با ما همراه باشید

بلاکتوپیا

خلاصه کتاب بانکدار جهانی (Banker To The World)

«بانکدار جهانی، درس های رهبری از خطوط مقدم سرمایه گذاری جهانی» اثر ویلیام آر. رودز است. رودز که به مدت پنجاه سال در بانک های تجاری مشغول به کار بوده، نقش مهمی را در برخی از رویدادهای مالی نیم قرن اخیر ایفا کرده است. او در طی هشت درس تجربیات دشوار و گاها تلخ خود را در رابطه با شرایط چالش برانگیز مالی و چگونگی مدیریت این شرایط را با خواننده در این کتاب به اشتراک می گذارد.

منتشر شده

در

خلاصه کتاب بانکدار جهانی (Banker To The World)

بانکدار جهانی (Banker To The World)، درس های رهبری از خطوط مقدم سرمایه گذاری جهانی، کتابی غیرداستانی است که توسط ویلیام آر. رودز (William R. “Bill” Rhodes) به رشته تحریر در آمده است. این اثر با درس هایش برای رهبری و با بهره گیری از نثری سلیس و روان، چکیده ای است از آنچه یکی از فعالان حوزه بانکداری جهانی طی دهه ها در خطوط مقدم امور مالی جهان آموخته است.

“با تجسم تأثیرات مشکلات را پیش بینی کنید «پیش بینی مخاطرات» سیتی بانک را از بحران آسیا حفظ کرد مکالمه ای تلفنی به نجات ضرورت ها یاری رساند و روپرت مردوک به بانکداران علاقمند شد. اگر بصیرت داشته باشیم و به آینده بیندیشیم، نمی گذاریم که موقعیتی کوچک به بحران بدل شود. بارها در حرفه ام با موقعیتی رو‌ به رو شده ام که فهمیدم می توانست به مشکلاتی جدی بدل شود اگر سر بزنگاه سراغشان نرفته بودیم ـ اگر دست به کاری نزده و دیگران را نیز متقاعد نکرده بودیم. این کار همیشه هم آسان نیست و مستلزم پایداری و سخت کوشی در تمام طول مسیر است. سه گزارشی که در ادامه برایتان نقل می کنم اهمیت پیش بینی مشکلات و اقدامات به موقع برای جلوگیری از آن ها را نشان می دهد.”

رودز که به مدت پنجاه سال در بانک های تجاری مشغول به کار بوده، نقش مهمی را در برخی از رویدادهای مالی نیم قرن اخیر ایفا کرده است. او در طی هشت درس تجربیات دشوار و گاها تلخ خود را در رابطه با شرایط چالش برانگیز مالی و چگونگی مدیریت این شرایط را با خواننده  در این کتاب به اشتراک می گذارد.

خصوصیات رودز او را به فردی بدل کرده بود که دولت ها، بانک های مرکزی و تجاری به طور مکرر در مواجهه با بحران های بدهی به او مراجعه می کردند و به او لقب بهترین آتش نشان مالی جهان را داده بودند. شما این خصوصیات را در تک تک خاطراتی که رودز بیان می کند، به وضوح می بینید.

در نهایت ویلیام رودز می کوشد که با قلم گیرای خود، ماحصل تمام تجربیاتش در امور مالی، دستاوردها و مشکلاتی که برای حل مسئله در زمان بحران ها و مشکلات کشورها از سر گذرانده را به زبانی عامیانه در کتاب بانکدار جهانی، در دسترس عموم قرار دهد.

با اینوستورنت همراه باشید تا خلاصه ای از این کتاب را با هم بخوانیم. در ادامه به طور خلاصه به بررسی هشت درسی می پردازیم که رودز در این کتاب تاکید زیادی بر آن ها داشته است.

درباره نویسنده

ویلیام رجینالد رودز، معاون ارشد بازنشسته و مشاور ارشد سیتی گروپ و سیتی بانک و همچنین رئیس و مدیر عامل شرکت مشاوران جهانی ویلیام آر رودز و استاد عالی دانشگاه براون است.

ویلیام آر. رودز در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به دلیل رهبری خود در مدیریت بحران بدهی خارجی که کشورهای در حال توسعه و طلبکاران آن ها را در سراسر جهان با یکدیگر درگیر می کرد، شهرت زیادی در دیپلماسی بین المللی به دست آورد. او از آن زمان به عنوان مشاور مورد اعتماد دولت ها، مقامات مالی و شرکت ها در سراسر جهان خدمت کرده است. وی مدیر بسیاری از موسسات انتفاعی و غیرانتفاعی است و نشان ها و افتخارات متعددی را از دولت ها و نهادهای مختلف دریافت کرده است.

نکته ای که باید در نظر داشت این است که به عنوان خواننده کتاب باید آیین رهبری، مدیریت جسورانه، اتخاد تصمیم مقتدرانه، سماجت و پافشاری و استمرار، خستگی ناپذیری، اصول مذاکره، آداب و رسوم کشورهای مختلف و بسیاری از ویژگی های دیگر را که رودز در این دروس با ما در میان می گذارد را همیشه در مواقع حل مسئله و بحران، به یاد داشته باشیم و از آن ها استفاده کنیم.

درس اول، مدیریت جسورانه و مصمم

اولین بحران تحت پوشش رودز مربوط به نیکاراگوئه است، کشوری که در سال ۱۹۷۹ پس از تصاحب قدرت توسط دانیل اورتگا و نیروهایش، دارای بدهی ۶/۱ میلیارد دلاری بود و عددی معادل ۵۸۲ میلیون دلار به ۱۱۵ بانک خصوصی مختلف بدهکار بود. یکی از این بانک ها، سیتی بانک بود. مشکلی که رودز در نیکاراگوئه با آن مواجه شد، دو جنبه داشت. در ابتدا فضای ملتهب و شهر جنگ زده حاصل از شورش چندین ساله ساندنیست ها (دولتی چپ گرا و جدید که بر رژیم محافظه کار و قدیمی به نام سوموزا غلبه کرده بودند و از زمان ورود رودز، سه هفته می شد که قدرت را در دست گرفته بودند.) بود که به شدت چالش برانگیز به نظر می آمد.

نیکاراگوئه - تصاحب قدرت توسط دانیل اورتگا و نیروهایش

به نقل از رودز در بدو ورود به ماناگوئا (شعبه‌ سیتی بانک در این شهر)، یکی از زنان عضو ساندنیست به او گفته بود:

“هواپیمای شما به موقع بلند خواهد شد. در غیر این صورت رهبرم به من دستور داده که به شما تیراندازی کنم!”

جنبه دوم، رهبر جدید یعنی دانیل اورتگا بود که به سازمان ملل اعلام کرده بود:

“بدهی خارجی نیکاراگوئه باید توسط جامعه بین الملل، به ویژه کشورهای توسعه یافته و بالاتر از همه، کسانی که از رژیم سوموزا حمایت می کردند، پرداخت گردد”.

بنابراین رودز نه تنها در مقابل خود دیکتاتوری را می دید که منکر بدهی کشورش بود، بلکه در لحظه ورود، خود او و تمام همراهانش تهدید به مرگ شده بودند. هرچند که رودز مطمئن شد که اگر جان سالم بدر ببرد، حتما دور بعدی مذاکرات را به یک زمین بی طرف خواهد کشاند.

رودز پس از ماه ها مذاکرات فشرده با دولت نیکاراگوئه، سرانجام قرادادی را نهایی‌ کرد که اصل و فرع بدهی ها را به تعویق بیندازند و بازپرداخت بدهی را برای یک دوره دوازده ساله تمدید کنند. هر چند که دوره استقراض مجدد هفت سال است. نیکاراگوئه قرارداد مذکور در پاناما سیتی (زمین بی طرف بعد از مشکل ماناگوئا) را با قلمی طلایی امضا کرد، اما وکیلشان یک عبارت اسپانیایی را با این مفهوم در قرارداد نوشت:

“شما می توانید مرا وادار به امضاء کنید، اما هرگز نمی توانید مرا وادار به پرداخت کنید.”

درسی که بیل رودز در این قسمت سعی دارد با شما به اشتراک بگذارد این است که وقتی با چالش، دشمنی، تردید، آشوب، تهدید و مواردی از این قبیل مواجهه می شوید، نیازمند آن هستید که همچون مدیری شجاع، تصمیمات جسورانه ای بگیرید و تا آخرین لحظه برای پیروزی در بستن قرارداد تلاش کنید و چنانچه اقدامتان به شکست انجامید، مسئولیت آن را برعهده بگیرد.

هرچند بیل می گوید که شاید شما نتوانید با فردی مثل فیدل کاسترو برای موفقیت در عقد یک قرارداد شرط بندی کنید و یک جعبه از سیگارهای کوهیباس (سیگار مورد علاقه فیدل کاسترو) به عنوان پاداش از او دریافت کنید؛ اما مهم‌ این است که بدانید شما در نهایت پس از پیروزی یا شکست در چنین شرایطی تمام تلاشتان را کرده اید و بهترین مدیر، رهبر و تصمیم گیرنده ای بوده اید که می توانست وجود داشته باشد.

  • چین، بانک توسعه گوانگدانگ

یکی دیگر از نمونه های قبول مسئویت و اتخاذ تصمیم برخلاف توصیه ها، کشور چین بود. ( کشوری که پیشینه فعالیت بانک سیتی گروپ در آنجا به بیش از صد سال می رسید). هدف بیل رودز کسب سهام یکی از بانک ها در این کشور بود؛ یعنی سهام بانک توسعه گوانگدانگ (Guangdong) که بیش از پانصد شعبه در چین داشت و دارایی اش بالغ بر ۹/۴ میلیارد دلار بود و بیش از ۱۲ هزار کارمند در تمام شعب آن مشغول به انجام وظیفه بودند.

بیل رودز خرید سهام بانک توسعه گونگدانگ را به عنوان آخرین و بهترین فرصت می دید؛ چرا که سیتی گروپ سهام بانک ارتباطات و سهام بانک عمران را از دست داده بود. در سهام بانک توسعه پودونگِ شانگهای که در سال ۲۰۰۳ مالک ۵ درصد آن بودند، ارزشش به ۷۷۹/۳ تنزل پیدا کرده بود و تمایل سیتی برای افزایش سهام در بانک شانگهای پودونگ هنوز مورد موافقت ناظران قرار نگرفته بود. بنابراین، او گمان می کرد که خرید سهام گوانگدانگ فرصتی منحصر به فرد برای پیشرفت است.

Guangdong development bank

هدف سیتی‌ بانک اساساً کسب سهام مدیریتی بود. اما چین قصد نداشت که در قانون خود بازنگری کند و اجازه نمی داد افراد و موسسات خارجی، مالک بیش از ۲۰ درصد سهام بانک ها در چین بشوند.

پس از ماه ها مذاکره، چینی ها سکوت اختیار کرده بودند که در پس آن ترفندی بود. چینی ها که به بهانه‌ بازنگری در مسئله سهام مدیریتی برای کشورهای خارجی، مذاکرات را معلق نگه داشته بودند، هدف اصلیشان این بود که تا زمان اعلام کمسیون نظارت بانکداری چین در پکن، مبنی بر مشخص کردن میزان مالکیت سهام توسط موسسات خارجی، توجه سرمایه گذاران خارجی را جلب کنند و قیمت هایی را که موسسات از جمله سیتی مایل به پرداخت بودند، بالا ببرند.

در نهایت مراسم امضاء، برای ساعت ۴ بعدازظهر ۱۶ نوامبر سال ۲۰۰۶ در ساختمان اجرایی بانک توسعه گوانگدانگ برنامه ریزی شد. دولت محلی از غول بزرگ رسانه ها CCTV و ده ها خبرنگار از سراسر خبرگزاری های جهان دعوت کرده بود که شاهد امضاء قرارداد باشند. «داوجونز»، «بلومبرگ»، «رویترز» و خبرنگاران چینی از تمام نشریات بزرگ چین در آنجا حضور داشتند.

اما به نظر مشکلی وجود داشت. شک و تردید درباره عملی نبودن امضای قرارداد هر لحظه بیشتر می شد. وکلای تمام طرفین از اتاقی به اتاق دیگر می شتافتند تا مفاد نهایی را به اطلاع شرکای چینی برسانند. به همین دلیل مراسم امضاء به ساعت ۷ موکول شد.

عقربه های ساعت که به ۸ عصر نزدیک شد، بیل خطر را احساس‌ کرد. اگر توافق صورت نمی گرفت سهامداران، سیتی و سفیر آن ها یعنی بیل را شماتت می کردند و چنین شکستی اهداف آتی سیتی گروپ را در چین به مخاطره می انداخت. شرمندگی بزرگی به بار می آمد و تصویر صد ساله سیتی در چین به خطر می افتاد.

در نهایت بیل دستور داد:

“انجامش دهید. من و هیئت مدیره مسئولیتش را برعهده می گیریم.”

پس از امضای قرداد بین طرفین در میان انبوهی از دوربین های عکاسی، وکلای سیتی او را از ردیف جلو بیرون کشیدند و به او گفتند:

“این کار، بدترین کاری بود که تا به حال انجام داده‌ بودی”

اما بیل بر عقیده اش پافشاری می کرد و به تصمیمی که در آن شرایط اتخاذ کرده بود، اطمینان داشت. این تصمیم درست بود و بهتر شدن ترازنامه های بانک توسعه گوانگدانگ و سود نهایی حاصله و در نهایت امضای موافقتنامه توسط شریک چینی، گواهی بود بر درستی تصمیمی که بیل رودز برخلاف عقیده وکلا و سرمایه گذاران اتخاذ کرده بود.

این نمونه ثابت می کند که شما در مواردی که درگیر چالش های مدیرتی می شوید؛ یعنی زمانی که عقاید همکارانتان برخلاف عقاید و باورهای شماست و آشفتگی هایی پیش رو دارید، باید شهامت به خرج دهید و اعتقادات خود را حفظ کنید، از تصمیمتان کوتاه نیایید تا در پایان پاداشی دریافت کنید که لایق آن هستید.

درس دوم، پیش بینی مخاطرات

اگر بصیرت داشته باشیم و آینده نگری کنیم، اجازه نخواهیم داد موقعیتی کوچک به بحرانی بزرگ بدل شود. اما لازمه این بصیرت، پایداری و سخت کوشی است.

در اوایل دهه نود میلادی، جهان یک بحران مالی را تجربه می کرد. این بحران شامل افزایش قیمت نفت خام و مشکلاتی در بخش خصوصی املاک و خرید سهام بدهکاران می شد. سیتی گروپ در سال ۱۹۹۰ مبلغی معادل ۵.۸ میلیارد دلار از دست داد و پس از آن در سال ۱۹۹۱ یک زیان خالص ۴۵۷ میلیون دلاری را در رزومه خود ثبت کرد و برای اولین بار، پرداخت سود سهام را معلق گذاشت.

از آنجایی که بانک ها بازتابی از شرایط پر‌مخاطره پیرامونشان هستند، سیتی بانک تصمیم گرفت تا در آینده خطرات فراگیر را مشاهده و خنثی کند. در نتیجه سیتی‌ بانک با برگزاری جلسات پیاپی به رهبری بیل رودز که در آن زمان مسئول ارشد کنترل ریسک بود، تلاش کرد از سناریوی “چه می شود، اگر” استفاده کرده و خطرات را دائما رصد کند.

سیتی گروپ به رهبری بیل رودز در خط مقدم مشکلات، از طریق سناریوهای آینده‌ پژوهی خود در ارتباط با خطرات و برنامه ریزی برای جلوگیری از بحران، بار دیگر توانست با پیشگویی بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷، به دستاورد بزرگ دیگری برسد. این دستاورد به این دلیل قابل توجه بود که سیتی دارای ۹۳ شعبه در ۱۳ بازار آسیایی (به جزء هند و پاکستان) بود.

در اواخر سال ۱۹۹۴، یعنی دو سال و نیم قبل از بحران مالی آسیا، “پل کراگمن” برنده نوبل اقتصاد، ستون نویس نیویورک تایمز و اقتصاددان برجسته با انتشار مقاله ای در یکی از پر نفوذترین نشریه های سیاسی به نام فارِن افرز (Foreign Affairs)، در ارتباط با بحران مالی و خطر ترکیدن حباب هشدار داد. کراگمن نیز از نظرات بیل رودز مبنی بر بحران قریب الوقوع آسیا حمایت کرد، چرا که رودز را همه می شناختند و فردی آینده نگر بود.

اوضاع آسیا از سال ۱۹۹۴ رو به وخامت گذاشت. تایلند کسری بالایی در حساب تجاری خود داشت و سیستم مالی آن به شدت ضعیف بود و در بخش املاک و مستغلات بیش از حد وام داده بود. کره جنوبی نیز وضعیت مناسبی نداشت و بیش از ۵۰۰ درصد بدهی داشت. اندونزی، مالزی و دیگر کشورها نیز از وضعیت خوبی برخوردار نبودند. بیل رودز که از پیش یک فاجعه مالی را پیش بینی کرده بود، به همراه تیمش هشدارهای خود را به سرپرستان تجاری بخش آسیا اعلام کرد. رودز معتقد بود:

“از کار انداختن موتور اتوموبیل در گرماگرم مسابقه از منظر کسی که در میدان مسابقه است، احمقانه به نظر می آید. ولی ما در نیویورک می دانستیم که تصادف نزدیک است.”

