با ما همراه باشید

بلاکتوپیا

راهکار لایه دو (Layer 2) بلاکچین چیست؟

بلاکچین های لایه ۲ پروتکل هایی هستند که روی بلاکچین های لایه ۱ (مثل بیت کوین و اتریوم) قرار می گیرند. این پروتکل ها به منظور بهبود مقیاس پذیری، امنیت و سایر ضعف های بلاکچین های زیربنایی طراحی شده اند.

منتشر شده

در

لایه دو (Layer 2) چیست؟

بلاکچین به عنوان یکی از کاربردی ترین فناوری های عصر حاضر مزایای بسیاری دارد. با این حال یکی از مشکلات آن، مقیاس پذیری و سرعت پایین تراکنش در اکثر بلاکچین های لایه ۱ است. راهکارهای لایه دو یا Layer 2 به دنبال رفع این مشکل هستند. بلاکچین های لایه ۲ پروتکل هایی هستند که روی بلاکچین های لایه ۱ (مثل بیت کوین و اتریوم) قرار می گیرند. این پروتکل ها به منظور بهبود مقیاس پذیری، امنیت و سایر ضعف های بلاکچین های زیربنایی طراحی شده اند.

راهکارهای لایه دو (L2) بلاکچین چیست؟

تکنولوژی بلاکچین خدمات فوق العاده ای ارائه می کند؛ تمرکززدایی (Decentralization)، مبادله بدون نیاز به اعتماد، سطوح بالای امنیت و ثبت پیام های غیر قابل تغییر. با این حال، یکی از اساسی ترین مشکلات بسیاری از شبکه های بلاکچینی، مقیاس پذیری آن ها است. مشکلات مقیاس پذیری زمانی به وجود می آیند که میزان داده هایی که از طریق بلاک چین عبور می کنند، به دلیل ظرفیت های ناکافی شبکه با محدودیت مواجه می شوند.

در یک حالت ایده آل، یک بلاکچین می تواند تعداد بی نهایت تراکنش در ثانیه را انجام دهد که به آن توان عملیاتی یا به اختصار TPS گفته می شود. با این وجود، هم اکنون TPS بیت کوین (Bitcoin)، ۵.۳۰ و اتریوم (Ethereum) ۱۱.۱ است. این در حالی است که شبکه پرداخت الکترونیکی ویزا (VISA) که متمرکز است، حدودا می تواند ۲۰۰۰ تراکنش را در هر ثانیه پردازش کند. تفاوت در سطح تمرکززدایی و حفظ حریم خصوصی است که بیت کوین و سایر بلاک چین ها را از شبکه های متمرکز متمایز می کند.

برای جایگزینی یک سیستم متمرکز مانند ویزا، به زمان و قدرت پردازش زیادی نیاز است. در شبکه های غیر متمرکز هر تراکنش باید توسط شبکه ای از کامپیوترها تایید، استخراج، توزیع و اعتبارسنجی شود. همین مسئله باعث می شود که زمان و سرعت پردازش کمتر از شبکه های متمرکز شود.

برای حل این مشکلات، توسعه دهندگان بلاکچین در تلاش هستند تا دامنه آنچه که یک شبکه بلاکچینی می تواند انجام دهد را بهینه کنند. این بدان معناست که جا برای تراکنش های بیشتر باز می شود و زمان پردازش تراکنش ها سریع تر می شود. یکی از راهکارهای مقیاس پذیری، بلاکچین های لایه ۲ یا آنچه با نام راهکارهای لایه ۲ (Layer 2) می شناسیم، هستند.

بلاکچین های لایه ۲ پروتکل هایی هستند که روی بلاکچین های لایه ۱ (مثل بیت کوین و اتریوم) قرار می گیرند. این پروتکل ها به منظور بهبود مقیاس پذیری، امنیت و سایر ضعف های بلاکچین های زیربنایی طراحی شده اند.

لایه ۲ بلاکچین مجموعه ای از راهکارهای ایجاد شده در خارج از شبکه بلاکچین اصلی به منظور افزایش مقیاس پذیری و کارایی یک شبکه است. ویژگی یکسان راه حل های لایه ۲ این است که این راه حل ها، بیشتر کارها را از زنجیره خارج می کند. این راهکارها در پی رفع چالش هایی هستند که در حال حاضر شبکه های فعلی با آن ها مواجه است؛ یعنی سرعت، مقیاس پذیری و مصرف بالای انرژی.

به کارگیری راهکارهای لایه دو (L2) باعث می شود حجم زیادی از بار شبکه اصلی یا همان لایه اول به لایه دوم منتقل شود. با این کار لایه اول کماکان امنیت شبکه را تامین می کند و لایه دوم سرعت و مقیاس پذیری شبکه را بهبود می دهد.

نحوه کارکرد راهکارهای لایه ۲ (L2)

 لایه دوم به فریم ورک (Framework) یا پروتکل ثانویه ای اشاره دارد که در بستر بلاکچین اصلی قرار می گیرد. این بلاکچین های لایه دوم در واقع یک فریم ورک ثانویه ایجاد می کنند تا تراکنش ها و پردازش ها، مستقل و خارج از زنجیره اصلی پردازش شود. به همین دلیل، به این تکنیک ها راهکارهای خارج از زنجیره (Off-chain solutions) هم گفته می شود.

مهمترین مزیت استفاده از راهکارهای آفچین این است که نیازی به تغییر ساختار در زنجیره اصلی نیست؛ چون لایه دوم به صورت یک لایه خارجی در بستر لایه اصلی قرار می گیرد. به عبارت دیگر، بخش بزرگی از کاری که باید توسط شبکه اصلی انجام شود به لایه دوم منتقل می شود. بنابراین در حالیکه زنجیره اصلی امنیت را تامین می کند، لایه دوم توان عملیاتی بالایی را ارائه می دهد که امکان پردازش تراکنش های بیشتری را فراهم می کند.

به صورت کلی پروتکل های لایه دوم از دو جزء تشکیل شده اند؛ شبکه + قرارداد هوشمند. شبکه مسئول پردازش تراکنش ها است. قرارداد روی بلاکچین اصلی قرار دارد و پیوندی را بین لایه یک و لایه دوم برقرار می کند. این قرارداد مسئول حل اختلافات است و وضعیت اجماع را منتقل می کند.

پروتکل لایه دوم محلی است که تراکنش ها و محاسبات در آن سریع تر اجرا می شوند. ممکن است نحوه دستیابی به این عملکرد در هر نوع راهکار متفاوت باشد. با این حال، یک مخرج مشترک بین هر پروتکل لایه ۲ وجود دارد؛ وقتی به دنبال تسویه در زنجیره پایه هستید، لایه ۲ باید نوعی اثبات رمزنگاری و قابل تایید را برای زنجیره بلوکی در مورد درستی تغییر حالت پیشنهادی، به صورت پیشاپیش (مثل رولاپ های اثبات دانش صفر – ZKP) یا برگشت پذیر (مانند رولاپ های آپتیمیستیک) ارائه کند.

به همین ترتیب، نحوه پیاده سازی قرارداد هوشمند لایه اصلی در پروتکل های مختلف متفاوت است، اما عملکرد اصلی آن ها همیشه به صورت زیر است.

  • نگهداری و آزادسازی دارایی های منتقل شده به لایه ۲
  • دریافت نوعی اثبات از سمت لایه ۲، اعتبارسنجی آن، حل اختلافات و سپس نهایی سازی تراکنش

مفهوم اثبات در لایه دوم ها، برای تامین امنیت زنجیره اصلی حیاتی است. در دنیای واقعی اثبات شکل های مختلفی دارد؛ مثلا اثر انگشت روی اشیاء یا ثبت تصویر هنگام ارتکاب جرم نمونه هایی از مدارک اثبات کننده هستند. اثبات رمزنگاری شده هم به شکلی مشابه عمل می کند. اثبات چیزی با رمزنگاری، ضمانتی عینی، قابل تایید و ضد دستکاری می دهد و به ما می گوید که یک چیز مشخص، درست است؛ بنابراین اگر اثبات درست کار کند، تضمین می کند که صحیح است.

مثلا در مورد کانال های پرداخت، امضاهای رمزنگاری روی تراکنش ها قطعیت مورد نیاز برای حل هر گونه اختلافی را به ارمغان می آورند. هر راهکار لایه دومی از نوعی اثبات رمزنگاری شده برای حل اختلافات در زنجیره اصلی استفاده می کند. شناخته شده ترین و پرکاربردترین روش اثبات در راهکارهای لایه دوم، تکنیک اثبات با دانش صفر (Zero-knowledge Proof) است.

پیاده سازی راهکارهای لایه دوم هنوز در مراحل ابتدایی خود است و بسیاری از المان های پروتکل های لایه ۲ هنوز در حال آزمایش هستند و کارایی آن ها مشخص نیست. پس بخشی از اطلاعات ما صرفا داده هایی تئوری‌‌ هستند.

راهکارهای لایه ۲ در شبکه بیت کوین

اساسا شبکه بیت کوین به دلیل محدودیت هایی که دارد کمتر از هر شبکه دیگری دستخوش تغییر و تحولات شده است. بیت کوین برخلاف شبکه اتریوم کار پردازش دیتا را انجام نمی دهد و صرفا به ذخیره دیتا می پردازد؛ در نتیجه در این سال ها نیاز کمتری برای استفاده از راهکارهای لایه ۲ در آن احساس شده است.

یکی از معدود راهکارهای لایه دومی که برای بیت کوین ارائه شد با نام شبکه لایتنینگ (Lightning Network) شناخته می شود. شبکه لایتنینگ بر اساس کانال های وضعیت یا State channels کار می کند. در این شبکه، عملیات بلاکچین در خارج از شبکه اصلی انجام می شود و در انتها به زنجیره اصلی یا همان لایه اول ارسال می شوند. شبکه لایتنینگ در واقع راهکار لایه دومی است که بالای شبکه بیت کوین قرار می گیرد. این لایه با اجرای سریع تراکنش ها بین گره ها، به فرآیند پرداخت شبکه بیت کوین سرعت بیشتری می دهد.

راهکارهای لایه دو در شبکه اتریوم

شبکه اتریوم در سال ۲۰۱۳ توسط ویتالیک بوترین ایجاد شد.  مشکل اصلی اتریوم مقیاس پذیری پایین آن است که باعث شده تراکنش های کمی در ثانیه انجام شود و هزینه گس (Gas) شبکه به شدت بالا برود. اتریوم با بروز رسانی مرج (Merge) و مهاجرت از گواه اثبات کار (PoW) به گواه اثبات سهام (PoS) در تلاش است در درجه اول مقیاس پذیری،‌ توان عملیاتی و امنیت شبکه عمومی اتریوم را بهبود خواهد بخشد.

این موضوع همچنین به معنای این است که مصرف انرژی توسط شبکه اتریوم را تقریبا ۹۹.۹۵٪ کاهش می دهد! اما تا زمانی که نقشه راه اتریوم تکمیل شود و به مقیاس پذیری مد نظر برسد، می توان از راهکارهای لایه ۲ بهره برد.

layer 2 is a separate blockchain that extends Ethereum
layer 2 is a separate blockchain that extends Ethereum

راهکارهای لایه ۱ یا ON-CHAIN برای استقرار در شبکه لایه ۱ اتریوم پیاده سازی شده اند. این راهکارها در خود زنجیره بلوکی کار می کنند. از راهکارهای اصلی لایه ۱ می توان به شاردینگ (Sharding) و اثبات سهام (که طی بروز رسانی مرج انجام شد) اشاره کرد. در واقع اتریوم مقیاس پذیری را از طریق این راهکارهای لایه ۱ انجام می دهد.

