با ما همراه باشید

بلاکتوپیا

۶ رویداد قوی سیاه که اقتصاد را برای همیشه تغییر دادند!

رویدادهای قوی سیاه، که بازارهای مالی را غافلگیر کرده اند و تاثیر زیادی بر سرمایه گذاری در سراسر جهان داشته اند. از رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ گرفته تا قرنطینه جهانی سال ۲۰۲۰.

منتشر شده

در

۶ رویداد قوی سیاه که اقتصاد را برای همیشه تغییر دادند!

اصطلاح قوی سیاه در بازارهای مالی یعنی رویدادی که غافلگیرکننده باشد و تاثیر قابل توجهی بر جهان داشته باشد. کتاب معروفی که این اصطلاح را ترویج داد، کتابی بود به نام قوی سیاه (Black Swan) اثر نسیم طالب (Nassim Taleb) که امروزه به عنوان بنیانگذار نظریه قوی سیاه نیز شناخته می شود.

در این مطلب فهرستی از رویدادهای قوی سیاه، که بازارهای مالی را غافلگیر کرده اند و تاثیر زیادی بر سرمایه گذاری در سراسر جهان داشته اند را مورد بحث قرار خواهیم‌ داد. از رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ گرفته تا قرنطینه جهانی سال ۲۰۲۰، این رویدادها تاثیرات بسیار مخربی بر اقتصادها، سهام شرکت ها و ارز کشورها داشتند.

۱- رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ (The 1929 Great Depression)

یک مثال بارز از قوی سیاه و یکی از مخرب ترین اتفاقات در تاریخ، رکود بزرگ سال (۱۹۲۹–۱۹۳۹) بود. این رویداد به اندازه ای شدید بود که اکثر اقتصاددانان برای توصیف تاثیر بحران های مالی بر اقتصاد جهانی، از آن استفاده می کنند. رکود بزرگ در ایالات متحده با سقوط بازار سهام در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۹ آغاز شد، این روز به سه شنبه سیاه (Black Tuesday) نیز معروف است. این سقوط ناگهانی باعث کاهش ارزش بازار سهام در جهان شد و روند رشد اقتصاد جهانی را به شدت کاهش داد.

این دوران در ایالات متحده آمریکا با کاهش ارزش سهام در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۲۹ شروع گردید، در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۹۲۹، بورس آمریکا سقوط کرد و خبر آن در جهان پیچید. از آن پس طولی نکشید که جریان رکود اقتصادی در تمام کشورهای جهان به سرعت گسترش یافت.

تولید ناخالص داخلی (GDP) در سرتاسر جهان حدود ۱۵ درصد کاهش پیدا کرد، در حالیکه میزان تجارت بین المللی تا ۵۰ درصد  هم سقوط کرد. اگر بخواهیم با بحران بزرگ سال ۲۰۰۸ مقایسه کنیم، تولید ناخالص داخلی جهانی در آن رویداد کمتر از ۱ درصد کاهش پیدا کرد. در سال ۱۹۳۳ در آمریکا، بیکاری از ۵ درصد تا ۲۳ درصد افزایش یافت و درآمدها به طور چشمگیری کاهش پیدا کردند. صدها هزار نفر از بیکاران با استفاده از قطار به شهرها و ایالت های دیگر برای یافتن کار سفر می کردند.

یکی از دلایل بحران بزرگ اقتصادی در آمریکا عملکرد فدرال رزرو یا بانک مرکزی آمریکا عنوان شده‌است. اقتصاددانان امروزه می گویند فدرال رزرو سیاست انقباضی را در سال ۱۹۲۹، درست زمانی که اقتصاد آمریکا وارد رکود می شد اتخاذ کرد.

اگر چه وضعیت بعضی از کشورها در اواسط دهه‌ ۱۹۳۰ رو به بهبودی رفت، اما سایر کشورها تا آغاز جنگ جهانی دوم درگیر اثرات منفی این رکود بزرگ بودند. اگرچه هنوز دلیل این رکود بزرگ کاملا مشخص نیست، اما بعضی از اقتصاددانان معتقد هستند که سقوط ناگهانی بازار سهام منجر به کاهش اعتماد به نفس سرمایه گذاران شد، و در نتیجه باعث کاهش هزینه های مصرف و سرمایه گذاری شد.

با کاهش تورم و سقوط قیمت ها، خیلی از مردم پیش بینی می کردند که این قیمت ها مجددا کاهش پیدا کند و با این فکر به دنبال کاهش بیشتر هزینه های خود بودند. در نتیجه، کاهش شدید تقاضا عواقب فاجعه باری بر اقتصاد ایالات متحده به بار آورد که مدتی بعد به سایر کشورهای جهان نیز سرایت کرد.

یکی دیگر از نظریه های رایج، نظریه پول گرایی (Monetarist) است. طبق این نظریه کاهش عرضه پول، دلیل اصلی تبدیل یک بحران مالی ساده به بزرگترین رکود اقتصادی تاریخ بود.

برخی از اقتصاددانان استاندارد طلا را مقصر اصلی در شروع این رکود اقتصادی بزرگ می دانند. لازم به ذکر است که همین توقف تبدیل پول به طلا بود که بهبود اقتصادی را ممکن ساخت. تقریباً همه ارزهای اصلی در طول این رکود اقتصادی بزرگ، دیگر از طلا به عنوان پشتوانه رسمی پول خود استفاده نکردند.

در سال ۱۹۳۱، بریتانیا پس از یک سری معاملات مخرب سفته بازانه به پوند انگلیس، مبادله‌ پوند با طلا را متوقف کرد. این کار باعث شد بریتانیا یکی از اولین کشورهایی باشد که از رکود اقتصادی خارج شود. ژاپن و کشور‌های اسکاندیناوی از بریتانیا پیروی کردند و استاندارد طلا را در سال ۱۹۳۱ کنار گذاشتند و سپس ایتالیا و ایالات متحده همراه شدند. بعضی از کشورها مثل فرانسه، بلژیک و سوئیس تا سال ۱۹۳۶ معیار طلا را دنبال کردند که باعث شد نسبت به کشورهایی که ارز شناور آزاد داشتند، بهبود اقتصادی کندتری داشته باشند.

جان مینارد کینز اقتصاددان مطرح بریتانیایی در آن زمان پیشنهاد کرد که دولت ها باید برای رهایی از بحران بزرگ، مخارج خود را افزایش دهند. کینز ریشه بحران اقتصادی را نبود تقاضای کافی از سوی مصرف کنندگان می دانست. او گفت در بحران اقتصادی تنها دولت امکان افزایش تقاضا برای کالا و خدمات را دارد، چرا که هنگام وضعیت بد اقتصادی مردم به دلیل خویی که پیدا می کنند، کمتر پول خرج می کنند و این باعث کاهش تقاضا، و به دنبال آن کاهش مصرف، و افزایش بیکاری و کاهش تولید ملی می شود.

چندی پیش صدمین سالگرد این رکود بزرگ را پشت سر گذاشتیم، با این حال این رویداد همچنان درس های ارزشمندی به معامله گران و سرمایه گذاران می دهد، اینکه رکود اقتصادی تا چقدر می تواند شدت پیدا کند و چگونه ارزهای ثابت می توانند مانع بزرگی در مقابل بهبود اقتصادی باشند.

۲- بحران مالی آسیا سال ۱۹۹۷ (The 1997 Asian Financial Crisis)

یکی از نمونه های قوی سیاه در بازارهای مالی، بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷ بود. کشورهایی که زمانی به عنوان «ببرهای آسیایی» و «معجزه اقتصادی آسیا» شناخته می شدند، شاهد کاهش ۷۰ درصدی ارزش ارز و بازارهای سهام خود بودند. اندونزی، کره جنوبی و تایلند بیشتر ضربه را از این بحران متحمل شدند، بعد از آن ها هنگ کنگ، لائوس، مالزی، و فیلیپین قرار می گیرند. سنگاپور، تایوان و ژاپن نیز نسبتا کمتر از بقیه کشورها از این بحران ضربه خوردند.

کشورهای آسیایی و بخصوص آسیای جنوب شرقی، تقریبا ۵۰ درصد از کل سرمایه ورودی به اقتصادهای توسعه‌ یافته را در سال های قبل از این بحران جذب می کردند. رشد اقتصادی این کشورها بسیار عالی بود، تولید ناخالص داخلی بین ۸ تا ۱۲ درصد بود. اکثر کشورهایی که از این بجران ضربه خوردند، سیاست های مالی قابل اعتمادی داشتند. با این وجود، نرخ‌ بهره بالا و رشد اقتصادی، سرمایه زیادی از طرف سفته بازان جذب کرد که عمدتا به دنبال سود سریع نیز بودند. قیمت دارایی ها رو به افزایش گذاشتند و حبابی را تشکیل دادند که برای حفظ آن مدام نیازمند سرمایه بیشتر بود.

این بحران با سقوط ارز کشور تایلند در ۲ جولای ۱۹۹۷ آغاز شد، زمانی که دولت به دلیل کمبود ذخایر خارجی، نرخ ثابت ارز تایلند با دلار آمریکا را لغو کرد. در نتیجه خروج سرمایه از کشور بلافاصله شروع شد و منجر به فروش شدید ارز تایلند گردید که بعد از آن، به ارزهای دیگر آسیا نیز سرایت کرد.

کشورهای آسیای جنوب شرقی در آن زمان، حجم زیادی از بدهی خارجی را ذخیره داشتند که همین اتفاق باعث کاهش بیشتر ارزش پولشان نیز شد. بین سال های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶، نرخ بدهی خارجی به تولید ناخالص داخلی در اقتصادهای اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا (ASEAN economies) از ۱۰۰ به حوالی ۱۶۷ درصد رسید و حتی در بدترین دوره بحران، از ۱۸۰ درصد نیز فراتر رفت.

Asian financial crisis

در طول این بحران، بازارهای ارزی بیشترین ضربه را متحمل شدند. ارز کشور تایلند از ۲۴.۵ بات (bahts) در برابر هر دلار آمریکا در سال ۱۹۹۷، به نرخ ۴۱ بات در برابر هر دلار آمریکا در سال ۱۹۹۸ رسید، که سقوطی ۴۰ درصدی را تجربه کرد. اما روپیه اندونزی (Indonesian rupiah) بیشترین آسیب را از این اتفاق دید. این ارز از نرخ ۲۳۸۰ روپیه در برابر دلار، به ۱۴۱۵۰ روپیه به ازای یک دلار آمریکا رسید، که کاهشی ۸۳.۲ درصدی را نشان می داد.

۳- بحران دات-کام در سال ۲۰۰۰ (The 2000 Dot-Com Crash)

یکی از رویدادهای قوی سیاه که اکثر معامله گران سهام آن را به خاطر دارند، در ۱۴ آوریل سال ۲۰۰۰ اتفاق افتاد. زمانی که شاخص نزدک کامپوزیت (Nasdaq Composite index) ۹ درصد سقوط کرد و پایان هفته را با ۲۵ درصد کاهش به اتمام رساند. حباب دات-کام که به عنوان حباب اینترنت هم شناخته می شود، در بازار سهام و در اواخر دهه‌ ۱۹۹۰ به وجود آمد، که عمدتا ناشی از سفته بازی بیش از حد در شرکت های مرتبط با اینترنت بود.