هرچقدر که وضعیت وخیم تر می شد، رودز هشدارهای بیشتری را در جامعه مالی جهانی اعلام می کرد. رودز با انتشار مقاله ای در فایننشیال تایمز و یک سخنرانی در بانک توسعه اینتراِمریکن و اعلام خطر به بسیاری از افراد مشهور دیگر، نگرانی خود را نسبت به بحران آسیا بیان کرد که گاهاً گوش شنوایی برای این پیش بینی ها نبود.

مثال بارز آن تماس تلفنی جف شافر معاون خزانه داری آمریکا در امور بین الملل، به فردی به نام آیسوک ساکاکی بارا بود که در آن زمان ریاست امور مالی بین المللی را در وزارت دارایی ژاپن برعهده‌ داشت. (ساکاکی بارا را به علت سیاست هایش که غالباً ارزش ین ژاپن (JPY) را در برابر دلار (USD) تغییر می داد، به نام آقای “ین – Yen” می شناختند.)

در نهایت در ژوئیه ۱۹۹۷ بحران فرود آمد، ولی سیتی بانک از آن جان سالم بدر برد و توانست مشتریان خود را گسترش داده و رقبا را عقب براند.

در این درس بیل رودز سعی داشت تا از شما بخواهد اگر می خواهید میلیون ها دلار از پول خود و شهرتان را حفظ کنید، باید خطرات را شناسایی کرده و برای غلبه بر آن ها اقدام کنید؛ نسبت به هشدارها به هوش باشید و با اجرای سیستمی درست، تا حد ممکن از عوارض بحران ها بکاهید.

  • اروگوئه

اروگوئه کشوری با شاخص های باثبات مالی و نرخ اوراق قرضه سرمایه گذاری پایدار تا فوریه سال ۲۰۰۲ بود. پس از گذشت مدتی از سه ماهه اول سال، آرژانتین در پی بحران خود دست به اقدامی زد که عواقب آن اقتصاد اروگوئه را دچار چالشی جدی کرد. آرژانتین به دلیل گرفتاری در بحران، تنها پولی که می توانست از آن استفاده کند را از حساب های پس انداز خود در اروگوئه برداشت کرد. حجم پول برگشتی آنقدر انبوه بود که نیمی از پس اندازها را در برمی گرفت. پس از چنین اقدامی توسط آرژانتین هجوم مردم به بانک ها آغاز شد و به سقوط ارزش پزوی اروگوئه انجامید. این هجوم ۸۰ درصد ذخایر خارجی را بلعید.

اروگوئه پیش از چنین اتفاقی درگیر مسائل مالی دیگری بود که منجر به ضعف اقتصاد این کشور شده بود. در راس این مشکل، کاهش تقاضا در آرژانتین و برزیل برای محصولات اروگوئه بود. در سال ۲۰۰۱، تب برفکی گریبان صنعت دامداری اروگوئه را گرفت و صادرات گوشت (۲۰ درصد کل صادرات کشور) تا انتهای سال متوقف شد.

اقتصاد اروگوئه ۲ درصد در سال ۲۰۰۱ و بیش از ۱۰ درصد در سال ۲۰۰۲ افت کرد. نرخ بیکاری تا ۲۰ درصد رشد کرد، تورم افسارگسیخته بالا رفت و بازپرداخت بدهی خارجی دو برابر افزایش یافت.

رئیس جمهور وقت اروگوئه “جرج باتل” بود. کشور او، نیازی محرز به کمک های مالی صندوق بین المللی پول داشت تا بی آنکه ضربه ای عظیم بر بستانکاراش وارد کند، بازپرداخت بدهی را استقراض مجدد کند. اما مسئله اینجا بود که صندوق بین المللی پول از پرداخت وجه مورد نیاز اورگوئه امتناع کرد. پس از آن مشکلات یکی پس از دیگری ضربه مهلک تری بر پیکر اقتصاد اروگوئه وارد می کردند. هجوم به بانک ها در اواخر ژوئیه چنان شدت گرفت که دولت چاره ای جز بستن و اعلام تعطیلات نداشت. اعتصاب ها شکل گرفت و خشونت در تمام کشور سایه افکند.

جرج باتل که از شرایط به وجود آمده به سطوح آمده بود، با نا امیدی با بیل رودز تماس گرفت چرا که می دانست بیل رابطه کاری خوبی با “هورست کوهلر”، مدیر عامل صندوق بین المللی پول دارد. رودز قبلا یکبار در سال ۱۹۸۳ و بار دیگر در ارتباط با اوراق قرضه (Bond) “برادی -Brady” بدهی های این کشور را استقراض مجدد کرده بود و می دانست که این کشور همیشه به تعهداتش پای بند است.

“برادی- Brady” اوراق بهادار دلاری بود که عمدتا در اواخر دهه ۱۹۹۰ توسط کشورهای آمریکای لاتین صادر می شد. نام نیکولاس برادی، وزیر خزنه داری وقت آمریکا را به این اوراق دادند که توافقی جدید برای کاهش بدهی های کشورهای در حال توسعه پیشنهاد کرد.”

در نهایت رودز تصمیم گرفت که به یاری اروگوئه بشتابد؛ چرا که می دانست بحران این کشور فقط بحران نقدینگی است، نه بحران سوء مدیریت اقتصادی. به همین دلیل بیل در طی تماسی با کوهلر، اروگوئه را کشوری قابل اطمینان در زمینه وام گیری معرفی کرد و در نهایت طی مکاتبات و پیگیری های وی و هشدارهایی که در ارتباط با سرایت بیماری اقتصادی اروگوئه به سایر کشورها داد، صندوق بین المللی پول مبلغ ۸/۲ میلیارد دلار اعتبار را راهی اروگوئه کرد.

اگر رودز پافشاری نکرده بود، اروگوئه از بحران بیرون نمی آمد. این کشور به بانکداری مجرب و فردی نیاز داشت که اهرم فشار را در صندوق بین المللی پول در دست داشته باشد.

  • روپرت مردوک

خبرگزاری مردوک با درآمد ۴/۱ میلیارد دلار، عددی معادل ۶/۷ میلیارد دلار به بستانکارانش مقروض بود. این بدهی در مقایسه با شرکتی کوچک، بسیار زیاد بود. سیتی بانک، به تنهایی ۸۳۲ میلیون دلار طلبکار بود. ارزش این شرکت طبق قوانین مالی استرالیا ۲۶ میلیارد دلار تخمین زده شده بود که به هیچ عنوان واقعی به نظر نمی رسید. طبق استانداردهای جدی تر مالی آمریکا، ارزش این خبرگزاری حدوداً ۸/۳ میلیارد دلار بود یعنی دقیقاً نصف آنچه به بستانکاران بدهکار بود.

روپرت مردوک (Rupert Murdoch) فردی بود که علاقه زیادی به بانکداران نداشت و دارایی های زیادی داشت، مثل: تایمز لندن، شبکه تلویزیونی اسکای در بریتانیا، انتشارات ترای انگل (Triangle Publishing)، انتشارات زیف (Ziff)، صاحب ۲۰ درصد از شرکت پیرسون که مالک فایننشیال تایمز است، انتشارات هارپر اند رو (Harper & Row)، ۳۰ درصد از کمپانی فاکس و بنیانگذار شبکه‌ تلویزیونی فاکس بود که هفته ای دو میلیون دلار در ضرر بود.

مردوک می دانست که به دردسر افتاده و پس از بررسی پیشینه رودز از او درخواست کمک کرد. رودز آگاه بود که خبرگزاری آنچنان بزرگ است که سقوطش می تواند تاثیر جدی بر اقتصاد بین الملل بگذارد. به همین دلیل رودز می بایست به همراه تیم خود بدهی های مردوک را استقراض مجدد کند. این کار کمی سخت به نظر می رسید چرا که بانک ها نگران ورشکستی بودند و توانمندی مردوک در اداره خبرگزاری زیر سوال رفته بود.

در نهایت پس از تلاش های بسیار رودز در متقاعد کردن بانک ها برای توافق روی مسئله استقراض مجدد، اول فوریه ۱۹۹۱ به سازش رسیدند و ۶/۷ میلیارد دلار اعتبار برای سه سال آتی تمدید شد که پس از آن روپرت مردوک در وصف رودز چنین سخن گفت:

“وقتی زمان واقعی تصمیم گیری فرارسید، بیل وارد شد و ما را از خطر عبور داد. بیل با سخت کوشی مصرانه، روابطی شایسته ایجاد می کند. همه بیل را می شناسند، همه به بیل اعتماد دارند.”

طی این تجربه، بیل رودز سعی داشت اهمیت تاثیر تصمیمتان در آینده را به شما گوشزد کند و از شما می خواهد از خودتان بپرسید که اگر من راه کاری ارائه ندهم، این شرایط در سه ماه آینده، شش ماه آینده، یک یا دوسال آینده به کجا خواهد رسید؟ در صورت بروز چنین شرایطی، خطر را ارزیابی کنید، تاثیر و نتیجه کار را بیازمایید، آن‌ را پیش بینی کرده و بر اساس این پیش بینی وارد عمل شوید.

درس سوم، اجرای کار در موعد مقرر و استفاده صحیح از امکانات

رودز در این درس از از اهمیت مصمم بودن در مسیر نیل به هدف سخن می گوید. او معتقد است که شما هیچگاه به اندازه کافی زمان در اختیار ندارید؛ پس زمانی که باید همه کارها را در موعد مقرر به ثمر برسانید، هیچ چیز مهم تر از اراده ای مصمم نیست.

  • ممیز ارزی

سیتی بانک علیرغم ویژگی های متفاوتی که نسبت به بانک های دیگر داشت، در سال ۱۹۹۱ دچار مشکلی شد که بسیاری از افراد این سوال را داشتند که آیا این بانک زنده خواهد ماند یا خیر.

در شرایطی که املاک و مستغلات در رکود به سر می بردند، سیتی بانک به شدت در معرض آن قرار گرفت و با توجه به زیان هایی که در گزارشات بانک ها منتشر می شد و هجوم سپرده گذاران برای برداشت از شعب مختلف بانک ها، این سوال ایجاد شده بود که آیا سال بعد چنین مشکلی گریبان گیر سیتی خواهد شد یا خیر؟

در این میان فردی به نام جان دینگل (Rep. John Dingell) که ریاست کمیته انرژی و بازرگانی را برعهده داشت، در یک سخرانی در ارتباط با ممانعت بانک ها از گسترش معافیت های تجاری سخن گفت که صحبت های وی ترسی به جان بازارها در خصوص سیتی بانک انداخت و موجب سقوط سهام سیتی شد.

دینگل گفت:

“سیتی بانک از نظر فنی ورشکسته است و برای بقاء دست و پا می زند.”

گفته های دینگل توسط مدیر ارشد سیتی بانک تکذیب شد و به مردم اطمینان داد که سیتی نقدینگی کافی را در اختیار دارد. حتی هیئت مدیره شرکت بیمه سپرده های فدرال جایگاه سیتی را استوار دانست و کاهش ترس در بازار نسبت به وضعیت سیتی دیده می شد. اما هنگ کنگ تنها جایی در جهان بود که ترس در آن ها همچنان وجود داشت و دلیل آن نیز بسته شدن شعبه محلی بانک بین المللی اعتبار و تجارت (Bank Of Credit and commerce International) بود. بنابراین، هنگ کنگ نسبت به هر نوع شایعه ای در خصوص ورشکستگی بانکی دیگر، واکنش نشان می داد.

در نیمه سوم سال ۱۹۹۱، سیتی گروپ ضرری بالغ بر ۸۵۵ میلیون دلار را متحمل شد و برای اولین بار از سال ۱۸۱۳، سود سهام خود را حذف کرد. در این میان بازرسی سخت گیر به نام بارتون که به دلیل به دام انداختن ۵ بانک دیگر به خود می بالید، سیتی را هدف قرار داد.

رودز مانند همیشه، بار دیگر در این بحران به فریاد سیتی رسید. رودز در طی یک دوره ۱۸ ماهه، با تلاش های شبانه روزی، ۴ میلیارد دلار از وام های بد سیتی را حذف کرد. اما چه اتفاقی افتاد؟

در آن روزها بیشتر بانک ها به جای حذف بدهی های خود، پول را ذخیره می کردند تا در روز مبادا از آن برداشت کنند. یعنی اگر شما ۱۰۰ میلیون دلار وام داشتید و فکر می کردید تمام پولی که به شما باز می گردد، ۴۰ میلیون دلار است، ۶۰ میلیون دلار بقیه را قلم می گرفتید و اگر بیشتر از این مقدار به حساب شما باز می گشت، آن را به حساب درآمد انتقال می دادید.

اما رویکرد سیتی به رهبری رودز نسبت به اکثر بانک ها، مانند همیشه متفاوت بود. رودز معتقد بود که اگر بانک ها جسارت بیشتری داشته باشند و بدهی های خود را قلم بگیرند، شاید ترازنامه هایشان بدتر به نظر برسد و ذخایر چندان زیاد نباشد، اما در اصل شما سازمان سالم تری خواهید داشت.

تغییر حسابداری فوق به بانک ها اجازه می داد که ۱۰۰ میلیون دلار دارایی و ۶۰ میلیون دلار ذخایر را در حساب های خود نگه دارند. رودز بیان می دارد که این عمل باعث می شود که این بانک ها در چشم افراد نا آگاه به دلیل ذخایر بزرگتر، بسیار قدرتمند به نظر آیند. اما در اصل آن ها ضعیف تر بودند. همه موارد فوق نشان از اهمیت حسابداری در اصول سرمایه گذاری و بانکداری دارد.

رودز در این درس نشان داد که حسابداری در نهایت یک تئوری است و چه بانک ها به ذخایر خود بیافزایند و چه این کار را انجام ندهند، آن هایی که چشم های آموزش دیده دارند، فریب هیچ حیله حسابداری را نخواهند خورد.

  • وضعیت بحرانی

گروه های زیادی برای بهبود وضعیت بحرانی مکزیک بسیج شده بودند. بیل رودز هم به عنوان سرپرست کمیته استقراض مجدد مکزیک، در راس امور قرار داشت. چنین کمیته هایی، معمولا از دوازده بانک تشکیل می شد که از سوی صدها یا گاهی هزاران بانک، مذاکره می کنند.

“بمب بدهی” نامی بود که برای بحران سال ۱۹۸۲ انتخاب کردند. بدهی مکزیک ۴۴ درصد از کل سرمایه نُه تا از بزرگترین بانک های آمریکایی بود. این کشور نیاز ۸/۳ میلیارد دلاری به استقراض مجدد بدهی داشت که بی سابقه بود. اما مشکلی وجود داشت. صندوق بین المللی پول تنها می توانست سالانه بودجه ۱/۳ میلیارد دلاری را تامین کند. حداکثر مبلغی که سایر کشورها به عنوان کمک جانبی می توانستند راهی مکزیک کنند نیز فقط ۲ میلیارد دلار بود؛ اما ۵ میلیارد دلار دیگر باقی می ماند.

مشکلی دیگری که وجود داشت مهلت مقرر تامین پول تا ۲۵ دسامبر بود. ۲۵ بستانکار بزرگ فقط ۲ میلیارد دلار تامین می کردند. دو میلیارد دلار بقیه باید از ۷۵ بانک کوچکتر تامین می شد، اما یک میلیارد دلار نهایی باید از سوی بیش از چهارصد موسسه دیگر در سرتاسر جهان بدست می آمد که کار بسیار سختی بود.

رودز راه حلی را به “دی ژاک لاروزیر”، مدیرعامل صندوق بین المللی پول پیشنهاد کرد که راه حل هفت درصدی نام گرفت. قبل از ارائه این راه حل توسط رودز، لاروزیر خواستار افزایش ۹ درصدی مبلغ بستانکار از جانب بانک ها بود، اما رودز می دانست که این عدد آنقدر بالاست که نمی توان موافقت بسیاری از بانک ها را بدست آورد و او عدد ۵ درصد را پیشنهاد کرد، اما در نهایت راه حل هفت درصدی به تصویب رسید.

رودز همچنین با تغییر درصد پیشنهادی دیگری که از جانب لاروزیر اعلام شده بود، توانست دستاورد دیگری در این نبرد سخت بدست بیاورد. این بار رودز می دانست که اگر درصد قابل توجهی از بانک ها (جمع حیاتی) تا پایان سال موافقت می کردند، می توانست رو به جلو حرکت کند. اما لاروزیر درصد مشارکت بانک ها برای تشکیل جمع حیاتی را ۹۰ درصد در نظر گرفت که در نهایت با پیشنهاد رودز عدد ۸۰ درصد به توافق رسید.

بیل رودز بی وقفه تلاش کرد تا این مشکل را حل کند و در نهایت در ۱۵ مارس سال ۱۹۸۳ قرارداد امضاء شد و ۵ میلیارد دلار نهایی بدست آمد.

  • آرژانتین، طرح برادی (Brady) 

رودز در ادامه این درس با داستانی از بحران آرژانتین به شما نشان می دهد که اگر می خواهید معامله ای به انجام برسد، باید شیوه خاصی را در پیش بگیرید. باید استقامت داشته باشید و تا زمانی که هدف پروژه تامین شود، از همه نیروها استفاده کنید. در صورت لزوم بیدار بمانید و با بخش دولتی و سهام داران هماهنگ باشید تا بتوانید معامله را به بهترین نحو ممکن مدیریت کنید. او بار دیگر در این درس اثبات می کند که سرسختی و مصر بودن به ثمر می رسد.