از سوی دیگر، لایه دوم ها راهکارهایی هستند که در خارج از زنجیره اصلی و بالای آن کار می کنند. به آن ها راهکارهای لایه دو یا OFF-CHAIN گفته می شود. با افزایش محبوبیت اتریوم، اپلیکیشن های غیرمتمرکز (dApps) و کاربران بیشتری به اکوسیستم اتریوم پیوستند. این موضوع باعث ازدحام شبکه شد؛ زیرا نودها نمی توانند تراکنش های بسیار زیاد را پردازش کنند، که منجر به هزینه های غیرعادی و بالای گس فی شد. به همین دلیل است که به راهکارهای لایه ۲ نیاز داریم.

آینده اتریوم در دستان راه حل های لایه ۲: رهایی از کندی و کارمزدهای بالا!

ون اک (VanEck)، یک موسسه مالی بزرگ مستقر در نیویورک، دیدگاه هایی را درباره راه حل های لایه ۲ (L2) اتریوم (Ethereum) به اشتراک گذاشته است. این شرکت ارزشی یک تریلیون دلاری را برای L2 ها پیش بینی می کند و توان آن ها برای عملکرد بهتر از اتریوم را عنوان می نماید.

فناوری های L2 مانند زد کی رول آپ ZK rollups (Zero-knowledge rollups) و رول آپ های آپتیمیستیک (Optimistic rollups) با پردازش تراکنش ها خارج از بلاکچین اصلی، مشکل مقیاس پذیری را حل می کنند. این امر می تواند آن ها را قادر سازد تا با توجه به محدودیت های تراکنش بلاکچین اصلی، از نظر درآمدزایی از اتریوم پیشی بگیرند.

با وجود چشم انداز مثبت برای راه حل های لایه ۲، ون اک همچنان نسبت به اکثر توکن های L2 محتاط است. ون اک استدلال می کند این توکن ها به عنوان ارز اصلی در اکوسیستم خود کاربرد ندارند. با این حال، ظهور رول آپ هایی که به برنامه های کاربردی خاص مانند شبکه های اجتماعی خدمات می دهند را مناسب می خواند. ون اک، آپتیمیزم (OP)، آربیتروم (ARB) و چند مورد دیگر را به عنوان L2 های پیشرو معرفی می کند و موفقیت آن ها را به اکوسیستم های پویا و توزیع های راهبردی توکن های اصلی خود نسبت می دهد.

ون اک بر نقش ایردراپ ها در موفقیت L2 ها تاکید زیادی دارد

بر اساس گزارش ون اک، آربیتروم و آپتیمیزم (Optimism) به عنوان برترین ها در فضای L2 ها ظهور کرده اند. در واقع، توسعه اکوسیستم های جذاب برای موفقیت آن ها بسیار مهم بوده است. این دستاوردها با استفاده موثر از ایر‌دراپ ها که توجه زیادی را از جامعه رمزارزها به خود جلب کرده است، همسو هستند. داده های دیفای لاما (DefiLlama) نشان می دهد آربیتروم (Arbitrum) با $۳.۳۲۵b میلیارد دلار در رتبه پنجم کل ارزش قفل شده (TVL) قرار دارد و آپتیمیزم (Optimism) با $۱.۰۰۶b میلیارد دلار در جایگاه ششم قرار دارد.

ون اک موفقیت L2 ها را با استفاده از معیارهای مختلف از جمله هزینه تراکنش و تجربه کاربری، ارزیابی می کند. ون اک همچنین مفروضات اعتماد، اندازه اکوسیستم و تجربه توسعه دهنده را در نظر می گیرد. این معیارها به ارزیابی رشد و پذیرش L2 ها کمک می کنند.

ETF های اتریوم چه تأثیری می گذارند؟

تشدید یا تسهیل فشارهای نظارتی همچنان بر بازار ارزهای دیجیتال تأثیر می گذارد. اخیراً، کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) تصمیم خود را در مورد درخواست صندوق قابل معامله در بورس (ETF) اتریوم ون اک به تعویق انداخت. این تاخیر که مهلت صدور حکم را تا ۲۳ مه ۲۰۲۴ تمدید می کند، نشان دهنده تشدید فشارهای نظارتی است. در واقع، تردید SEC به ما می گوید نا امنی های زیادی در مورد درخواست های ETF مبتنی بر اتریوم است.

در همین حال، ویتالیک بوترین، هم بنیانگذار اتریوم، دوباره به مفهوم راه حل های لایه ۳ (L3) پرداخت. او تاکید کرد برای کارآمد بودن رویکرد لایه بندی، لایه های مختلف باید اهداف متمایز داشته باشند.

راهکارهای لایه ۲ اتریوم کدامند؟

راهکارهای لایه ۲ در یک دسته بندی کلی به موارد زیر تقسیم بندی می شوند.

  • رول آپ ها (Rollups) 
    1. رول آپ های آپتیمیستیک (Optimistic rollups)
    2. زد کی رول آپ ZK rollups (Zero-knowledge rollups)
  • پلاسما (Plasma)
  • کانال های وضعیت (State Channels)
  • ساید چین ها (Sidechains)
  • ولیدیوم (Validium)
  • راهکارهای ترکیبی (Hybrid solutions)

رول آپ ها (Rollups)

رول آپ ها را می توان جدیدترین راهکارهای لایه ۲ (L2) دانست. رول آپ ها چندین تراکنش های را جمع آوری میک نند و پس از فشرده کردن این تراکنش ها آن ها را درون یک بلاک قرار می دهند. دو نوع رول آپ وجود دارد؛ Zk rollups و Optimistic.

  • رول آپ های آپتیمیستیک (Optimistic rollups)

رولاپ های آپتیمیستیک اجرای قرارداد هوشمند خارج از زنجیره را امکانپذیر می کنند، بدون اینکه نیاز باشد هر تراکنش در کل شبکه منتشر شود. رول آپ های آپتیمیستیک، امنیت خود را از لایه اول اتریوم می گیرند، اما همه تراکنش ها در نهایت در اتریوم تسویه می شوند. رول آپ های آپتیمیستیک یک ماشین مجازی سازگار با EVM به نام (Optimistic Virtual Machine) را اجرا می کنند که امکان اجرای قراردادهای هوشمند را به همان شکلی که در اتریوم است فراهم می کند. این موضوع برای قراردادهای هوشمند بسیار مهم است؛ زیرا باعث می شود قابلیت ترکیب پذیری و سازگاری آن ها حفظ شود. از مهمترین پروژه هایی که در حال کار روی رول آپ های آپتیمیستیک است، می توان به آربیتروم (Arbitrum) و اوپی مین نت (OP Mainnet) اشاره کرد.

  • رول آپ های ZK (Zero-Knowledge Rollups)

رول آپ های دانش صفر از تکنولوژی اثبات با دانش صفر (ZK-proofs) برای تایید اعتبار چندین دسته تراکنش استفاده می کنند و سپس خلاصه ای از تاییدیه را برای زنجیره اصلی می فرستند. اثبات با دانش صفر امکان می دهد که یک طرف (اثبات کننده) به طرف دیگر (تایید‌ کننده) اثبات کند که یک گزاره درست است، بدون اینکه اطلاعاتی در مورد اجزای گزاره فاش کند.

این راهکار می تواند برای بهبود حریم خصوصی در یک بلاکچین استفاده شود؛ زیرا اجازه می دهد تا تراکنش ها بدون افشای اطلاعات حساس تراکنش تایید شوند. از پروژه های ZK-rollups باید به استارک ویر استارک نت (Starkware StarkNet)، پالیگان هرمز (Polygon Hermez)، زد کی سینک (ZKSync) اشاه کرد.

پلاسما (Plasma)

پلاسما یک راه حل لایه ۲ است که توسط جوزف پون و ویتالیک بوترین ارائه شده است. این راهکار با استفاده از قدرت درخت مرکل (Merkle Tree) و قراردادهای هوشمند، نسخه های کوچکتری از زنجیره اتریوم را می سازد و ارتباط این زنجیره را با زنجیره اصلی میسر می کند. به این زنجیره های کوچکتر، زنجیر کودک یا زنجیره پلاسما گفته می شود و زنجیره اتریوم زنجیره مادر نامیده می شود.

زنجیرهای کوچکتر خود نیز می توانند زنجیره های کوچکتری بسازند و ساختاری شبیه درخت ایجاد کنند. ارسال معاملات از زنجیره مادر به زنجیره های کودک باعث می شود بار زیادی از روی دوش زنجیره مادر برداشته شود؛ در نتیجه معاملات سریع و ارزان تر انجام شوند.

این زنجیرهای کوچک به طور دوره ای با زنجیره اصلی تعامل دارند؛ یعنی در بازه های زمانی مشخص، اطلاعات تراکنش ها را به زنجیره اصلی منتقل می کنند. همچنین اختلافات را حل می کنند و نودهای متقلب را از طریق فرایند Fraud Proofs معرفی می کنند.

اگرچه راهکار پلاسما هزینه و مقدار داده های موجود در زنجیره اصلی را کاهش می دهد و با سایر راه حل‌های مقیاس‌ پذیری لایه یک مانند شاردینگ سازگار است، اما ممکن است برای انتقال دارایی شما زمانی بیش از دو هفته لازم داشته باشد و در کل تجربه کاربری ضعیفی ارائه می دهد. این راهکار توسط پروژه های پالیگان (Polygon)، Gazelle  ،Leap DAO و شبکه OMG اجرا می شود.

کانال‌های وضعیت (State Channels)

از کانال های وضعیت به عنوان یکی از اولین راهکارهای لایه دوم نام می برند. ایده کانال های وضعیت را می توان برگرفته از کانال های پرداخت دانست که سال هاست وجود دارند. این کانال ها تراکنش های متعددی را در خارج از زنجیره انجام می دهند، در حالی که فقط دو تراکنش ابتدایی و انتهایی را به زنجیره اصلی ارسال می کنند.

به عنوان مثال در نظر بگیرید که آلیس سرویس اینترنت خود را به باب می فروشد و قرار است از او به ازای هر مگابایت ۱۰ سنت پول بگیرد. آن ها می توانند به جای ایجاد یک تراکنش در زنجیره اصلی برای هر پرداخت، از یک استیت چنل (State Channels) استفاده کنند.

در ابتدا، باب مقداری اتریوم را در یک قرارداد هوشمند قفل می کند تا این معامله شروع شود. سپس او یک پیام خارج از زنجیره ای را تایید می کند که می گوید او ۱۰ سنت به آلیس پرداخت کرده است. باب بعدا پیام دیگری را امضا می کند که می گوید او ۲۰ سنت پرداخت کرده است. این فرایند می تواند تا زمانی که آن ها معامله خود را قطع کنند، ادامه یابد.

به طور مثال وقتی مقدار پرداختی به ۱  دلار رسید، آلیس تصمیم می گیرد پول را نقد کند. در آن زمان او پیام خود را این بار به زنجیره اصلی می فرستد. قرارداد هوشمند پس از دیدن تایید هردوی آن ها، مبلغ ۱۱ دلار به آلیس پرداخت می کند و باقیمانده پول را به باب برمی گرداند. به این ترتیب تنها دو تراکنش در زنجیره اصلی ثبت می شود. از مثال های این راهکار هم باید به شبکه لایتنینگ بیت کوین و Connext، Celer و Perun اشاره کرد.

زنجیره های جانبی (Sidechains)

زنجیره های جانبی یا سایدچین ها در واقع بلاکچین مستقلی هستند که به بلاکچین اصلی وصل شده اند. تراکنش ها در این بلاکچین موازی، اما مستقل انجام می شوند و به شکل یک تراکنش به بلاکچین اصلی افزوده می شوند. سایدچین ها در کنار زنجیره اصلی قرار دارند و با آن ارتباط برقرار می کنند. همچنین قابلیت همکاری، از طریق ماشین مجازی اتریوم (EVM) انجام می شود.