پیشرفت اینترنت و پذیرش گسترده فناوری های رایانه ای، باعث بوجود‌ آمدن شرکت های جدیدی شد که فقط بر روی اینترنت تمرکز داشتند، مانند Pets.com, Webvan, and Boo.com تا سال ۱۹۹۷، تقریباً ۳۵ درصد از کل خانواده های آمریکایی صاحب رایانه شخصی بودند که نشان دهنده‌ اقبال مردم به عصر اطلاعات بود.

سرمایه های سفته بازی به سمت شرکت های تازه تأسیسی که عمدتاً خدمات خود را از طریق اینترنت ارائه می دادند سرازیر شد. بانک ها نیز از IPOs ها (افزایش عرضه اولیه سهام شرکت های نوپا به صورت عمومی) سود می بردند و مردم را به سرمایه گذاری در شرکت های اینترنتی جدید تشویق می کردند.

در اوج حباب دات-کام (dot-com bubble)، شرکت های اینترنتی توانستند به شرکت های عمومی تبدیل شوند و بدون یک پنی سود دهی، یک IPO را ترتیب دهند. مردم شروع به ترک شغل خود کردند تا در بازارهای مالی معامله کنند، و بسیاری از کارمندانی که آپشن های سهام را دریافت کرده بودند، خیلی سریع میلیونر شدند.

در سال ۱۹۹۹، در سی و سومین مسابقه Super Bowl (بازی فوتبال آمریکایی که هر ساله برای مشخص شدن تیم برنده لیگ ملی فوتبال برگزار می شود)، دو شرکت دات-کام برای خود در این رویداد ورزشی پرطرفدار تبلیغ کردند. یک سال بعد، تعداد این شرکت ها تا ۱۷ شرکت دات-کام نیز رشد کرد و هر شرکت برای ۳۰ ثانیه تبلیغ، چیزی حدود ۲ میلیون دلار پرداخت کرد. برخی از سرمایه گذاران معروف، مثل مارک کوبان (Mark Cuban) و سرجان تمپلتون (Sir John Templeton)، پیش بینی کردند که ارزش گذاری بیش از حد شرکت های دات-کام پایدار نخواهد بود و شروع به فروش استقراضی یا هج کردن خریدهای خود، درست در اوج حباب کردند.

The "Dot-Com" Bubble

بین سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰، شاخص نزدک کامپوزیت ۴۰۰ درصد رشد کرد و اما در ماه های بعد، ۷۸ درصد کاهش یافت و تمام رشد چند سال گذشته خود را از دست داد. برخی از شرکت های معروف مانند آمازون (Amazon) و سیسکو (Cisco) نیز ضربه‌ سختی خوردند اما توانستند از افت ارزش سرمایه خود، جان سالم به در ببرند.

چندین رویداد کوچکتر منجر به ترکیدن این حباب شد. ابتدا، آلن گرینسپن (Alan Greenspan)، رئیس سابق فدرال رزرو اعلام کرد که بانک مرکزی برای افزایش نرخ‌ بهره در سال ۲۰۰۰ برنامه ریزی می کند. این خبر منجر به افزایش نوسانات در بازار شد و نگرانی هایی در مورد هزینه های استقراض بیشتر برای شرکت های اینترنتی را بوجود آورد.

سپس ژاپن در مارس ۲۰۰۰ وارد یک رکود اقتصادی شد، که باعث شروع موج فروش جهانی در شرکت های اینترنتی و سهام فناوری شد. در نوامبر ۲۰۰۰، Pets.com یک شرکت اینترنتی معروف که تنها ۹ ماه قبل IPO خود را گرفته بود، اعلام ورشکستگی کرد. این کار باعث شد سرمایه گذاران در سرمایه گذاری در شرکت های دات-کام تجدید نظر کنند. سرانجام حملات ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱ (September 11 attacks in 2001)، موج فروش در شرکت های دات-کام را تسریع بخشید. شاخص نزدک ۷۸ درصد از ارزش خود را از دست داد و این پایان این پدیده قوی سیاه بود.

۴- رکود بزرگ سال ۲۰۰۸ (The 2008 Great Recession)

یکی از رویدادهای اخیر قوی سیاه، رکود بزرگ سال ۲۰۰۸ بود که با عنوان بحران مالی جهانی نیز شناخته‌ می شود. این بحران مالی شدید با حباب بازار مسکن در ایالات متحده آغاز شد و به سرعت به سایر نقاط جهان نیز سرایت کرد. بانک های تجاری به وسیله اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن، ریسک‌‌ بسیار زیادی را متحمل شدند که پس از ترکیدن حباب مسکن در ایالات متحده، ارزش آن ها به شدت کاهش یافت.

بسیاری از اقتصاددانان، بحران مالی سال ۲۰۰۸ را بدترین فروپاشی اقتصادی از زمان رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ می دانند. قانون نوسازی خدمات مالی در سال ۱۹۹۹ که به عنوان قانون گرام لیچ-بلیلی (Gramm-Leach-Bliley) نیز شناخته می شود، به بانک ها اجازه می داد تا از سپرده های مشتریان برای سرمایه گذاری در مشتقات مالی استفاده کنند. اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن، یکی از این اوراق مشتقه بودند که در آن بانک ها با اعطای وام به مالکان (حتی مالکان نامعتبر)، ریسک های زیادی را متحمل شدند.

در سال ۲۰۰۶، بازار مسکن در ایالات متحده برای اولین بار پس از چند دهه شروع به از دست دادن ارزش خود کرد. بیشتر بانک ها این ریسک ها را جدی نمی گرفتند و به خرید اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن که در آن زمان بسیار سودآور بود، ادامه دادند. اما با ادامه روند نزولی بازار مسکن، این اوراق ارزش خود را از دست دادند و بانک ها را با انبوهی از ابزارهای مالی بی ارزش رها کردند.

بحران مالی که با ترکیدن حباب بازار مسکن آغاز شد، با اعلام ورشکستگی شرکت برادران لیمان (Lehman Brothers) در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸ به اوج خود رسید. موج این اتفاق، کل بازارهای بزرگ جهانی را تحت تأثیر قرارداد. بانک ها و شرکت های بیمه ای که کمتر کسی فکر می کرد روزی ورشکسته شوند با کمک سخاوتمندانه‌‌ دولت از ورشکستگی نجات پیدا کردند.

در ۱۶ سپتامبر، فدرال رزرو $۸۵ میلیارد دلار به شرکت AIG به منظور نجات از ورشکستگی کمک مالی کرد و خزانه داری ایالات متحده دو شرکت‌ ارائه دهنده‌ وام مسکن، Fannie Mae و Freddie Mac را به مبلغ $۱۸۷ میلیارد دلار خرید.

در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۸، خزانه داری ایالات متحده و فدرال رزرو، یک بسته کمک مالی ۷۰۰ میلیارد دلاری را برای بازار پول این کشور ارائه کردند، اما این لایحه تا ۱ اکتبر ۲۰۰۸، تقریباً پس از سقوط بازارهای سهام جهانی در کنگره مسدود مانده‌ بود.

۵- حذف نرخ ثابت فرانک سوئیس در سال ۲۰۱۵ (The 2015 Scrap of the CHF Peg)

یک نمونه دیگر، قوی سیاهی بود که در بازارهای ارز رخ داد و معامله گران بازار فارکس (Forex) را تحت تاثیر قرارداد. این مثال خیلی ساده نشان می دهد که چگونه رویدادهای ناگهانی و غیرمنتظره می توانند بازارها را غافلگیر کنند. ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵، بانک مرکزی سوئیس (SNB) با از بین بردن نرخ ۱.۲۰ فرانک سوئیس (CHF) در برابر یورو (EUR)، بازارها را شوکه کرد. این خبر بازارهای ارز را به لرزه درآورد و فرانک سوئیس به شدت قوت گرفت. در همان زمان بلافاصله ارز ملی سوئیس سی درصد افزایش ارزش یافت و به نرخ ۰.۹۰ در مقابل یورو رسید.

بانک مرکزی در سال ۲۰۱۱ در جریان بحران بدهی اروپا، نرخ فرانک سوئیس به یورو را ثابت کرد تا از افزایش بیش از حد ارزش ارز خود و خراب کردن جنبه رقابتی فرانک در صادرات سوئیس جلوگیری کند. معامله گران بازار فارکس، با اطمینان به شما توضیح خواهند داد که فرانک سوئیس یک ارز امن است که در زمان عدم اطمینان اقتصادی و سیاسی، جریان سرمایه را به خود جذب می کند، همانطور که در زمان بحران بدهی اروپا چنین بود.

سرمایه گذاران در آن دوره شروع به تبدیل پول خود به فرانک سوئیس کردند. این کار فشار خرید زیادی بر فرانک وارد کرد. نمودار زیر در تایم فریم روزانه، نتیجه تصمیم بانک مرکزی سوئیس در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵ را نشان می دهد.

Swiss National Bank EUR/CHF move

هیچکس خارج از بانک مرکزی سوئیس، دلایل واقعی این اقدام را نمی داند. اقدامی که فرانک سوئیس را به آسمان پرتاب کرد و به صادرکنندگان سوئیسی آسیب رساند. اما چند نظریه در این مورد وجود دارد.

طبق نظریه اول، کشور سوئیس مشاهده کرد که اقتصاد منطقه یورو در طول بحران بدهی اروپا، بسیار شکننده شده‌ است و نمی خواست که فرانک سوئیس را به خطر بیندازد و همچنان با یوروی در حال تضعیف، نرخ ثابت داشته‌ باشد. نظریه دیگری که وجود دارد این است که سوئیس خواهان برابری نرخ ارز با یورو بود.

دلیل این حرکت هر چه که باشد، برداشتن نرخ ثابت بین فرانک سوئیس و یورو، عواقب چشمگیری بر بازارهای مالی داشت. بسیاری از بروکرهای فارکس متحمل زیان های سنگینی شدند زیرا معامله گران بر روی نرخ رو به رشد EUR/CHF معامله می کردند و معتقد بودند که هر حرکت زیر ۱.۲۰، کوتاه مدت خواهد‌ بود و از هر حرکت کوچک به سمت بالا سود می برند.

علاوه بر این، صدها هزار نفر در سراسر اروپا که وام های مسکن خود را به فرانک سوئیس (به دلیل ثبات ارز در طول بحران مالی ۲۰۰۸ و نرخ های بهره نسبتاً پایین تر) داشتند، پس از تصمیم بانک ملی سوئیس در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵، شاهد افزایش شدید بدهی های خود شدند.

۶- قرنطینه سراسری سال ۲۰۲۰ (The 2020 Lockdowns)

برخلاف سایر نمونه های قوی سیاه، همه گیری ویروس کرونا (Coronavirus Pandemic) که در اواخر سال ۲۰۱۹ در چین آغاز شد و در سال ۲۰۲۰ به سرعت در سایر نقاط جهان گسترش یافت، تلفات جانی بسیار زیادی داشت. علاوه بر جنبه انسانی، این بیماری همچنین باعث بدترین رکود اقتصادی از زمان رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ نیز شد، زیرا کشورها وارد قرنطینه شدند، جریان جهانی کالاها و خدمات به طور چشمگیری کاهش یافت و در یک ماه، ۲۰ میلیون نفر شغل خود را تنها در ایالات متحده از دست دادند.

