یا سردرگمی در بازار هستید، به یاد داشته باشید که هرکدام از این تریدرها زمانی دقیقاً در جای شما ایستاده بودند. تفاوت آنها با دیگران نه در هوش خارقالعاده یا سرمایه زیاد، بلکه در «استمرار در حرکت» بود. اگر بتوانید از شکستها درس بگیرید، به تحلیل و مدیریت ریسک پایبند بمانید و روی رشد شخصی و ذهنی خود کار کنید، شاید نام بعدی که در چنین مقالهای از آن یاد خواهد شد، نام شما باشد.
آیا میتوان از ترید به ثروت رسید؟
بله، اما مسیر رسیدن به ثروت از طریق ترید آسان نیست و نیازمند دانش، تجربه و مدیریت ریسک است. برخی از معاملهگران موفق توانستهاند با استراتژیهای مناسب و مدیریت سرمایه، درآمد قابل توجهی کسب کنند. با این حال، بسیاری از افراد نیز به دلیل عدم آگاهی کافی یا تصمیمات احساسی، سرمایه خود را از دست دادهاند.
برای موفقیت در ترید، باید مهارتهایی مانند تحلیل بازار، مدیریت ریسک و کنترل احساسات را تقویت کنید. همچنین، داشتن سرمایه اولیه مناسب و صبر برای یادگیری و تجربهاندوزی از اهمیت بالایی برخوردار است.
اگر به دنبال ورود به دنیای ترید هستید، پیشنهاد میکنم ابتدا با آموزشهای معتبر شروع کنید و با سرمایه کم تمرین کنید تا تجربه لازم را کسب کنید. آیا به بازار خاصی علاقه دارید؟
دسته بندی نشده
آیا می توان مدیریت حساب فارکس خود را به دیگران سپرد؟
حساب های مدیریت شده فارکس شامل یک معامله گر حرفه ای فارکس با سابقه ثابت شده و سودآور است که در حسابی که متعلق به شماست، معاملات را انجام می دهد. این معامله گر معمولاً قادر به سپرده گذاری یا برداشت وجوه از حساب شما نیست اما شما به آن ها یک وکالت محدود می دهید تا از طرف شما معاملات را در حساب شما انجام دهند.
منتشر شده
2 سال پیشدر
آبان 1, 1402توسط
روکو (Rocco)
حساب مدیریت شده فارکس یک حساب معاملاتی است که صاحب آن، حساب خود را شارژ می کند و به مدیر حساب اجازه می دهد از طرف او معامله کند. در حالی که هدف از داشتن مدیر حساب به طور کلی کاهش درگیری مالک در تصمیمات مربوط به معاملات است، با این وجود داشتن درک خوبی از نحوه کار بازار فارکس و پویایی آن برای انتخاب یک مدیر حساب مناسب بسیار مفید است.
بازار فارکس (Forex) می تواند بسیار پر خطر باشد از این جهت که نوسانات و حرکات شدید قیمتی که هنگام یک رویداد خبری غافلگیر کننده یا انتشار اطلاعات اقتصادی رخ می دهد می تواند براحتی یک حساب معاملاتی با لوریج (Leverage) بالا را از بین ببرد. بدون درک اساسی از نحوه کار بازار ارز، شخص در انتخاب مدیر برای حساب با چالش مواجه می شود. سطح دانش مناسبی از نحوه واکنش و عملکرد بازار فارکس می تواند در روند انتخاب مدیر حساب مناسب مفید باشد.
با درک خوب از پویایی بازار، صاحب حساب معاملاتی می تواند تصور واضح تری داشته باشد که آیا شخص دیگری می تواند بهتر از او معامله انجام دهد یا خیر.
افتتاح حساب با یک مدیر حساب فارکس شایسته نه تنها به طور بالقوه برای یک معامل گر تازه کار مفید است، بلکه می تواند یک راه حل ایده آل برای یک سرمایه گذار آشنا با بازار باشد که محدودیت های خود به عنوان یک معامله گر را می داند و ترجیح می دهد معاملاتش توسط یک مدیر حرفه ای انجام شود.
متأسفانه به نظر می رسد اکثر افرادی که حساب های فارکس مدیریت شده را باز می کنند سابقه و تجربه ای در بازار فارکس ندارند یا تجربه شان بسیار کم است. بنابراین وقتی نوبت به انتخاب مدیر حساب مناسب با شرایط منحصر به فردشان می رسد، به سختی می توانند تصمیم مناسبی بگیرند.
مفاهیم پایه سرمایه گذاری در فارکس
به نظر می رسد سرمایه گذاری فارکس واژه نادرستی باشد، زیرا سرمایه گذاری معمولاً شامل قراردادن پول با انتظار دریافت بازده سرمایه گذاری است. نگه داشتن یک جفت ارز می تواند بازده اسمی را به صورت سواپ (Swap) ارائه دهد که منعکس کننده اختلاف نرخ بهره بین دو ارز است.