سایدچین ها بیشتر ترکیبی از راهکارهای لایه های دو (L2) و لایه یک (L1) به حساب می آیند. راهکارهای لایه دو برای برقراری امنیت به زنجیره اصلی متکی هستند اما سایدچین ها اینگونه نیستند؛ زیرا دارای ویژگی های امنیتی خاص خود هستند. همچنین از مکانیزم های اجماع خاص خود برای پردازش تراکنش ها استفاده می کند. به همین دلیل برخی از افراد می گویند سایدچین ها راهکار لایه ۲ محسوب نمی شوند. در واقع سایدچین ها به عنوان یک بلاکچین جداگانه فعالیت می کنند و ساز و کارهای اجماع خاص خود را دارند.

اگر می خواهید دارایی خود را بین زنجیره ها جابجا کنید، به یک قرارداد هوشمند در اتریوم نیاز دارید. شما دارایی های خود را در یک قرارداد هوشمند می گذارید و آن ها را در زنجیره جانبی قرار می دهید و اگر لازم باشد دارایی ها را از زنجیره جانبی به زنجیره اصلی منتقل کنید، باید عکس این عمل را انجام می دهید.

در حالی که این زنجیره ها به طور قابل توجهی هزینه معاملات را کاهش می دهند، اما به مکانیزم اجماع و نودهای خود اعتماد می کنند. این امر نگرانی های امنیتی را ایجاد می کند؛ زیرا آن ها امتحان خود را پس نداده اند و به اندازه اتریوم غیرمتمرکز نیستند.

از آنجایی که اپراتورهای سایدچین ها قدرت ایجاد بلوک های جدید را دارند، اگر بخواهند می توانند تولید بلوک جدید را نیز متوقف کنند و این یکی از معایب این راهکارها است. علاوه بر این، سایدچین ها به اپراتورها این قدرت را می دهند تا از برداشت وجوه کاربران جلوگیری کنند. از برجسته ترین نمونه های زنجیره های جانبی xDai، پالیگان، POA Network و Skale هستند.

ولیدیوم (Validium)

ولیدیوم یک راه حل لایه ۲ است که در آن اعتبار تمام معاملات با استفاده از تکنولوژی اثبات با دانش صفر و به صورت خارج زنجیره بررسی می شود. این موضوع مانع از سرقت وجوه موجود می شود؛ زیرا مجوز هر تراکنش از یک حساب کاربری خاص باید توسط همان کاربر داده شود. البته برخلاف پلاسما برای جلوگیری از تقلب از اثبات دانش صفر استفاده می کند.

در واقع ساز و کار Validium شباهت زیادی به zkRollup دارد، تنها تفاوت در این است که در دسترس بودن داده ها در zkRollup روی زنجیره است، در حالی که Validium آن را خارج از زنجیره نگه می دارد. این به Validium اجازه می دهد تا توان عملیاتی خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهد، اما این کار می تواند یک نقطه ضعف بزرگ باشد؛ زیرا در این صورت اپراتورهای پروژه های اجرا شده با ولیدیوم می توانند سرمایه کاربران را مسدود کنند. در حال حاضر StarkWare، لوپرینگ و Matterlabs یکی از پروژه های معروفی است که با استفاده از راهکار ولیدیوم اجرایی شده است.

راه حل های ترکیبی (Hybrid solutions)

وقتی پروژه ای از ترکیبی از راهکارهای لایه دوم استفاده می کند، به آن راهکار Hybrid گفته می شود. معروف ترین پروژه ای که این راه را در پیش گرفته سلر (Celer) است. سلر رویکردی کاملا متفاوتی نسبت به دیگر پروژه ها دارد. این پروژه از ترکیبی از کانال های وضعیت، سایدچین و رول آپ استفاده می کند.

در انتها

بلاکچین های لایه ۲ پروتکل هایی هستند که روی بلاکچین های لایه ۱ (مثل بیت کوین و اتریوم) قرار می گیرند و هدفشان بهبود مقیاس پذیری، امنیت و سایر ضعف های بلاکچین های زیربنایی است. از راهکارهای لایه دوم می توان به ولیدیوم، ساید چین ها، کانال های وضعیت، پلاسما و رول آپ ها اشاره کرد. اتریوم، میزبان تعداد زیادی پروژه و کاربر در اکوسیستم خود است که به دلیل شلوغی و سرعت پایین، نیازمند راهکارهایی برای تخلیه بار شبکه اصلی است. راه حلی موسوم به راهکارهای لایه ۲ اتریوم به همین منظور پدید آمده اند. لایه دوم های اتریوم را می توان به چند نوع با رویکردهای مختلف دسته بندی کرد. آربیتروم، آپتیمیزم، ZKsync، لوپرینگ (Loopring)، پالیگان و استارک نت از معروف ترین پروتکل های لایه دوم اتریوم هستند و شبکه لایتینگ معروفترین پروتکل لایه دوم برای بیت کوین است.

آموزش

الگوریتم های zk-SNARK و zk-STARK (گواه های اثبات)

zk-SNARK یکی از تکنولوژی های اثبات دانش صفر (ZKP) به معنای دانش صفر مختصر غیرتعاملی است و zk-STARK نوع دیگری از فناوری های مبتنی بر ZKP است که به معنای دانش صفر مقیاس پذیر و شفاف است. دانش صفر به معنای اثبات یک مسئله بدون افشای اطلاعات است. یعنی ثابت کننده باید به تایید کننده موضوعی را ثابت کند و این کار را بدون ارائه هیچ اطلاعاتی انجام دهد.

منتشر شده

در

الگوریتم های zk-SNARK و zk-STARK (گواه های اثبات)

مفهوم اثبات دانش صفر (Zero Knowledge Proof) در دنیای بلاکچین در حال توسعه و گسترش است. روش های اثبات دانش صفر به ما کمک می کنند که صحت یک مسئله را به اثبات برسانیم، بدون آنکه اطلاعات و داده های محرمانه را منتشر کنیم. به بیان دیگر، ما به کمک این روش ثابت می کنیم که یک فرد مورد اعتماد در شبکه هستیم و همزمان محرمانگی اطلاعات را نیز حفظ می کنیم. این همان چیزی است که منجر به ایجاد تکنولوژی های دانش صفر شده است. دو مورد از مهمترین این تکنولوژی ها، الگوریتم zk-SNARK و الگوریتم zk-STARK نام دارند. فارغ از اینکه رویکرد الگوریتم zk-SNARK چیست و چگونه کار می کند، تفاوت آن با zk-STARK نیز از جمله موارد مهمی است که کسب اطلاعات در مورد آن می تواند به درک بهتر ما از فناوری ZKP کمک کند.

با اینوستورنت همراه باشید که در ادامه با رویکردی مقایسه ای در این مطلب به شرح و توضیح این دو فناوری مهم می پردازیم.

الگوریتم zk-SNARK چیست؟

برای آنکه بتوانیم قدم به دنیای فناوری اسنارک و استارک بگذاریم، ابتدا باید در مورد گواه اثبات دانش صفر (Zero-Knowledge Proof) صحبت کنیم. Zero-Knowledge Proof به طور مستقیم توسط پیمانکار سابق سازمان CIA یعنی ادوارد اسنودن (Edward Snowden) در توییتر بر سر زبان ها افتاد. اما به طور کلی ایده گواه دانش صفر به تحقیقات چندین محقق MIT در سال ۱۹۸۰ برمی گردد.

الگوریتم اثبات دانش صفر روشی منحصر به فرد است که در آن کاربر اثبات کننده می تواند به کاربر تایید کننده ثابت کند که چیزی را می داند؛ بدون اینکه بخواهد اطلاعاتی را افشا کند. در واقع این رویکرد به معنای اثبات داشتن دانش بدون افشای خودِ دانش است. اثبات کننده باید به شیوه ای به تایید کننده ثابت کند که اطلاعات را در اختیار دارد، ولی خود اطلاعات را منتشر نکند. گواه های اثبات بدون نیاز به دانش، به سرعت قابل تایید بوده و غالبا نسبت به یک تراکنش استاندارد بیت کوین (Bitcoin)، به داده های بسیار کمتری نیاز دارند. این امر باعث ایجاد مسیری جدید برای استفاده از zk-STARKs به عنوان راه حلی برای حریم خصوصی و مقیاس پذیری می شود.

zk-SNARK

همین توضیح مختصر هم کافی است تا بتوانیم به سراغ zk-SNARK برویم. این اصطلاح از سر واژه های Zero-Knowledge Succinct Non-Interactive Argument of Knowledge گرفته شده است که به معنی گواه اثبات دانش صفر اجمالی غیرتعاملی است. بد نیست هرکدام از این واژه ها را به شکلی مختصر بررسی کنیم.

  • Zero-Knowledge

در مورد دانش صفر، می توان ساعت ها صحبت کرد؛ اما در اینجا با ارائه مثال معروف غار علی بابا، این مفهوم را توضیح می دهیم. غاری حلقوی شکل را تصور کنید که یک ورودی دارد. دو مسیر جانبی در سمت چپ و راست این غار وجود دارند که در انتهای غار به کمک یک درب جادویی به هم متصل می شوند. برای رد شدن از درب جادویی، باید کلمه رمز صحیح را زمزمه کنید. فرض کنید آلیس می خواهد به باب ثابت کند که کلمات رمز را می داند و در عین حال آن ها را مخفی نگه دارد. بدین منظور، باب از آلیس می خواهد تا وارد غار شود و از یکی از دو مسیر حرکت کند. باب هم خودش بیرون غار منتظر می ماند. فرض کنیم آلیس مسیر ۱ را انتخاب می کند و باب از او می خواهد که از مسیر ۲ برگردد.

اگر آلیس رمز را نداند، هرگز نمی تواند از مسیر ۲ برگردد. اما اگر آلیس از مسیر ۱ رفته باشد و باب هم از او بخواهد که از همان مسیر برگردد، دیگر نیازی به آن نیست که آلیس رمز را بداند. پس اینجا به طور شانسی آلیس توانسته از غار خارج شود. برای اطمینان از اینکه آلیس همیشه نمی تواند با شانس از یک سمت حرکت کند و از همان سمت برگردد، این فرایند چندین بار تکرار می شود. با هر بار تکرار، میزان احتمال شانسی بودن فرایند هم کم و کمتر می شود. در نهایت آلیس بدون آنکه کلمه رمز را به باب بگوید، به او ثابت می کند که آن را می داند.

  • Succinct

در تعریف اسنارک ها، واژه Succinct‌ به معنی اجمالی و مختصر اهمیت فراوانی دارد. اما منظور از مختصر بودن چیست؟ گواه های اثبات دانش صفر مختصر، می توانند در چند میلی ثانیه تایید شوند. طول این گواه ها هم تنها چند صد بایت است. همین کوچک بودن Proof Size است که باعث سرعت این فناوری می شود.

  • Non-Interactive

در نسخه های ابتدایی پروتکل های دانش صفر، دو شخص ثابت کننده (Prover) و تایید کننده (Verifier) مجبور بودند چندین مرتبه یک فرایند را تکرار کنند و از طریق این تعامل، دسترسی به دانش را اثبات کنند؛ این مسئله، ویژگی تعاملی بودن را نشان می دهد. اما در SNARK ها که از دانش غیرتعاملی بهره می برند، گواه تنها متشکل از پیامی است که از اثبات کننده به تایید کننده ارسال می شود.