در نسخه آوریل چشم انداز اقتصاد جهانی صندوق بین المللی پول، این موسسه پیش بینی کرد که رشد اقتصادی جهانی در سال ۲۰۲۰، به منفی ۳ درصد کاهش می یابد. در ماه ژوئن، صندوق بین المللی پول پیش بینی رشد جهانی خود را دوباره ۱.۹ درصد کاهش داد و به منفی ۴.۹ درصد رساند. شوک اقتصادی به حدی شدید بود که چین اولین انقباض اقتصادی خود را در دهه های اخیر شاهد بود. برای درک بهتر، کافیست بدانید که تولید سالانه اقتصاد جهانی در بحران مالی ۲۰۰۸ تنها ۰.۱ درصد کاهش یافت.

China economic recession

در فوریه و مارس ۲۰۲۰، در دوران اوج بدبینی جهانی و قرنطینه های ملی، S&P500 در چند هفته کوتاه، ۳۵.۵ درصد سقوط کرد، سقوطی که در تاریخ مدرن دیده نشده‌ است. میانگین صنعتی داو جونز، ۳۸.۵ درصد از ارزش خود را از دست داد، در حالی که ارزش دلار آمریکا به عنوان یک ارز امن، در همان دوره زمانی تقریباً ۹ درصد افزایش یافت.

بسیاری از اقتصاددانان بحث کردند که مسیر بهبود اقتصادی چگونه خواهد بود. پیش بینی ها در مورد مسیر بورس به صورت حرف نشان داده شده اند، V شکل، L شکل، U شکل و حتی W شکل. به دلیل کمک های بی سابقه دولت و بانک های مرکزی، هزینه های مالی و سیاست های تسهیل کمی (QE) که توسط کشورهای سراسر جهان آغاز شد، بازارها به شکل V بهبود یافتند. بیشتر شاخص های جهانی، از جمله S&P500 و DAX آلمان، تنها چند ماه پس از بدترین سقوط قیمت سهام در تاریخ، به رکوردهای جدیدی رسیدند.

با این وجود، برخی از بخش های اقتصادی همچنان از تحرکات عمومی بازار تا ماه مه ۲۰۲۱ عقب بودند، مهمترین آن ها عبارتند از شرکت های هواپیمایی، مسافرتی، گردشگری و شرکت های خدماتی که به تماس مستقیم انسانی نیاز دارند.

رمزارزهایی مثل بیت کوین (Bitcoin) و اتریوم (Ethereum) نیز به بالاترین سطح خود در طول بحران کرونا رسیدند زیرا پول ارزان به آن بازارها نیز سرازیر شد. با این وجود، برخی استدلال می کنند که ما وارد یک حباب در بازار شده ایم. اما تنها زمان مشخص می کند که آیا اقتصاد جهانی توانسته‌ است به طور کامل از بدترین بیماری همه گیری پس از طاعون بزرگ بهبود یابد یا خیر.

آموزش

الگوریتم های zk-SNARK و zk-STARK (گواه های اثبات)

zk-SNARK یکی از تکنولوژی های اثبات دانش صفر (ZKP) به معنای دانش صفر مختصر غیرتعاملی است و zk-STARK نوع دیگری از فناوری های مبتنی بر ZKP است که به معنای دانش صفر مقیاس پذیر و شفاف است. دانش صفر به معنای اثبات یک مسئله بدون افشای اطلاعات است. یعنی ثابت کننده باید به تایید کننده موضوعی را ثابت کند و این کار را بدون ارائه هیچ اطلاعاتی انجام دهد.

منتشر شده

در

الگوریتم های zk-SNARK و zk-STARK (گواه های اثبات)

مفهوم اثبات دانش صفر (Zero Knowledge Proof) در دنیای بلاکچین در حال توسعه و گسترش است. روش های اثبات دانش صفر به ما کمک می کنند که صحت یک مسئله را به اثبات برسانیم، بدون آنکه اطلاعات و داده های محرمانه را منتشر کنیم. به بیان دیگر، ما به کمک این روش ثابت می کنیم که یک فرد مورد اعتماد در شبکه هستیم و همزمان محرمانگی اطلاعات را نیز حفظ می کنیم. این همان چیزی است که منجر به ایجاد تکنولوژی های دانش صفر شده است. دو مورد از مهمترین این تکنولوژی ها، الگوریتم zk-SNARK و الگوریتم zk-STARK نام دارند. فارغ از اینکه رویکرد الگوریتم zk-SNARK چیست و چگونه کار می کند، تفاوت آن با zk-STARK نیز از جمله موارد مهمی است که کسب اطلاعات در مورد آن می تواند به درک بهتر ما از فناوری ZKP کمک کند.

با اینوستورنت همراه باشید که در ادامه با رویکردی مقایسه ای در این مطلب به شرح و توضیح این دو فناوری مهم می پردازیم.

الگوریتم zk-SNARK چیست؟

برای آنکه بتوانیم قدم به دنیای فناوری اسنارک و استارک بگذاریم، ابتدا باید در مورد گواه اثبات دانش صفر (Zero-Knowledge Proof) صحبت کنیم. Zero-Knowledge Proof به طور مستقیم توسط پیمانکار سابق سازمان CIA یعنی ادوارد اسنودن (Edward Snowden) در توییتر بر سر زبان ها افتاد. اما به طور کلی ایده گواه دانش صفر به تحقیقات چندین محقق MIT در سال ۱۹۸۰ برمی گردد.

الگوریتم اثبات دانش صفر روشی منحصر به فرد است که در آن کاربر اثبات کننده می تواند به کاربر تایید کننده ثابت کند که چیزی را می داند؛ بدون اینکه بخواهد اطلاعاتی را افشا کند. در واقع این رویکرد به معنای اثبات داشتن دانش بدون افشای خودِ دانش است. اثبات کننده باید به شیوه ای به تایید کننده ثابت کند که اطلاعات را در اختیار دارد، ولی خود اطلاعات را منتشر نکند. گواه های اثبات بدون نیاز به دانش، به سرعت قابل تایید بوده و غالبا نسبت به یک تراکنش استاندارد بیت کوین (Bitcoin)، به داده های بسیار کمتری نیاز دارند. این امر باعث ایجاد مسیری جدید برای استفاده از zk-STARKs به عنوان راه حلی برای حریم خصوصی و مقیاس پذیری می شود.

zk-SNARK

همین توضیح مختصر هم کافی است تا بتوانیم به سراغ zk-SNARK برویم. این اصطلاح از سر واژه های Zero-Knowledge Succinct Non-Interactive Argument of Knowledge گرفته شده است که به معنی گواه اثبات دانش صفر اجمالی غیرتعاملی است. بد نیست هرکدام از این واژه ها را به شکلی مختصر بررسی کنیم.

  • Zero-Knowledge

در مورد دانش صفر، می توان ساعت ها صحبت کرد؛ اما در اینجا با ارائه مثال معروف غار علی بابا، این مفهوم را توضیح می دهیم. غاری حلقوی شکل را تصور کنید که یک ورودی دارد. دو مسیر جانبی در سمت چپ و راست این غار وجود دارند که در انتهای غار به کمک یک درب جادویی به هم متصل می شوند. برای رد شدن از درب جادویی، باید کلمه رمز صحیح را زمزمه کنید. فرض کنید آلیس می خواهد به باب ثابت کند که کلمات رمز را می داند و در عین حال آن ها را مخفی نگه دارد. بدین منظور، باب از آلیس می خواهد تا وارد غار شود و از یکی از دو مسیر حرکت کند. باب هم خودش بیرون غار منتظر می ماند. فرض کنیم آلیس مسیر ۱ را انتخاب می کند و باب از او می خواهد که از مسیر ۲ برگردد.

اگر آلیس رمز را نداند، هرگز نمی تواند از مسیر ۲ برگردد. اما اگر آلیس از مسیر ۱ رفته باشد و باب هم از او بخواهد که از همان مسیر برگردد، دیگر نیازی به آن نیست که آلیس رمز را بداند. پس اینجا به طور شانسی آلیس توانسته از غار خارج شود. برای اطمینان از اینکه آلیس همیشه نمی تواند با شانس از یک سمت حرکت کند و از همان سمت برگردد، این فرایند چندین بار تکرار می شود. با هر بار تکرار، میزان احتمال شانسی بودن فرایند هم کم و کمتر می شود. در نهایت آلیس بدون آنکه کلمه رمز را به باب بگوید، به او ثابت می کند که آن را می داند.

  • Succinct

در تعریف اسنارک ها، واژه Succinct‌ به معنی اجمالی و مختصر اهمیت فراوانی دارد. اما منظور از مختصر بودن چیست؟ گواه های اثبات دانش صفر مختصر، می توانند در چند میلی ثانیه تایید شوند. طول این گواه ها هم تنها چند صد بایت است. همین کوچک بودن Proof Size است که باعث سرعت این فناوری می شود.

  • Non-Interactive

در نسخه های ابتدایی پروتکل های دانش صفر، دو شخص ثابت کننده (Prover) و تایید کننده (Verifier) مجبور بودند چندین مرتبه یک فرایند را تکرار کنند و از طریق این تعامل، دسترسی به دانش را اثبات کنند؛ این مسئله، ویژگی تعاملی بودن را نشان می دهد. اما در SNARK ها که از دانش غیرتعاملی بهره می برند، گواه تنها متشکل از پیامی است که از اثبات کننده به تایید کننده ارسال می شود.

  • Arguments of Knowledge

حال به سراغ بخش پایانی سرواژه zk-SNARK می رویم. Zk-SNARKs عموما از لحاظ پردازشی، بی نقص در نظر گرفته می شوند؛ بدین معنی که یک اثبات کننده فریب کار، شانس بسیار کمی دارد تا بتواند سیستم را بدون داشتن اطلاعات (یا شاهد) فریب دهد. این ویژگی با عنوان بی نقص بودن شناخته شده و فرض را بر این می گذارد که ثابت کننده، قدرت پردازشی محدودی دارد. از لحاظ تئوری، یک اثبات کننده با داشتن قدرت پردازش کافی می تواند گواه های جعلی ایجاد کند. این یکی از دلایلی است که کامپیوترهای کوانتومی را به تهدیدی برای zk-SNARKs (و سیستم های بلاک چین) تبدیل می کند.

الگوریتم zk-STARK چیست؟

در سمت دیگر zk-STARK را داریم که مخفف Zero-Knowledge Scalable Transparent Argument of Knowledge است. هر دو الگوریتم مذکور، برای افزایش حریم خصوصی مورد استفاده قرار می گیرند، اما با هم تفاوت هایی دارند. مثلا با وجود آنکه پروژه هایی نظیر استارک ور (StarkWare) از استارک استفاده می کنند، این تکنولوژی جامعه ای بسیار کوچکتر از اسنارک دارد. در این فناوری، دو واژه مقیاس پذیری و شفافیت بسیار مهم است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

zk-STARK
  • Scalable

استارک به توسعه دهندگانش اجازه داده تا محاسبات و ذخیره داده ها را به صورت برون زنجیره ای انجام دهند. گواه های STARK به منظور تایید صحت محاسبات خارج از زنجیره، توسط سرویس های Off-Chain تولید می شوند. این ساز و کار موجب افزایش مقیاس پذیری می شود.