در اوایل سال ۱۹۹۲، رودز ریاست کارگروهی متشکل از ۱۳ موسسه بانکی بین الملی و دولت آرژانتین را عهده دار بود تا ۳۱ میلیارد دلار اوراق بهادار برادی (Brady) را برای استقراض مجدد آرژانتین نهایی کند. در آوریل سال ۱۹۹۱، “دومینگو کاوالو”، وزیر اقتصاد طی طرحی به نام تبدیل پذیری قصد داشت تا نرخ هر یک پزو آرژانتین را با یک دلار تصویب کند و رشد پولی را به رشد ذخایر محدود کند. این طرح با وجود تهاجمی بودن، در قدم اول جواب داد. تورم افسار گسیخته سالیانه پنج هزار درصدی، دو رقمی شد و رشد اقتصادی از سر گرفته شد.

Tyoical Brady Bond Structure

آرژانتین از جانب خزانه داری آمریکا و بانک هایی که از آرژانتین طلب پول داشتند، تحت فشار بود. رودز مجدداً وارد میدان شد تا این مسئله را حل کند. علیرغم سختی مذاکرات و پیشروی در توافق نامه ای که باید اتفاق می افتاد، شرایط رفاهی نیز در وضعیت نامناسبی قرار داشت. هوای اتاق کنفرانس انتخاب شده به شدت گرم بود و فاقد پنجره. هیچ کامپیوتری برای گزارش پیشرفت مذاکرات وجود نداشت. حتی دستگاه فاکس هم به خوبی کار نمی کرد. رودز تعیین کرده بود که تا زمانی که معامله قطعی نشده باشد، کسی اجازه خروج از اتاق کنفرانس را جز برای ناهار و استحمام ندارد. این حجم از فشار کاری به این علت بود که توافق نامه باید در طی سه روز به نتیجه می رسید.

دوشنبه آن هفته روزی بود که باید معامله انجام می گرفت. اکثر شرکت کنندگان به اصرار رودز، شنبه شب بیدار ماندند. پس از یک شب طاقت فرسا و بی خوابی، یکشنبه فرا رسید و مجددا باید همان پروسه تکرار می شد. رودز احساس می کرد که استیصال را در چهره شرکت کنندگان می بیند که حاضر هستند برای اندکی استراحت هر چیزی را بپذیرند. او می دانست که بیشترین پیشرفت در همین زمان میسر است و مصرانه معتقد بود که هیچکس نباید تا قبل از اتمام مذاکرات جلسه را ترک کند.

این مسئله یک رویدادی عمومی بود و شکست خوردن در آن، گزینه روی میز نبود؛ چرا که توقعات همه در آن بالا بود. بیل می دانست که با پافشاری، تداوم و سرسختی بی وقفه موفق خواهد شد.

در نهایت در روز دوشنبه رودز موفق شد به معامله ای دست یابد که ۲۳ میلیارد دلار از بدهی آرژانتین و ۸ میلیارد دلار از بهره های معوقه آن را پوشش می داد؛ در مقابل آرژانتین تعهد کرد که ۴۰۰ میلیون دلار را نقد و ۳۰۰ میلیون دلار را به صورت وثیقه های کوتاه مدت پرداخت کند تا بهره های معوقه را بپردازد و اوراق قرضه بدون پشتوانه ۱۲ ساله را برای باقی مانده بهره پرداخت نشده، صادر کند.

رودز بار دیگر اثبات کرد که با تمام مشکلاتی که می تواند وجود داشته باشد، سرسختی و تداوم شاه کلید دستیابی به اهداف بزرگ است.

درس چهارم، تاختن به قلب مشکل

شما همیشه نمی توانید از پشت میز کارتان یا حتی با استفاده از تلفن و تماس های مکرر مسائل را حل کنید. گاهی تنها راه حل مشکل، تاختن به قلب موضوع است. مهم نیست که این مسئله در کدام نقطه از این کره خاکی قراردارد، شما باید با رفتن به مرکز مشکل، بر دیدگاهتان تاکید کنید و پایانی متفاوت ایجاد کنید.

  • برزیل

برزیل به عنوان یکی از قربانیان بمب بدهی آمریکای لاتین در سال ۱۹۸۲ دچار مشکل شد؛ به همین دلیل در سال ۱۹۸۳ به دنبال بسته تنفسی می گشت که این بسته شامل ۴ پروژه بود. پروژه آخر که نیازمند ۱۰ میلیارد دلار برای تامین اعتبار خطوط بین بانکی برای بانک های برزیل در خارج بود، در ژوئن ۱۹۸۳ به بن بست رسید.

در آن زمان بیل رودز مشغول حل بحران مکزیک، آرژانتین و اروگوئه بود. “والتر وریستون”، مدیرعامل سیتی از جانب “پل ولکر”، رئیس هیئت مدیره فدرال از رودز خواست که علیرغم تلاش های شبانه روزی که انجام می دهد، برای حل مشکل برزیل نیز مداخله کند. همه به بیل و مهارت های وی نیاز داشتند، هم سیستم بانکی و هم سیتی گروپ به شدت محتاج کمک های رودز بودند.

پس از اولین شکست پروژه چهارم، رئیس بانک مرکزی برزیل، “کارلوس لانگونی” که تنها ۳۶ سال سن داشت، اما از نظر علمی به جایگاه برجسته ای دست یافته بود، پیشنهادی برای حل مشکل برزیل ارائه کرد. او گفت برزیل باید مجاز باشد تا برای بهره هایش مجدداً سرمایه گذاری کند. یعنی بهره مقرر به اصل بدهی افزوده شود، به جای آنکه فوراً موقع سر رسید پرداخت گردد.

پیشنهاد لانگونی از نگاه رودز مشکلاتی داشت که به شرح ذیل بود:

  1. بانک های بزرگ و ناظران آمریکایی معتقد بودند که این اقدام پیشنهادی لانگونی به معنای باخت است.
  2. رودز معتقد بود که برزیل به پول نقد نیاز دارد و معوق کردن پرداخت ها فقط به معنای انتقال مشکلات به آینده بود.
  3. رودز باور داشت که چنانچه برزیل خواهان حل مشکل است، باید به انضباط مالی اجباری می رسید.

برزیل برای دستیابی به شرایط تعیین شده از جانب صندوق بین المللی پول، دست به اقداماتی زد که منجر به اعتصابات گسترده شد. ده ها هزار معترض در خیابان های ریودوژانیرو شعارهایی نظیر مرگ بر صندوق بین المللی پول و مخالف اجرای تعلیق سر می دادند.

بیل رودز در میان این بحبوحه برای حل اختلاف بین برزیل و صندوق بین المللی پول به این کشور سفر کرد و در همان شب با وزیر برنامه ریزی و وزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی برزیل سر میز شام نشست تا پیشنهاداتی مبنی بر حل مشکلات این کشور بدهد. بیل می دانست که برای نهایی شدن پروژه چهارم، صبر بیش از این جایز نبود چرا که نه می توانستند بانک ها را در این مسیر نگه دارند و نه می توانستند مانع بانک ها شوند تا خطوط داخلیشان را قطع نکنند.

در نهایت با پیگیری ها و مذاکراتی که رودز با سران کشور برزیل داشت، توافقی بین این کشور و صندوق بین المللی پول شکل گرفت. این قرارداد برزیل را متعهد می کرد ماهی یکبار به صندوق گزارش دهد و تاخیر زمانی برای محاسبه ارقام رسمی را به سه هفته کاهش دهد. در عوض صندوق بین المللی پول وامی که برزیل برای خروج از بحران به آن نیاز داشت را تامین کرد.

  • کره جنوبی

بدترین بحران مالی آسیا در تابستان سال ۱۹۹۷ رخ داد. کشورها یکی پس از دیگری دچار معضل های مالی می شدند. در تایلند هر دلار به ۲۵ بات (واحد پولی تایلند) رسید و سقوط شدیدی را تجربه کرد. دیری نپایید که بحران به کشورهای کره جنوبی، اندونزی، مالزی و سایر کشورها رسید. رهبران مالی جهان به همراهی صندوق بین المللی پول جمع شدند تا جلوی شیوع این بحران را در سرتاسر منطقه بگیرند و دقیقا رودز در همین زمان وارد میدان شد.

در کره جنوبی نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام ده تا از بزرگترین شرکت ها مانند: کیاموتورز، دوو، هانبو و… از ۵۰۰ درصد تجاوز می کرد. بالا بودن نرخ بدهی، نهادهای مالی کشور را در آستانه نکول قرار داد. بازارهای سهام سقوط کردند و ارزش وون کره در طی این بحران از ۸۰۰ وون به ازای ۱ دلار به ۱۷۰۰ وون به ازای یک دلار رسید که اوضاع را وخیم تر کرد. شرایط ماه به ماه رو به وخامت می گذاشت به طوری که در ۳۱ دسامبر ذخایر ارز خارجی دولت کره جنوبی به زیر ۱۰ میلیارد دلار رسید و موعد پرداخت وام ها رسیده بود. زنان کره جنوبی جواهرات خود را می فروختند و به دولت می دادند تا کشور را از سقوط نجات دهند.

South Korea central bank

در این میان انتخابات ریاست جمهوری کره جنوبی برگزار شد. فردی به نام “کیم دای جونگ” که پس از سه بار شکست در انتخابات و به دلیل مخالفتش با حکومت اقتدارگرا لقب “نلسون ماندلای آسیا” گرفته بود، در آن سال به ریاست جمهوری برگزیده شد.

بیل رودز می دانست که برای موفقیت در توافقنامه استقراض مجدد، بدون اطلاع از واکنش کیم، هیچ معامله ای را نمی توانست به نتیجه برساند. به همین دلیل سوار هواپیما شد و به مقصد سئول پرواز کرد. رودز در طی ملاقاتی با کیم به او گفت که بانک های سراسر جهان آماده هستند تا از کره جنوبی حمایت کنند و این تنها در صورتی بود که کیم به آن ها اطمینان می داد که موازین سخت و جدی صندوق بین المللی پول را به عنوان شرط اعطای کمک می پذیرفت. کیم به رودز قول داد که می تواند این اطمینان را به رودز و بانک ها بدهد.

در نهایت طی تلاش های رودز توافقی برای استقراض مجدد بدهی های کره جنوبی اتفاق افتاد و راه را برای بازگشت سریع کره جنوبی به بازار اوراق قرضه بین المللی باز کرد. کره جنوبی طی دو سال، ترمیم حیرت انگیزی را از سرگذراند. شاخص بازار سهام کره که طی مدت بحران به زیر ۲۸۰ در سال ۱۹۹۸ رسیده بود، بعد از یک‌ سال رقم ۱۰۰۰ را تجربه کرد.

رودز مجدداً نشان داد که برای حل یک مسئله گاهی نیاز داریم به اصل رجوع کنیم و به قلب مشکل بتازیم.

درس پنجم، پافشاری بر آنچه که حق است

در این درس می آموزید که رودز چگونه برای آنچه حق است پا فشاری کرده و شهامت داشته است. خواهید آموخت که هنگام رویارویی با تهدیدات میدان مبارزه را ترک نکنید و برای تلاشی دراز مدت که نیازمند حمایت دیگران است، از ابزار اجتماعی بهره بگیرید. باید بیاموزید که نوشته های اعتراضی را در بیانیه ها منتشر کرده و سخنرانی کنید تا به آنچه که حق است، دست‌ یابید.

  • روبرت موگابه

“در آستانه دوران جدید”، نام یک گردهمایی اقتصاد جهانی بود که در “کیپ تاون” برگزار شد و رودز وظیفه اداره سخنگویان و نگه داشتن آن ها در چارچوب زمانی معین را برعهده داشت. این گردهمایی اندکی پس از انتخاب “نلسون ماندلا” به عنوان رئیس جمهور آفریقای جنوبی در ژوئن سال ۱۹۹۴ برگزار شد.

سخنرانان این نشست روبرت موگابه رئیس جمهور زیمباوه، یوآکیم چیسانو رئیس جمهور موزامبیک و نلسون ماندلا بودند. روبرت موگابه فردی غالباً پرحرف بود که عادت نداشت شخصی سخنانش را قطع کند. اما او در این گردهمایی بسیار بیشتر از زمان خودش حرف زده بود. رودز که سه بار از طریق یادداشت به او اخطار اتمام زمانش را اعلام کرده بود، زمانی که موگابه این یادداشت ها را نادیده گرفت، حرف هایش را قطع کرد و به او گفت:

“چهار سخنران دیگر باقی‌ مانده اند و زمان شما مدت هاست به پایان رسیده است.”

سپس روبرت موگابه با لحنی تهدید آمیز از رودز خواست که نسبتش با “جان سسیل رودز” را بیان کند. (سسیل رودز شخصی کلیدی در آفریقای جنوبی بود و ایالت “رودزیا” را بر اساس نام خودش تاسیس کرد که امروزه به آن زیمباوه می گویند.) بیل رودز در پاسخ به موگابه گفت:

“من با این شخص نسبتی ندارم و زمان شما به پایان رسیده است.”

بعد از چنین اتفاقی رودز احترام موگابه را بدست آورد و داستان این رویارویی نقل محافل آفریقای جنوبی شد و رودز کسی شد که موفق شده بود موگابه رو از میدان بدر کند.

سیتی بانک در سال ۱۹۸۷ در اعتراض به سیاست های آپارتاید (یک سیاست تبعیضی که نژادپرستان آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاه پوست و بومیان آن کشور اعمال می کردند)، فعالیت های خود را در این کشور متوقف کرد. اما اولین قدم های ورود مجدد سیتی به آفریقا از سفر سال ۱۹۹۴ وودز به کیپ تاون آغاز شد.

رودز برای ورود دوباره سیتی به آفریقای جنوبی تلاش بسیاری کرد، اما ذهن باز ماندلا و معاونان او نیز کمک بسیاری برای پیشرفت در پروسه ورود سیتی به آفریقا کرد و در نهایت بلافاصله پس از آنکه مقررات دولت به سیتی اجازه فعالیت های کامل بانکی را داد، سیتی از سال ۱۹۹۵ رسما مشغول به فعالیت مجدد شد.

  • خطر ملی گرایی در آرژانتین

سیتی بانک از سال ۱۹۱۴ در آرژانتین حضور داشت. در اوایل قرن بیستم، آرژانتین یکی از ده کشور ثروتمند جهان بود. اما بحران‌های سیاسی و سال مالی نامطلوب و توافقنامه‌های اقتصادی که دولت‌های متعدد آرژانتین متقبل شده بودند، این کشور را در اوایل دهه ۱۹۸۰ با مشکل مواجه کرده بود.

یکی از عوامل اساسی در بحران، سیاست بانک مرکزی بود که نرخ وام های قابل تنظیم را به ارزش دلار آمریکا وصل می کرد و موجب می شد پرداخت بهره های ماهانه در اوایل سال ۱۹۸۱ و اواسط سال ۱۹۸۲ به ده برابر افزایش یابد چرا که ارزش دلار بالا می رفت. مشکل دیگر این بود که دولت نظامی آرژانتین در سال ۱۹۸۲ با حمله به جزایر فالکلند در مقابل نیروهای بریتانیایی شکست خورده بودند. افزون بر این مشکلات افزایش نرخ نفت به ۳۳ دلار و اجبار برای مستهلک کردن اوراق بهادار ماهانه نیز از جمله مسائلی بودند که وجود داشتند.

Argentina central bank

در اواخر سال ۱۹۸۳ دولت “رائول آلفونسین” روی کار آمد. به قدرت رسیدن او با تورم ۴۳۴ درصدی که منجر به سقوط ۲۰ درصدی در تولیدات صنعتی شد، مصادف شد. رفته رفته هجوم مردم به بانک ها برای فروش پزو آغاز شد و تورم به ۶۰۰ درصد رسید.

در مارس سال ۱۹۸۴، بهره های معوق آرژانتین به بیش از ۶۵۰ میلیون دلار می رسید که باید به بانک های آمریکایی پرداخت می شد و این مسئله ترازنامه های گروهی از موسسات مالی، از جمله سیتی بانک را به شدت تهدید می کرد.

آلفونسین فردی به نام “برناردو گرین اسپاین” را به عنوان وزیر اقتصاد انتخاب کرد، هرچند که تغییر وزرای اقتصاد در آرژانتین به صورت سالانه امری عادی بود. این فرد پیرو مکتب اقتصادی “کینز” بود و اعتقاد داشت با به فعالیت واداشتن اقتصاد و صرف پول، کشور سریع تر بازسازی می شود تا با تحمیل ریاضت اقتصادی که پیشنهادی مدبرانه از سمت صندوق بین المللی پول بود. گرین اسپاین معتقد بود می توان با افزایش دستمزدها، ثابت نگه داشتن قیمت ها و وضع مالیات اضافی بر کالاهای مصرفی، درآمد مالیاتی را بالا برد و به این ترتیب پول کافی برای پرداخت بدهی خارجی را تامین کرد.

رودز مانند همیشه برای حل مشکل به آرژانتین سفر کرد تا اجازه ندهد که بدهی های آرژانتین به عنوان دیون پرداخت نشده دسته بندی شود، چرا که این امر تاثیر بسیار مخربی بر درآمد سه ماهه اول تمام بانک ها می گذاشت.