  • Arguments of Knowledge

حال به سراغ بخش پایانی سرواژه zk-SNARK می رویم. Zk-SNARKs عموما از لحاظ پردازشی، بی نقص در نظر گرفته می شوند؛ بدین معنی که یک اثبات کننده فریب کار، شانس بسیار کمی دارد تا بتواند سیستم را بدون داشتن اطلاعات (یا شاهد) فریب دهد. این ویژگی با عنوان بی نقص بودن شناخته شده و فرض را بر این می گذارد که ثابت کننده، قدرت پردازشی محدودی دارد. از لحاظ تئوری، یک اثبات کننده با داشتن قدرت پردازش کافی می تواند گواه های جعلی ایجاد کند. این یکی از دلایلی است که کامپیوترهای کوانتومی را به تهدیدی برای zk-SNARKs (و سیستم های بلاک چین) تبدیل می کند.

الگوریتم zk-STARK چیست؟

در سمت دیگر zk-STARK را داریم که مخفف Zero-Knowledge Scalable Transparent Argument of Knowledge است. هر دو الگوریتم مذکور، برای افزایش حریم خصوصی مورد استفاده قرار می گیرند، اما با هم تفاوت هایی دارند. مثلا با وجود آنکه پروژه هایی نظیر استارک ور (StarkWare) از استارک استفاده می کنند، این تکنولوژی جامعه ای بسیار کوچکتر از اسنارک دارد. در این فناوری، دو واژه مقیاس پذیری و شفافیت بسیار مهم است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

zk-STARK
  • Scalable

استارک به توسعه دهندگانش اجازه داده تا محاسبات و ذخیره داده ها را به صورت برون زنجیره ای انجام دهند. گواه های STARK به منظور تایید صحت محاسبات خارج از زنجیره، توسط سرویس های Off-Chain تولید می شوند. این ساز و کار موجب افزایش مقیاس پذیری می شود.

  • Transparent

برخلاف اسنارک، در zk-STARK خبری از تنظیمات مورد اعتماد (Trusted Setup) نیست. منظور از تنظیمات مورد اعتماد، فرایندی است که با هدف تولید پارامترهای استاندارد انجام می شود و پروتکل های رمزنگاری از آن پارامترها استفاده می کنند. این فرایند یک مرتبه صورت می گیرد و طی آن قطعه ای داده تولید می شود که با هر مرتبه اجرای پروتکل رمزنگاری، مورد استفاده قرار می گیرد. در اسنارک، به یک شخص مورد اعتماد نیاز است تا تنظیمات سیستم zk Proof را انجام دهد؛ اما در استارک ها با پارامترهای عمومی و تصادفی سر و کار داریم و همین امر شفافیت و ایمنی استارک ها را افزایش می دهد.

استارک ها برخلاف SNARK، تمرکز اصلی و ویژه ای روی توابع هش (Hash) دارند. همین مسئله بود که توانست برخی مزایا را در STARK پیاده کند که اسنارک فاقد آن ها بود. به طور کلی، استارک ها به این دلیل به وجود آمدند تا کاستی ها و معایب SNARK ها را برطرف کنند.

تاریخچه zk-SNARK‌ و zk-STARK

اسنارک از مفهوم دانش صفر گرفته شده است که نخستین بار در اواخر دهه ۱۹۸۰ معرفی شد. این فناوری که برای رفع مشکل ناشناس ماندن در بلاکچین بیت کوین به وجود آمد، اکنون در رمزارز زی کش (Zcash) مورد استفاده قرار گرفته است. در ژانویه سال ۲۰۱۲ (دی ۱۳۹۰)، پروفسور دانشگاه UC Berkeley با نام الساندرو کیه زا (Alessandro Chiesa) مقاله ای را با همکاری ران کانتی (Ran Canetti)، نیر بیتانسکی (Nir Bitansky) و ارن ترومر (Eran Tromer) منتشر کرد و در آن از اصطلاح zk-SNARK برای تعریف نوع جدیدی از گواه های دانش صفر استفاده کرد.

برای آگاهی از آغاز پیدایش zk-STARK باید به سال ۱۹۹۰ برگردیم؛ تحقیقات ابتدایی در مورد این فناوری به همان زمان برمی گردد. البته آن سیستم های ابتدایی عملی نبودند. سرانجام در سال ۲۰۱۸ الی بن ساسون (Eli Ben Sasson)، ایدو بنتوف (Iddo bentov)، ینون هورش (Yinon horesh) و مایکل ریابزف (Michael Ryabzev) اثر مشترک خود را با عنوان “Scalable, transparent, and post-quantum secure computational integrity” منتشر کردند. این اثر در نوع خود بی نظیر بود؛ چرا که ساختار رمزنگاری مستحکمی را نشان می داد که بسیار بهتر از آزمایش های معروف zk-SNARK در زی کش بود. این فناوری‌ هم ایمن تر از همتایان خود بود و هم پیاده سازی آسان تری داشت.

  • هدف از راه اندازی اسنارک (SNARK‌) و استارک (STARK) چه بود؟

بسیاری از افرادی که به دنبال حریم خصوصی هستند بر این باورند که این ویژگی مهم، بسیار فراتر از یک شاخصه بوده و حتی از آن به عنوان یک حق بنیادی بشر یاد می کنند. همین مسئله اهمیت فناوری های مبتنی بر دانش صفر را پررنگ می کند. به طور مثال می توان از zk-SNARK‌ ها به عنوان مکانیزم انتقال پول در حریم خصوصی مؤسسات استفاده کرد.

به طور مشابه با درآمیخته شدن zk-SNARK‌ ها با شبکه های اجتماعی، می توان مانع از فروش اطلاعات کاربران این شبکه ها به شرکت های تبلیغاتی شد. کاربران (به طور مثال موسسات اقتصادی) می توانند با بهره گیری از پلتفرم های تکنولوژی، به تعاملات مالی و دارایی خود به صورت محرمانه دست یابند و امکان اینکه به پروتکل های ارزهای دیجیتال حریم خصوصی مثل Zcash دسترسی داشته باشند نیز برایشان فراهم خواهد شد.

پس اگر بخواهیم به ایده و اهداف این تکنولوژی ها اشاره کنیم، باید پاسخ را در حریم شخصی جستجو کنیم. ارائه دهندگان استارک می خواستند ساز و کاری جدید را با رویکردی بسیار اساسی تر در مورد چگونگی ایجاد آزمون های دانش صفر انجام بدهند. آنچه که به نظر با اصول امنیتی در رمزارزها مغایرت دارد، در این سیستم جدید اعمال شد (عدم شفافیت)؛ اما در همان زمان، این تصمیمات پیچیدگی سیستم را کم کرد، پیاده سازی آن را آسان کرد و در عین حال امنیت را فدا نکرد؛ بلکه راه های جدیدی را برای امنیت بالاتر فراهم کرد.

اینگونه بود که محققان توانستند به کمک رمزنگاری هم ریختی (Homomorphic Encryption)، محاسبات چند جانبه امن (MPC) و آزمایش های تعاملی، این فناوری جدید را طراحی کنند.

به طور کلی هدف هر دو پروتکل کمک به حریم شخصی است؛ اما STARK با هدف بهینه سازی SNARK به وجود آمد. البته این به آن معنا نیست که استارک از اسنارک بهتر است. بهتر یا بدتر بودن یک فاکتور نسبی است. به ویژه آنکه zk-SNARK هم جامعه بزرگتری دارد و هم از محبوبیت بیشتری برخوردار است اما نمی توان با قطعیت آن را تایید و یا انکار کرد. در بخش های بعدی که این دو الگوریتم را با هم مقایسه کردیم، این مسئله بهتر مشخص می شود.

نحوه کارکرد zk-SNARK

هم اسنارک و هم استارک هر دو بر اساس Zero Knowledge Proof عمل می کنند. ساختار Zk-Snark ها با پارامترهایی گره خورده است که به دنبال سنجش اعتبار مجموعه ای از داده ها هستند. برای تولید این پارامترها نیاز به Trusted Setup داریم؛ اما اگر این پارامترها به درستی مدیریت نشوند، یک بازیگر مخرب در شبکه این امکان را دارد که تعداد نامحدودی توکن بومی را بدون اطلاع سایر افراد حاضر در شبکه، مینت کند.

با اینکه تنظیمات ابتدایی مورد اعتماد در پیاده سازی zk-SNARKs ضروری هستند، محققان به دنبال یافتن جایگزین های دیگری به منظور کاهش میزان اعتماد مورد نیاز در این فرآیند هستند. اگر کسی بتواند به ایجاد تصادفی پارامترها دسترسی پیدا کند، می تواند گواه های جعلی ایجاد کند که در نظر تایید‌ کننده معتبر به نظر بیایند.

zk-SNARK ها با مجموعه متمایزی از پارامترهای شبکه،‌ بر یکسری از توابع ریاضی تکیه می کنند. این توابع عمل محاسبات را به مدارهای حسابی (Arithmetic Circuits) تقسیم می کنند که مجموعه ورودی های جداگانه ای را دریافت می کنند. در نتیجه، استفاده از تکنیک های نسبتا متفاوت رمزنگاری مانند تعهدات هم ریختی (Homomorphic Commitment)، ارزیابی بی چون و چرای چند جمله ای ها (Blind Evaluation of Polynomials) و جفت منحنی های بیضوی با نگاشت های دوخطی (Bilinear Pairings of Elliptic Curves)، منجر به جدا شدن ارتباطات میان دو طرف تراکنش در یک شبکه رمزارزی می شود.

مثلا اگر آلیس و باب بخواهند در یک شبکه رمزارزی با هم تراکنش داشته باشند و به حریم خصوصی تمام و کمال دست پیدا کنند، نیاز به پنهان سازی این عناصر در تراکنش خواهند داشت.

  • فرستنده
  • گیرنده
  • میزان تراکنش
  • آدرس IP

استفاده از zk-SNARK هر ارتباط معناداری میان گیرنده، فرستنده و میزان تراکنش را کمرنگ می کند. همچنین می تواند با بهبود دهنده های حریم شخصی لایه شبکه مانند TOR یا ++Dandelion ترکیب شود. این کار موجب مخفی شدن لوکیشن آی پی (IP) کاربر خواهد شد.

تراکنش ها در بیشتر انواع رمزارزها از طریق بررسی شبکه اعتبارسنجی می شوند؛ یعنی باید شرایط خاصی برقرار شود و الزامات مشخصی وجود داشته باشد تا بتوان یک تراکنش را معتبر نامید. مهم است که فرستنده واقعا مبلغی را که قصد ارسال آن را دارد، در اختیار داشته باشد و با ارائه کلید خصوصی (Private Key) صحیح نشان دهد که وجوه برای اوست. فناوری zk-SNARK به فرستنده تراکنش اجازه می دهد که این کار را با دانش صفر انجام دهد؛‌ یعنی بدون آنکه میزان وجوه یا آدرس ها را افشا کند، ثابت کند که دارایی را در اختیار دارد و خودش مالک آن هاست. در طی فرایند تراکنش، اسنارک ها اطلاعات مورد نیاز برای اثبات را به معادله تبدیل می کنند. در چنین بستری، این معادله بدون افشای هرگونه اطلاعاتی حل می شود.

تصویر زیر تفاوت رمزنگاری بین اسنارک ها و استارک ها را نشان می دهد. همانطور که مشخص است، SNARK از زوج های منحنی بیضوی استفاده می کند؛ در حالی که STARK با توابع هش سر و کار دارد.

مقایسه zk-SNARK با دیگر پروتکل های حریم خصوصی

نام zk-SNARK ها با زی کش گره خورده است. حال سوالی که پیش می آید این است که فناوری اسنارک و Zcash تا چه حد قوی هستند؟ هر کدام از پروتکل های حریم خصوصی، از یک استراتژی متفاوت برای مخفی کردن اطلاعات تراکنش استفاده می کنند.