  • Transparent

برخلاف اسنارک، در zk-STARK خبری از تنظیمات مورد اعتماد (Trusted Setup) نیست. منظور از تنظیمات مورد اعتماد، فرایندی است که با هدف تولید پارامترهای استاندارد انجام می شود و پروتکل های رمزنگاری از آن پارامترها استفاده می کنند. این فرایند یک مرتبه صورت می گیرد و طی آن قطعه ای داده تولید می شود که با هر مرتبه اجرای پروتکل رمزنگاری، مورد استفاده قرار می گیرد. در اسنارک، به یک شخص مورد اعتماد نیاز است تا تنظیمات سیستم zk Proof را انجام دهد؛ اما در استارک ها با پارامترهای عمومی و تصادفی سر و کار داریم و همین امر شفافیت و ایمنی استارک ها را افزایش می دهد.

استارک ها برخلاف SNARK، تمرکز اصلی و ویژه ای روی توابع هش (Hash) دارند. همین مسئله بود که توانست برخی مزایا را در STARK پیاده کند که اسنارک فاقد آن ها بود. به طور کلی، استارک ها به این دلیل به وجود آمدند تا کاستی ها و معایب SNARK ها را برطرف کنند.

تاریخچه zk-SNARK‌ و zk-STARK

اسنارک از مفهوم دانش صفر گرفته شده است که نخستین بار در اواخر دهه ۱۹۸۰ معرفی شد. این فناوری که برای رفع مشکل ناشناس ماندن در بلاکچین بیت کوین به وجود آمد، اکنون در رمزارز زی کش (Zcash) مورد استفاده قرار گرفته است. در ژانویه سال ۲۰۱۲ (دی ۱۳۹۰)، پروفسور دانشگاه UC Berkeley با نام الساندرو کیه زا (Alessandro Chiesa) مقاله ای را با همکاری ران کانتی (Ran Canetti)، نیر بیتانسکی (Nir Bitansky) و ارن ترومر (Eran Tromer) منتشر کرد و در آن از اصطلاح zk-SNARK برای تعریف نوع جدیدی از گواه های دانش صفر استفاده کرد.

برای آگاهی از آغاز پیدایش zk-STARK باید به سال ۱۹۹۰ برگردیم؛ تحقیقات ابتدایی در مورد این فناوری به همان زمان برمی گردد. البته آن سیستم های ابتدایی عملی نبودند. سرانجام در سال ۲۰۱۸ الی بن ساسون (Eli Ben Sasson)، ایدو بنتوف (Iddo bentov)، ینون هورش (Yinon horesh) و مایکل ریابزف (Michael Ryabzev) اثر مشترک خود را با عنوان “Scalable, transparent, and post-quantum secure computational integrity” منتشر کردند. این اثر در نوع خود بی نظیر بود؛ چرا که ساختار رمزنگاری مستحکمی را نشان می داد که بسیار بهتر از آزمایش های معروف zk-SNARK در زی کش بود. این فناوری‌ هم ایمن تر از همتایان خود بود و هم پیاده سازی آسان تری داشت.

  • هدف از راه اندازی اسنارک (SNARK‌) و استارک (STARK) چه بود؟

بسیاری از افرادی که به دنبال حریم خصوصی هستند بر این باورند که این ویژگی مهم، بسیار فراتر از یک شاخصه بوده و حتی از آن به عنوان یک حق بنیادی بشر یاد می کنند. همین مسئله اهمیت فناوری های مبتنی بر دانش صفر را پررنگ می کند. به طور مثال می توان از zk-SNARK‌ ها به عنوان مکانیزم انتقال پول در حریم خصوصی مؤسسات استفاده کرد.

به طور مشابه با درآمیخته شدن zk-SNARK‌ ها با شبکه های اجتماعی، می توان مانع از فروش اطلاعات کاربران این شبکه ها به شرکت های تبلیغاتی شد. کاربران (به طور مثال موسسات اقتصادی) می توانند با بهره گیری از پلتفرم های تکنولوژی، به تعاملات مالی و دارایی خود به صورت محرمانه دست یابند و امکان اینکه به پروتکل های ارزهای دیجیتال حریم خصوصی مثل Zcash دسترسی داشته باشند نیز برایشان فراهم خواهد شد.

پس اگر بخواهیم به ایده و اهداف این تکنولوژی ها اشاره کنیم، باید پاسخ را در حریم شخصی جستجو کنیم. ارائه دهندگان استارک می خواستند ساز و کاری جدید را با رویکردی بسیار اساسی تر در مورد چگونگی ایجاد آزمون های دانش صفر انجام بدهند. آنچه که به نظر با اصول امنیتی در رمزارزها مغایرت دارد، در این سیستم جدید اعمال شد (عدم شفافیت)؛ اما در همان زمان، این تصمیمات پیچیدگی سیستم را کم کرد، پیاده سازی آن را آسان کرد و در عین حال امنیت را فدا نکرد؛ بلکه راه های جدیدی را برای امنیت بالاتر فراهم کرد.

اینگونه بود که محققان توانستند به کمک رمزنگاری هم ریختی (Homomorphic Encryption)، محاسبات چند جانبه امن (MPC) و آزمایش های تعاملی، این فناوری جدید را طراحی کنند.

به طور کلی هدف هر دو پروتکل کمک به حریم شخصی است؛ اما STARK با هدف بهینه سازی SNARK به وجود آمد. البته این به آن معنا نیست که استارک از اسنارک بهتر است. بهتر یا بدتر بودن یک فاکتور نسبی است. به ویژه آنکه zk-SNARK هم جامعه بزرگتری دارد و هم از محبوبیت بیشتری برخوردار است اما نمی توان با قطعیت آن را تایید و یا انکار کرد. در بخش های بعدی که این دو الگوریتم را با هم مقایسه کردیم، این مسئله بهتر مشخص می شود.

نحوه کارکرد zk-SNARK

هم اسنارک و هم استارک هر دو بر اساس Zero Knowledge Proof عمل می کنند. ساختار Zk-Snark ها با پارامترهایی گره خورده است که به دنبال سنجش اعتبار مجموعه ای از داده ها هستند. برای تولید این پارامترها نیاز به Trusted Setup داریم؛ اما اگر این پارامترها به درستی مدیریت نشوند، یک بازیگر مخرب در شبکه این امکان را دارد که تعداد نامحدودی توکن بومی را بدون اطلاع سایر افراد حاضر در شبکه، مینت کند.

با اینکه تنظیمات ابتدایی مورد اعتماد در پیاده سازی zk-SNARKs ضروری هستند، محققان به دنبال یافتن جایگزین های دیگری به منظور کاهش میزان اعتماد مورد نیاز در این فرآیند هستند. اگر کسی بتواند به ایجاد تصادفی پارامترها دسترسی پیدا کند، می تواند گواه های جعلی ایجاد کند که در نظر تایید‌ کننده معتبر به نظر بیایند.

zk-SNARK ها با مجموعه متمایزی از پارامترهای شبکه،‌ بر یکسری از توابع ریاضی تکیه می کنند. این توابع عمل محاسبات را به مدارهای حسابی (Arithmetic Circuits) تقسیم می کنند که مجموعه ورودی های جداگانه ای را دریافت می کنند. در نتیجه، استفاده از تکنیک های نسبتا متفاوت رمزنگاری مانند تعهدات هم ریختی (Homomorphic Commitment)، ارزیابی بی چون و چرای چند جمله ای ها (Blind Evaluation of Polynomials) و جفت منحنی های بیضوی با نگاشت های دوخطی (Bilinear Pairings of Elliptic Curves)، منجر به جدا شدن ارتباطات میان دو طرف تراکنش در یک شبکه رمزارزی می شود.

مثلا اگر آلیس و باب بخواهند در یک شبکه رمزارزی با هم تراکنش داشته باشند و به حریم خصوصی تمام و کمال دست پیدا کنند، نیاز به پنهان سازی این عناصر در تراکنش خواهند داشت.

  • فرستنده
  • گیرنده
  • میزان تراکنش
  • آدرس IP

استفاده از zk-SNARK هر ارتباط معناداری میان گیرنده، فرستنده و میزان تراکنش را کمرنگ می کند. همچنین می تواند با بهبود دهنده های حریم شخصی لایه شبکه مانند TOR یا ++Dandelion ترکیب شود. این کار موجب مخفی شدن لوکیشن آی پی (IP) کاربر خواهد شد.

تراکنش ها در بیشتر انواع رمزارزها از طریق بررسی شبکه اعتبارسنجی می شوند؛ یعنی باید شرایط خاصی برقرار شود و الزامات مشخصی وجود داشته باشد تا بتوان یک تراکنش را معتبر نامید. مهم است که فرستنده واقعا مبلغی را که قصد ارسال آن را دارد، در اختیار داشته باشد و با ارائه کلید خصوصی (Private Key) صحیح نشان دهد که وجوه برای اوست. فناوری zk-SNARK به فرستنده تراکنش اجازه می دهد که این کار را با دانش صفر انجام دهد؛‌ یعنی بدون آنکه میزان وجوه یا آدرس ها را افشا کند، ثابت کند که دارایی را در اختیار دارد و خودش مالک آن هاست. در طی فرایند تراکنش، اسنارک ها اطلاعات مورد نیاز برای اثبات را به معادله تبدیل می کنند. در چنین بستری، این معادله بدون افشای هرگونه اطلاعاتی حل می شود.

تصویر زیر تفاوت رمزنگاری بین اسنارک ها و استارک ها را نشان می دهد. همانطور که مشخص است، SNARK از زوج های منحنی بیضوی استفاده می کند؛ در حالی که STARK با توابع هش سر و کار دارد.

مقایسه zk-SNARK با دیگر پروتکل های حریم خصوصی

نام zk-SNARK ها با زی کش گره خورده است. حال سوالی که پیش می آید این است که فناوری اسنارک و Zcash تا چه حد قوی هستند؟ هر کدام از پروتکل های حریم خصوصی، از یک استراتژی متفاوت برای مخفی کردن اطلاعات تراکنش استفاده می کنند.

همانطور که در مورد Zcash گفتیم، این رمزارز از zk-SNARK استفاده می کند. اما پروتکل رقیب زی کش یعنی مونرو (Monero)، از یک فناوری به نام امضاهای حلقوی (Ring Signatures)  استفاده می کند تا هویت امضاکنندگان دیجیتال را مخفی نگه دارد. همچنین رمزارز PIVX از پروتکل Zero Coin استفاده می کند؛ یک پروتکل حریم خصوصی که به عنوان افزونه ای برای پروتکل بیت کوین طراحی شده است تا به ناشناس تراکنش ها در این شبکه کمک کند. هرچند این پروتکل اکنون با بیت کوین سازگاری ندارد.

هرکدام از این تکنولوژی ها طرفداران خود را دارند؛ اما با این همه، اینطور به نظر می رسد که افراد بی طرف zk-SNARKs را گزینه ای بهتر می دانند. البته نباید اینطور تصور کرد که زی کش با تکیه بر اسنارک، کاملا بی عیب و نقص است. Zcash با یک عیب بالقوه متولد شد. تمام بلوک های ایجاد شده برای چند سال اول شامل ۲۰ درصد “مالیات” هستند که به طور خودکار به بنیانگذاران این رمزارز تعلق می گیرد. این مسئله با نام “مالیات بنیانگذار” شناخته می شود.

علاوه بر این، به دلیل ماهیت zk-SNARK، اثبات شده‌ است که “اگر بنیانگذاران این رمزارز با هم تبانی کنند، می توانند تعداد نامحدودی از توکن ها را بدون اطلاع سایرین بدست آورند. این به این دلیل است که در حال حاضر هیچ راهی برای دانستن میزان دقیق Zcash وجود ندارد.”