رودز در بدو وردش به آرژانتین از جانب “تونی سولمون”، رئیس بانک ذخایر فدرال نیویورک متوجه شد که قرار است بانک‌ مرکزی کشورهای آمریکای لاتین و پنج بانک آمریکایی که عضو کمیته مشورتی بودند، بهره های معوق این کشور را به صورت یک وام بپردازند.

این کار از منظر رودز مشکلاتی داشت:

  1. اعطای وام به این شیوه و ظرف مدت دو روز حتی در صورت همکاری طرفین غیرممکن است.
  2. تمام بانک های عضو کمیته مشورتی باید مشارکت کنند و نه فقط بانک های آمریکایی چرا که این مشکل فقط مختص به آمریکا نیست.
  3. آرژانتین به مدت چهار ماه از دیدار با سیتی امتناع کرده بود و ظرف مدت دو روز به نتیجه رساندن مذاکره بعید به نظر می رسید.
  4. اگر وام به صورت نقدی تضمین نمی شد، بازپرداخت آن بعید به نظر می رسید و فقط به فهرست بلند بالای وام های پرداخت نشده آرژانتین افزوده می شد.

رودز می خواست که توافق تمام یازده بانک عضو کمیته را جلب کند و امیدوار بود که روابطی که با آن ها ساخته است برای متقاعد کردن آن ها کافی باشد. نمایندگان نُه بانک فوراً موافقت کردند اما بانک بریتانیایی که هنوز به دلیل تهاجم آرژانتین به جزایر فالکلند عصبانی بود، به هیچ عنوان قصد مشارکت نداشت. اما در نهایت رودز از طریق کانال هایی توانست این بانک را نیز متقاعد کند.

هرچند که توافق و مشارکت همه بانک ها انجام شده بود، اما آرژانتینی ها می خواستند مهلت وام را برای ۹۰ روز دیگر تمدید کنند.

گرین اسپاین که فردی تندخو و عصبی بود روی عقیده خودش برای تمدید وام پافشاری می کرد و در نهایت رودز را تهدید کرد که اگر وام تمدید نشود، بانک های خارجی را ملی اعلام می کند. رودز نیز در پاسخ به او مقتدرانه گفت:

“همان کاری را که می گویی، انجام بده.”

رودز از تهدید نمی ترسید چرا که حمایت کامل کمیته را داشت و می دانست پایداری در برابر آنچه به وضوح ادعایی تو خالی یا حرکتی نا امیدانه است، در آخرین لحظه بهترین کار است.

در نهایت گرین اسپاین استعفا داد و چندی بعد در اثر سکته قلبی درگذشت و دولت آرژانتین هرگز از تهدید به ملی سازی به عنوان اهرم فشار و ترفندی مذاکراتی استفاده نکرد. تورم آرژانتین در ماه آگوست سال ۱۹۸۵ از ۳۰ درصد به ۳ درصد رسید و کسری بودجه سه ماهه چهارم همان سال از ۱۲ درصد به ۲/۲ درصد کاهش یافت. رودز موفق شد دوباره با تدابیر خود و سرسختی به کشوری دیگر کمک کرده تا اقتصاد خود را احیا کند.

درس ششم، فرصت از دل بحران بر می خیزد

وقتی بحرانی را به چشم فرصت ببینیم، آن بحران می تواند به موفقیت ختم شود. اما زمانی که فرصت ها را از دست می دهیم یا حتی تشخیصشان نمی دهیم، شکست امری غیرقابل اجتناب است. شما باید اهمیت اقدام به موقع را دریابید و تفکرات امروز نباید منجر به از دست دادن آینده شود.

  • اروپای شرقی

گروه سیتی بانک برای احیا و بهبود روابط متوقف شده خود بین ورشو و واشنگتن، در ماه مه سال ۱۹۸۷ به رهبری رودز به عنوان سرپرست هیئت مالی به لهستان رفت. ورشو شهری در لهستان بود که “لخ والسا” رهبری جناح مخالف دولت را در آنجا برعهده داشت و این مربوط به زمانی بود که او رئیس جمهور نشده بود. رودز برای دیدن والسا باید به شهر “گدانسک” می رفت؛ شهری صنعتی که مادر کشتی سازی در لهستان بود و والسا در همین شهر اعتصابات عظیم کارگری را سازمان داده بود که جایزه صلح نوبل را در سال ۱۹۸۳ از آن او کرد.

والسا از دید رودز جذاب ترین فرد در اروپای شرقی بود که صلاحیت رهبری کشور لهستان را داشت. در آن زمان لهستان هنوز تحت سیطره کمونیست ها قرار داشت. رودز می دانست با روی کار آمدن والسا به دلیل فضای باز سیاسی‌ که در بخش های مالی و اقتصادی ایجاد می کند، لهستان مجدداً به جایگاه خاصی از لحاظ اقتصادی دست پیدا خواهد کرد.

رودز در ماجرای لهستان و پروازهایش، یک بار از مرگ حتمی جان سالم بدر برد. رودز قصد داشت از از لهستان به نیویورک برود. فردی به او پیشنهاد داد که با خط پرواز مستقیم لاتِ لهستان مستقیم به نیویورک برود، اما رودز می دانست این هواپیمایی که ساخت روسیه بود به دلیل مشکلات اقتصادی ناشی از رکود، به مشکلاتی از قبیل نبود لوازم یدکی و نقص های فنی‌ مکرر بر می خورد. این هواپیما زمانی که رودز به مقصد فرانکفورت برای رفتن به نیویورک رسید، سقوط کرد و تمام ۱۸۳ سرنشین آن کشته شدند.

رودز تمام اشخاص، سیاستمداران بزرگ دنیا و وضعیت اقتصادی کشورها را زیر نظر می گرفت تا بتواند با توسعه شعب سیتی بانک هم منجر به رشد اقتصاد کشورهای مقصد شود و هم به سیتی و جامعه بانکدرای کمک شایانی بکند.

در رابطه با لهستان رودز با آینده‌ نگری نسبت به اقدامات لشک بلچروویچ (Leszek Balcreowicz)، وزیر جدید دارایی و نخست وزیر لهستان در ارتباط با برنامه مشهور ضربتی او، می دانست که بلچروویچ می تواند اقتصاد لهستان را بهبود بخشیده و به تورم شدید پایان دهد. رودز آگاه بود که این اقدامات منجر به شکوفایی اقتصادی این کشور می شود و سعی داشت هیئت مدیره سیتی را قانع کند که لهستان کشوری بسیار مناسب برای انجام سرمایه گذاری است.

رودز موفق شد با متقاعد کردن سیتی در سال ۱۹۹۰، دفتر نمایندگی سیتی بانک را در شهر ورشو افتتاح کند. بیل رودز به همین ترتیب کشورها را رصد می کرد، به طوریکه در اکتبر سال ۱۹۹۲ دفتر نمایندگی سیتی گروپ در مسکو نیز افتتاح شد.

رودز همچنین با آگاهی از برنامه ها و طرح های آتی فردی به نام “آناتولی سبچاک” که یکی از بانفوذترین اشخاص در روسیه بود، سعی داشت شعبه ای در “سن پترزبورگ” افتتاح کند. رودز می دانست که سابچاک قصد دارد شهر خود را به مرکز مالی بین المللی تبدیل کند و این شهر در روسیه مانند شانگهای در چین بود.

دفاتر سیتی در رومانی، اسلواکی و بلغارستان نیز افتتاح شد. در نهایت پس از شکوفایی اقتصادی روسیه و اروپای شرقی در دهه ۱۹۹۰، رودز بسیار مفتخر بود که سیتی بانک به واسطه‌ تلاش های او در شکوفایی این کشورها نقش داشته است.

  • بانک آمریکا

این درس نشان می دهد که تاریخ بانکداری چطور می توانست تغییر کند، اما فرصت ها به واسطه تفکر اشتباه از دست رفت.

رودز اعتقاد داشت که تلفیق سیتی بانک و بانک آمریکا می تواند تاثیری چشمگیر در صنعت بانکداری و آینده سیتی بگذارد. ادغام از منظر بیل رودز بسیار منطقی به نظر می رسید؛ حتی “دیوید کولتر”، رئیس و مدیر عامل بانک آمریکا با رودز هم عقیده بود.

سیتی بانک در ساحل شرقی قدرتمند بود، اما بانک آمریکا اساساً بانکی بود متعلق به کرانه غربی. سیتی بانک حضوری نیرومند در عرصه بین المللی داشت، اما بانک آمریکا بخش عظیمی از فعالیت های بین المللی خود را فروخته بود و به همین دلیل انگیزه ادغام داشت. همچنین بانک آمریکا ضربه های زیادی از رکودهای متعدد متحمل شده بود؛ مانند رکود بزرگ (The Great Depression) که منجر به از دست رفتن ۵۰ درصد از سپرده های بانک آمریکا در اواسط سال ۱۹۳۰ و اواخر سال ۱۹۳۱ شده بود و یا بحران مالی آسیا، ۲۱۸ میلیون دلار در بخش آسیایی بانک آمریکا، به این بانک ضرر زده بود. هرچند که دارایی های این بانک در ۲۰ منطقه دیگر در طی این دوران، ۲۴ میلیارد دلار رشد کرده بود.

اما سیتی بانک در شرایط اقتدار نسبی و ثبات به سر می برد. سیتی از بدترین بحران های آسیا و از مشکلات اوایل دهه ۱۹۹۰ و بسیاری از بحران های دیگر به لطف رودز جان سالم به در برده بود.

جان رید که پیشتر در مذاکرات ادغام با آمریکن اکسپرس شکست خورده بود، از ایده رودز استقبال نکرد و علیرغم پیشنهادهای بیل برای ادغام سیتی با بانک آمریکا، سیتی را با تراولرز ادغام کرد.  وی ده سال پس از این ادغام به فایننشیال تایمز گفت:

“سهامداران سودی نبرده اند، یقیناً برای کارمندان هم حاصلی نداشته و من فکر نمی کنم مشتریان هم بهره ای برده باشند.”

اگر جان رید از فرصتی که رودز به او پیشنهاد کرده بود استفاده می کرد، وضع امروز بانکداری و سرمایه گذاری بین المللی کاملا متفاوت بود. رودز بیان می دارد:

“نتیجه می تواند برای آنانی که بصیرت دارند و می توانند تاثیر بلند مدت بهره گیری از امروز را به رغم موانع ظاهری ببینند، عظیم باشد. به یاد داشته باشید که اگر دست به کار نشویم مثل آن است که کاری نکنیم و شکست بخوریم. موفقیت بدون تلاش بدست نمی آید.”

درس هفتم، آداب و رسوم کشورهای مختلف را بیاموزیم

برای موفقیت در فعالیت های تجاری و مذاکراتی که با کشورهای دیگر دارید، یکی از رموز موفقیت این است که زبان، فرهنگ، تاریخ آن کشور و شرایط اقتصادی آن را بشناسید. حتی داشتن کمی آگاهی از کشورها نشانه احترام است. خودتان را محصور نکنید و بکوشید تا مردم را بشناسید. تاریخ اولیه آن کشور را یاد بگیرید، درباره چهره های کلیدی آن ها بحث کنید و اگر وقت کافی ندارید، حداقل تعدادی از کلمات و عبارات کلیدی مرسوم در آن کشور را یاد بگیرید. به این ترتیب پیشرفت شایانی در پروسه مذاکرات و توافقات خواهید داشت.

  • ونزوئلا

رودز معتقد است که دانش فردی و ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ و همچنین تسلط به زبان اسپانیایی، منجر به نجات دادن سیتی بانک از طوفان ملی شدن ونزوئلا در دهه ۱۹۷۰ شد.

ونزوئلا در سال ۱۹۷۳ در دلارهای نفتی غرق بود و حتی عربستان را پشت سر گذاشته بود. نفت هسته اصلی سیاست بود و دقیقا زمانی که بحران نفتی دهه ۷۰ میلادی منجر به چند برابر شدن قیمت نفت و تورم های لجام گسیخته در کشورها شده بود، ونزوئلا ذینفع اصلی بود. مشکلی که در آن زمان ونزوئلا با آن دست و پنجه نرم می کرد، مالکیت منابعی بود که به ونزوئلا تعلق داشت، اما خارجی های اهل شمال که مردم ونزوئلا را سرخپوست می نامیدند، ونزوئلایی ها را به این باور رسانده بودند که در کشور خودشان شهروند درجه دو هستند.

مدت ها بود که دولت ها در ونزوئلا دائماً از ملی کردن منابع طبیعی حرف می زدند تا در نهایت فردی با شهامت به نام “کارلوس آندری پرز” که مردم محلی او را “کَپ” می نامیدند، دست به ملی گرایی زد.

آندری پرز می خواست با افزایش تقاضا به جنگ فقر برود. وی دستمزد کارگران را بین ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش داد و تعداد کارمندان دولت را تا سال ۱۹۷۹ سه برابر کرد. “ملی سازی” اقدام بعدی وی بود. او برای کاهش وابستگی ونزوئلا به محصولات وارداتی، ظرفیت کارخانه هایی را که انرژی کمتری مصرف ‌می کردند، بالا برد که نخستین رتبه در این فهرست به صنایع سنگ آهن، فولاد و پتروشیمی اختصاص یافت.

central bank of venezuela

قانون بعدی که ونزوئلا در شرف وضع آن بود، مالکیت ۲۰ درصدی شرکت های خارجی در این کشور بود. به موجب این قانون تمام شرکت هایی که مالکیت بالای ۲۰ درصد در این کشور داشتند، باید درصد باقی مانده آن را به ونزوئلا می فروختند. سیتی بانک که شعبه اش در ونزوئلا را در سال ۱۹۱۷ افتتاح کرده بود، تمام مالکیت را از آن خود داشت.

رودز می دانست که باید به دولت، سیاستمداران، مشتریان و مردم ونزوئلا ثابت کند که حضور سیتی بانک ابزاری مناسب برای توسعه کشور است. بیل رودز طرحی داشت. او به همراه گروه خود به ۲۳ استان ونزوئلا سفر کرد و با تمام مشتریان و رهبران تجاری و مقامات این استان ها ارتباط گرفت. وظایف بانکداری را به کارمندان محلی آموزش داد و از آن ها خواست این مهارت ها را در سیتی بانک یا هر جای دیگری پیاده کنند؛ چرا که می خواست علاوه بر کمک به ونزوئلا از مواضع سیتی هم دفاع کند؛ پس تا آنجا که امکان داشت سیتی بانک را در فرهنگ این کشور غرق کرد.

در نهایت سهام تمام شرکت های نفتی، فروشگاه هایی نظیر: “سی‌یرز” و “راکفلر”، بخشی از بانک های اسپانیایی و فرانسوی همه فروخته شدند؛ اما مالکیت سیتی بانک به صورت کامل و صد درصد باقی ماند. تا به امروز نیز این مالکیت پابرجاست و رودز معتقد است که فقط با رسوخ به اقتصاد داخلی چنین چیزی ممکن می شود.

درس هشتم، اتفاق نظر و شیوه های مبتکرانه برای حل مشکلات

گاهی حل مشکل قدیمی می تواند ساده باشد؛ اما اگر با نگاهی متفاوت و تازه به آن بنگریم. هرچند که تا زمانی که شما نتوانید راه حل ها را به اجرا در آورید، ارزشی ایجاد نمی شود. شما باید همه را پای میز مذاکره بکشید تا نظرات آن ها شنیده شوند. وقتی که بارها دور میز جمع می شوید، آن هایی که مخالفت می کنند، شاید بتوانند همه چیز را از نگاه دیگران ببینند. مخالفان اغلب با فشار اتفاق نظر اکثریت، متقاعد می شوند و به گروه می پیوندند.

“اتفاق نظر، کلید رسیدن به توافقی است که احتمالاً از جانب طرفین به اجرا در خواهد آمد.”

  • ترکیه

در نوامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، سرمایه گذاران خارجی که نگران چالش هایی عظیم در بانک های ترکیه بودند، جمعا ۶ میلیارد دلار را از این بانک ها خارج کردند. در سال ۲۰۰۱، بازار بورس ۵۰ درصد سقوط داشت، اعتبارات مسدود شده بود و نرخ‌ وام های بانک های داخلی به شدت بالا رفته بود. این چنین بود که ترکیه در سال ۲۰۰۱ بدترین افول را بعد از جنگ جهانی دوم تجربه کرد.

دولت ترکیه علاوه بر بحران اقتصادی، درگیر بحران سیاسی نیز شد. در ماه فوریه، ترکیه بخش مهمی از ذخایر ارزی را به منظور حفظ ارزش لیر ترکیه به فروش رساند و ارز را به حالت شناور درآورد که ظرف مدت یک هفته منجر به ریزش ۲۵ درصدی لیر در برابر دلار شد و ارزش لیر در اوج بحران به نصف رسید.

از رودز خواسته شد تا برای کمک به ترکیه اقدامی انجام دهد به این دلیل که همه درها بسته به نظر می رسیدند. صندوق بین المللی پول باید با دادن بسته اعتباری به ترکیه برای خروج از بحران کمک می کرد، اما لازمه اعطای وام به ترکیه توسط صندوق، حمایت واشنگتن بود چرا که بدون موافقت یکی از موسسان اصلی، صندوق بین المللی پول قادر نبود اعتباری را به کشورهایی که در بحران به سر می برند، اختصاص دهد.