همانطور که در مورد Zcash گفتیم، این رمزارز از zk-SNARK استفاده می کند. اما پروتکل رقیب زی کش یعنی مونرو (Monero)، از یک فناوری به نام امضاهای حلقوی (Ring Signatures)  استفاده می کند تا هویت امضاکنندگان دیجیتال را مخفی نگه دارد. همچنین رمزارز PIVX از پروتکل Zero Coin استفاده می کند؛ یک پروتکل حریم خصوصی که به عنوان افزونه ای برای پروتکل بیت کوین طراحی شده است تا به ناشناس تراکنش ها در این شبکه کمک کند. هرچند این پروتکل اکنون با بیت کوین سازگاری ندارد.

هرکدام از این تکنولوژی ها طرفداران خود را دارند؛ اما با این همه، اینطور به نظر می رسد که افراد بی طرف zk-SNARKs را گزینه ای بهتر می دانند. البته نباید اینطور تصور کرد که زی کش با تکیه بر اسنارک، کاملا بی عیب و نقص است. Zcash با یک عیب بالقوه متولد شد. تمام بلوک های ایجاد شده برای چند سال اول شامل ۲۰ درصد “مالیات” هستند که به طور خودکار به بنیانگذاران این رمزارز تعلق می گیرد. این مسئله با نام “مالیات بنیانگذار” شناخته می شود.

علاوه بر این، به دلیل ماهیت zk-SNARK، اثبات شده‌ است که “اگر بنیانگذاران این رمزارز با هم تبانی کنند، می توانند تعداد نامحدودی از توکن ها را بدون اطلاع سایرین بدست آورند. این به این دلیل است که در حال حاضر هیچ راهی برای دانستن میزان دقیق Zcash وجود ندارد.”

ورود اسنارک به دنیای رمز ارزها

به جز Zcash در رمزارزهای دیگری نیز از فناوری zk-SNARK استفاده شده است. دو نمونه از مهمترین این موارد را در ادامه با هم مرور می کنیم.

  • بیت کوین پرایوت (Bitcoin Private)

در پاسخ به مالیات بنیانگذار و با توجه به ریسک این امر، گروهی از افراد فورکی از Zcash را با نام Zclassic معرفی کردند. توسعه دهندگان هم تحت یک پروژه بازسازی، نام Zclassic را به Bitcoin Private تغییر دادند. Bitcoin Private از بلاک چین اصلی بیت کوین استفاده می کند و برخی از به روز رسانی ها و تغییرات از جمله پیاده سازی zk-SNARK را نیز شامل می شود.

  • اتریوم (Ethereum)

زمانی که اتریوم (ETH) وارد فاز متروپلیس شد، zk-SNARK را به بلاکچین (Blockchain) خود اضافه کرد. هرچند در حال حاضر zk-SNARK برای همه تراکنش های اتریوم استفاده نمی شود و فقط یک ابزار در جعبه ابزار است. اگر اتریوم بتواند این تکنولوژی را برای استفاده های گسترده تر پیاده سازی کند، همه‌ تراکنش های آن به طور یکسان، محرمانه خواهند بود.

ویژگی‌ الگوریتم های دانش صفر SNARK و STARK

با توضیحاتی که در مورد ساز و کار این دو تکنولوژی اثبات دانش صفر بیان کردیم، تا حدودی با ویژگی های آن ها هم آشنا شدیم. از آنجا که این دو فناوری از دانش صفر (ZKP) استفاده می کنند، می توان ویژگی های Zero-Knowledge را برای آن ها نیز بیان کرد. از جمله این موارد می توان به تمامیت (Completeness) و صحت (Soundness) اشاره کرد. جدول زیر ویژگی های این دو فناوری را به صورت مقایسه ای به خوبی نشان می دهد.

ویژگی هااسنارک (SNARK)استارک (STARK)
فناوریرمزنگاری منحنی بیضویتوابع هش
نیاز به تنظیمات مورد اعتمادداردندارد
اندازه گواهکوچکتر از استارکبسیار بزرگتر از اسنارک
پیچیدگی اثبات کننده و تایید کنندهکمزیاد
هزینه گس تایید روی اتریومپایینبالا
مقاومت در برابر حملات کامپیوترهای کوانتومیاحتمال حمله کامپیوترهای کوانتومی وجود دارد؛ چرا که اسنارک ها از جفت کلیدهای عمومی و خصوصی استفاده می کنند.بله
مقیاس پذیریکمتر از zk-STARKبیشتر از zk-SNARK
اندازه تخمینی برای ۱ تراکنشتراکنش: ۲۰۰ بایت، کلید: ۵۰ مگابایت۴۵ کیلوبایت
اندازه تخمینی برا ۱۰ هزار تراکنشتراکنش:‌۲۰۰ بایت، کلید: ۵۰۰ گیگابایت۱۳۵ کیلوبایت

دو فناوری مذکور بر مبنای گواه دانش صفر عمل می کنند؛ پس جزء راهکارهای لایه دو (Layer 2) هستند که به دنبال مقیاس پذیری بلاکچین اتریوم هستند. همچنین به طور ویژه کاربرد فناوری های استارک و اسنارک، در افزایش حریم خصوصی خلاصه می شود.

مزایا و معایب اسنارک (SNARK) و استارک (STARK)

در این قسمت، نگاهی به مزایا و معایب zk-SNARK‌ و zk-STARK‌ می اندازیم تا دیدگاه بهتری نسبت به این دو فناوری داشته باشیم.

مزایای SNARK

  • توان عملیاتی بالا

توان عملیاتی بالا در پی کاهش پردازش روی شبکه اتریوم، افزایش پیدا می کند. در نتیجه ازدحام در بلاکچین اصلی کمتر، تراکنش ها سریع تر و متعاقب آن هزینه های گس (GAS) هم کمتر می شود.

  • ابعاد کوچکتر گواه

گواه‌های SNARK به دلیل اندازه متوسطی که دارند، در زنجیره اصلی ساده تر تایید می شوند. در اتریوم این مسئله منجر به کاهش کارمزد برای تایید تراکنش های برون زنجیره ای می شود. اتفاقی که خود به کم شدن هزینه های رول آپ (Rollup) منتهی می شود.

  • ایمنی

روال های امنیتی رمزنگاری که در zk-SNARK ها به کار گرفته می شوند، دلیل اصلی امنیت بالای رول آپ های دانش صفر (ZK Rollup) در مقایسه با سایر پروژه های مقیاس پذیری هستند. گواه zk-SNARK به لحاظ محاسباتی و پردازشی بی نقص است و نمی توان به صورت تصادفی به آن دست یافت؛‌ به این ترتیب تایید کنندگان گمراه و رفتارهای بدخواهانه را به چالش می کشد و اجازه نمی دهد به سادگی دست به تخریب اکوسیستم بزنند.

معایب SNARK

  • مشکلات مربوط به تنظیمات مورد اعتماد

این بزرگترین ایرادی است که می توان به zk-SNARK ها گرفت. در طول این مقاله بارها به این مورد اشاره کردیم و گفتیم که این پارامترها به صورت خصوصی باید ایجاد شوند؛ پارامترهایی که امکان ایجاد ارتباط خصوصی میان تایید کننده و ثابت کننده را فراهم می کنند. مشکل اینجاست که وجود یک بازیگر مخرب در شبکه، می تواند منجر به تولید گواه اثبات اعتبار (Validity Proof) نادرست شود. دقت کنید این امر با آنچه که در مورد بی نقص بودن اسنارک ها به لحاظ محاسباتی گفتیم، متفاوت است.

  • احتمال قرار گرفتن در معرض حملات کامپیوترهای کوانتومی

اسنارک ها بر اساس منحنی های بیضوی عمل می کنند تا بتوانند گواه های اثبات اعتبار را تولید کنند. درست است که رمزنگاری منحنی بیضوی (ECC) ایمن است، اما محاسبات کوانتومی می تواند در برابر معماری امنیتی این رمزنگاری ها پیروز شود.

SNARK vs STARK

مزایای STARK

  • عدم نیاز به تنظیمات قابل اعتماد

استارک ها در این مورد، نقطه مقابل SNARK هستند؛ چرا که به تنظیمات تصادفی عمومی (Publicly Randomness) نیاز دارند و دیگر خبری از Trusted Setup‌ در آن ها نیست. این مسئله منجر به افزایش ایمنی استارک ها می شود.

  • ویژگی های مقیاس پذیری

 استارک ها (STARK) در مقایسه با اسنارک ها (SNARK) می توانند به سرعت محاسبه و تایید شوند.

  • توان عملیاتی حداکثری

استارک ها هم مثل اسنارک ها می توانند با فراهم کردن محاسبات برون زنجیره ای قابل اعتماد و ایمن، حداکثر توان عملیاتی را به کار بگیرند.

  • تضامین امنیتی پیشرفته

استفاده از هش های مقاوم در برابر برخورد (Collision Resistance) امنیت استارک ها را بالا می برد. منظور از Collision Resistance عدم وجود تناظر میان ورودی و خروجی تابع هش است؛ به این معنا که نمی توان دو ورودی را با خروجی یکسان پیدا کرد.

معایب STARK

  • اندازه های بزرگتر گواه

تا اینجا که مزایای استارک ها را بررسی کردیم، به نظر بهتر از SNARK بودند. اما مسئله مهم این است که در zk-STARK گواه ها اندازه های بزرگتری دارند. این مسئله باعث می شود که تایید گواه های استارک در اتریوم طولانی تر و در نتیجه‌ گران تر باشد.

  • پذیرش کمتر

از وقتی که zk-SNARK ها نخستین بار در بلاکچین به کار گرفته شدند، سهم بازار بیشتری نسبت به zk-STARK ها به دست آوردند. محیط توسعه و ابزارهای اسنارک بر اساس گواه های اثبات دانش صفر بزرگتر است. همچنین zk-SNARK ها به شکل عمده در رول آپ های zk مورد استفاده قرار می گیرند. در سمت مقابل، zk-STARK ها پذیرش کمتری دارند. توسعه دهندگان هم ممکن است هنگام ایجاد پروژه های ZK، با ابزارها و پشتیبانی های کمتری مواجه شوند.

در انتها

zk-SNARK یکی از تکنولوژی های اثبات دانش صفر (Zero Knowledge Proof یا به اختصار ZKP) به معنای دانش صفر مختصر غیرتعاملی است. zk-STARK نوع دیگری از فناوری های مبتنی بر ZKP است که به معنای دانش صفر مقیاس پذیر و شفاف است. دانش صفر به معنای اثبات یک مسئله بدون افشای اطلاعات است. یعنی ثابت کننده باید به تایید کننده موضوعی را ثابت کند و این کار را بدون ارائه هیچ اطلاعاتی انجام دهد.

این دو فناوری هر دو بر مبنای دانش صفر عمل می کنند اما تفاوت هایی دارند. مهمترین تفاوت این است که اسنارک ها نیاز به تنظیمات مورد اعتماد دارند و در برابر حملات کامپیوترهای کوانتومی آسیب پذیر هستند؛‌ اما استارک ها به چنین تنظیماتی نیاز ندارند و نسبت به حملات کامپیوترهای کوانتومی مقاوم هستند. همچنین مقیاس پذیری zk-STARK ها بیشتر از zk–SNARK هاست.

در حال حاضر zk-SNARK ها محبوبیت و پذیرش بیشتری نسبت به zk-STARK ها دارند. یکی از دلایل این امر قدمت بیشتر اسنارک ها و البته پیچیدگی کم آن هاست. با این حال، zk-STARK ها را می توان آینده فناوری های مبتنی بر دانش صفر دانست. بسیاری از افراد معتقدند که استارک ها می توانند به مرور زمان راه خود را پیدا کنند و به محبوبیت و مقبولیت قابل توجهی دست پیدا کنند.

ادامه مطلب

بلاکتوپیا

شبکه لایه دو بلست (Blast) و کوین BLAST

شبکه بلست (BLAST Network) اولین و تنها شبکه لایه ۲ (L2) است که بازدهی بومی را برای اتر (ETH) و استیبل کوین ها (Stablecoins) به همراه هزینه گس (Gas) کمتر برای برنامه های غیرمتمرکز ارائه می دهد. این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ (Staking) طراحی شده است.