ورود اسنارک به دنیای رمز ارزها

به جز Zcash در رمزارزهای دیگری نیز از فناوری zk-SNARK استفاده شده است. دو نمونه از مهمترین این موارد را در ادامه با هم مرور می کنیم.

  • بیت کوین پرایوت (Bitcoin Private)

در پاسخ به مالیات بنیانگذار و با توجه به ریسک این امر، گروهی از افراد فورکی از Zcash را با نام Zclassic معرفی کردند. توسعه دهندگان هم تحت یک پروژه بازسازی، نام Zclassic را به Bitcoin Private تغییر دادند. Bitcoin Private از بلاک چین اصلی بیت کوین استفاده می کند و برخی از به روز رسانی ها و تغییرات از جمله پیاده سازی zk-SNARK را نیز شامل می شود.

  • اتریوم (Ethereum)

زمانی که اتریوم (ETH) وارد فاز متروپلیس شد، zk-SNARK را به بلاکچین (Blockchain) خود اضافه کرد. هرچند در حال حاضر zk-SNARK برای همه تراکنش های اتریوم استفاده نمی شود و فقط یک ابزار در جعبه ابزار است. اگر اتریوم بتواند این تکنولوژی را برای استفاده های گسترده تر پیاده سازی کند، همه‌ تراکنش های آن به طور یکسان، محرمانه خواهند بود.

ویژگی‌ الگوریتم های دانش صفر SNARK و STARK

با توضیحاتی که در مورد ساز و کار این دو تکنولوژی اثبات دانش صفر بیان کردیم، تا حدودی با ویژگی های آن ها هم آشنا شدیم. از آنجا که این دو فناوری از دانش صفر (ZKP) استفاده می کنند، می توان ویژگی های Zero-Knowledge را برای آن ها نیز بیان کرد. از جمله این موارد می توان به تمامیت (Completeness) و صحت (Soundness) اشاره کرد. جدول زیر ویژگی های این دو فناوری را به صورت مقایسه ای به خوبی نشان می دهد.

ویژگی هااسنارک (SNARK)استارک (STARK)
فناوریرمزنگاری منحنی بیضویتوابع هش
نیاز به تنظیمات مورد اعتمادداردندارد
اندازه گواهکوچکتر از استارکبسیار بزرگتر از اسنارک
پیچیدگی اثبات کننده و تایید کنندهکمزیاد
هزینه گس تایید روی اتریومپایینبالا
مقاومت در برابر حملات کامپیوترهای کوانتومیاحتمال حمله کامپیوترهای کوانتومی وجود دارد؛ چرا که اسنارک ها از جفت کلیدهای عمومی و خصوصی استفاده می کنند.بله
مقیاس پذیریکمتر از zk-STARKبیشتر از zk-SNARK
اندازه تخمینی برای ۱ تراکنشتراکنش: ۲۰۰ بایت، کلید: ۵۰ مگابایت۴۵ کیلوبایت
اندازه تخمینی برا ۱۰ هزار تراکنشتراکنش:‌۲۰۰ بایت، کلید: ۵۰۰ گیگابایت۱۳۵ کیلوبایت

دو فناوری مذکور بر مبنای گواه دانش صفر عمل می کنند؛ پس جزء راهکارهای لایه دو (Layer 2) هستند که به دنبال مقیاس پذیری بلاکچین اتریوم هستند. همچنین به طور ویژه کاربرد فناوری های استارک و اسنارک، در افزایش حریم خصوصی خلاصه می شود.

مزایا و معایب اسنارک (SNARK) و استارک (STARK)

در این قسمت، نگاهی به مزایا و معایب zk-SNARK‌ و zk-STARK‌ می اندازیم تا دیدگاه بهتری نسبت به این دو فناوری داشته باشیم.

مزایای SNARK

  • توان عملیاتی بالا

توان عملیاتی بالا در پی کاهش پردازش روی شبکه اتریوم، افزایش پیدا می کند. در نتیجه ازدحام در بلاکچین اصلی کمتر، تراکنش ها سریع تر و متعاقب آن هزینه های گس (GAS) هم کمتر می شود.

  • ابعاد کوچکتر گواه

گواه‌های SNARK به دلیل اندازه متوسطی که دارند، در زنجیره اصلی ساده تر تایید می شوند. در اتریوم این مسئله منجر به کاهش کارمزد برای تایید تراکنش های برون زنجیره ای می شود. اتفاقی که خود به کم شدن هزینه های رول آپ (Rollup) منتهی می شود.

  • ایمنی

روال های امنیتی رمزنگاری که در zk-SNARK ها به کار گرفته می شوند، دلیل اصلی امنیت بالای رول آپ های دانش صفر (ZK Rollup) در مقایسه با سایر پروژه های مقیاس پذیری هستند. گواه zk-SNARK به لحاظ محاسباتی و پردازشی بی نقص است و نمی توان به صورت تصادفی به آن دست یافت؛‌ به این ترتیب تایید کنندگان گمراه و رفتارهای بدخواهانه را به چالش می کشد و اجازه نمی دهد به سادگی دست به تخریب اکوسیستم بزنند.

معایب SNARK

  • مشکلات مربوط به تنظیمات مورد اعتماد

این بزرگترین ایرادی است که می توان به zk-SNARK ها گرفت. در طول این مقاله بارها به این مورد اشاره کردیم و گفتیم که این پارامترها به صورت خصوصی باید ایجاد شوند؛ پارامترهایی که امکان ایجاد ارتباط خصوصی میان تایید کننده و ثابت کننده را فراهم می کنند. مشکل اینجاست که وجود یک بازیگر مخرب در شبکه، می تواند منجر به تولید گواه اثبات اعتبار (Validity Proof) نادرست شود. دقت کنید این امر با آنچه که در مورد بی نقص بودن اسنارک ها به لحاظ محاسباتی گفتیم، متفاوت است.

  • احتمال قرار گرفتن در معرض حملات کامپیوترهای کوانتومی

اسنارک ها بر اساس منحنی های بیضوی عمل می کنند تا بتوانند گواه های اثبات اعتبار را تولید کنند. درست است که رمزنگاری منحنی بیضوی (ECC) ایمن است، اما محاسبات کوانتومی می تواند در برابر معماری امنیتی این رمزنگاری ها پیروز شود.

SNARK vs STARK

مزایای STARK

  • عدم نیاز به تنظیمات قابل اعتماد

استارک ها در این مورد، نقطه مقابل SNARK هستند؛ چرا که به تنظیمات تصادفی عمومی (Publicly Randomness) نیاز دارند و دیگر خبری از Trusted Setup‌ در آن ها نیست. این مسئله منجر به افزایش ایمنی استارک ها می شود.

  • ویژگی های مقیاس پذیری

 استارک ها (STARK) در مقایسه با اسنارک ها (SNARK) می توانند به سرعت محاسبه و تایید شوند.

  • توان عملیاتی حداکثری

استارک ها هم مثل اسنارک ها می توانند با فراهم کردن محاسبات برون زنجیره ای قابل اعتماد و ایمن، حداکثر توان عملیاتی را به کار بگیرند.

  • تضامین امنیتی پیشرفته

استفاده از هش های مقاوم در برابر برخورد (Collision Resistance) امنیت استارک ها را بالا می برد. منظور از Collision Resistance عدم وجود تناظر میان ورودی و خروجی تابع هش است؛ به این معنا که نمی توان دو ورودی را با خروجی یکسان پیدا کرد.

معایب STARK

  • اندازه های بزرگتر گواه

تا اینجا که مزایای استارک ها را بررسی کردیم، به نظر بهتر از SNARK بودند. اما مسئله مهم این است که در zk-STARK گواه ها اندازه های بزرگتری دارند. این مسئله باعث می شود که تایید گواه های استارک در اتریوم طولانی تر و در نتیجه‌ گران تر باشد.

  • پذیرش کمتر

از وقتی که zk-SNARK ها نخستین بار در بلاکچین به کار گرفته شدند، سهم بازار بیشتری نسبت به zk-STARK ها به دست آوردند. محیط توسعه و ابزارهای اسنارک بر اساس گواه های اثبات دانش صفر بزرگتر است. همچنین zk-SNARK ها به شکل عمده در رول آپ های zk مورد استفاده قرار می گیرند. در سمت مقابل، zk-STARK ها پذیرش کمتری دارند. توسعه دهندگان هم ممکن است هنگام ایجاد پروژه های ZK، با ابزارها و پشتیبانی های کمتری مواجه شوند.

در انتها

zk-SNARK یکی از تکنولوژی های اثبات دانش صفر (Zero Knowledge Proof یا به اختصار ZKP) به معنای دانش صفر مختصر غیرتعاملی است. zk-STARK نوع دیگری از فناوری های مبتنی بر ZKP است که به معنای دانش صفر مقیاس پذیر و شفاف است. دانش صفر به معنای اثبات یک مسئله بدون افشای اطلاعات است. یعنی ثابت کننده باید به تایید کننده موضوعی را ثابت کند و این کار را بدون ارائه هیچ اطلاعاتی انجام دهد.

این دو فناوری هر دو بر مبنای دانش صفر عمل می کنند اما تفاوت هایی دارند. مهمترین تفاوت این است که اسنارک ها نیاز به تنظیمات مورد اعتماد دارند و در برابر حملات کامپیوترهای کوانتومی آسیب پذیر هستند؛‌ اما استارک ها به چنین تنظیماتی نیاز ندارند و نسبت به حملات کامپیوترهای کوانتومی مقاوم هستند. همچنین مقیاس پذیری zk-STARK ها بیشتر از zk–SNARK هاست.

در حال حاضر zk-SNARK ها محبوبیت و پذیرش بیشتری نسبت به zk-STARK ها دارند. یکی از دلایل این امر قدمت بیشتر اسنارک ها و البته پیچیدگی کم آن هاست. با این حال، zk-STARK ها را می توان آینده فناوری های مبتنی بر دانش صفر دانست. بسیاری از افراد معتقدند که استارک ها می توانند به مرور زمان راه خود را پیدا کنند و به محبوبیت و مقبولیت قابل توجهی دست پیدا کنند.

ادامه مطلب

بلاکتوپیا

شبکه لایه دو بلست (Blast) و کوین BLAST

شبکه بلست (BLAST Network) اولین و تنها شبکه لایه ۲ (L2) است که بازدهی بومی را برای اتر (ETH) و استیبل کوین ها (Stablecoins) به همراه هزینه گس (Gas) کمتر برای برنامه های غیرمتمرکز ارائه می دهد. این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ (Staking) طراحی شده است.

منتشر شده

در

شبکه لایه دو بلست (Blast) و کوین BLAST

شبکه بلست (Blast) یک راهکار لایه ۲ اتریوم بوده که برای برطرف نمودن مشکلات مقیاس پذیری این شبکه از سوی خالق بازار NFT بلر (Blur) راه اندازی شده است. طراحی منحصر به فرد شبکه بلست سبب شده تا در چند روز اخیر توجه بسیاری از کاربران دنیای کریپتوکارنسی به سمت این پروژه کم نظیر جلب گردد، بلست که یک رول آپ آپتیمیسیک محسوب می شود ادعا می کند که قادر است سود بومی را به صورت اتر (ETH) و استیبل کوین های معتبری همچون DAI، USDT و USDC ارائه نماید.