Central Bank of the Republic of Turkey

این مشکل به دلیل دولت جدید آمریکا یعنی “جورج دبلیو بوش” رقم خورده بود؛ چرا که بوش مخالف اعطای چنین وام هایی بود. حتی وزیر خزانه داری آمریکا، “پل اونیل” که از دوستان رودز بود نیز با بوش هم عقیده بود و هر بار که شخصی برای متقاعدسازی اونیل برای موافقت با اعطای وام صندوق به ترکیه می‌ رفت، چیزی جز شکست عایدش نمی شد.

در این زمان “کِمال درویس” که ۲۲ سال در بانک جهانی کار کرده بود، می خواست که به زادگاه خود یعنی ترکیه بازگشته و وزیر اقتصاد این کشور شود. درویس قصد داشت که طی اصلاحاتی، اعتماد به اقتصاد ترکیه را احیا کند.

درویس برای ملاقات با اونیل به واشنگتن سفر کرد تا برای متقاعد کردن او جهت اعطای وام تلاش کند. اما اونیل در جواب به او گفت:

“نمی توانم کمکی به تو بکنم.”

اونیل پیشنهاد کرد که تنها راه ترکیه این است که با خصوصی سازی شرکت های بزرگ و دولتی سرمایه اش را بالا ببرد و از این وضعیت خارج شود. درویس مخالف خصوصی سازی نبود، اما اعتقاد داشت که فروش دارایی های دولتی در اوج بحران، آن هم زمانی که در پایین ترین حد ارزش خود هستند، کار درستی نیست.

رودز دست به کار شد و به اونیل تلفن زد. جواب اونیل منفی بود و این بار با توضیحی سعی کرد رودز را متقاعد کند که دولت جدید به کشورهایی که نمی توانند امور مالی خود را منظم کنند، پول بذل و بخشش نکرده و از دید دولت و اونیل این کار اتلاف پول مالیات دهندگان آمریکا است.

اما رودز با ذکر پیشنهادی به اونیل در رابطه با نحوه پرداخت وام به صندوق بین المللی، او را متقاعد کرد که این کار به نفع همه است. اونیل که فردی عمل گرا بود از چنین ایده ای استقبال کرد و به رودز گفت:

“این ایده به شیوه مبتکرانه ای به مشکل نگاه می کند.”

در نهایت اونیل حمایت آمریکا را با درویس در میان گذاشت و ترکیه اعتباری به میزان ۱۰ میلیارد دلار دریافت کرد. اصلاحات درویس به شدت اجرایی گردید و اقتصاد با سرعت بالایی احیاء شد. در سال ۲۰۰۳، رشد تولید ناخالص ملی ترکیه ۵/۹ درصد بود و از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ این رشد به میانگین ۵/۷ درصد در سال رسید.

در انتها

طبق تجربیات اقتصادی پنجاه سال اخیر که رودز در بعضی از آن ها نقش داشته است، درس نهفته این است که تمام بحران ها را می توان مدیریت کرد. رودز در سخنرانی ای که در ماه مارس سال ۲۰۱۴ برای معرفی کتاب خود داشت، به چند نکته بسیار مهم اشاره کرد تا سیاستمدران بتوانند از آن ها در تصمیم گیری های آینده خود استفاده کنند.

  1. همه کشورها منحصر به فرد هستند و زمانی که با ملتی بحران زده سر و کار دارید، الگوی یکسان پاسخ نخواهد داد. هر کشور به دلایل معینی درگیر معضلات اقتصادی شده و پیچیدن نسخه مشابه برای همگان اثرگذاری چندانی نخواهد داشت.
  2. سرایت بیماری اقتصادی، فصل مشترک بحران ها در سراسر جهان است.
  3. زمان بزرگترین دشمن شماست. باید به سرعت دست به کار شوید و برنامه های ضروری را به اجرا در آورید تا بتوانید از وخامت بیشتر جلوگیری کنید.
  4. رهبری نیرومند سیاسی برای دولت ها نیاز است تا اصلاحات مورد نیاز را به شیوه ای جدی و زمان بندی شده به پیش ببرند.
  5. بخش های خصوصی مانند: بانک ها، موسسات یا افراد داری اوراق قرضه باید در برنامه اصلاحات کشور مشارکت داشته باشند.
  6. دوره های زمان حال را به گذشته و آینده وصل کنید؛ چرا که می توانید از گذشته درس بگیرید و از بحران های احتمالی آینده نجات پیدا کنید.

آموزش

الگوریتم های zk-SNARK و zk-STARK (گواه های اثبات)

zk-SNARK یکی از تکنولوژی های اثبات دانش صفر (ZKP) به معنای دانش صفر مختصر غیرتعاملی است و zk-STARK نوع دیگری از فناوری های مبتنی بر ZKP است که به معنای دانش صفر مقیاس پذیر و شفاف است. دانش صفر به معنای اثبات یک مسئله بدون افشای اطلاعات است. یعنی ثابت کننده باید به تایید کننده موضوعی را ثابت کند و این کار را بدون ارائه هیچ اطلاعاتی انجام دهد.

منتشر شده

در

الگوریتم های zk-SNARK و zk-STARK (گواه های اثبات)

مفهوم اثبات دانش صفر (Zero Knowledge Proof) در دنیای بلاکچین در حال توسعه و گسترش است. روش های اثبات دانش صفر به ما کمک می کنند که صحت یک مسئله را به اثبات برسانیم، بدون آنکه اطلاعات و داده های محرمانه را منتشر کنیم. به بیان دیگر، ما به کمک این روش ثابت می کنیم که یک فرد مورد اعتماد در شبکه هستیم و همزمان محرمانگی اطلاعات را نیز حفظ می کنیم. این همان چیزی است که منجر به ایجاد تکنولوژی های دانش صفر شده است. دو مورد از مهمترین این تکنولوژی ها، الگوریتم zk-SNARK و الگوریتم zk-STARK نام دارند. فارغ از اینکه رویکرد الگوریتم zk-SNARK چیست و چگونه کار می کند، تفاوت آن با zk-STARK نیز از جمله موارد مهمی است که کسب اطلاعات در مورد آن می تواند به درک بهتر ما از فناوری ZKP کمک کند.

با اینوستورنت همراه باشید که در ادامه با رویکردی مقایسه ای در این مطلب به شرح و توضیح این دو فناوری مهم می پردازیم.

الگوریتم zk-SNARK چیست؟

برای آنکه بتوانیم قدم به دنیای فناوری اسنارک و استارک بگذاریم، ابتدا باید در مورد گواه اثبات دانش صفر (Zero-Knowledge Proof) صحبت کنیم. Zero-Knowledge Proof به طور مستقیم توسط پیمانکار سابق سازمان CIA یعنی ادوارد اسنودن (Edward Snowden) در توییتر بر سر زبان ها افتاد. اما به طور کلی ایده گواه دانش صفر به تحقیقات چندین محقق MIT در سال ۱۹۸۰ برمی گردد.

الگوریتم اثبات دانش صفر روشی منحصر به فرد است که در آن کاربر اثبات کننده می تواند به کاربر تایید کننده ثابت کند که چیزی را می داند؛ بدون اینکه بخواهد اطلاعاتی را افشا کند. در واقع این رویکرد به معنای اثبات داشتن دانش بدون افشای خودِ دانش است. اثبات کننده باید به شیوه ای به تایید کننده ثابت کند که اطلاعات را در اختیار دارد، ولی خود اطلاعات را منتشر نکند. گواه های اثبات بدون نیاز به دانش، به سرعت قابل تایید بوده و غالبا نسبت به یک تراکنش استاندارد بیت کوین (Bitcoin)، به داده های بسیار کمتری نیاز دارند. این امر باعث ایجاد مسیری جدید برای استفاده از zk-STARKs به عنوان راه حلی برای حریم خصوصی و مقیاس پذیری می شود.

zk-SNARK

همین توضیح مختصر هم کافی است تا بتوانیم به سراغ zk-SNARK برویم. این اصطلاح از سر واژه های Zero-Knowledge Succinct Non-Interactive Argument of Knowledge گرفته شده است که به معنی گواه اثبات دانش صفر اجمالی غیرتعاملی است. بد نیست هرکدام از این واژه ها را به شکلی مختصر بررسی کنیم.

  • Zero-Knowledge

در مورد دانش صفر، می توان ساعت ها صحبت کرد؛ اما در اینجا با ارائه مثال معروف غار علی بابا، این مفهوم را توضیح می دهیم. غاری حلقوی شکل را تصور کنید که یک ورودی دارد. دو مسیر جانبی در سمت چپ و راست این غار وجود دارند که در انتهای غار به کمک یک درب جادویی به هم متصل می شوند. برای رد شدن از درب جادویی، باید کلمه رمز صحیح را زمزمه کنید. فرض کنید آلیس می خواهد به باب ثابت کند که کلمات رمز را می داند و در عین حال آن ها را مخفی نگه دارد. بدین منظور، باب از آلیس می خواهد تا وارد غار شود و از یکی از دو مسیر حرکت کند. باب هم خودش بیرون غار منتظر می ماند. فرض کنیم آلیس مسیر ۱ را انتخاب می کند و باب از او می خواهد که از مسیر ۲ برگردد.

اگر آلیس رمز را نداند، هرگز نمی تواند از مسیر ۲ برگردد. اما اگر آلیس از مسیر ۱ رفته باشد و باب هم از او بخواهد که از همان مسیر برگردد، دیگر نیازی به آن نیست که آلیس رمز را بداند. پس اینجا به طور شانسی آلیس توانسته از غار خارج شود. برای اطمینان از اینکه آلیس همیشه نمی تواند با شانس از یک سمت حرکت کند و از همان سمت برگردد، این فرایند چندین بار تکرار می شود. با هر بار تکرار، میزان احتمال شانسی بودن فرایند هم کم و کمتر می شود. در نهایت آلیس بدون آنکه کلمه رمز را به باب بگوید، به او ثابت می کند که آن را می داند.

  • Succinct

در تعریف اسنارک ها، واژه Succinct‌ به معنی اجمالی و مختصر اهمیت فراوانی دارد. اما منظور از مختصر بودن چیست؟ گواه های اثبات دانش صفر مختصر، می توانند در چند میلی ثانیه تایید شوند. طول این گواه ها هم تنها چند صد بایت است. همین کوچک بودن Proof Size است که باعث سرعت این فناوری می شود.

  • Non-Interactive

در نسخه های ابتدایی پروتکل های دانش صفر، دو شخص ثابت کننده (Prover) و تایید کننده (Verifier) مجبور بودند چندین مرتبه یک فرایند را تکرار کنند و از طریق این تعامل، دسترسی به دانش را اثبات کنند؛ این مسئله، ویژگی تعاملی بودن را نشان می دهد. اما در SNARK ها که از دانش غیرتعاملی بهره می برند، گواه تنها متشکل از پیامی است که از اثبات کننده به تایید کننده ارسال می شود.

  • Arguments of Knowledge

حال به سراغ بخش پایانی سرواژه zk-SNARK می رویم. Zk-SNARKs عموما از لحاظ پردازشی، بی نقص در نظر گرفته می شوند؛ بدین معنی که یک اثبات کننده فریب کار، شانس بسیار کمی دارد تا بتواند سیستم را بدون داشتن اطلاعات (یا شاهد) فریب دهد. این ویژگی با عنوان بی نقص بودن شناخته شده و فرض را بر این می گذارد که ثابت کننده، قدرت پردازشی محدودی دارد. از لحاظ تئوری، یک اثبات کننده با داشتن قدرت پردازش کافی می تواند گواه های جعلی ایجاد کند. این یکی از دلایلی است که کامپیوترهای کوانتومی را به تهدیدی برای zk-SNARKs (و سیستم های بلاک چین) تبدیل می کند.

الگوریتم zk-STARK چیست؟

در سمت دیگر zk-STARK را داریم که مخفف Zero-Knowledge Scalable Transparent Argument of Knowledge است. هر دو الگوریتم مذکور، برای افزایش حریم خصوصی مورد استفاده قرار می گیرند، اما با هم تفاوت هایی دارند. مثلا با وجود آنکه پروژه هایی نظیر استارک ور (StarkWare) از استارک استفاده می کنند، این تکنولوژی جامعه ای بسیار کوچکتر از اسنارک دارد. در این فناوری، دو واژه مقیاس پذیری و شفافیت بسیار مهم است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

zk-STARK
  • Scalable

استارک به توسعه دهندگانش اجازه داده تا محاسبات و ذخیره داده ها را به صورت برون زنجیره ای انجام دهند. گواه های STARK به منظور تایید صحت محاسبات خارج از زنجیره، توسط سرویس های Off-Chain تولید می شوند. این ساز و کار موجب افزایش مقیاس پذیری می شود.

  • Transparent

برخلاف اسنارک، در zk-STARK خبری از تنظیمات مورد اعتماد (Trusted Setup) نیست. منظور از تنظیمات مورد اعتماد، فرایندی است که با هدف تولید پارامترهای استاندارد انجام می شود و پروتکل های رمزنگاری از آن پارامترها استفاده می کنند. این فرایند یک مرتبه صورت می گیرد و طی آن قطعه ای داده تولید می شود که با هر مرتبه اجرای پروتکل رمزنگاری، مورد استفاده قرار می گیرد. در اسنارک، به یک شخص مورد اعتماد نیاز است تا تنظیمات سیستم zk Proof را انجام دهد؛ اما در استارک ها با پارامترهای عمومی و تصادفی سر و کار داریم و همین امر شفافیت و ایمنی استارک ها را افزایش می دهد.

استارک ها برخلاف SNARK، تمرکز اصلی و ویژه ای روی توابع هش (Hash) دارند. همین مسئله بود که توانست برخی مزایا را در STARK پیاده کند که اسنارک فاقد آن ها بود. به طور کلی، استارک ها به این دلیل به وجود آمدند تا کاستی ها و معایب SNARK ها را برطرف کنند.

تاریخچه zk-SNARK‌ و zk-STARK

اسنارک از مفهوم دانش صفر گرفته شده است که نخستین بار در اواخر دهه ۱۹۸۰ معرفی شد. این فناوری که برای رفع مشکل ناشناس ماندن در بلاکچین بیت کوین به وجود آمد، اکنون در رمزارز زی کش (Zcash) مورد استفاده قرار گرفته است. در ژانویه سال ۲۰۱۲ (دی ۱۳۹۰)، پروفسور دانشگاه UC Berkeley با نام الساندرو کیه زا (Alessandro Chiesa) مقاله ای را با همکاری ران کانتی (Ran Canetti)، نیر بیتانسکی (Nir Bitansky) و ارن ترومر (Eran Tromer) منتشر کرد و در آن از اصطلاح zk-SNARK برای تعریف نوع جدیدی از گواه های دانش صفر استفاده کرد.

برای آگاهی از آغاز پیدایش zk-STARK باید به سال ۱۹۹۰ برگردیم؛ تحقیقات ابتدایی در مورد این فناوری به همان زمان برمی گردد. البته آن سیستم های ابتدایی عملی نبودند. سرانجام در سال ۲۰۱۸ الی بن ساسون (Eli Ben Sasson)، ایدو بنتوف (Iddo bentov)، ینون هورش (Yinon horesh) و مایکل ریابزف (Michael Ryabzev) اثر مشترک خود را با عنوان “Scalable, transparent, and post-quantum secure computational integrity” منتشر کردند. این اثر در نوع خود بی نظیر بود؛ چرا که ساختار رمزنگاری مستحکمی را نشان می داد که بسیار بهتر از آزمایش های معروف zk-SNARK در زی کش بود. این فناوری‌ هم ایمن تر از همتایان خود بود و هم پیاده سازی آسان تری داشت.

  • هدف از راه اندازی اسنارک (SNARK‌) و استارک (STARK) چه بود؟

بسیاری از افرادی که به دنبال حریم خصوصی هستند بر این باورند که این ویژگی مهم، بسیار فراتر از یک شاخصه بوده و حتی از آن به عنوان یک حق بنیادی بشر یاد می کنند. همین مسئله اهمیت فناوری های مبتنی بر دانش صفر را پررنگ می کند. به طور مثال می توان از zk-SNARK‌ ها به عنوان مکانیزم انتقال پول در حریم خصوصی مؤسسات استفاده کرد.

به طور مشابه با درآمیخته شدن zk-SNARK‌ ها با شبکه های اجتماعی، می توان مانع از فروش اطلاعات کاربران این شبکه ها به شرکت های تبلیغاتی شد. کاربران (به طور مثال موسسات اقتصادی) می توانند با بهره گیری از پلتفرم های تکنولوژی، به تعاملات مالی و دارایی خود به صورت محرمانه دست یابند و امکان اینکه به پروتکل های ارزهای دیجیتال حریم خصوصی مثل Zcash دسترسی داشته باشند نیز برایشان فراهم خواهد شد.

پس اگر بخواهیم به ایده و اهداف این تکنولوژی ها اشاره کنیم، باید پاسخ را در حریم شخصی جستجو کنیم. ارائه دهندگان استارک می خواستند ساز و کاری جدید را با رویکردی بسیار اساسی تر در مورد چگونگی ایجاد آزمون های دانش صفر انجام بدهند. آنچه که به نظر با اصول امنیتی در رمزارزها مغایرت دارد، در این سیستم جدید اعمال شد (عدم شفافیت)؛ اما در همان زمان، این تصمیمات پیچیدگی سیستم را کم کرد، پیاده سازی آن را آسان کرد و در عین حال امنیت را فدا نکرد؛ بلکه راه های جدیدی را برای امنیت بالاتر فراهم کرد.