منتشر شده

در

شبکه لایه دو بلست (Blast) و کوین BLAST

شبکه بلست (Blast) یک راهکار لایه ۲ اتریوم بوده که برای برطرف نمودن مشکلات مقیاس پذیری این شبکه از سوی خالق بازار NFT بلر (Blur) راه اندازی شده است. طراحی منحصر به فرد شبکه بلست سبب شده تا در چند روز اخیر توجه بسیاری از کاربران دنیای کریپتوکارنسی به سمت این پروژه کم نظیر جلب گردد، بلست که یک رول آپ آپتیمیسیک محسوب می شود ادعا می کند که قادر است سود بومی را به صورت اتر (ETH) و استیبل کوین های معتبری همچون DAI، USDT و USDC ارائه نماید.

بلست با استفاده از مکانیزم های امنیتی قوی، اطمینان حاصل می کند که تراکنش ها به طور امن و مطمئن انجام شوند. با استفاده از تکنولوژی هایی مانند اثبات حالت (Proof of Stake) و شبکه های قطعه ای (Sharding)، بلست قادر است تراکنش های بسیار زیادی را در ثانیه پردازش کند. در نهایت، بلست یک راه حل قدرتمند برای مشکلات موجود در شبکه های بلاکچین امروزی است و با توجه به ویژگی های منحصر به فرد خود، می تواند نقش مهمی در تحول دیجیتال آینده ایفا کند.

با توجه به حواشی شبکه لایه ۲ Blast عده ای طرح پانزی بودن این پروژه را مطرح کرده اند که اتهام سنگینی بوده و ما در این مقاله قصد داریم علاوه بر معرفی شبکه لایه دو Blast، این اتهام را نیز مورد بررسی قرار دهیم؛ اگر شما هم در این زمینه کنجکاو هستید تا انتهای این مطلب با اینوستورنت همراه باشید.

BLAST

The Fullstack Chain

The only EVM chain with native yield for ETH and stablecoins.

شبکه بلست (BLAST Network) یک راهکار لایه دوم (Layer 2) است که درآمدزایی از طریق واریز اتریوم (Ethereum) و چند استیبل کوین مانند (USDC، USDT و Dai) را امکانپذیر می کند. ادعای اصلی این شبکه، به حداکثر رساندن سود کاربر از طریق فرآیند استیکینگ است. به عنوان یک شبکه رول آپ خوشبینانه، بلاست با دسته بندی چندین تراکنش (تا ۱۰,۰۰۰) و اجرای همزمان آن ها، سرعت تراکنش سریع تر و کارمزد ارزان تری برای هر تراکنش ارائه می کند.

رول آپ های خوش بینانه (Optimistic Rollups) فرض می کنند که تمام تراکنش ها تا زمانی که خلاف آن ثابت شود، معتبر هستند، و برداشت ها به یک دوره چالش ۷ روزه قبل از اضافه شدن تراکنش ها به بلاکچین اصلی اتریوم نیاز دارند.

به عنوان یک شبکه معادل EVM، بلست به توسعه دهندگان اجازه می دهد تا برنامه های غیرمتمرکز (dApps) موجود خود را از شبکه های سازگار با ماشین مجازی اتریوم (EVM)، در این شبکه بدون نیاز به تغییر در کد اصلی مستقر کنند. در مقایسه با شبکه های سازگار با EVM، این برنامه های غیرمتمرکز اتریوم در هنگام استقرار در بلاست “همانطور که هست” اجرا می شوند. یعنی بایت کد (Bytecode) رونویسی یا به زبان دیگری ترجمه نمی شود.

علاوه بر این ویژگی ها، بلست همچنین ادعا می کند که اولین و تنها شبکه لایه ۲ (L2) است که بازدهی بومی را برای اتر (ETH) و استیبل کوین ها (Stablecoins) به همراه هزینه گس (Gas) کمتر برای برنامه های غیرمتمرکز ارائه می دهد. بلاست ادعا می کند که این ویژگی ها به توسعه دهندگان و کاربران عادی قدرت می بخشد. طبق اطلاعات موجود، کارمزدهای ارزان تر در شبکه به معامله گران در بازار Blur، این امکان را می دهد تا NFT ها را با کارمزد ارزان تر معامله کنند و همچنین بازدهی را برای دارایی های غیرفعال در بازار ارائه دهند. این پروژه همچنین ادعا می کند که روی NFT perpetuals کار می کند.

Blast layer 2

 این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ (Staking) طراحی شده است، به وسیله سرمایه گذاران خطرپذیر بزرگی همچون VC Paradigm و Standard Crypto پشتیبانی می شود و تاکنون توانسته است چند میلیون دلار سرمایه اولیه را از افراد ذی نفوذی در دنیای کریپتو نظیر اندرو کانگ (Andrew Kang)، هاسو (Hasu)، لری سرماک (Larry Cermak) و غیره جذب نماید. پکمن در پستی که اخیرا در پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) منتشر کرده، اعلام نمود که شخصا بر توسعه هر دو پروژه بلر (Blur) و بلست (Blast) نظارت خواهد داشت و همچنین از قصد خود برای راه اندازی اپلیکیشن های جدید برای توکن های غیر مثلی (NFT) با استفاده از زیرساخت شبکه لایه ۲ Blast پرده برداشت.

در معرفی شبکه لایه ۲ Blast عموما از آن تحت عنوان بزرگترین بلاکچین (Blockchain) قابل برنامه ریزی یاد می شود. بر اساس بیانیه تیم توسعه دهنده Blast، این شبکه کلیه رمزارزهای تزریق شده را در پروتکل لیدو (Lido) سپرده گذاری کرده و پاداش استیکینگ را در میان سرمایه گذاران توزیع خواهد کرد. لازم به ذکر است کاربرانی که در این پلتفرم به سراغ بریج استیبل کوین ها رفته اند، به طور خودکار استیبل کوینی به نام USDB که نوعی استیبل کوین تغییر یافته است، دریافت می کنند. سود استیبل کوین USDB از طریق پروتکل آن چین T-Bill میکر دائو (MakerDAO) تامین می شود و شنیده ها حاکی از این است که برای این استیبل کوین ها سود ۵ درصدی در نظر گرفته خواهد شد.

فلسفه شبکه لایه ۲ Blast محافظت از دارایی کاربران و به طور فعال آن را افزایش می دهد و این مورد دقیقا نقطه تمایز این پروتکل در مقایسه با سایر شبکه های لایه ۲ بوده و به نظر می رسد که قادر است روند خرید اتریوم را با افزایش قابل توجهی مواجه سازد؛ چراکه این شبکه به گونه ای طراحی شده است که اگر فردی ۱ اتر در کیف پول خود در بلست داشته باشد، با گذشت زمان این ۱ اتر به ۱.۰۴، ۱.۰۸ و ۱.۱۲ اتریوم افزایش پیدا خواهد کرد.

شبکه بلست به عنوان یک معادل ماشین مجازی اتریوم (EVM Equivalent) و یک راهکار لایه دوم از نوع رول آپ آپتیمیستیک (Optimistic Rollup) توصیف می شود. به دلیل این که Blast یک آپتیمیستیک رول آپ است، این شبکه قابلیت پردازش سریع تر تراکنش ها را دارد و کارمزد کمتری هم دریافت می کند. روند کاری شبکه بلست به این صورت است که تعدادی از تراکنش ها (حداکثر ۱۰ هزار عدد) را در یک گروه قرار داده و آن ها را به صورت همزمان اجرا می کند. این روش، سرعت کار و هزینه عملیاتی را کاهش می دهد.

رول آپ آپتیمیستیک (Optimistic) یک راهکار مقیاس پذیری لایه دو برای افزایش ظرفیت شبکه اتریوم و کاهش تأخیر آن است. دلیل استفاده از لفظ آپتیمیستیک (به معنای خوش بینانه) این است که این رول آپ فرض می کند تراکنش های خارج از شبکه اصلی معتبر هستند و برخلاف رول آپ دانش صفر، برای دسته تراکنش های ارسال شده به شبکه اصلی هیچ گواه اعتبار رمزنگاری شده ای ارسال نمی کند. رول آپ آپتیمیستیک بجای گواه اعتبار از مدل گواه تقلب استفاده می کند.

بعد از اینکه یک دسته تراکنش به شبکه اصلی ارسال شد، یک پنجره زمانی یا بازه چالش (Challenge Period) تعریف می شود. در طول این بازه، گره ها می توانند با محاسبه گواه تقلب، نتایج تراکنش را به چالش بکشند. در صورتی‌که تقلب محرز شود، پروتکل رول آپ مجدداً تراکنش را اجرا و به دنبال آن وضعیت رول آپ را به روز رسانی می کند. البته سیکوئنسر (Sequencer) خاطی که تراکنش های اشتباه را در بلاک قرار داده است نیز جریمه می شود تا این رفتار خود را تکرار نکند. اگر پس از سپری شدن بازه چالش هیچ مشکلی مشاهده نشود، پروتکل آپتیمیستیک آن را معتبر می داند و روی شبکه اتریوم پذیرفته می شود.

معادل ماشین مجازی اتریوم بودن Blast به توسعه دهندگان اجازه می دهد که اپلیکیشن های غیرمتمرکز (dApp) خود را بدون تغییر کد به این شبکه منتقل کنند. بر خلاف شبکه های سازگار با ماشین مجازی اتریوم، معادل های EVM اپلیکیشن های غیرمتمرکز را بدون دردسر ترجمه و تطبیق دادن کد اجرا می کنند.

  • مکانیزم‌های کلیدی شبکه بلست
    • کانال های پرداخت: شبکه بلست با ایجاد کانال های پرداخت بین کاربران، امکان انجام تراکنش های متعدد و سریع را بدون نیاز به تأیید هر تراکنش توسط شبکه بلاکچین اصلی فراهم می آورد.
    • هش های زمان دار: برای افزایش امنیت تراکنش ها، شبکه بلست از هش های زمان دار استفاده می کند که این امر مانع از هرگونه تقلب یا سوء استفاده می شود.
    • تسویه حساب های نهایی: پس از انجام تراکنش ها در کانال های پرداخت، تسویه حساب های نهایی به صورت دوره ای و با استفاده از شبکه اصلی انجام می شود.
  • فرآیند کارکرد شبکه بلست
    • ایجاد کانال پرداخت: کاربران با ایجاد یک کانال پرداخت بین خود، می توانند تراکنش های متعددی را بدون تأیید بلاکچین اصلی انجام دهند.
    • انجام تراکنش ها: تراکنش ها درون کانال پرداخت با سرعت بالا و هزینه های پایین انجام می شوند.
    • تسویه حساب: پس از اتمام تراکنش ها، کانال پرداخت بسته شده و تسویه حساب نهایی بر اساس تراکنش های انجام شده صورت می گیرد.

شبکه بلست با ارائه این مکانیزم‌ها، توانسته است به یکی از راهکارهای مؤثر در زمینه تراکنش های سریع و ارزان در اکوسیستم بلاکچین تبدیل شود. این شبکه با تمرکز بر کارایی و امنیت، نقش مهمی در تسهیل تراکنش های دیجیتالی ایفا می کند و به عنوان یکی از مهم ترین شبکه های لایه دو در حوزه بلاکچین شناخته می شود.

بلست نرخ بهره ۴% برای اتریوم استیک شده در شبکه و نرخ بهره ۵% برای استیبل کوین های سپرده شده در شبکه ارائه می دهد. استیبل کوین های پشتیبانی شده عبارتند از USDT، USDC و DAI.