با این اوصاف، بازده مورد انتظار – مانند سود نقدی سهام، نرخ سود گواهی سپرده یا پرداخت کوپن اوراق قرضه – در بازار فارکس وجود ندارد. به غیر از انجام فعالیت های پوشش ریسک در برخی از ارزها، معاملات در بازار فارکس را می توان در مقایسه با سرمایه گذاری سنتی بیشتر نوعی سفت بازی قلمداد کرد.
هر معامله ای که در بازار فارکس انجام می شود شامل خرید همزمان یک ارز و فروش ارز دیگر با نرخ معامله مشخص است، به عبارتی معامله گران به طور موثر از ارز فروخته شده برای خرید ارز دیگر استفاده م کنند. این یعنی معامله گر ارزی را که نرخ بهره برای آن دریافت می شود، می خرد و در عوض، ارزی را که نرخ بهره برای آن پرداخت می شود، می فروشد.
تفاوت بین این نرخ ها را اختلاف نرخ بهره می گویند و برای محاسبه سواپ که معامل گر دریافت یا پرداخت می کند تا موقعیت معاملاتی خود را در طول شب نگه دارد، استفاده می شود.
این دو نرخ بهره توسط بان های مرکزی کشورهایی که این ارزهای ملی از آنجا منشا می گیرند، تعیین می شود. گرفتن معاملات خوب، کاری است که معامله گران باید هر روز در بازار فارکس انجام دهند. در حالی که نرخ بهره در دهه گذشته در کشورهای توسعه یافته در سطوح بسیار پایین ثابت بوده است، اما تغییران آن می تواند تفاوت زیادی در ارزشگذاری ارزها ایجاد کند و باعث افزایش نرخ ارزش یا نوسانات آن ها شوند.
مزایا و معایب تفویض اختیار مدیریت سرمایه شما به دیگران
یک مزیت مهم تفویض اختیار مدیریت سرمایه شما به دیگران این است که به شما این امکان را می دهد تا از وقت خود برای انجام کارهای دیگر استفاده کنید. برای شخصی که شغلی دارد یا درگیر تجارت دیگری است که نمی تواند روزانه درگیر تحلیل و سایر فعالی های مورد نیاز برای معامله موثر در بازار فارکس شود، تفویض اختیار می تواند یک گزینه ایده آل برای افتتاح حساب مدیریت شده باشد. با استخدام فرد دیگری برای مدیریت حساب فارکس شخصی خود، مالک آن حساب مجبور نیست شخصا با فرایندهای تصمیم گیری و چالش های معاملات روزمره مواجه شود.
از جنبه منفی، تنها دغدغه شما نحوه اعمال حداکثر مراقبت از سرمایه گذاری و معاملات شما خواهد بود. سرمایه خود را در اختیار یک حرفه ای قراردادن به این معنا است که ممکن است آن ها به اندازه شما توجه زیادی به سرمایه تان نداشته باشند. همچنین اگر شخص دیگری این کار را برای شما انجام دهد، از یادگیری نحوه معامله در بازار فارکس بهره ای نخواهید برد.
مدیران حساب معمولا از کارگزارهای آنلاین برای معامله تحت توافقنامه حساب فارکس مدیریت شده استفاده می کنند و مالک به طور کلی مجاز به معامله با سرمایه شخصی خود در همان حساب نیست. هنگامی که سرمایه در یک حساب فارکس مدیریت شده قرار می گیرد، شرایط خاصی که در قرارداد ذکر شده است، ممکن است بلافاصله دسترسی مالک به سرمایه خود را محدود کند. بعلاوه برخی از موسسات مدیریتی جریمه ای در ازای برداشت زود هنگام وجوه و همچنین درصدی که به سود حاصل از فعالیت های معاملاتی آن ها بستگی دارد، اخذ می کنند.
یکی دیگر از موارد مهم در هنگام تحقیق در مورد مدیران حساب، این است که سرمایه شما تا چه اندازه ایمن خواهد بود؟ اطمینان حاصل کنید که کارگزار و مدیر شما هر دو توسط یک آژانس نظارتی معتبر مانند CFTC یا NFA در ایالات متحده یا FSA در انگلستان کاملا رگوله شده باشند.
به دلیل برخی کلاهبرداری هایی که در زمینه حساب های فارکس مدیریت شده وجود دارد، افرادی که علاقه مند به سرمایه گذاری در چنین سرمایه گذاری هایی هستند، باید به خصوص نسبت به شرکت های مستقر در مکان هایی مانند روسیه، باهاما، پاناما یا سایر مناطق که یک نهاد رگولاتری معتبر وجود ندارد، احتیاط کنند.