اینگونه بود که محققان توانستند به کمک رمزنگاری هم ریختی (Homomorphic Encryption)، محاسبات چند جانبه امن (MPC) و آزمایش های تعاملی، این فناوری جدید را طراحی کنند.

به طور کلی هدف هر دو پروتکل کمک به حریم شخصی است؛ اما STARK با هدف بهینه سازی SNARK به وجود آمد. البته این به آن معنا نیست که استارک از اسنارک بهتر است. بهتر یا بدتر بودن یک فاکتور نسبی است. به ویژه آنکه zk-SNARK هم جامعه بزرگتری دارد و هم از محبوبیت بیشتری برخوردار است اما نمی توان با قطعیت آن را تایید و یا انکار کرد. در بخش های بعدی که این دو الگوریتم را با هم مقایسه کردیم، این مسئله بهتر مشخص می شود.

نحوه کارکرد zk-SNARK

هم اسنارک و هم استارک هر دو بر اساس Zero Knowledge Proof عمل می کنند. ساختار Zk-Snark ها با پارامترهایی گره خورده است که به دنبال سنجش اعتبار مجموعه ای از داده ها هستند. برای تولید این پارامترها نیاز به Trusted Setup داریم؛ اما اگر این پارامترها به درستی مدیریت نشوند، یک بازیگر مخرب در شبکه این امکان را دارد که تعداد نامحدودی توکن بومی را بدون اطلاع سایر افراد حاضر در شبکه، مینت کند.

با اینکه تنظیمات ابتدایی مورد اعتماد در پیاده سازی zk-SNARKs ضروری هستند، محققان به دنبال یافتن جایگزین های دیگری به منظور کاهش میزان اعتماد مورد نیاز در این فرآیند هستند. اگر کسی بتواند به ایجاد تصادفی پارامترها دسترسی پیدا کند، می تواند گواه های جعلی ایجاد کند که در نظر تایید‌ کننده معتبر به نظر بیایند.

zk-SNARK ها با مجموعه متمایزی از پارامترهای شبکه،‌ بر یکسری از توابع ریاضی تکیه می کنند. این توابع عمل محاسبات را به مدارهای حسابی (Arithmetic Circuits) تقسیم می کنند که مجموعه ورودی های جداگانه ای را دریافت می کنند. در نتیجه، استفاده از تکنیک های نسبتا متفاوت رمزنگاری مانند تعهدات هم ریختی (Homomorphic Commitment)، ارزیابی بی چون و چرای چند جمله ای ها (Blind Evaluation of Polynomials) و جفت منحنی های بیضوی با نگاشت های دوخطی (Bilinear Pairings of Elliptic Curves)، منجر به جدا شدن ارتباطات میان دو طرف تراکنش در یک شبکه رمزارزی می شود.

مثلا اگر آلیس و باب بخواهند در یک شبکه رمزارزی با هم تراکنش داشته باشند و به حریم خصوصی تمام و کمال دست پیدا کنند، نیاز به پنهان سازی این عناصر در تراکنش خواهند داشت.

  • فرستنده
  • گیرنده
  • میزان تراکنش
  • آدرس IP

استفاده از zk-SNARK هر ارتباط معناداری میان گیرنده، فرستنده و میزان تراکنش را کمرنگ می کند. همچنین می تواند با بهبود دهنده های حریم شخصی لایه شبکه مانند TOR یا ++Dandelion ترکیب شود. این کار موجب مخفی شدن لوکیشن آی پی (IP) کاربر خواهد شد.

تراکنش ها در بیشتر انواع رمزارزها از طریق بررسی شبکه اعتبارسنجی می شوند؛ یعنی باید شرایط خاصی برقرار شود و الزامات مشخصی وجود داشته باشد تا بتوان یک تراکنش را معتبر نامید. مهم است که فرستنده واقعا مبلغی را که قصد ارسال آن را دارد، در اختیار داشته باشد و با ارائه کلید خصوصی (Private Key) صحیح نشان دهد که وجوه برای اوست. فناوری zk-SNARK به فرستنده تراکنش اجازه می دهد که این کار را با دانش صفر انجام دهد؛‌ یعنی بدون آنکه میزان وجوه یا آدرس ها را افشا کند، ثابت کند که دارایی را در اختیار دارد و خودش مالک آن هاست. در طی فرایند تراکنش، اسنارک ها اطلاعات مورد نیاز برای اثبات را به معادله تبدیل می کنند. در چنین بستری، این معادله بدون افشای هرگونه اطلاعاتی حل می شود.

تصویر زیر تفاوت رمزنگاری بین اسنارک ها و استارک ها را نشان می دهد. همانطور که مشخص است، SNARK از زوج های منحنی بیضوی استفاده می کند؛ در حالی که STARK با توابع هش سر و کار دارد.

مقایسه zk-SNARK با دیگر پروتکل های حریم خصوصی

نام zk-SNARK ها با زی کش گره خورده است. حال سوالی که پیش می آید این است که فناوری اسنارک و Zcash تا چه حد قوی هستند؟ هر کدام از پروتکل های حریم خصوصی، از یک استراتژی متفاوت برای مخفی کردن اطلاعات تراکنش استفاده می کنند.

همانطور که در مورد Zcash گفتیم، این رمزارز از zk-SNARK استفاده می کند. اما پروتکل رقیب زی کش یعنی مونرو (Monero)، از یک فناوری به نام امضاهای حلقوی (Ring Signatures)  استفاده می کند تا هویت امضاکنندگان دیجیتال را مخفی نگه دارد. همچنین رمزارز PIVX از پروتکل Zero Coin استفاده می کند؛ یک پروتکل حریم خصوصی که به عنوان افزونه ای برای پروتکل بیت کوین طراحی شده است تا به ناشناس تراکنش ها در این شبکه کمک کند. هرچند این پروتکل اکنون با بیت کوین سازگاری ندارد.

هرکدام از این تکنولوژی ها طرفداران خود را دارند؛ اما با این همه، اینطور به نظر می رسد که افراد بی طرف zk-SNARKs را گزینه ای بهتر می دانند. البته نباید اینطور تصور کرد که زی کش با تکیه بر اسنارک، کاملا بی عیب و نقص است. Zcash با یک عیب بالقوه متولد شد. تمام بلوک های ایجاد شده برای چند سال اول شامل ۲۰ درصد “مالیات” هستند که به طور خودکار به بنیانگذاران این رمزارز تعلق می گیرد. این مسئله با نام “مالیات بنیانگذار” شناخته می شود.

علاوه بر این، به دلیل ماهیت zk-SNARK، اثبات شده‌ است که “اگر بنیانگذاران این رمزارز با هم تبانی کنند، می توانند تعداد نامحدودی از توکن ها را بدون اطلاع سایرین بدست آورند. این به این دلیل است که در حال حاضر هیچ راهی برای دانستن میزان دقیق Zcash وجود ندارد.”

ورود اسنارک به دنیای رمز ارزها

به جز Zcash در رمزارزهای دیگری نیز از فناوری zk-SNARK استفاده شده است. دو نمونه از مهمترین این موارد را در ادامه با هم مرور می کنیم.

  • بیت کوین پرایوت (Bitcoin Private)

در پاسخ به مالیات بنیانگذار و با توجه به ریسک این امر، گروهی از افراد فورکی از Zcash را با نام Zclassic معرفی کردند. توسعه دهندگان هم تحت یک پروژه بازسازی، نام Zclassic را به Bitcoin Private تغییر دادند. Bitcoin Private از بلاک چین اصلی بیت کوین استفاده می کند و برخی از به روز رسانی ها و تغییرات از جمله پیاده سازی zk-SNARK را نیز شامل می شود.

  • اتریوم (Ethereum)

زمانی که اتریوم (ETH) وارد فاز متروپلیس شد، zk-SNARK را به بلاکچین (Blockchain) خود اضافه کرد. هرچند در حال حاضر zk-SNARK برای همه تراکنش های اتریوم استفاده نمی شود و فقط یک ابزار در جعبه ابزار است. اگر اتریوم بتواند این تکنولوژی را برای استفاده های گسترده تر پیاده سازی کند، همه‌ تراکنش های آن به طور یکسان، محرمانه خواهند بود.

ویژگی‌ الگوریتم های دانش صفر SNARK و STARK

با توضیحاتی که در مورد ساز و کار این دو تکنولوژی اثبات دانش صفر بیان کردیم، تا حدودی با ویژگی های آن ها هم آشنا شدیم. از آنجا که این دو فناوری از دانش صفر (ZKP) استفاده می کنند، می توان ویژگی های Zero-Knowledge را برای آن ها نیز بیان کرد. از جمله این موارد می توان به تمامیت (Completeness) و صحت (Soundness) اشاره کرد. جدول زیر ویژگی های این دو فناوری را به صورت مقایسه ای به خوبی نشان می دهد.

ویژگی هااسنارک (SNARK)استارک (STARK)
فناوریرمزنگاری منحنی بیضویتوابع هش
نیاز به تنظیمات مورد اعتمادداردندارد
اندازه گواهکوچکتر از استارکبسیار بزرگتر از اسنارک
پیچیدگی اثبات کننده و تایید کنندهکمزیاد
هزینه گس تایید روی اتریومپایینبالا
مقاومت در برابر حملات کامپیوترهای کوانتومیاحتمال حمله کامپیوترهای کوانتومی وجود دارد؛ چرا که اسنارک ها از جفت کلیدهای عمومی و خصوصی استفاده می کنند.بله
مقیاس پذیریکمتر از zk-STARKبیشتر از zk-SNARK
اندازه تخمینی برای ۱ تراکنشتراکنش: ۲۰۰ بایت، کلید: ۵۰ مگابایت۴۵ کیلوبایت
اندازه تخمینی برا ۱۰ هزار تراکنشتراکنش:‌۲۰۰ بایت، کلید: ۵۰۰ گیگابایت۱۳۵ کیلوبایت

دو فناوری مذکور بر مبنای گواه دانش صفر عمل می کنند؛ پس جزء راهکارهای لایه دو (Layer 2) هستند که به دنبال مقیاس پذیری بلاکچین اتریوم هستند. همچنین به طور ویژه کاربرد فناوری های استارک و اسنارک، در افزایش حریم خصوصی خلاصه می شود.

مزایا و معایب اسنارک (SNARK) و استارک (STARK)

در این قسمت، نگاهی به مزایا و معایب zk-SNARK‌ و zk-STARK‌ می اندازیم تا دیدگاه بهتری نسبت به این دو فناوری داشته باشیم.

مزایای SNARK

  • توان عملیاتی بالا

توان عملیاتی بالا در پی کاهش پردازش روی شبکه اتریوم، افزایش پیدا می کند. در نتیجه ازدحام در بلاکچین اصلی کمتر، تراکنش ها سریع تر و متعاقب آن هزینه های گس (GAS) هم کمتر می شود.

  • ابعاد کوچکتر گواه

گواه‌های SNARK به دلیل اندازه متوسطی که دارند، در زنجیره اصلی ساده تر تایید می شوند. در اتریوم این مسئله منجر به کاهش کارمزد برای تایید تراکنش های برون زنجیره ای می شود. اتفاقی که خود به کم شدن هزینه های رول آپ (Rollup) منتهی می شود.

  • ایمنی

روال های امنیتی رمزنگاری که در zk-SNARK ها به کار گرفته می شوند، دلیل اصلی امنیت بالای رول آپ های دانش صفر (ZK Rollup) در مقایسه با سایر پروژه های مقیاس پذیری هستند. گواه zk-SNARK به لحاظ محاسباتی و پردازشی بی نقص است و نمی توان به صورت تصادفی به آن دست یافت؛‌ به این ترتیب تایید کنندگان گمراه و رفتارهای بدخواهانه را به چالش می کشد و اجازه نمی دهد به سادگی دست به تخریب اکوسیستم بزنند.

معایب SNARK

  • مشکلات مربوط به تنظیمات مورد اعتماد

این بزرگترین ایرادی است که می توان به zk-SNARK ها گرفت. در طول این مقاله بارها به این مورد اشاره کردیم و گفتیم که این پارامترها به صورت خصوصی باید ایجاد شوند؛ پارامترهایی که امکان ایجاد ارتباط خصوصی میان تایید کننده و ثابت کننده را فراهم می کنند. مشکل اینجاست که وجود یک بازیگر مخرب در شبکه، می تواند منجر به تولید گواه اثبات اعتبار (Validity Proof) نادرست شود. دقت کنید این امر با آنچه که در مورد بی نقص بودن اسنارک ها به لحاظ محاسباتی گفتیم، متفاوت است.

  • احتمال قرار گرفتن در معرض حملات کامپیوترهای کوانتومی

اسنارک ها بر اساس منحنی های بیضوی عمل می کنند تا بتوانند گواه های اثبات اعتبار را تولید کنند. درست است که رمزنگاری منحنی بیضوی (ECC) ایمن است، اما محاسبات کوانتومی می تواند در برابر معماری امنیتی این رمزنگاری ها پیروز شود.

SNARK vs STARK

مزایای STARK

  • عدم نیاز به تنظیمات قابل اعتماد

استارک ها در این مورد، نقطه مقابل SNARK هستند؛ چرا که به تنظیمات تصادفی عمومی (Publicly Randomness) نیاز دارند و دیگر خبری از Trusted Setup‌ در آن ها نیست. این مسئله منجر به افزایش ایمنی استارک ها می شود.

  • ویژگی های مقیاس پذیری

 استارک ها (STARK) در مقایسه با اسنارک ها (SNARK) می توانند به سرعت محاسبه و تایید شوند.

  • توان عملیاتی حداکثری

استارک ها هم مثل اسنارک ها می توانند با فراهم کردن محاسبات برون زنجیره ای قابل اعتماد و ایمن، حداکثر توان عملیاتی را به کار بگیرند.

  • تضامین امنیتی پیشرفته

استفاده از هش های مقاوم در برابر برخورد (Collision Resistance) امنیت استارک ها را بالا می برد. منظور از Collision Resistance عدم وجود تناظر میان ورودی و خروجی تابع هش است؛ به این معنا که نمی توان دو ورودی را با خروجی یکسان پیدا کرد.

معایب STARK

  • اندازه های بزرگتر گواه

تا اینجا که مزایای استارک ها را بررسی کردیم، به نظر بهتر از SNARK بودند. اما مسئله مهم این است که در zk-STARK گواه ها اندازه های بزرگتری دارند. این مسئله باعث می شود که تایید گواه های استارک در اتریوم طولانی تر و در نتیجه‌ گران تر باشد.

  • پذیرش کمتر

از وقتی که zk-SNARK ها نخستین بار در بلاکچین به کار گرفته شدند، سهم بازار بیشتری نسبت به zk-STARK ها به دست آوردند. محیط توسعه و ابزارهای اسنارک بر اساس گواه های اثبات دانش صفر بزرگتر است. همچنین zk-SNARK ها به شکل عمده در رول آپ های zk مورد استفاده قرار می گیرند. در سمت مقابل، zk-STARK ها پذیرش کمتری دارند. توسعه دهندگان هم ممکن است هنگام ایجاد پروژه های ZK، با ابزارها و پشتیبانی های کمتری مواجه شوند.

در انتها

zk-SNARK یکی از تکنولوژی های اثبات دانش صفر (Zero Knowledge Proof یا به اختصار ZKP) به معنای دانش صفر مختصر غیرتعاملی است. zk-STARK نوع دیگری از فناوری های مبتنی بر ZKP است که به معنای دانش صفر مقیاس پذیر و شفاف است. دانش صفر به معنای اثبات یک مسئله بدون افشای اطلاعات است. یعنی ثابت کننده باید به تایید کننده موضوعی را ثابت کند و این کار را بدون ارائه هیچ اطلاعاتی انجام دهد.

این دو فناوری هر دو بر مبنای دانش صفر عمل می کنند اما تفاوت هایی دارند. مهمترین تفاوت این است که اسنارک ها نیاز به تنظیمات مورد اعتماد دارند و در برابر حملات کامپیوترهای کوانتومی آسیب پذیر هستند؛‌ اما استارک ها به چنین تنظیماتی نیاز ندارند و نسبت به حملات کامپیوترهای کوانتومی مقاوم هستند. همچنین مقیاس پذیری zk-STARK ها بیشتر از zk–SNARK هاست.

در حال حاضر zk-SNARK ها محبوبیت و پذیرش بیشتری نسبت به zk-STARK ها دارند. یکی از دلایل این امر قدمت بیشتر اسنارک ها و البته پیچیدگی کم آن هاست. با این حال، zk-STARK ها را می توان آینده فناوری های مبتنی بر دانش صفر دانست. بسیاری از افراد معتقدند که استارک ها می توانند به مرور زمان راه خود را پیدا کنند و به محبوبیت و مقبولیت قابل توجهی دست پیدا کنند.

ادامه مطلب

بلاکتوپیا

شبکه لایه دو بلست (Blast) و کوین BLAST

شبکه بلست (BLAST Network) اولین و تنها شبکه لایه ۲ (L2) است که بازدهی بومی را برای اتر (ETH) و استیبل کوین ها (Stablecoins) به همراه هزینه گس (Gas) کمتر برای برنامه های غیرمتمرکز ارائه می دهد. این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ (Staking) طراحی شده است.