این پروژه ادعا می کند که سود این دارایی ها مرکب است؛ یعنی موجودی شما در شبکه در طول زمان افزایش می یابد و سود به جای مانده اولیه، به مانده فعلی اعمال می شود. ویژگی بازدهی بومی با Rebasing Tokens تامین می شود. کل تئوری بازدهی بومی در بلست بر اساس ساختار بازده نرخ بهره بدون ریسک (RFR) است.

به عنوان مثال، با استیک ۴ درصدی APR در بلاکچین اتریوم، اتر نرخ تورم ۴ درصدی دارد. بدون بازدهی بومی در هر لایه یک و لایه دو دیگر، هر ETH که استیک نشده است، به دلیل تورم، ضرر غیرفعال ۴٪ را تجربه می کند. طبق این پروژه، ویژگی بازدهی بومی، ضررهای غیرفعال دارایی های استیک شده در شبکه را بهبود می بخشد. توسعه دهندگان بلاست ادعا می کنند که بازده بومی از پروتکل های استیکینگ اتریوم و دارایی دنیای واقعی (RWA) حاصل می شود.

USDB Blast

بازده ۴ درصدی اتریوم از طریق لیکویید استیکینگ در شبکه اتریوم تامین می شود. همراه با رویداد ادغام، الگوریتم اثبات سهام (PoS) شبکه اتریوم ۴% APR را روی اترهای استیک شده ارائه می کند. پروژه های ارزهای دیجیتال مانند Lido با استفاده از این ویژگی، بازدهی بیشتری برای اترهای استیک شده ارائه می کنند. توسعه دهندگان Blast ادعا می کنند که هیچ شبکه لایه ۲ بهترین راه را برای استفاده از این ویژگی پیدا نکرده است.

با بلست (Blast)، توسعه دهندگان شبکه ابزاری را برای بازگرداندن ارزش به کاربران با استیک کردن دارایی هایشان راه اندازی می کنند، جایی که پروتکل بازدهی بومی اتریوم از Lido برای به استیک کردن دارایی های کاربر استفاده می کند.

به طور خلاصه، زمانی که اتریوم خود را به بلست بریج (Bridge) می زنید، اتریوم سپرده شده در قرارداد زنجیره منبع روی Lido استیک می شود و شما یک توکن Rebase در بلاست دریافت می کنید. این بدان معناست که ETH شما که در بلاست نگهداری می شود، تا زمانی که در شبکه نگهداری می شود، بازدهی بیشتری به دست می آورد.

الگوریتم بازدهی بومی برای استیبل کوین ها از الگوی مشابهی پیروی می کند. توسعه دهندگان بلست ادعا می کنند که استیبل کوین های بریج شده به شبکه به پروتکل های T-bill مانند MakerDAO هدایت می شوند.

نحوه کار بدین شکل است که؛ هنگامی که هر یک از استیبل کوین های پشتیبانی شده به بلاست بریج زده می شوند، پروتکل استیبل کوین های استیک شده در زنجیره منبع را به پروتکل T-bill MakerDAO هدایت می کند، کاربر USDB را در بلاست دریافت می کند. USDB یک دارایی بازده ترکیب خودکار بومی است. این سود استیبل کوین را در طول زمان با سود سرمایه گذاری سالانه (APR) پنج درصد جمع می کند. وقتی کاربر از بلاست به Ethereum یا هر شبکه پشتیبانی شده دیگری بریج می زند، می تواند USDB را برای USDC بازخرید کند.

توسعه دهندگان بلست ادعا می کنند که ساختار کاری سیستم بازدهی بومی زمانی که سازمان خودمختار غیرمتمرکز (DAO) فعال شود به جامعه آن واگذار خواهد شد. کامیونتی می تواند در آینده پروتکل های ETH staking و RWA را انتخاب کند. یعنی کامیونتی می تواند به استفاده از ارائه دهندگان بازده شخص ثالث به غیر از Lido و MakerDAO رأی دهد.

رمز ارز BLAST

رمزارز BLAST، توکن بومی شبکه بلست است. به منظور حفظ تمرکززدایی و ایجاد کاربرد در ساختار این شبکه، توکن بلست با نماد BLAST را منتشر کرده است که بخشی از این توکن، به عنوان ایردراپ به فعالین این شبکه لایه دو پاداش داده شده است.

این شبکه لایه ۲ بیش از ۱۸۰٬۰۰۰ کاربر و ۲.۳ میلیارد دلار ارزش کل سرمایه قفل شده (TVL) دارد و کاربران آن، هم اکنون می توانند سرمایه خود را برداشت کنند. در این پلتفرم حدود ۴۶۹٬۰۰۰ اتریوم، ۷۷.۳ میلیون یو اس دی کوین، ۱۴۸٬۰۰۰ اتریوم استیک شده، ۶۷.۱ میلیون تتر، ۲۴.۷ میلیون دای وجود دارد. با راه اندازی شبکه اصلی بلست، کاربران آن می توانند وجوه خود را برداشت کنند.

حداکثر عرضه تعداد رمز ارز بلست (BLAST) 100,000,000,000 میلیارد واحد است و طبق این توکنومیکس (Tokenomics)، ۵۰ درصد و یا معادل ۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ میلیارد واحد از توکن های بلست بین کاربران و جامعه آن توزیع خواهد شد و برنامه توزیع و آزادسازی (Vesting) توکن BLAST نیز به شرح زیر است.

BLAST Initial Distribution

  • مشارکت کنندگان اصلی – ۲۵,۴۸۰,۲۲۶,۸۴۲ (۲۵.۵%)

تمام توکن های توزیع شده برای مشارکت کنندگان اصلی مشمول یک دوره قفل ۴ ساله می شوند، به طوری که ۲۵ درصد از توکن های مشارکت کننده اصلی ۱ سال پس از تاریخ TGE باز می شوند، و به دنبال آن یک وستینگ خطی هر ماه در طول ۳ سال بعد باز می شود.

  • سرمایه گذاران – ۱۶,۵۱۹,۷۷۳,۱۵۸ (۱۶.۵%)

تمام توکن های توزیع شده بین سرمایه گذاران مشمول یک دوره قفل ۴ ساله می شوند، به طوری که ۲۵٪ از توکن های سرمایه گذار ۱ سال پس از تاریخ TGE باز می شوند، و به دنبال آن یک باز کردن وستینگ به صورت خطی هر ماه در طول ۳ سال بعد انجام می شود.

  • بنیاد بلست – ۸,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ (۸%)

تخصیص بنیاد ذخیره خواهد شد تا برای زیرساخت های حیاتی و رشد بیشتر اکوسیستم بلست استفاده شود. تخصیص بنیاد به صورت خطی در یک دوره ۴ ساله از تاریخ TGE باز می شود.

Blast Unlocks Schedule

Blast Allocations

بلست در اواخر نوامبر ۲۰۲۳ (آبان) به تعداد محدودی از معامله گران دسترسی داد تا آن ها با انتقال دارایی های خود از طریق پل های بلاک چینی از بخش “Blast Points” پاداش بگیرند. این شبکه در آن زمان اعلام کرده بود:

“بلست بر اساس این اصل بنا شده است که بازارها به سمت کارایی حرکت می کنند. در نتیجه، نقدینگی به جایی می رود که می تواند بیشترین بازدهی را داشته باشد. در بلست دارایی شما رشد می کند و پاداش قابل توجهی به آن تخصیص می یابد.”

برخی از افراد ادعا کرده اند که مدل این پلتفرم شبیه به طرح های پانزی (Ponzi Scheme) است؛ زیرا به کاربرانش اجازه نمی داد پاداش های خود را تا زمان راه اندازی شبکه اصلی برداشت کنند. تیشون روکر تمام این ادعاها را رد کرد و اظهار داشت که بازدهی بلست ناپایدار نیست و مدل آن از پروتکل های استیکینگ مشهوری مثل لیدو (Lido) و میکر دائو (MakerDAO) گرفته شده است.

بلست در نوامبر ۲۰۲۳ (آبان) ۲۰ میلیون دلار سرمایه جدید را از شرکت های بزرگی مثل پارادایم (Paradigm) و استندارد کریپتو (Standard Crypto) دریافت کرد. شایان ذکر است که امکان بازخرید پاداش های Blast Points به طور آزمایشی از ۲۴ مه (۴ خرداد ۱۴۰۳) شروع شده است.

در تاریخ ۲۲ تیر ۱۴۰۳ قیمت هر BLAST برابر با $۰.۰۱۵۶۲ دلار و ارزش کل بازار این توکن حدود $۲۷۸,۷۶۷,۲۲۹ میلیون دلار و حجم معاملات ۲۴ ساعت گذشته آن نیز برابر با $۱۳۹,۱۸۵,۷۵۶ میلیون دلار بوده است که از این لحاظ در رتبه (Rank #197) بازار رمز ارزها قرار گرفته است. عرضه کل این توکن ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ واحد است که از این تعداد تا همین تاریخ تعداد ۱۷,۷۲۶,۷۹۷,۶۱۸ واحد در گردش بازار قرار گرفته است.

کمترین قیمت ثبت شده برای توکن BLAST در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ (Jul 05, 2024) برابر با $۰.۰۱۲۹۴ دلار و بیشترین قیمت ثبت شده برای این توکن نیز در تاریخ ۷ تیر ۱۴۰۳ (Jun 27, 2024) برابر با $۰.۰۲۹۴۳ دلار بوده است.

شبکه بلاکچینی بلست (Blast) توسط پکمن (Pacman) با نام مستعار تایشون روکر (Tieshun Roquerre) تاسیس شده است. پکمن یک توسعه دهنده شناخته شده در دنیای کریپتو و یکی از بنیانگذاران بازار NFT محبوب بلر (Blur) است.

تاکنون اطلاعات زیادی در مورد تیم توسعه دهنده Blast منتشر نشده است. با این حال، به نظر می رسد که این تیم از افراد با تجربه ای در زمینه توسعه بلاکچین و امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) تشکیل شده است. برخی از منابع، جویس فایننس (Juice Finance) را به عنوان یکی از حامیان اولیه Blast معرفی می کنند. Juice Finance یک پروتکل DeFi است که بر روی شبکه اتریوم فعالیت می کند.

توجه داشته باشید که اطلاعات مربوط به تیم های توسعه دهنده بلاکچین ها می تواند گاهی اوقات مبهم و پویا باشد. بهتر است برای دریافت آخرین اطلاعات، به منابع رسمی و به روز پروژه مراجعه کنید.

شبکه بلست (Blast) توسط دو گروه اصلی حمایت و توسعه داده شده است.

  • بنیانگذاران
    • پکمن (Pacman): پکمن خالق بازار NFT Blur در شبکه اتریوم و ایده پرداز اصلی شبکه Blast است. او به خاطر سابقه موفقیت آمیز خود در Blur، در میان جامعه ارزهای دیجیتال به عنوان فردی شناخته شده است.
  • سرمایه گذاران
    • پارادایم (Paradigm): پارادایم یک شرکت سرمایه گذاری بزرگ در حوزه بلاک چین و ارزهای دیجیتال است که در پروژه های برجسته ای مانند Compound، Uniswap و MakerDAO سرمایه گذاری کرده است.
    • استندارد کریپتو (Standard Crypto): یک شرکت سرمایه گذاری دیگر در حوزه بلاکچین است که بر روی پروژه های اولیه و نوظهور تمرکز دارد.
    • سرمایه گذاران فرشته: علاوه بر این دو شرکت بزرگ، تعدادی سرمایه گذار فرشته نیز در تامین مالی شبکه Blast نقش داشته اند.

علاوه بر این موارد، افراد و سازمان های دیگری نیز به عنوان همکار در توسعه شبکه Blast فعالیت می کنند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت رسمی شبکه Blast و شبکه های اجتماعی آن مراجعه کنید.