همچنین به یاد داشته باشید که مراقب شرکت ها یا معامله گرانی که بازدهی فوق العاده بالایی را در حساب های مدیریت شده تبلیغ می کنند، باشید.
به طور معمول برای دستیابی به چنین بازدهی بالایی، ممکن است این نوع مدیران بیش از حد ریسک کنند. یک سرمایه گذار باید همیشه به جای بازده مطلق، به بازده های تعدیل شده با ریسک نگاه کند. اطمینان حاصل کنید که سایر شرکت ها چه میزان پیشنهادی ارائه می دهند و سپس بر اساس مقدار ریسکی که توان پذیرش آن را دارید تصمیم بگیرید، که چه مقدار بازده واقع بینانه ای انتظار دارید.
حساب های فارکس مدیریت شده چگونه کار می کنند
همانطور که گفته شد حساب های مدیریت شده فارکس شامل یک معامله گر حرفه ای فارکس با سابقه ثابت شده و سودآور است که در حسابی که متعلق به شماست، معاملات را انجام می دهد. این معامله گر معمولاً قادر به سپرده گذاری یا برداشت وجوه از حساب شما نیست اما شما به آن ها یک وکالت محدود یا LPOA می دهید تا از طرف شما معاملات را در حساب شما انجام دهند.
این توافقنامه به مدیر حساب فارکس اجازه می دهد تا پول شما را به روشی شفاف معامله کند. شما نه تنها کنترل کاملی بر حساب خود دارید، بلکه می توانید هر زمان که بخواهید موجودی حساب را بررسی و ریز تمامی معاملات را بدست آورید و بودجه حساب را به دلخواه تنظیم کنید. اگر دیگر نخواهید از خدمات مدیر حساب فارکس استفاده کنید، توافق LPOA قابل لغو است.
قبل از انتخاب یک ارائه دهنده حساب مدیریت شده در بازار فارکس، باید دستمزدهای مختلفی را که آن ها طلب می کنند، بررسی کنید. این خدمات معمولاً فاقد کارمزد هستند اما معمولاً هزینه قابل توجهی به عنوان دستمزد مدیر اختصاص می یابد که ممکن است بین ۲۰ تا ۳۰ درصد سود خالصی که در حساب شما ایجاد می کنند، متفاوت باشد. بسته به حداقل موجودی حساب که قادر به حفظ آن هستید، ممکن است هزینه های تشویقی مختلفی نیز وجود داشته باشد.
برای ادامه مسیر، ابتدا باید با مفهوم حساب های فارکس مدیریت شده و ساختار هزینه هایی که توسط یک مدیر حساب ارائه می شود، احساس راحتی کنید. در آن زمان، منطقی است که با گزینه های مختلفی که برای حساب مدیریت شده ارائه می شود آشنا شویم زیرا اکثر شرکت ها انتخاب بین چندین نوع حساب مختلف را ارائه می دهند.
شما یک حساب کاربری در یک کارگزاری معتبر باز می کنید که مدیر حساب فارکسی مورد نظرتان آن را تایید کرده است. پس از آن، شما باید حساب را با پول کافی شارژ کنید تا واجد شرایط ساختار هزینه ای و برنامه ای باشید که می خواهید در آن شرکت کنید.
کارگزاری تخفیفی یا با خدمات کامل برای یک حساب مدیریت شده
شما با حساب مدیریت شده خود می توانید یکی از این دو نوع بروکر (کارگزار) را انتخاب کنید؛ یا یک بروکر تخفیفی که فقط معاملات را در حساب شما انجام می دهد یا یک بروکر با خدمات کامل که علاوه بر اجرای معاملات، خدمات اضافی نیز ارائه می دهد مانند مشاوره در بازار یا ابزارهای تکمیلی برای معاملات.
بخاطر داشته باشید که نوع دوم بروکرها به دلیل سطح بالاتری از خدمات تمایل به اخذ پورسانت بیشتری دارند. اگر تصمیم دارید که چنین بروکری را انتخاب کنید مطمئن شوید که خدمات اضافی آن ها مطابق با نیازهای شماست تا پرداخت مبلغی اضافی برای دسترسی به آن ها، برایتان منطقی باشد.
انتخاب از بین مدیران حساب فارکس
از آنجا که حساب های معاملاتی مدیریت شده برای انجام معاملات به یک مدیر حساب فارکس نیاز دارند، بنابراین باید مطمئن شوید که اقدامات لازم خود را انجام داده اید و عملکرد گذشته مدیر حسابی را که می خواهید استخدام کنید، بررسی کرده اید. اگر قبلا هرگز این کار را انجام نداده اید، می توانید با جستجوی مدیرانی با سودآوری پیوسته همراه با حداقل افت سرمایه (Drawdown) شروع کنید.
یکی از بهترین معیارهای عملکردی که می توان به دنبال آن بود، نسبت کالمر است که میانگین نرخ بازده مرکب سالانه را با حداکثر میزان ضرر در هر دوره مقایسه می کند. هرچه نسبت کالمر بالاتر باشد، بازده تعدیل شده برای ریسک بهتر است و هرچه نسبت کالمر پایین تر باشد بازده تعدیل شده ریسک پایین تر است. نسبت کالمر معمولا برای یک دوره ۳ ساله محاسبه می شود.