منتشر شده

در

شبکه لایه دو بلست (Blast) و کوین BLAST

شبکه بلست (Blast) یک راهکار لایه ۲ اتریوم بوده که برای برطرف نمودن مشکلات مقیاس پذیری این شبکه از سوی خالق بازار NFT بلر (Blur) راه اندازی شده است. طراحی منحصر به فرد شبکه بلست سبب شده تا در چند روز اخیر توجه بسیاری از کاربران دنیای کریپتوکارنسی به سمت این پروژه کم نظیر جلب گردد، بلست که یک رول آپ آپتیمیسیک محسوب می شود ادعا می کند که قادر است سود بومی را به صورت اتر (ETH) و استیبل کوین های معتبری همچون DAI، USDT و USDC ارائه نماید.

بلست با استفاده از مکانیزم های امنیتی قوی، اطمینان حاصل می کند که تراکنش ها به طور امن و مطمئن انجام شوند. با استفاده از تکنولوژی هایی مانند اثبات حالت (Proof of Stake) و شبکه های قطعه ای (Sharding)، بلست قادر است تراکنش های بسیار زیادی را در ثانیه پردازش کند. در نهایت، بلست یک راه حل قدرتمند برای مشکلات موجود در شبکه های بلاکچین امروزی است و با توجه به ویژگی های منحصر به فرد خود، می تواند نقش مهمی در تحول دیجیتال آینده ایفا کند.

با توجه به حواشی شبکه لایه ۲ Blast عده ای طرح پانزی بودن این پروژه را مطرح کرده اند که اتهام سنگینی بوده و ما در این مقاله قصد داریم علاوه بر معرفی شبکه لایه دو Blast، این اتهام را نیز مورد بررسی قرار دهیم؛ اگر شما هم در این زمینه کنجکاو هستید تا انتهای این مطلب با اینوستورنت همراه باشید.

BLAST

The Fullstack Chain

The only EVM chain with native yield for ETH and stablecoins.

شبکه بلست (BLAST Network) یک راهکار لایه دوم (Layer 2) است که درآمدزایی از طریق واریز اتریوم (Ethereum) و چند استیبل کوین مانند (USDC، USDT و Dai) را امکانپذیر می کند. ادعای اصلی این شبکه، به حداکثر رساندن سود کاربر از طریق فرآیند استیکینگ است. به عنوان یک شبکه رول آپ خوشبینانه، بلاست با دسته بندی چندین تراکنش (تا ۱۰,۰۰۰) و اجرای همزمان آن ها، سرعت تراکنش سریع تر و کارمزد ارزان تری برای هر تراکنش ارائه می کند.

رول آپ های خوش بینانه (Optimistic Rollups) فرض می کنند که تمام تراکنش ها تا زمانی که خلاف آن ثابت شود، معتبر هستند، و برداشت ها به یک دوره چالش ۷ روزه قبل از اضافه شدن تراکنش ها به بلاکچین اصلی اتریوم نیاز دارند.

به عنوان یک شبکه معادل EVM، بلست به توسعه دهندگان اجازه می دهد تا برنامه های غیرمتمرکز (dApps) موجود خود را از شبکه های سازگار با ماشین مجازی اتریوم (EVM)، در این شبکه بدون نیاز به تغییر در کد اصلی مستقر کنند. در مقایسه با شبکه های سازگار با EVM، این برنامه های غیرمتمرکز اتریوم در هنگام استقرار در بلاست “همانطور که هست” اجرا می شوند. یعنی بایت کد (Bytecode) رونویسی یا به زبان دیگری ترجمه نمی شود.

علاوه بر این ویژگی ها، بلست همچنین ادعا می کند که اولین و تنها شبکه لایه ۲ (L2) است که بازدهی بومی را برای اتر (ETH) و استیبل کوین ها (Stablecoins) به همراه هزینه گس (Gas) کمتر برای برنامه های غیرمتمرکز ارائه می دهد. بلاست ادعا می کند که این ویژگی ها به توسعه دهندگان و کاربران عادی قدرت می بخشد. طبق اطلاعات موجود، کارمزدهای ارزان تر در شبکه به معامله گران در بازار Blur، این امکان را می دهد تا NFT ها را با کارمزد ارزان تر معامله کنند و همچنین بازدهی را برای دارایی های غیرفعال در بازار ارائه دهند. این پروژه همچنین ادعا می کند که روی NFT perpetuals کار می کند.

Blast layer 2

 این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ (Staking) طراحی شده است، به وسیله سرمایه گذاران خطرپذیر بزرگی همچون VC Paradigm و Standard Crypto پشتیبانی می شود و تاکنون توانسته است چند میلیون دلار سرمایه اولیه را از افراد ذی نفوذی در دنیای کریپتو نظیر اندرو کانگ (Andrew Kang)، هاسو (Hasu)، لری سرماک (Larry Cermak) و غیره جذب نماید. پکمن در پستی که اخیرا در پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) منتشر کرده، اعلام نمود که شخصا بر توسعه هر دو پروژه بلر (Blur) و بلست (Blast) نظارت خواهد داشت و همچنین از قصد خود برای راه اندازی اپلیکیشن های جدید برای توکن های غیر مثلی (NFT) با استفاده از زیرساخت شبکه لایه ۲ Blast پرده برداشت.

در معرفی شبکه لایه ۲ Blast عموما از آن تحت عنوان بزرگترین بلاکچین (Blockchain) قابل برنامه ریزی یاد می شود. بر اساس بیانیه تیم توسعه دهنده Blast، این شبکه کلیه رمزارزهای تزریق شده را در پروتکل لیدو (Lido) سپرده گذاری کرده و پاداش استیکینگ را در میان سرمایه گذاران توزیع خواهد کرد. لازم به ذکر است کاربرانی که در این پلتفرم به سراغ بریج استیبل کوین ها رفته اند، به طور خودکار استیبل کوینی به نام USDB که نوعی استیبل کوین تغییر یافته است، دریافت می کنند. سود استیبل کوین USDB از طریق پروتکل آن چین T-Bill میکر دائو (MakerDAO) تامین می شود و شنیده ها حاکی از این است که برای این استیبل کوین ها سود ۵ درصدی در نظر گرفته خواهد شد.

فلسفه شبکه لایه ۲ Blast محافظت از دارایی کاربران و به طور فعال آن را افزایش می دهد و این مورد دقیقا نقطه تمایز این پروتکل در مقایسه با سایر شبکه های لایه ۲ بوده و به نظر می رسد که قادر است روند خرید اتریوم را با افزایش قابل توجهی مواجه سازد؛ چراکه این شبکه به گونه ای طراحی شده است که اگر فردی ۱ اتر در کیف پول خود در بلست داشته باشد، با گذشت زمان این ۱ اتر به ۱.۰۴، ۱.۰۸ و ۱.۱۲ اتریوم افزایش پیدا خواهد کرد.

شبکه بلست به عنوان یک معادل ماشین مجازی اتریوم (EVM Equivalent) و یک راهکار لایه دوم از نوع رول آپ آپتیمیستیک (Optimistic Rollup) توصیف می شود. به دلیل این که Blast یک آپتیمیستیک رول آپ است، این شبکه قابلیت پردازش سریع تر تراکنش ها را دارد و کارمزد کمتری هم دریافت می کند. روند کاری شبکه بلست به این صورت است که تعدادی از تراکنش ها (حداکثر ۱۰ هزار عدد) را در یک گروه قرار داده و آن ها را به صورت همزمان اجرا می کند. این روش، سرعت کار و هزینه عملیاتی را کاهش می دهد.

رول آپ آپتیمیستیک (Optimistic) یک راهکار مقیاس پذیری لایه دو برای افزایش ظرفیت شبکه اتریوم و کاهش تأخیر آن است. دلیل استفاده از لفظ آپتیمیستیک (به معنای خوش بینانه) این است که این رول آپ فرض می کند تراکنش های خارج از شبکه اصلی معتبر هستند و برخلاف رول آپ دانش صفر، برای دسته تراکنش های ارسال شده به شبکه اصلی هیچ گواه اعتبار رمزنگاری شده ای ارسال نمی کند. رول آپ آپتیمیستیک بجای گواه اعتبار از مدل گواه تقلب استفاده می کند.

بعد از اینکه یک دسته تراکنش به شبکه اصلی ارسال شد، یک پنجره زمانی یا بازه چالش (Challenge Period) تعریف می شود. در طول این بازه، گره ها می توانند با محاسبه گواه تقلب، نتایج تراکنش را به چالش بکشند. در صورتی‌که تقلب محرز شود، پروتکل رول آپ مجدداً تراکنش را اجرا و به دنبال آن وضعیت رول آپ را به روز رسانی می کند. البته سیکوئنسر (Sequencer) خاطی که تراکنش های اشتباه را در بلاک قرار داده است نیز جریمه می شود تا این رفتار خود را تکرار نکند. اگر پس از سپری شدن بازه چالش هیچ مشکلی مشاهده نشود، پروتکل آپتیمیستیک آن را معتبر می داند و روی شبکه اتریوم پذیرفته می شود.

معادل ماشین مجازی اتریوم بودن Blast به توسعه دهندگان اجازه می دهد که اپلیکیشن های غیرمتمرکز (dApp) خود را بدون تغییر کد به این شبکه منتقل کنند. بر خلاف شبکه های سازگار با ماشین مجازی اتریوم، معادل های EVM اپلیکیشن های غیرمتمرکز را بدون دردسر ترجمه و تطبیق دادن کد اجرا می کنند.

  • مکانیزم‌های کلیدی شبکه بلست
    • کانال های پرداخت: شبکه بلست با ایجاد کانال های پرداخت بین کاربران، امکان انجام تراکنش های متعدد و سریع را بدون نیاز به تأیید هر تراکنش توسط شبکه بلاکچین اصلی فراهم می آورد.
    • هش های زمان دار: برای افزایش امنیت تراکنش ها، شبکه بلست از هش های زمان دار استفاده می کند که این امر مانع از هرگونه تقلب یا سوء استفاده می شود.
    • تسویه حساب های نهایی: پس از انجام تراکنش ها در کانال های پرداخت، تسویه حساب های نهایی به صورت دوره ای و با استفاده از شبکه اصلی انجام می شود.
  • فرآیند کارکرد شبکه بلست
    • ایجاد کانال پرداخت: کاربران با ایجاد یک کانال پرداخت بین خود، می توانند تراکنش های متعددی را بدون تأیید بلاکچین اصلی انجام دهند.
    • انجام تراکنش ها: تراکنش ها درون کانال پرداخت با سرعت بالا و هزینه های پایین انجام می شوند.
    • تسویه حساب: پس از اتمام تراکنش ها، کانال پرداخت بسته شده و تسویه حساب نهایی بر اساس تراکنش های انجام شده صورت می گیرد.

شبکه بلست با ارائه این مکانیزم‌ها، توانسته است به یکی از راهکارهای مؤثر در زمینه تراکنش های سریع و ارزان در اکوسیستم بلاکچین تبدیل شود. این شبکه با تمرکز بر کارایی و امنیت، نقش مهمی در تسهیل تراکنش های دیجیتالی ایفا می کند و به عنوان یکی از مهم ترین شبکه های لایه دو در حوزه بلاکچین شناخته می شود.

بلست نرخ بهره ۴% برای اتریوم استیک شده در شبکه و نرخ بهره ۵% برای استیبل کوین های سپرده شده در شبکه ارائه می دهد. استیبل کوین های پشتیبانی شده عبارتند از USDT، USDC و DAI.

این پروژه ادعا می کند که سود این دارایی ها مرکب است؛ یعنی موجودی شما در شبکه در طول زمان افزایش می یابد و سود به جای مانده اولیه، به مانده فعلی اعمال می شود. ویژگی بازدهی بومی با Rebasing Tokens تامین می شود. کل تئوری بازدهی بومی در بلست بر اساس ساختار بازده نرخ بهره بدون ریسک (RFR) است.

به عنوان مثال، با استیک ۴ درصدی APR در بلاکچین اتریوم، اتر نرخ تورم ۴ درصدی دارد. بدون بازدهی بومی در هر لایه یک و لایه دو دیگر، هر ETH که استیک نشده است، به دلیل تورم، ضرر غیرفعال ۴٪ را تجربه می کند. طبق این پروژه، ویژگی بازدهی بومی، ضررهای غیرفعال دارایی های استیک شده در شبکه را بهبود می بخشد. توسعه دهندگان بلاست ادعا می کنند که بازده بومی از پروتکل های استیکینگ اتریوم و دارایی دنیای واقعی (RWA) حاصل می شود.

USDB Blast

بازده ۴ درصدی اتریوم از طریق لیکویید استیکینگ در شبکه اتریوم تامین می شود. همراه با رویداد ادغام، الگوریتم اثبات سهام (PoS) شبکه اتریوم ۴% APR را روی اترهای استیک شده ارائه می کند. پروژه های ارزهای دیجیتال مانند Lido با استفاده از این ویژگی، بازدهی بیشتری برای اترهای استیک شده ارائه می کنند. توسعه دهندگان Blast ادعا می کنند که هیچ شبکه لایه ۲ بهترین راه را برای استفاده از این ویژگی پیدا نکرده است.

با بلست (Blast)، توسعه دهندگان شبکه ابزاری را برای بازگرداندن ارزش به کاربران با استیک کردن دارایی هایشان راه اندازی می کنند، جایی که پروتکل بازدهی بومی اتریوم از Lido برای به استیک کردن دارایی های کاربر استفاده می کند.

به طور خلاصه، زمانی که اتریوم خود را به بلست بریج (Bridge) می زنید، اتریوم سپرده شده در قرارداد زنجیره منبع روی Lido استیک می شود و شما یک توکن Rebase در بلاست دریافت می کنید. این بدان معناست که ETH شما که در بلاست نگهداری می شود، تا زمانی که در شبکه نگهداری می شود، بازدهی بیشتری به دست می آورد.

الگوریتم بازدهی بومی برای استیبل کوین ها از الگوی مشابهی پیروی می کند. توسعه دهندگان بلست ادعا می کنند که استیبل کوین های بریج شده به شبکه به پروتکل های T-bill مانند MakerDAO هدایت می شوند.

نحوه کار بدین شکل است که؛ هنگامی که هر یک از استیبل کوین های پشتیبانی شده به بلاست بریج زده می شوند، پروتکل استیبل کوین های استیک شده در زنجیره منبع را به پروتکل T-bill MakerDAO هدایت می کند، کاربر USDB را در بلاست دریافت می کند. USDB یک دارایی بازده ترکیب خودکار بومی است. این سود استیبل کوین را در طول زمان با سود سرمایه گذاری سالانه (APR) پنج درصد جمع می کند. وقتی کاربر از بلاست به Ethereum یا هر شبکه پشتیبانی شده دیگری بریج می زند، می تواند USDB را برای USDC بازخرید کند.

توسعه دهندگان بلست ادعا می کنند که ساختار کاری سیستم بازدهی بومی زمانی که سازمان خودمختار غیرمتمرکز (DAO) فعال شود به جامعه آن واگذار خواهد شد. کامیونتی می تواند در آینده پروتکل های ETH staking و RWA را انتخاب کند. یعنی کامیونتی می تواند به استفاده از ارائه دهندگان بازده شخص ثالث به غیر از Lido و MakerDAO رأی دهد.

رمز ارز BLAST

رمزارز BLAST، توکن بومی شبکه بلست است. به منظور حفظ تمرکززدایی و ایجاد کاربرد در ساختار این شبکه، توکن بلست با نماد BLAST را منتشر کرده است که بخشی از این توکن، به عنوان ایردراپ به فعالین این شبکه لایه دو پاداش داده شده است.

این شبکه لایه ۲ بیش از ۱۸۰٬۰۰۰ کاربر و ۲.۳ میلیارد دلار ارزش کل سرمایه قفل شده (TVL) دارد و کاربران آن، هم اکنون می توانند سرمایه خود را برداشت کنند. در این پلتفرم حدود ۴۶۹٬۰۰۰ اتریوم، ۷۷.۳ میلیون یو اس دی کوین، ۱۴۸٬۰۰۰ اتریوم استیک شده، ۶۷.۱ میلیون تتر، ۲۴.۷ میلیون دای وجود دارد. با راه اندازی شبکه اصلی بلست، کاربران آن می توانند وجوه خود را برداشت کنند.

حداکثر عرضه تعداد رمز ارز بلست (BLAST) 100,000,000,000 میلیارد واحد است و طبق این توکنومیکس (Tokenomics)، ۵۰ درصد و یا معادل ۵۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ میلیارد واحد از توکن های بلست بین کاربران و جامعه آن توزیع خواهد شد و برنامه توزیع و آزادسازی (Vesting) توکن BLAST نیز به شرح زیر است.

BLAST Initial Distribution

  • مشارکت کنندگان اصلی – ۲۵,۴۸۰,۲۲۶,۸۴۲ (۲۵.۵%)

تمام توکن های توزیع شده برای مشارکت کنندگان اصلی مشمول یک دوره قفل ۴ ساله می شوند، به طوری که ۲۵ درصد از توکن های مشارکت کننده اصلی ۱ سال پس از تاریخ TGE باز می شوند، و به دنبال آن یک وستینگ خطی هر ماه در طول ۳ سال بعد باز می شود.

  • سرمایه گذاران – ۱۶,۵۱۹,۷۷۳,۱۵۸ (۱۶.۵%)

تمام توکن های توزیع شده بین سرمایه گذاران مشمول یک دوره قفل ۴ ساله می شوند، به طوری که ۲۵٪ از توکن های سرمایه گذار ۱ سال پس از تاریخ TGE باز می شوند، و به دنبال آن یک باز کردن وستینگ به صورت خطی هر ماه در طول ۳ سال بعد انجام می شود.