بلست با استفاده از مکانیزم های امنیتی قوی، اطمینان حاصل می کند که تراکنش ها به طور امن و مطمئن انجام شوند. با استفاده از تکنولوژی هایی مانند اثبات حالت (Proof of Stake) و شبکه های قطعه ای (Sharding)، بلست قادر است تراکنش های بسیار زیادی را در ثانیه پردازش کند. در نهایت، بلست یک راه حل قدرتمند برای مشکلات موجود در شبکه های بلاکچین امروزی است و با توجه به ویژگی های منحصر به فرد خود، می تواند نقش مهمی در تحول دیجیتال آینده ایفا کند.

با توجه به حواشی شبکه لایه ۲ Blast عده ای طرح پانزی بودن این پروژه را مطرح کرده اند که اتهام سنگینی بوده و ما در این مقاله قصد داریم علاوه بر معرفی شبکه لایه دو Blast، این اتهام را نیز مورد بررسی قرار دهیم؛ اگر شما هم در این زمینه کنجکاو هستید تا انتهای این مطلب با اینوستورنت همراه باشید.

BLAST

The Fullstack Chain

The only EVM chain with native yield for ETH and stablecoins.

شبکه بلست (BLAST Network) یک راهکار لایه دوم (Layer 2) است که درآمدزایی از طریق واریز اتریوم (Ethereum) و چند استیبل کوین مانند (USDC، USDT و Dai) را امکانپذیر می کند. ادعای اصلی این شبکه، به حداکثر رساندن سود کاربر از طریق فرآیند استیکینگ است. به عنوان یک شبکه رول آپ خوشبینانه، بلاست با دسته بندی چندین تراکنش (تا ۱۰,۰۰۰) و اجرای همزمان آن ها، سرعت تراکنش سریع تر و کارمزد ارزان تری برای هر تراکنش ارائه می کند.

رول آپ های خوش بینانه (Optimistic Rollups) فرض می کنند که تمام تراکنش ها تا زمانی که خلاف آن ثابت شود، معتبر هستند، و برداشت ها به یک دوره چالش ۷ روزه قبل از اضافه شدن تراکنش ها به بلاکچین اصلی اتریوم نیاز دارند.

به عنوان یک شبکه معادل EVM، بلست به توسعه دهندگان اجازه می دهد تا برنامه های غیرمتمرکز (dApps) موجود خود را از شبکه های سازگار با ماشین مجازی اتریوم (EVM)، در این شبکه بدون نیاز به تغییر در کد اصلی مستقر کنند. در مقایسه با شبکه های سازگار با EVM، این برنامه های غیرمتمرکز اتریوم در هنگام استقرار در بلاست “همانطور که هست” اجرا می شوند. یعنی بایت کد (Bytecode) رونویسی یا به زبان دیگری ترجمه نمی شود.

علاوه بر این ویژگی ها، بلست همچنین ادعا می کند که اولین و تنها شبکه لایه ۲ (L2) است که بازدهی بومی را برای اتر (ETH) و استیبل کوین ها (Stablecoins) به همراه هزینه گس (Gas) کمتر برای برنامه های غیرمتمرکز ارائه می دهد. بلاست ادعا می کند که این ویژگی ها به توسعه دهندگان و کاربران عادی قدرت می بخشد. طبق اطلاعات موجود، کارمزدهای ارزان تر در شبکه به معامله گران در بازار Blur، این امکان را می دهد تا NFT ها را با کارمزد ارزان تر معامله کنند و همچنین بازدهی را برای دارایی های غیرفعال در بازار ارائه دهند. این پروژه همچنین ادعا می کند که روی NFT perpetuals کار می کند.

Blast layer 2

 این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ (Staking) طراحی شده است، به وسیله سرمایه گذاران خطرپذیر بزرگی همچون VC Paradigm و Standard Crypto پشتیبانی می شود و تاکنون توانسته است چند میلیون دلار سرمایه اولیه را از افراد ذی نفوذی در دنیای کریپتو نظیر اندرو کانگ (Andrew Kang)، هاسو (Hasu)، لری سرماک (Larry Cermak) و غیره جذب نماید. پکمن در پستی که اخیرا در پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) منتشر کرده، اعلام نمود که شخصا بر توسعه هر دو پروژه بلر (Blur) و بلست (Blast) نظارت خواهد داشت و همچنین از قصد خود برای راه اندازی اپلیکیشن های جدید برای توکن های غیر مثلی (NFT) با استفاده از زیرساخت شبکه لایه ۲ Blast پرده برداشت.

در معرفی شبکه لایه ۲ Blast عموما از آن تحت عنوان بزرگترین بلاکچین (Blockchain) قابل برنامه ریزی یاد می شود. بر اساس بیانیه تیم توسعه دهنده Blast، این شبکه کلیه رمزارزهای تزریق شده را در پروتکل لیدو (Lido) سپرده گذاری کرده و پاداش استیکینگ را در میان سرمایه گذاران توزیع خواهد کرد. لازم به ذکر است کاربرانی که در این پلتفرم به سراغ بریج استیبل کوین ها رفته اند، به طور خودکار استیبل کوینی به نام USDB که نوعی استیبل کوین تغییر یافته است، دریافت می کنند. سود استیبل کوین USDB از طریق پروتکل آن چین T-Bill میکر دائو (MakerDAO) تامین می شود و شنیده ها حاکی از این است که برای این استیبل کوین ها سود ۵ درصدی در نظر گرفته خواهد شد.

فلسفه شبکه لایه ۲ Blast محافظت از دارایی کاربران و به طور فعال آن را افزایش می دهد و این مورد دقیقا نقطه تمایز این پروتکل در مقایسه با سایر شبکه های لایه ۲ بوده و به نظر می رسد که قادر است روند خرید اتریوم را با افزایش قابل توجهی مواجه سازد؛ چراکه این شبکه به گونه ای طراحی شده است که اگر فردی ۱ اتر در کیف پول خود در بلست داشته باشد، با گذشت زمان این ۱ اتر به ۱.۰۴، ۱.۰۸ و ۱.۱۲ اتریوم افزایش پیدا خواهد کرد.

شبکه بلست به عنوان یک معادل ماشین مجازی اتریوم (EVM Equivalent) و یک راهکار لایه دوم از نوع رول آپ آپتیمیستیک (Optimistic Rollup) توصیف می شود. به دلیل این که Blast یک آپتیمیستیک رول آپ است، این شبکه قابلیت پردازش سریع تر تراکنش ها را دارد و کارمزد کمتری هم دریافت می کند. روند کاری شبکه بلست به این صورت است که تعدادی از تراکنش ها (حداکثر ۱۰ هزار عدد) را در یک گروه قرار داده و آن ها را به صورت همزمان اجرا می کند. این روش، سرعت کار و هزینه عملیاتی را کاهش می دهد.

رول آپ آپتیمیستیک (Optimistic) یک راهکار مقیاس پذیری لایه دو برای افزایش ظرفیت شبکه اتریوم و کاهش تأخیر آن است. دلیل استفاده از لفظ آپتیمیستیک (به معنای خوش بینانه) این است که این رول آپ فرض می کند تراکنش های خارج از شبکه اصلی معتبر هستند و برخلاف رول آپ دانش صفر، برای دسته تراکنش های ارسال شده به شبکه اصلی هیچ گواه اعتبار رمزنگاری شده ای ارسال نمی کند. رول آپ آپتیمیستیک بجای گواه اعتبار از مدل گواه تقلب استفاده می کند.

بعد از اینکه یک دسته تراکنش به شبکه اصلی ارسال شد، یک پنجره زمانی یا بازه چالش (Challenge Period) تعریف می شود. در طول این بازه، گره ها می توانند با محاسبه گواه تقلب، نتایج تراکنش را به چالش بکشند. در صورتی‌که تقلب محرز شود، پروتکل رول آپ مجدداً تراکنش را اجرا و به دنبال آن وضعیت رول آپ را به روز رسانی می کند. البته سیکوئنسر (Sequencer) خاطی که تراکنش های اشتباه را در بلاک قرار داده است نیز جریمه می شود تا این رفتار خود را تکرار نکند. اگر پس از سپری شدن بازه چالش هیچ مشکلی مشاهده نشود، پروتکل آپتیمیستیک آن را معتبر می داند و روی شبکه اتریوم پذیرفته می شود.

معادل ماشین مجازی اتریوم بودن Blast به توسعه دهندگان اجازه می دهد که اپلیکیشن های غیرمتمرکز (dApp) خود را بدون تغییر کد به این شبکه منتقل کنند. بر خلاف شبکه های سازگار با ماشین مجازی اتریوم، معادل های EVM اپلیکیشن های غیرمتمرکز را بدون دردسر ترجمه و تطبیق دادن کد اجرا می کنند.

  • مکانیزم‌های کلیدی شبکه بلست
    • کانال های پرداخت: شبکه بلست با ایجاد کانال های پرداخت بین کاربران، امکان انجام تراکنش های متعدد و سریع را بدون نیاز به تأیید هر تراکنش توسط شبکه بلاکچین اصلی فراهم می آورد.
    • هش های زمان دار: برای افزایش امنیت تراکنش ها، شبکه بلست از هش های زمان دار استفاده می کند که این امر مانع از هرگونه تقلب یا سوء استفاده می شود.
    • تسویه حساب های نهایی: پس از انجام تراکنش ها در کانال های پرداخت، تسویه حساب های نهایی به صورت دوره ای و با استفاده از شبکه اصلی انجام می شود.
  • فرآیند کارکرد شبکه بلست
    • ایجاد کانال پرداخت: کاربران با ایجاد یک کانال پرداخت بین خود، می توانند تراکنش های متعددی را بدون تأیید بلاکچین اصلی انجام دهند.
    • انجام تراکنش ها: تراکنش ها درون کانال پرداخت با سرعت بالا و هزینه های پایین انجام می شوند.
    • تسویه حساب: پس از اتمام تراکنش ها، کانال پرداخت بسته شده و تسویه حساب نهایی بر اساس تراکنش های انجام شده صورت می گیرد.

شبکه بلست با ارائه این مکانیزم‌ها، توانسته است به یکی از راهکارهای مؤثر در زمینه تراکنش های سریع و ارزان در اکوسیستم بلاکچین تبدیل شود. این شبکه با تمرکز بر کارایی و امنیت، نقش مهمی در تسهیل تراکنش های دیجیتالی ایفا می کند و به عنوان یکی از مهم ترین شبکه های لایه دو در حوزه بلاکچین شناخته می شود.

بلست نرخ بهره ۴% برای اتریوم استیک شده در شبکه و نرخ بهره ۵% برای استیبل کوین های سپرده شده در شبکه ارائه می دهد. استیبل کوین های پشتیبانی شده عبارتند از USDT، USDC و DAI.

این پروژه ادعا می کند که سود این دارایی ها مرکب است؛ یعنی موجودی شما در شبکه در طول زمان افزایش می یابد و سود به جای مانده اولیه، به مانده فعلی اعمال می شود. ویژگی بازدهی بومی با Rebasing Tokens تامین می شود. کل تئوری بازدهی بومی در بلست بر اساس ساختار بازده نرخ بهره بدون ریسک (RFR) است.

به عنوان مثال، با استیک ۴ درصدی APR در بلاکچین اتریوم، اتر نرخ تورم ۴ درصدی دارد. بدون بازدهی بومی در هر لایه یک و لایه دو دیگر، هر ETH که استیک نشده است، به دلیل تورم، ضرر غیرفعال ۴٪ را تجربه می کند. طبق این پروژه، ویژگی بازدهی بومی، ضررهای غیرفعال دارایی های استیک شده در شبکه را بهبود می بخشد. توسعه دهندگان بلاست ادعا می کنند که بازده بومی از پروتکل های استیکینگ اتریوم و دارایی دنیای واقعی (RWA) حاصل می شود.