هنگامی که انتخاب های یک مدیر را بر اساس پارامترهای سود و زیان محدود کردید، می خواهید که مشخصات ریسک آن ها با اهداف مالی شما مطابقت داشته باشد. در پایان این نیز منطقی است که مشخص شود آیا آن ها از نظر تعامل با مشتریان خود و ارائه خدمات مناسب به مشتری و حفظ ارتباطات موثر شهرت خوبی دارند یا خیر.
سرمایه گذاری در یک صندوق مدیریت شده فارکس
برخی از سرمایه گذاران از اینکه منابع خود را با سرمایه گذاران دیگر در یک صندوق فارکس مدیریت شده جمع کنند، احساس راحتی بیشتری می کنند. این احتمال وجود دارد که اگر قبلا در یک صندوق سرمایه گذاری مشترک یا صندوق های پوشش ریسک (Hedge Fund)، سرمایه گذاری کرده اید، با مفاهیم اساسی صندوق مدیریت شده فارکس آشنا باشید.
صندوق های مبادله ارز معمولا توسط شرکت هایی که مدیران حرفه ای را برای معامله و مدیریت یک یا چند پرتفوی بکار می گیرند، اداره می شوند. در مورد صندوق فارکس مدیریت شده این پرتفوی معمولا از یک سبد ارزی تشکیل می شود.
هر صندوق فارکس مدیریت شده ای که تمایل به سرمایه گذاری در آن را دارید باید حداقل سه یا پنج سال سابقه داشته باشد که بتوانید سودآوری و زیان آن را بررسی کنید. هر صندوق فارکس همچنین ممکن است یک دفترچه راهنما داشته باشد که می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه کار صندوق و سبک مدیریت خاص آن، آن را بخوانید.
عناصر مشترک دفترچه راهنما صندوق مدیریت شده فارکس
دفترچه یک صندوق فارکس مدیریت شده حاوی شرح نحوه کار صندوق است. به عنوان مثال می تواند شامل جزئیاتی مانند سابقه حرفه ای مدیر، نوع استراتژی معاملاتی یا روش تحلیلی استفاده شده، بازه زمانی بسته شدن اکثر موقعیت های معاملاتی و سایر اطلاعات مربوطه باشد.
دفترچه صندوق همچنین می تواند میزان ریسکی را که مدیران قبول می کنند مثلا با بیان صریح سیاست میزان افت حساب خود شفاف کند. همچنین ممکن است مشخص کند که آیا معاملات به طور معمول توسط یک سیستم معاملاتی انجام می شود یا به روش اختیاری و با چه نسبتی معاملات در هر یک از دو گروه قرار می گیرند.
همچنین اگر تمایل دارید می توانید هزینه های عملکرد و حداقل سپرده حساب برای صندوق های مدیریت شده فارکس را که علاقه به سرمایه گذاری در آن ها دارید بررسی کنید تا مطمئن شوید که هزینه ها معقول است و بودجه کافی برای سرمایه گذاری دارید.
برخی از شرکت های دارای صندوق مدیریت شده فارکس حتی صندوق های تجمیعی نیز ارائه می دهند. مثالی از این می تواند صندوق متعادل (Balanced Fund) باشد که میانگین بازدهی چندین صندوق مستقل به طور خودکار در پایان هر دوره سرمایه گذاری در آن متعادل می شود.
این فرآیند بالانس کردن (متعادل کردن) به شما امتیاز متنوع کردن دارایی را می دهد که در غیر این صورت هنگام انتخاب یک صندوق معمولی مدیریت شده در بازار فارکس آن را از دست می دادید.
انتخاب مدیران موفق صندوق فارکس
برخلاف وضعیت یک سرمایه گذار که انتخاب های زیادی برای سرمایه گذاری در صندوق های مشترک دارد، کسانی که مایل به سرمایه گذاری در یک صندوق فارکس مدیریت شده هستند در حال حاضر گزینه های زیادی برای انتخاب ندارند.
با وجود این زمین بازی نسبتا کوچک، انتخاب مدیر صندوق از بین برترین شرکت های سرمایه گذاری فارکس که صندوق های مدیریت شده فارکس را در دسترس عموم قرار می دهند، کمی آسان تر می شود.
یک نکته مهم که باید در هنگام انتخاب مدیر صندوق فارکس مورد توجه قرار گیرد، مقایسه سوابق صندوق های مختلف است. احتمالا می خواهید ببینید که هر صندوق فارکس مدیریت شده از نظر سودآوری کلی، تداوم سود و عمق ضرر آن چگونه عمل می کند.
بسیاری از مدیران صندوق ها تصمیم می گیرند عملکرد خود را با استفاده از نرم افزارهای شبکه های اجتماعی فارکس در معرض عموم قرار دهند. قابل توجه ترین آن ها پلتفرم MyFXBook.com است.
این ابزار تحلیلی آنلاین نوآورانه و رایگان به مدیران صندوق اجازه می دهد تا از صفحه سیستم عمومی خود به عنوان رزومه مهارت های معاملاتی خود استفاده کنند.