Blast invest

نقشه راه شبکه Blast شامل چندین فاز اصلی است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

  • فاز اول: راه اندازی شبکه (Q3 2023)

– راه اندازی شبکه اصلی Blast
– راه اندازی صرافی غیرمتمرکز (DEX)
– راه اندازی پل ارتباطی با شبکه اتریوم

  • فاز دوم: مقیاس پذیری (Q4 2023 – Q1 2024)

– پیاده سازی راه حل های لایه دوم برای افزایش سرعت و کاهش کارمزد معاملات
– پشتیبانی از ماشین های مجازی برای اجرای برنامه های غیرمتمرکز (dApps)

  • فاز سوم: حاکمیت (Q2 2024)

– ایجاد سیستم حاکمیتی برای شبکه Blast تا توسط جامعه اداره شود
– راه اندازی توکن حاکمیتی برای تشویق مشارکت در حاکمیت شبکه

  • فاز چهارم: نوآوری (Q3 2024 به بعد)

– پشتیبانی از راه حل های شناسایی و احراز هویت برای استفاده آسان تر از شبکه
– پژوهش و توسعه بر روی راه حل های جدید برای افزایش کارایی و امنیت شبکه

نکات قابل توجه:

این نقشه راه فقط یک برنامه کلی است و ممکن است با توجه به شرایط تغییر کند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت رسمی شبکه Blast و شبکه های اجتماعی آن مراجعه کنید.

رویدادهای شبکه بلست (Blast)

  • ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

 اپلیکیشن یونی‌ سواپ با امکاناتی فو‌ق العاده همراه با پشتیبانی از راه حل لایه ۲ بلست عرضه شده است. این کار امکان انجام تبادلات را به صورت مستقیم از طریق اپلیکیشن فراهم کرده، فرآیند معاملات را ساده‌تر می کند و تجربه کاربری در صرافی غیرمتمرکز (DEX) را بهبود می بخشد.

پروتکل بلست که در اپلیکیشن یونی سواپ قابل استفاده است، پیشرفت های قابل توجهی در سرعت تراکنش و کاهش هزینه های گس را فراهم می کند. بلست به چالش های مقیاس پذیری شبکه اتریوم می پردازد و به کاربران یونی سواپ امکان تراکنش های سریع تر و ارزان تر را می دهد.

این اپلیکیشن هم اکنون برای ارزهای دیجیتالی مانند اتریوم (ETH) و استیبل کوین (USDB) سود پرداخت می کند.

  • ۹ تیر ۱۴۰۳

پس از مدت ها انتظار، بنیاد بلست (Blast Foundation) در روز چهارشنبه، ۲۶ ژوئن (۶ تیر)، ۱۷ میلیارد توکن BLAST را در فاز اول ایردراپ خود توزیع خواهد کرد. از این ۱۷ میلیارد، ۷٪ به دارندگان پوینت های بلست (Blast Points)، ۷٪ دیگر به دارندگان Blast Gold و ۳٪ به بنیاد Blur اختصاص داده شده است. . بنیاد Blast، سازمان حاکم بر این پروتکل، قرار است ۱۷ میلیارد توکن BLAST را در روز چهارشنبه، ۶ تیر، ساعت ۱۷:۳۰ به وقت تهران توزیع کند. یک ساعت بعد نیز توکن BLAST احتمالا در اکثر صرافی ها لیست خواهد شد.

اگر از زمان راه اندازی شبکه اصلی در ماه فوریه، مقداری ETH، WETH یا استیبل کوین بومی USDB را در شبکه Blast هولد کرده باشید، در این صورت مقداری Blast Point را جمع آوری کرده اید. کاربران می توانند موجودی Blast Points را در داشبورد خود بررسی کنند.

موجودی های ETH و WETH در Blast به ازای هر بلاک تراکنش Blast، به طور ثابت مقدار Blast Points را به دست می آورند. موجودی USDB مقدار متغیری از امتیاز کسب می کند که با قیمت ETH در نوسان است. نرخ تبدیل USDB به ETH برای امتیازات (پوینت ها) هر زمان که USDB بیشتری ارسال یا دریافت کنید، به روز رسانی می شود.

  •  13 تیر ۱۴۰۳

بلست (Blast)، شبکه لایه ۲ اتریوم که توسط بنیانگذار بازار NFT بلر (Blur) ایجاد شده است، جزییات پاداش فاز ۲ ایردراپ خود را برای کاربران اعلام کرد.

این پروژه در یک پست وبلاگی اعلام کرد مرحله دوم پاداش کاربران، مشابه دور اول، بین Blast Points و Blast Gold تقسیم می شود و ۱۰ میلیارد توکن برای این منظور تخصیص می یابد. هفته گذشته ۱۷ میلیارد توکن برای پاداش های مرحله اول ایردراپ Blast توزیع شد.

  • پاداش های فاز ۲ ایردراپ بلست

نیمی از پاداش های مرحله دوم یا ۵ میلیارد توکن بلست برای Blast Points در نظر گرفته می شود. به گفته این پروژه، کاربران می توانند این امتیازها را بر اساس موجودی ETH، WETH، USDB و BLAST خود بدست آورند.

بلست در این پست بیان کرد:

“هدف اصلی فاز ۲ حمایت از توسعه برنامه های غیرمتمرکز (dApp) موبایل و تشویق کاربران به این برنامه ها از طریق برنامه بلست است.”

این پروژه گفت که نیمی دیگر از پاداش‌ها به Blast Gold اختصاص خواهد یافت. برنامه های غیرمتمرکز بر اساس عملکرد خود در شبکه اصلی بلست و مسابقات آینده، Gold دریافت خواهند کرد.

ایردراپ فاز ۲ قرار است ۱۲ ماه طول بکشد، زیرا هدف اصلی فاز ۲ حمایت از توسعه کامل زنجیره است و ساخت زیرساخت‌های اولیه و پشتیبانی از برنامه های ساخته شده بر بستر آن زمان می‌برد.

بلست که توسط تیشون ریکوئره (Tieshun Roquerre)، بنیان گذار بلر (Blur) توسعه داده شد، در نوامبر ۲۰۲۳ با حالت دسترسی زودهنگام راه اندازی شد. بر اساس داده های دیفای لاما (DefiLlama)، ارزش کل قفل شده (TVL) در بلست در زمان انتشار به ۱.۳۶ میلیارد دلار می رسد.

در انتها

بلست یک راهکار لایه ۲ اتریوم بوده که به وسیله پکمن (Pacman)، بنیان گذار مارکت Blur، ساخته شده است. با فعال شدن بریج این شبکه در روز دوشنبه (۲۱ نوامبر ۲۰۲۳)، کاربران در یک بازه زمانی ۳ روزه اتریوم و استیبل کوین هایی به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار را به این پلتفرم منتقل کردند. این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ طراحی شده است، بوسیله سرمایه گذاران خطرپذیر بزرگی همچون VC Paradigm و Standard Crypto پشتیبانی می شود و تاکنون توانسته است تا ۲۰ میلیون دلار سرمایه اولیه را از افراد ذی نفوذی در دنیای کریپتو نظیر اندرو کانگ (Andrew Kang)، هاسو (Hasu)، لری سرماک (Larry Cermak) و غیره جذب نماید. پکمن در پستی که اخیرا در پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) منتشر کرده، اعلام نمود که شخصا بر توسعه هر دو پروژه بلر و بلست نظارت خواهد داشت و همچنین از قصد خود برای راه اندازی اپلیکیشن های جدید NFT با استفاده از زیرساخت شبکه لایه ۲ Blast پرده برداشت.

با توجه به پشتوانه قدرتمند شبکه لایه ۲ Blast، این پروژه در کمتر از ۲۴ ساعت پس از راه اندازی توانست بیش از ۸۷ میلیون دلار استیبل کوین و اتر به دست آورد که در نوع خود رقم قابل توجهی است. بر اساس آمار رسمی TVL این پروژه به طور روزانه ۲۰ هزار درصد رشد را به ثبت رسانده که چنین امری مسلما آن را به سریع ترین رشد پروتکل لایه ۲ در کل تاریخ اتریوم (ETH) تبدیل می کند. کلیه این توجهات به دلیل طرح خلاقانه این شبکه در ارائه بازدهی بومی (Native Yield) استکینگ اتریوم بوده که چنین عملی را سودآورتر از گذشته می نماید و کلیه تمرکز این پروژه نیز در ارائه سودآوری بیشتر متمرکز شده است. البته ناگفته نماند که شبکه لایه ۲ Blast تلاش می کند تا دارایی های دنیای واقعی را نیز در فرآیند استیکینگ اتریوم ترکیب نموده و به همین علت امکان تزریق استیبل کوین به این شبکه نیز فراهم شده است.

توکن BLAST را می توانید از صرافی های متمرکز کوین بیس، بای بیت، کوکوین، بیت فینکس و از صرافی های غیرمتمرکز یونی سواپ، مونو سواپ، اپن اوشن خریداری کنید. از آنجایی که BLAST بر بستر بلاکچین اتریوم و مبتنی بر استاندارد ERC-20 است، می توانید آن را در کیف پول هایی که از این استاندارد پشتیبانی می کنند مثل تراست ولت (Trust)، توکن پاکت (Token Pocket) و … نگهداری کنید.

اطلاعات

Discord
Twitter
Whitepaper
Website

کیف پول ها

Math Wallet
TokenPocket Wallet
Metamask
Trust
Blast:  0xb1a5700fA2358173Fe465e6eA4Ff52E36e88E2ad 

با کلیک بر روی آدرس هر یک از قراردادها و یا آیکون موجود می توانید آدرس قراردادهای هوشمند را کپی کنید. همچنین با کلیک بر روی اسم شبکه مورد نظر به آدرس آن منتقل می شوید و می توانید صحت آدرس قرارداد را بررسی کنید.

بازارهای معاملاتی

کیف پول من
صرافی اوکی اکسچنج

برخی از صرافی ها دارای کد معرف (Referral) می باشد. می توانید در صورتی که نمی خواهید از کد معرف استفاده کنید آن را حذف کنید. (در صورت استفاده از کد رفرال صرفا درصدی از هزینه های خرید و فروشی که صرافی از شما اخذ می نماید به ما تعلق می گیرد و می تواند به رشد و ارائه خدمات رایگان ما کمک کند)

Gate.io Exchange
Upbit Exchange
Bybit Exchange
Coinbase
MEXC Global
KuCoin: Crypto Exchange | Bitcoin Exchange | Bitcoin Trading
Bitfinex is the longest-running and most liquid major cryptocurrency exchange
HTX
LBank Exchange
BING X
Crypto.com
Bitget Exchange
CoinEx
Bitrue
BitMart Exchange

برخی از صرافی ها دارای کد معرف (Referral) می باشد. می توانید در صورتی که نمی خواهید از کد معرف استفاده کنید آن را حذف کنید. (در صورت استفاده از کد رفرال صرفا درصدی از هزینه های خرید و فروشی که صرافی از شما اخذ می نماید به ما تعلق می گیرد و می تواند به رشد و ارائه خدمات رایگان ما کمک کند)

چارت تریدینگ ویو

امتیازهای امنیتی

رتبه بندی

نقد و بررسی ۰
۰ مجموع امتیاز
۰ کاربران (۰ آرا)
نقشه راه و پیشرفت۰
اقتصاد توکنی۰
تیم، شرکا و سرمایه گذاران۰
توسعه اکوسیستم۰
عملکرد توکن۰
فناوری و امنیت۰
کاربران چه می گویند ... برای ثبت نظر وارد شوید
مرتب سازی بر اساس:

اولین نفری باشید که نقد و بررسی می کند.

User Avatar
تایید شده
{{{ review.rating_title }}}
{{{review.rating_comment | nl2br}}}

نمایش بیشتر
{{ pageNumber+1 }}

ادامه مطلب

عضویت در خبرنامه

تبلیغات

برترین ها