USDB Blast

بازده ۴ درصدی اتریوم از طریق لیکویید استیکینگ در شبکه اتریوم تامین می شود. همراه با رویداد ادغام، الگوریتم اثبات سهام (PoS) شبکه اتریوم ۴% APR را روی اترهای استیک شده ارائه می کند. پروژه های ارزهای دیجیتال مانند Lido با استفاده از این ویژگی، بازدهی بیشتری برای اترهای استیک شده ارائه می کنند. توسعه دهندگان Blast ادعا می کنند که هیچ شبکه لایه ۲ بهترین راه را برای استفاده از این ویژگی پیدا نکرده است.

با بلست (Blast)، توسعه دهندگان شبکه ابزاری را برای بازگرداندن ارزش به کاربران با استیک کردن دارایی هایشان راه اندازی می کنند، جایی که پروتکل بازدهی بومی اتریوم از Lido برای به استیک کردن دارایی های کاربر استفاده می کند.

به طور خلاصه، زمانی که اتریوم خود را به بلست بریج (Bridge) می زنید، اتریوم سپرده شده در قرارداد زنجیره منبع روی Lido استیک می شود و شما یک توکن Rebase در بلاست دریافت می کنید. این بدان معناست که ETH شما که در بلاست نگهداری می شود، تا زمانی که در شبکه نگهداری می شود، بازدهی بیشتری به دست می آورد.

الگوریتم بازدهی بومی برای استیبل کوین ها از الگوی مشابهی پیروی می کند. توسعه دهندگان بلست ادعا می کنند که استیبل کوین های بریج شده به شبکه به پروتکل های T-bill مانند MakerDAO هدایت می شوند.

نحوه کار بدین شکل است که؛ هنگامی که هر یک از استیبل کوین های پشتیبانی شده به بلاست بریج زده می شوند، پروتکل استیبل کوین های استیک شده در زنجیره منبع را به پروتکل T-bill MakerDAO هدایت می کند، کاربر USDB را در بلاست دریافت می کند. USDB یک دارایی بازده ترکیب خودکار بومی است. این سود استیبل کوین را در طول زمان با سود سرمایه گذاری سالانه (APR) پنج درصد جمع می کند. وقتی کاربر از بلاست به Ethereum یا هر شبکه پشتیبانی شده دیگری بریج می زند، می تواند USDB را برای USDC بازخرید کند.

توسعه دهندگان بلست ادعا می کنند که ساختار کاری سیستم بازدهی بومی زمانی که سازمان خودمختار غیرمتمرکز (DAO) فعال شود به جامعه آن واگذار خواهد شد. کامیونتی می تواند در آینده پروتکل های ETH staking و RWA را انتخاب کند. یعنی کامیونتی می تواند به استفاده از ارائه دهندگان بازده شخص ثالث به غیر از Lido و MakerDAO رأی دهد.

رمز ارز BLAST

رمزارز BLAST، توکن بومی شبکه بلست است. به منظور حفظ تمرکززدایی و ایجاد کاربرد در ساختار این شبکه، توکن بلست با نماد BLAST را منتشر کرده است که بخشی از این توکن، به عنوان ایردراپ به فعالین این شبکه لایه دو پاداش داده شده است.

این شبکه لایه ۲ بیش از ۱۸۰٬۰۰۰ کاربر و ۲.۳ میلیارد دلار ارزش کل سرمایه قفل شده (TVL) دارد و کاربران آن، هم اکنون می توانند سرمایه خود را برداشت کنند. در این پلتفرم حدود ۴۶۹٬۰۰۰ اتریوم، ۷۷.۳ میلیون یو اس دی کوین، ۱۴۸٬۰۰۰ اتریوم استیک شده، ۶۷.۱ میلیون تتر، ۲۴.۷ میلیون دای وجود دارد. با راه اندازی شبکه اصلی بلست، کاربران آن می توانند وجوه خود را برداشت کنند.

حداکثر عرضه تعداد رمز ارز بلست (BLAST) 100,000,000,000 میلیارد واحد است و طبق این توکنومیکس (Tokenomics)، ۵۰ درصد و یا معادل ۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ میلیارد واحد از توکن های بلست بین کاربران و جامعه آن توزیع خواهد شد و برنامه توزیع و آزادسازی (Vesting) توکن BLAST نیز به شرح زیر است.

BLAST Initial Distribution

  • مشارکت کنندگان اصلی – ۲۵,۴۸۰,۲۲۶,۸۴۲ (۲۵.۵%)

تمام توکن های توزیع شده برای مشارکت کنندگان اصلی مشمول یک دوره قفل ۴ ساله می شوند، به طوری که ۲۵ درصد از توکن های مشارکت کننده اصلی ۱ سال پس از تاریخ TGE باز می شوند، و به دنبال آن یک وستینگ خطی هر ماه در طول ۳ سال بعد باز می شود.

  • سرمایه گذاران – ۱۶,۵۱۹,۷۷۳,۱۵۸ (۱۶.۵%)

تمام توکن های توزیع شده بین سرمایه گذاران مشمول یک دوره قفل ۴ ساله می شوند، به طوری که ۲۵٪ از توکن های سرمایه گذار ۱ سال پس از تاریخ TGE باز می شوند، و به دنبال آن یک باز کردن وستینگ به صورت خطی هر ماه در طول ۳ سال بعد انجام می شود.

  • بنیاد بلست – ۸,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ (۸%)

تخصیص بنیاد ذخیره خواهد شد تا برای زیرساخت های حیاتی و رشد بیشتر اکوسیستم بلست استفاده شود. تخصیص بنیاد به صورت خطی در یک دوره ۴ ساله از تاریخ TGE باز می شود.

Blast Unlocks Schedule

Blast Allocations

بلست در اواخر نوامبر ۲۰۲۳ (آبان) به تعداد محدودی از معامله گران دسترسی داد تا آن ها با انتقال دارایی های خود از طریق پل های بلاک چینی از بخش “Blast Points” پاداش بگیرند. این شبکه در آن زمان اعلام کرده بود:

“بلست بر اساس این اصل بنا شده است که بازارها به سمت کارایی حرکت می کنند. در نتیجه، نقدینگی به جایی می رود که می تواند بیشترین بازدهی را داشته باشد. در بلست دارایی شما رشد می کند و پاداش قابل توجهی به آن تخصیص می یابد.”

برخی از افراد ادعا کرده اند که مدل این پلتفرم شبیه به طرح های پانزی (Ponzi Scheme) است؛ زیرا به کاربرانش اجازه نمی داد پاداش های خود را تا زمان راه اندازی شبکه اصلی برداشت کنند. تیشون روکر تمام این ادعاها را رد کرد و اظهار داشت که بازدهی بلست ناپایدار نیست و مدل آن از پروتکل های استیکینگ مشهوری مثل لیدو (Lido) و میکر دائو (MakerDAO) گرفته شده است.

بلست در نوامبر ۲۰۲۳ (آبان) ۲۰ میلیون دلار سرمایه جدید را از شرکت های بزرگی مثل پارادایم (Paradigm) و استندارد کریپتو (Standard Crypto) دریافت کرد. شایان ذکر است که امکان بازخرید پاداش های Blast Points به طور آزمایشی از ۲۴ مه (۴ خرداد ۱۴۰۳) شروع شده است.

در تاریخ ۲۲ تیر ۱۴۰۳ قیمت هر BLAST برابر با $۰.۰۱۵۶۲ دلار و ارزش کل بازار این توکن حدود $۲۷۸,۷۶۷,۲۲۹ میلیون دلار و حجم معاملات ۲۴ ساعت گذشته آن نیز برابر با $۱۳۹,۱۸۵,۷۵۶ میلیون دلار بوده است که از این لحاظ در رتبه (Rank #197) بازار رمز ارزها قرار گرفته است. عرضه کل این توکن ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ واحد است که از این تعداد تا همین تاریخ تعداد ۱۷,۷۲۶,۷۹۷,۶۱۸ واحد در گردش بازار قرار گرفته است.

کمترین قیمت ثبت شده برای توکن BLAST در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ (Jul 05, 2024) برابر با $۰.۰۱۲۹۴ دلار و بیشترین قیمت ثبت شده برای این توکن نیز در تاریخ ۷ تیر ۱۴۰۳ (Jun 27, 2024) برابر با $۰.۰۲۹۴۳ دلار بوده است.

شبکه بلاکچینی بلست (Blast) توسط پکمن (Pacman) با نام مستعار تایشون روکر (Tieshun Roquerre) تاسیس شده است. پکمن یک توسعه دهنده شناخته شده در دنیای کریپتو و یکی از بنیانگذاران بازار NFT محبوب بلر (Blur) است.

تاکنون اطلاعات زیادی در مورد تیم توسعه دهنده Blast منتشر نشده است. با این حال، به نظر می رسد که این تیم از افراد با تجربه ای در زمینه توسعه بلاکچین و امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) تشکیل شده است. برخی از منابع، جویس فایننس (Juice Finance) را به عنوان یکی از حامیان اولیه Blast معرفی می کنند. Juice Finance یک پروتکل DeFi است که بر روی شبکه اتریوم فعالیت می کند.

توجه داشته باشید که اطلاعات مربوط به تیم های توسعه دهنده بلاکچین ها می تواند گاهی اوقات مبهم و پویا باشد. بهتر است برای دریافت آخرین اطلاعات، به منابع رسمی و به روز پروژه مراجعه کنید.

شبکه بلست (Blast) توسط دو گروه اصلی حمایت و توسعه داده شده است.

  • بنیانگذاران
    • پکمن (Pacman): پکمن خالق بازار NFT Blur در شبکه اتریوم و ایده پرداز اصلی شبکه Blast است. او به خاطر سابقه موفقیت آمیز خود در Blur، در میان جامعه ارزهای دیجیتال به عنوان فردی شناخته شده است.
  • سرمایه گذاران
    • پارادایم (Paradigm): پارادایم یک شرکت سرمایه گذاری بزرگ در حوزه بلاک چین و ارزهای دیجیتال است که در پروژه های برجسته ای مانند Compound، Uniswap و MakerDAO سرمایه گذاری کرده است.
    • استندارد کریپتو (Standard Crypto): یک شرکت سرمایه گذاری دیگر در حوزه بلاکچین است که بر روی پروژه های اولیه و نوظهور تمرکز دارد.
    • سرمایه گذاران فرشته: علاوه بر این دو شرکت بزرگ، تعدادی سرمایه گذار فرشته نیز در تامین مالی شبکه Blast نقش داشته اند.

علاوه بر این موارد، افراد و سازمان های دیگری نیز به عنوان همکار در توسعه شبکه Blast فعالیت می کنند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت رسمی شبکه Blast و شبکه های اجتماعی آن مراجعه کنید.