  • بنیاد بلست – ۸,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ (۸%)

تخصیص بنیاد ذخیره خواهد شد تا برای زیرساخت های حیاتی و رشد بیشتر اکوسیستم بلست استفاده شود. تخصیص بنیاد به صورت خطی در یک دوره ۴ ساله از تاریخ TGE باز می شود.

Blast Unlocks Schedule

Blast Allocations

بلست در اواخر نوامبر ۲۰۲۳ (آبان) به تعداد محدودی از معامله گران دسترسی داد تا آن ها با انتقال دارایی های خود از طریق پل های بلاک چینی از بخش “Blast Points” پاداش بگیرند. این شبکه در آن زمان اعلام کرده بود:

“بلست بر اساس این اصل بنا شده است که بازارها به سمت کارایی حرکت می کنند. در نتیجه، نقدینگی به جایی می رود که می تواند بیشترین بازدهی را داشته باشد. در بلست دارایی شما رشد می کند و پاداش قابل توجهی به آن تخصیص می یابد.”

برخی از افراد ادعا کرده اند که مدل این پلتفرم شبیه به طرح های پانزی (Ponzi Scheme) است؛ زیرا به کاربرانش اجازه نمی داد پاداش های خود را تا زمان راه اندازی شبکه اصلی برداشت کنند. تیشون روکر تمام این ادعاها را رد کرد و اظهار داشت که بازدهی بلست ناپایدار نیست و مدل آن از پروتکل های استیکینگ مشهوری مثل لیدو (Lido) و میکر دائو (MakerDAO) گرفته شده است.

بلست در نوامبر ۲۰۲۳ (آبان) ۲۰ میلیون دلار سرمایه جدید را از شرکت های بزرگی مثل پارادایم (Paradigm) و استندارد کریپتو (Standard Crypto) دریافت کرد. شایان ذکر است که امکان بازخرید پاداش های Blast Points به طور آزمایشی از ۲۴ مه (۴ خرداد ۱۴۰۳) شروع شده است.

در تاریخ ۲۲ تیر ۱۴۰۳ قیمت هر BLAST برابر با $۰.۰۱۵۶۲ دلار و ارزش کل بازار این توکن حدود $۲۷۸,۷۶۷,۲۲۹ میلیون دلار و حجم معاملات ۲۴ ساعت گذشته آن نیز برابر با $۱۳۹,۱۸۵,۷۵۶ میلیون دلار بوده است که از این لحاظ در رتبه (Rank #197) بازار رمز ارزها قرار گرفته است. عرضه کل این توکن ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ واحد است که از این تعداد تا همین تاریخ تعداد ۱۷,۷۲۶,۷۹۷,۶۱۸ واحد در گردش بازار قرار گرفته است.

کمترین قیمت ثبت شده برای توکن BLAST در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۳ (Jul 05, 2024) برابر با $۰.۰۱۲۹۴ دلار و بیشترین قیمت ثبت شده برای این توکن نیز در تاریخ ۷ تیر ۱۴۰۳ (Jun 27, 2024) برابر با $۰.۰۲۹۴۳ دلار بوده است.

شبکه بلاکچینی بلست (Blast) توسط پکمن (Pacman) با نام مستعار تایشون روکر (Tieshun Roquerre) تاسیس شده است. پکمن یک توسعه دهنده شناخته شده در دنیای کریپتو و یکی از بنیانگذاران بازار NFT محبوب بلر (Blur) است.

تاکنون اطلاعات زیادی در مورد تیم توسعه دهنده Blast منتشر نشده است. با این حال، به نظر می رسد که این تیم از افراد با تجربه ای در زمینه توسعه بلاکچین و امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) تشکیل شده است. برخی از منابع، جویس فایننس (Juice Finance) را به عنوان یکی از حامیان اولیه Blast معرفی می کنند. Juice Finance یک پروتکل DeFi است که بر روی شبکه اتریوم فعالیت می کند.

توجه داشته باشید که اطلاعات مربوط به تیم های توسعه دهنده بلاکچین ها می تواند گاهی اوقات مبهم و پویا باشد. بهتر است برای دریافت آخرین اطلاعات، به منابع رسمی و به روز پروژه مراجعه کنید.

شبکه بلست (Blast) توسط دو گروه اصلی حمایت و توسعه داده شده است.

  • بنیانگذاران
    • پکمن (Pacman): پکمن خالق بازار NFT Blur در شبکه اتریوم و ایده پرداز اصلی شبکه Blast است. او به خاطر سابقه موفقیت آمیز خود در Blur، در میان جامعه ارزهای دیجیتال به عنوان فردی شناخته شده است.
  • سرمایه گذاران
    • پارادایم (Paradigm): پارادایم یک شرکت سرمایه گذاری بزرگ در حوزه بلاک چین و ارزهای دیجیتال است که در پروژه های برجسته ای مانند Compound، Uniswap و MakerDAO سرمایه گذاری کرده است.
    • استندارد کریپتو (Standard Crypto): یک شرکت سرمایه گذاری دیگر در حوزه بلاکچین است که بر روی پروژه های اولیه و نوظهور تمرکز دارد.
    • سرمایه گذاران فرشته: علاوه بر این دو شرکت بزرگ، تعدادی سرمایه گذار فرشته نیز در تامین مالی شبکه Blast نقش داشته اند.

علاوه بر این موارد، افراد و سازمان های دیگری نیز به عنوان همکار در توسعه شبکه Blast فعالیت می کنند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت رسمی شبکه Blast و شبکه های اجتماعی آن مراجعه کنید.

Blast invest

نقشه راه شبکه Blast شامل چندین فاز اصلی است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

  • فاز اول: راه اندازی شبکه (Q3 2023)

– راه اندازی شبکه اصلی Blast
– راه اندازی صرافی غیرمتمرکز (DEX)
– راه اندازی پل ارتباطی با شبکه اتریوم

  • فاز دوم: مقیاس پذیری (Q4 2023 – Q1 2024)

– پیاده سازی راه حل های لایه دوم برای افزایش سرعت و کاهش کارمزد معاملات
– پشتیبانی از ماشین های مجازی برای اجرای برنامه های غیرمتمرکز (dApps)

  • فاز سوم: حاکمیت (Q2 2024)

– ایجاد سیستم حاکمیتی برای شبکه Blast تا توسط جامعه اداره شود
– راه اندازی توکن حاکمیتی برای تشویق مشارکت در حاکمیت شبکه

  • فاز چهارم: نوآوری (Q3 2024 به بعد)

– پشتیبانی از راه حل های شناسایی و احراز هویت برای استفاده آسان تر از شبکه
– پژوهش و توسعه بر روی راه حل های جدید برای افزایش کارایی و امنیت شبکه

نکات قابل توجه:

این نقشه راه فقط یک برنامه کلی است و ممکن است با توجه به شرایط تغییر کند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت رسمی شبکه Blast و شبکه های اجتماعی آن مراجعه کنید.

رویدادهای شبکه بلست (Blast)

  • ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

 اپلیکیشن یونی‌ سواپ با امکاناتی فو‌ق العاده همراه با پشتیبانی از راه حل لایه ۲ بلست عرضه شده است. این کار امکان انجام تبادلات را به صورت مستقیم از طریق اپلیکیشن فراهم کرده، فرآیند معاملات را ساده‌تر می کند و تجربه کاربری در صرافی غیرمتمرکز (DEX) را بهبود می بخشد.

پروتکل بلست که در اپلیکیشن یونی سواپ قابل استفاده است، پیشرفت های قابل توجهی در سرعت تراکنش و کاهش هزینه های گس را فراهم می کند. بلست به چالش های مقیاس پذیری شبکه اتریوم می پردازد و به کاربران یونی سواپ امکان تراکنش های سریع تر و ارزان تر را می دهد.

این اپلیکیشن هم اکنون برای ارزهای دیجیتالی مانند اتریوم (ETH) و استیبل کوین (USDB) سود پرداخت می کند.

  • ۹ تیر ۱۴۰۳

پس از مدت ها انتظار، بنیاد بلست (Blast Foundation) در روز چهارشنبه، ۲۶ ژوئن (۶ تیر)، ۱۷ میلیارد توکن BLAST را در فاز اول ایردراپ خود توزیع خواهد کرد. از این ۱۷ میلیارد، ۷٪ به دارندگان پوینت های بلست (Blast Points)، ۷٪ دیگر به دارندگان Blast Gold و ۳٪ به بنیاد Blur اختصاص داده شده است. . بنیاد Blast، سازمان حاکم بر این پروتکل، قرار است ۱۷ میلیارد توکن BLAST را در روز چهارشنبه، ۶ تیر، ساعت ۱۷:۳۰ به وقت تهران توزیع کند. یک ساعت بعد نیز توکن BLAST احتمالا در اکثر صرافی ها لیست خواهد شد.

اگر از زمان راه اندازی شبکه اصلی در ماه فوریه، مقداری ETH، WETH یا استیبل کوین بومی USDB را در شبکه Blast هولد کرده باشید، در این صورت مقداری Blast Point را جمع آوری کرده اید. کاربران می توانند موجودی Blast Points را در داشبورد خود بررسی کنند.

موجودی های ETH و WETH در Blast به ازای هر بلاک تراکنش Blast، به طور ثابت مقدار Blast Points را به دست می آورند. موجودی USDB مقدار متغیری از امتیاز کسب می کند که با قیمت ETH در نوسان است. نرخ تبدیل USDB به ETH برای امتیازات (پوینت ها) هر زمان که USDB بیشتری ارسال یا دریافت کنید، به روز رسانی می شود.

  •  13 تیر ۱۴۰۳

بلست (Blast)، شبکه لایه ۲ اتریوم که توسط بنیانگذار بازار NFT بلر (Blur) ایجاد شده است، جزییات پاداش فاز ۲ ایردراپ خود را برای کاربران اعلام کرد.

این پروژه در یک پست وبلاگی اعلام کرد مرحله دوم پاداش کاربران، مشابه دور اول، بین Blast Points و Blast Gold تقسیم می شود و ۱۰ میلیارد توکن برای این منظور تخصیص می یابد. هفته گذشته ۱۷ میلیارد توکن برای پاداش های مرحله اول ایردراپ Blast توزیع شد.

  • پاداش های فاز ۲ ایردراپ بلست

نیمی از پاداش های مرحله دوم یا ۵ میلیارد توکن بلست برای Blast Points در نظر گرفته می شود. به گفته این پروژه، کاربران می توانند این امتیازها را بر اساس موجودی ETH، WETH، USDB و BLAST خود بدست آورند.

بلست در این پست بیان کرد:

“هدف اصلی فاز ۲ حمایت از توسعه برنامه های غیرمتمرکز (dApp) موبایل و تشویق کاربران به این برنامه ها از طریق برنامه بلست است.”

این پروژه گفت که نیمی دیگر از پاداش‌ها به Blast Gold اختصاص خواهد یافت. برنامه های غیرمتمرکز بر اساس عملکرد خود در شبکه اصلی بلست و مسابقات آینده، Gold دریافت خواهند کرد.

ایردراپ فاز ۲ قرار است ۱۲ ماه طول بکشد، زیرا هدف اصلی فاز ۲ حمایت از توسعه کامل زنجیره است و ساخت زیرساخت‌های اولیه و پشتیبانی از برنامه های ساخته شده بر بستر آن زمان می‌برد.

بلست که توسط تیشون ریکوئره (Tieshun Roquerre)، بنیان گذار بلر (Blur) توسعه داده شد، در نوامبر ۲۰۲۳ با حالت دسترسی زودهنگام راه اندازی شد. بر اساس داده های دیفای لاما (DefiLlama)، ارزش کل قفل شده (TVL) در بلست در زمان انتشار به ۱.۳۶ میلیارد دلار می رسد.

در انتها

بلست یک راهکار لایه ۲ اتریوم بوده که به وسیله پکمن (Pacman)، بنیان گذار مارکت Blur، ساخته شده است. با فعال شدن بریج این شبکه در روز دوشنبه (۲۱ نوامبر ۲۰۲۳)، کاربران در یک بازه زمانی ۳ روزه اتریوم و استیبل کوین هایی به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار را به این پلتفرم منتقل کردند. این شبکه لایه ۲ که به منظور به حداکثر رساندن بازده استیکینگ طراحی شده است، بوسیله سرمایه گذاران خطرپذیر بزرگی همچون VC Paradigm و Standard Crypto پشتیبانی می شود و تاکنون توانسته است تا ۲۰ میلیون دلار سرمایه اولیه را از افراد ذی نفوذی در دنیای کریپتو نظیر اندرو کانگ (Andrew Kang)، هاسو (Hasu)، لری سرماک (Larry Cermak) و غیره جذب نماید. پکمن در پستی که اخیرا در پلتفرم ایکس (توئیتر سابق) منتشر کرده، اعلام نمود که شخصا بر توسعه هر دو پروژه بلر و بلست نظارت خواهد داشت و همچنین از قصد خود برای راه اندازی اپلیکیشن های جدید NFT با استفاده از زیرساخت شبکه لایه ۲ Blast پرده برداشت.

با توجه به پشتوانه قدرتمند شبکه لایه ۲ Blast، این پروژه در کمتر از ۲۴ ساعت پس از راه اندازی توانست بیش از ۸۷ میلیون دلار استیبل کوین و اتر به دست آورد که در نوع خود رقم قابل توجهی است. بر اساس آمار رسمی TVL این پروژه به طور روزانه ۲۰ هزار درصد رشد را به ثبت رسانده که چنین امری مسلما آن را به سریع ترین رشد پروتکل لایه ۲ در کل تاریخ اتریوم (ETH) تبدیل می کند. کلیه این توجهات به دلیل طرح خلاقانه این شبکه در ارائه بازدهی بومی (Native Yield) استکینگ اتریوم بوده که چنین عملی را سودآورتر از گذشته می نماید و کلیه تمرکز این پروژه نیز در ارائه سودآوری بیشتر متمرکز شده است. البته ناگفته نماند که شبکه لایه ۲ Blast تلاش می کند تا دارایی های دنیای واقعی را نیز در فرآیند استیکینگ اتریوم ترکیب نموده و به همین علت امکان تزریق استیبل کوین به این شبکه نیز فراهم شده است.

توکن BLAST را می توانید از صرافی های متمرکز کوین بیس، بای بیت، کوکوین، بیت فینکس و از صرافی های غیرمتمرکز یونی سواپ، مونو سواپ، اپن اوشن خریداری کنید. از آنجایی که BLAST بر بستر بلاکچین اتریوم و مبتنی بر استاندارد ERC-20 است، می توانید آن را در کیف پول هایی که از این استاندارد پشتیبانی می کنند مثل تراست ولت (Trust)، توکن پاکت (Token Pocket) و … نگهداری کنید.

اطلاعات

Discord
Twitter
Whitepaper
Website

کیف پول ها

Math Wallet
TokenPocket Wallet
Metamask
Trust
Blast:  0xb1a5700fA2358173Fe465e6eA4Ff52E36e88E2ad 

با کلیک بر روی آدرس هر یک از قراردادها و یا آیکون موجود می توانید آدرس قراردادهای هوشمند را کپی کنید. همچنین با کلیک بر روی اسم شبکه مورد نظر به آدرس آن منتقل می شوید و می توانید صحت آدرس قرارداد را بررسی کنید.

بازارهای معاملاتی

کیف پول من
صرافی اوکی اکسچنج

برخی از صرافی ها دارای کد معرف (Referral) می باشد. می توانید در صورتی که نمی خواهید از کد معرف استفاده کنید آن را حذف کنید. (در صورت استفاده از کد رفرال صرفا درصدی از هزینه های خرید و فروشی که صرافی از شما اخذ می نماید به ما تعلق می گیرد و می تواند به رشد و ارائه خدمات رایگان ما کمک کند)

Gate.io Exchange
Upbit Exchange
Bybit Exchange
Coinbase
MEXC Global
KuCoin: Crypto Exchange | Bitcoin Exchange | Bitcoin Trading
Bitfinex is the longest-running and most liquid major cryptocurrency exchange
HTX
LBank Exchange
BING X
Crypto.com
Bitget Exchange
CoinEx
Bitrue
BitMart Exchange

برخی از صرافی ها دارای کد معرف (Referral) می باشد. می توانید در صورتی که نمی خواهید از کد معرف استفاده کنید آن را حذف کنید. (در صورت استفاده از کد رفرال صرفا درصدی از هزینه های خرید و فروشی که صرافی از شما اخذ می نماید به ما تعلق می گیرد و می تواند به رشد و ارائه خدمات رایگان ما کمک کند)

چارت تریدینگ ویو

امتیازهای امنیتی

رتبه بندی

نقد و بررسی ۰
۰ مجموع امتیاز
۰ کاربران (۰ آرا)
نقشه راه و پیشرفت۰
اقتصاد توکنی۰
تیم، شرکا و سرمایه گذاران۰
توسعه اکوسیستم۰
عملکرد توکن۰
فناوری و امنیت۰
کاربران چه می گویند ... برای ثبت نظر وارد شوید
مرتب سازی بر اساس:

اولین نفری باشید که نقد و بررسی می کند.

User Avatar
تایید شده
{{{ review.rating_title }}}
{{{review.rating_comment | nl2br}}}

نمایش بیشتر
{{ pageNumber+1 }}

ادامه مطلب

عضویت در خبرنامه

تبلیغات

برترین ها