علاوه بر این، از آنجا که احتمالا می خواهید سرمایه خود را مستقیما در صندوق سرمایه گذاری قرار دهید، می خواهید مطمئن باشید که شرکت مدیریت آن تا زمانی که سرمایه تان را در اختیار دارد، مکانی معتبر و امن برای نگهداری سرمایه شما باشد.

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنشها بزودی با سرعت اینترنت نهایی میشوند

تراست ولت امکان معامله سهام های توکنیزه (RWA) را برای کاربران فعال کرد

اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی میرساند

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبتنام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو

هر اونس چند گرم طلای ۱۸ عیار است؟ تبدیل ساده انس به گرم طلا

آیا تحلیل تکنیکال بهتنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟

کوینبیس توکن اتنا (ENA) را به رودمپ خود اضافه کرد

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژهها ناپدید شدهاند!

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت پنجم (آخر)

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت چهارم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت سوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت دوم

سریال پول به زبان ساده (Money, Explained) قسمت اول

مستند دیپ وب (Deep Web) 2015

مستند شغل داخلی (Inside Job) بحران مالی

مارجین کال (Margin Call)

فیلم بازیکن شماره یک آماده (Ready Player One)

فیلم مرد آزاد (Free Guy)
![مستند کریپتوپیا [Cryptopia]، بیت کوین، بلاکچین و آینده اینترنت](https://investorent.xyz/wp-content/uploads/مستند-کریپتوپیا-Cryptopia-80x80.webp)
مستند کریپتوپیا (Cryptopia)


برای ارسال نظر باید وارد شوید ورود