Blast invest

نقشه راه شبکه Blast شامل چندین فاز اصلی است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

  • فاز اول: راه اندازی شبکه (Q3 2023)

– راه اندازی شبکه اصلی Blast
– راه اندازی صرافی غیرمتمرکز (DEX)
– راه اندازی پل ارتباطی با شبکه اتریوم

  • فاز دوم: مقیاس پذیری (Q4 2023 – Q1 2024)

– پیاده سازی راه حل های لایه دوم برای افزایش سرعت و کاهش کارمزد معاملات
– پشتیبانی از ماشین های مجازی برای اجرای برنامه های غیرمتمرکز (dApps)

  • فاز سوم: حاکمیت (Q2 2024)

– ایجاد سیستم حاکمیتی برای شبکه Blast تا توسط جامعه اداره شود
– راه اندازی توکن حاکمیتی برای تشویق مشارکت در حاکمیت شبکه

  • فاز چهارم: نوآوری (Q3 2024 به بعد)

– پشتیبانی از راه حل های شناسایی و احراز هویت برای استفاده آسان تر از شبکه
– پژوهش و توسعه بر روی راه حل های جدید برای افزایش کارایی و امنیت شبکه

نکات قابل توجه:

این نقشه راه فقط یک برنامه کلی است و ممکن است با توجه به شرایط تغییر کند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت رسمی شبکه Blast و شبکه های اجتماعی آن مراجعه کنید.

رویدادهای شبکه بلست (Blast)

  • ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

 اپلیکیشن یونی‌ سواپ با امکاناتی فو‌ق العاده همراه با پشتیبانی از راه حل لایه ۲ بلست عرضه شده است. این کار امکان انجام تبادلات را به صورت مستقیم از طریق اپلیکیشن فراهم کرده، فرآیند معاملات را ساده‌تر می کند و تجربه کاربری در صرافی غیرمتمرکز (DEX) را بهبود می بخشد.

پروتکل بلست که در اپلیکیشن یونی سواپ قابل استفاده است، پیشرفت های قابل توجهی در سرعت تراکنش و کاهش هزینه های گس را فراهم می کند. بلست به چالش های مقیاس پذیری شبکه اتریوم می پردازد و به کاربران یونی سواپ امکان تراکنش های سریع تر و ارزان تر را می دهد.

این اپلیکیشن هم اکنون برای ارزهای دیجیتالی مانند اتریوم (ETH) و استیبل کوین (USDB) سود پرداخت می کند.

  • ۹ تیر ۱۴۰۳

پس از مدت ها انتظار، بنیاد بلست (Blast Foundation) در روز چهارشنبه، ۲۶ ژوئن (۶ تیر)، ۱۷ میلیارد توکن BLAST را در فاز اول ایردراپ خود توزیع خواهد کرد. از این ۱۷ میلیارد، ۷٪ به دارندگان پوینت های بلست (Blast Points)، ۷٪ دیگر به دارندگان Blast Gold و ۳٪ به بنیاد Blur اختصاص داده شده است. . بنیاد Blast، سازمان حاکم بر این پروتکل، قرار است ۱۷ میلیارد توکن BLAST را در روز چهارشنبه، ۶ تیر، ساعت ۱۷:۳۰ به وقت تهران توزیع کند. یک ساعت بعد نیز توکن BLAST احتمالا در اکثر صرافی ها لیست خواهد شد.

اگر از زمان راه اندازی شبکه اصلی در ماه فوریه، مقداری ETH، WETH یا استیبل کوین بومی USDB را در شبکه Blast هولد کرده باشید، در این صورت مقداری Blast Point را جمع آوری کرده اید. کاربران می توانند موجودی Blast Points را در داشبورد خود بررسی کنند.

موجودی های ETH و WETH در Blast به ازای هر بلاک تراکنش Blast، به طور ثابت مقدار Blast Points را به دست می آورند. موجودی USDB مقدار متغیری از امتیاز کسب می کند که با قیمت ETH در نوسان است. نرخ تبدیل USDB به ETH برای امتیازات (پوینت ها) هر زمان که USDB بیشتری ارسال یا دریافت کنید، به روز رسانی می شود.

  •  13 تیر ۱۴۰۳

بلست (Blast)، شبکه لایه ۲ اتریوم که توسط بنیانگذار بازار NFT بلر (Blur) ایجاد شده است، جزییات پاداش فاز ۲ ایردراپ خود را برای کاربران اعلام کرد.

این پروژه در یک پست وبلاگی اعلام کرد مرحله دوم پاداش کاربران، مشابه دور اول، بین Blast Points و Blast Gold تقسیم می شود و ۱۰ میلیارد توکن برای این منظور تخصیص می یابد. هفته گذشته ۱۷ میلیارد توکن برای پاداش های مرحله اول ایردراپ Blast توزیع شد.

  • پاداش های فاز ۲ ایردراپ بلست

نیمی از پاداش های مرحله دوم یا ۵ میلیارد توکن بلست برای Blast Points در نظر گرفته می شود. به گفته این پروژه، کاربران می توانند این امتیازها را بر اساس موجودی ETH، WETH، USDB و BLAST خود بدست آورند.

بلست در این پست بیان کرد:

“هدف اصلی فاز ۲ حمایت از توسعه برنامه های غیرمتمرکز (dApp) موبایل و تشویق کاربران به این برنامه ها از طریق برنامه بلست است.”

این پروژه گفت که نیمی دیگر از پاداش‌ها به Blast Gold اختصاص خواهد یافت. برنامه های غیرمتمرکز بر اساس عملکرد خود در شبکه اصلی بلست و مسابقات آینده، Gold دریافت خواهند کرد.

ایردراپ فاز ۲ قرار است ۱۲ ماه طول بکشد، زیرا هدف اصلی فاز ۲ حمایت از توسعه کامل زنجیره است و ساخت زیرساخت‌های اولیه و پشتیبانی از برنامه های ساخته شده بر بستر آن زمان می‌برد.

بلست که توسط تیشون ریکوئره (Tieshun Roquerre)، بنیان گذار بلر (Blur) توسعه داده شد، در نوامبر ۲۰۲۳ با حالت دسترسی زودهنگام راه اندازی شد. بر اساس داده های دیفای لاما (DefiLlama)، ارزش کل قفل شده (TVL) در بلست در زمان انتشار به ۱.۳۶ میلیارد دلار می رسد.

در انتها

بلست یک راهکار لایه ۲ اتریوم بوده که به وسیله پکمن (Pacman)، بنیان گذار مارکت Blur، ساخته شده است. با فعال شدن بریج این شبکه در روز دوشنبه (۲۱ نوامبر ۲۰۲۳)، کاربران در یک بازه زمانی ۳ روزه اتریوم و استیبل کوین هایی به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار را به این پلتفرم منتقل کردند. این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ طراحی شده است، بوسیله سرمایه گذاران خطرپذیر بزرگی همچون VC Paradigm و Standard Crypto پشتیبانی می شود و تاکنون توانسته است تا ۲۰ میلیون دلار سرمایه اولیه را از افراد ذی نفوذی در دنیای کریپتو نظیر اندرو کانگ (Andrew Kang)، هاسو (Hasu)، لری سرماک (Larry Cermak) و غیره جذب نماید. پکمن در پستی که اخیرا در پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) منتشر کرده، اعلام نمود که شخصا بر توسعه هر دو پروژه بلر و بلست نظارت خواهد داشت و همچنین از قصد خود برای راه اندازی اپلیکیشن های جدید NFT با استفاده از زیرساخت شبکه لایه ۲ Blast پرده برداشت.

با توجه به پشتوانه قدرتمند شبکه لایه ۲ Blast، این پروژه در کمتر از ۲۴ ساعت پس از راه اندازی توانست بیش از ۸۷ میلیون دلار استیبل کوین و اتر به دست آورد که در نوع خود رقم قابل توجهی است. بر اساس آمار رسمی TVL این پروژه به طور روزانه ۲۰ هزار درصد رشد را به ثبت رسانده که چنین امری مسلما آن را به سریع ترین رشد پروتکل لایه ۲ در کل تاریخ اتریوم (ETH) تبدیل می کند. کلیه این توجهات به دلیل طرح خلاقانه این شبکه در ارائه بازدهی بومی (Native Yield) استکینگ اتریوم بوده که چنین عملی را سودآورتر از گذشته می نماید و کلیه تمرکز این پروژه نیز در ارائه سودآوری بیشتر متمرکز شده است. البته ناگفته نماند که شبکه لایه ۲ Blast تلاش می کند تا دارایی های دنیای واقعی را نیز در فرآیند استیکینگ اتریوم ترکیب نموده و به همین علت امکان تزریق استیبل کوین به این شبکه نیز فراهم شده است.

توکن BLAST را می توانید از صرافی های متمرکز کوین بیس، بای بیت، کوکوین، بیت فینکس و از صرافی های غیرمتمرکز یونی سواپ، مونو سواپ، اپن اوشن خریداری کنید. از آنجایی که BLAST بر بستر بلاکچین اتریوم و مبتنی بر استاندارد ERC-20 است، می توانید آن را در کیف پول هایی که از این استاندارد پشتیبانی می کنند مثل تراست ولت (Trust)، توکن پاکت (Token Pocket) و … نگهداری کنید.

اطلاعات

Discord
Twitter
Whitepaper
Website

کیف پول ها

Math Wallet
TokenPocket Wallet
Metamask
Trust
Blast:  0xb1a5700fA2358173Fe465e6eA4Ff52E36e88E2ad 

با کلیک بر روی آدرس هر یک از قراردادها و یا آیکون موجود می توانید آدرس قراردادهای هوشمند را کپی کنید. همچنین با کلیک بر روی اسم شبکه مورد نظر به آدرس آن منتقل می شوید و می توانید صحت آدرس قرارداد را بررسی کنید.

بازارهای معاملاتی

کیف پول من
صرافی اوکی اکسچنج

برخی از صرافی ها دارای کد معرف (Referral) می باشد. می توانید در صورتی که نمی خواهید از کد معرف استفاده کنید آن را حذف کنید. (در صورت استفاده از کد رفرال صرفا درصدی از هزینه های خرید و فروشی که صرافی از شما اخذ می نماید به ما تعلق می گیرد و می تواند به رشد و ارائه خدمات رایگان ما کمک کند)

Gate.io Exchange
Upbit Exchange
Bybit Exchange
Coinbase
MEXC Global
KuCoin: Crypto Exchange | Bitcoin Exchange | Bitcoin Trading
Bitfinex is the longest-running and most liquid major cryptocurrency exchange
HTX
LBank Exchange
BING X
Crypto.com
Bitget Exchange
CoinEx
Bitrue
BitMart Exchange

برخی از صرافی ها دارای کد معرف (Referral) می باشد. می توانید در صورتی که نمی خواهید از کد معرف استفاده کنید آن را حذف کنید. (در صورت استفاده از کد رفرال صرفا درصدی از هزینه های خرید و فروشی که صرافی از شما اخذ می نماید به ما تعلق می گیرد و می تواند به رشد و ارائه خدمات رایگان ما کمک کند)

چارت تریدینگ ویو

امتیازهای امنیتی

رتبه بندی

نقد و بررسی ۰
۰ مجموع امتیاز
۰ کاربران (۰ آرا)
نقشه راه و پیشرفت۰
اقتصاد توکنی۰
تیم، شرکا و سرمایه گذاران۰
توسعه اکوسیستم۰
عملکرد توکن۰
فناوری و امنیت۰
کاربران چه می گویند ... برای ثبت نظر وارد شوید
مرتب سازی بر اساس:

اولین نفری باشید که نقد و بررسی می کند.

User Avatar
تایید شده
{{{ review.rating_title }}}
{{{review.rating_comment | nl2br}}}

نمایش بیشتر
{{ pageNumber+1 }}

ادامه مطلب

عضویت در خبرنامه

تبلیغات

برترین ها