با ما همراه باشید

بلاکتوپیا

رکود بزرگ ۱۹۲۹؛ اشتباهات فدرال رزرو و عمیق ترین بحران تاریخ

رکود بزرگ در اوت ۱۹۲۹ آغاز شد، زمانی که توسعه اقتصادی دهه بیست به پایان رسید. یک مجموعه از بحران های مالی باعث این رکود شده بود این بحران ها شامل سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹، موج وحشت در بانک های منطقه ای در ۱۹۳۰ و ۱۹۳۱ و مجموعه ای از بحران های مالی ملی و بین المللی از ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳ می شد.

منتشر شده

در

رکود بزرگ ۱۹۲۹؛ چگونه اشتباهات فدرال رزرو جهان را در عمیق ترین بحران تاریخ فرو برد؟

رکود بزرگ طولانی ترین و عمیق ترین رکود تاریخ آمریکا و اقتصاد صنعتی مدرن که بیش از یک دهه به طول انجامید به رکود گسترده اقتصادی جهان، یک دهه پیش از آغاز جنگ جهانی دوم گفته می شود. آغاز بحران بزرگ در دنیا با نوسان، اما در اغلب کشورهای جهان از سال ۱۹۲۹ و پایان آن اواخر دهه ۱۹۳۰ یا اوایل ۱۹۴۰ بوده‌است. بحران بزرگ را می توان عمیق ترین، طولانی ترین و گسترده ترین بحران اقتصادی سده بیستم دانست. در قرن ۲۱ از بحران بزرگ، عموماً به عنوانی مثالی برای اقتصاد جهان که تا چه اندازه می تواند تنزل داشته باشد، استفاده می شود. این دوران در ایالات متحده آمریکا با کاهش ارزش سهام در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۲۹ شروع گردید، در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۹۲۹ که سه شنبه سیاه نام گرفت، بورس آمریکا سقوط کرد و خبر آن در جهان پیچید. از آن پس طولی نکشید که جریان رکود اقتصادی در تمام کشورهای جهان به سرعت گسترش یافت.

یکی از دلایل بحران بزرگ اقتصادی در آمریکا عملکرد فدرال رزرو (FOMC) یا بانک مرکزی آمریکا عنوان شده‌است. اقتصاددانان امروزه می گویند فدرال رزرو سیاست انقباضی را در سال ۱۹۲۹، درست زمانی که اقتصاد آمریکا وارد رکود می شد اتخاذ کرد. فدرال رزرو آن زمان قصد مبارزه با نرخ تورم را داشت. اما به عقیده گروهی از اقتصاددانان نظیر میلتون فریدمن سیاست انقباضی فدرال رزرو برای کاهش نقدینگی، باعث عمیق تر شدن بحران بزرگ اقتصادی در آمریکا شد.

جان مینارد کینز اقتصاددان مطرح بریتانیایی در آن زمان پیشنهاد کرد که دولت ها باید برای رهایی از بحران بزرگ، مخارج خود را افزایش دهند. کینز ریشه بحران اقتصادی را نبود تقاضای کافی از سوی مصرف کنندگان می دانست. او گفت در بحران اقتصادی تنها دولت امکان افزایش تقاضا برای کالا و خدمات را دارد، چرا که هنگام وضعیت بد اقتصادی مردم به دلیل خویی که پیدا می کنند، کمتر پول خرج می کنند و این باعث کاهش تقاضا، و به دنبال آن کاهش مصرف، و افزایش بیکاری و کاهش تولید ملی می شود.

در سال ۲۰۰۲ بن برنانکه (Ben Bernanke) که در آن زمان عضو شورای حکمرانی فدرال رزرو بود، آنچه را که مدت ها بود اقتصاددان ها به آن اعتقاد داشتند، به صورت عمومی مطرح کرد.

“اشتباهات فدرال رزرو در «بدترین فاجعه اقتصادی تاریخ آمریکا» نقش داشته است.”

برناکی، مانند سایر مورخان اقتصادی، رکود بزرگ را به دلیل مدت، عمق و پیامدهای آن یک فاجعه توصیف کرد. این رکود بیش از یک دهه به طول انجامید، از سال ۱۹۲۹ آغاز شد و تا جنگ جهانی دوم ادامه یافت. تولیدات صنعتی به شدت سقوط کرد، بیکاری اوج گرفت، خانواده ها در مشقت بودند، نرخ ازدواج کاهش یافت. انقباض اقتصادی در ایالات متحده آغاز شد و به سراسر جهان گسترش یافت. «رکود بزرگ» در واقع طولانی ترین و عمیق ترین رکود در تاریخ ایالات متحده و اقتصاد صنعتی مدرن بود.

رکود بزرگ در اوت ۱۹۲۹ آغاز شد، زمانی که توسعه اقتصادی دهه بیست به پایان رسید. یک مجموعه از بحران های مالی باعث این رکود شده بود این بحران ها شامل سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹، موج وحشت در بانک های منطقه ای در ۱۹۳۰ و ۱۹۳۱ و مجموعه ای از بحران های مالی ملی و بین المللی از ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳ می شد. رکود در مارس ۱۹۳۳ به بالاترین حد خود رسید، زمانی که سیستم بانکداری تجاری سقوط کرد و رئیس جمهور روزولت مجبور شد یک تعطیلات ملی برای بانک ها را اعلام کند.

اصلاحات گسترده ای در سیستم مالی ایجاد شد که با بهبود اقتصادی همراه بود اما این بهبود با رکود اقتصادی مضاعف در سال ۱۹۳۷ قطع شد. بازگشت به تولید و اشتغال کامل نیز تا دوران جنگ جهانی دوم طول کشید.

همگان معتقدند که کاهش اولیه تولید در ایالات متحده که از تابستان سال ۱۹۲۹ آغاز شد ناشی از سیاست های پولی انقباضی آمریکا بود که با هدف محدود نمودن سفته بازی بازار سهام اعمال شده بود. فدرال رزرو در ۱۹۲۸ و ۱۹۲۹ نرخ های بهره را افزایش داد به امید آنکه سرعت رشد قیمت های سهام را آرام سازد. این نرخ های بهره بالاتر حساسیت بهره ای مخارج در بخش هایی مثل ساختمان و اتومبیل را کاهش داد و این خود سبب کاهش تولید شد. قیمت های سهام به حدی رسید که پیش بینی های منطقی از آینده ممکن نبود در نتیجه زمانی که در اکتبر ۱۹۲۹ حوادث متعدد جانبی منجر به کاهش قیمت ها شدند سرمایه گذاران اعتماد خود را از دست دادند و در نتیجه حباب بازار بورس ترکید.

پنجشنبه سیاه ۲۴ اکتبر ۱۹۲۹ از فروش دستپاچه صاحبان سهام آغاز شد. بسیاری از سهام ها در قیمت نهایی، با استفاده از وام هایی که توسط بخشی از ارزش سهام تأمین می شد خریداری شدند. افت های مداوم قیمت سهام، برخی از سرمایه گذاران را مجبور به نگهداری ذخایر خود به صورت نقد کرد و بنابراین کاهش قیمت ها وخیم تر شد. میان بالاترین قیمت در سپتامبر و پایین ترین قیمت در نوامبر سال ۱۹۲۹ سهام ایالات متحده ۳۳درصد تفاوت بود.

افت بازار سهام شدیداً تقاضای کل را در آمریکا کاهش داد. بعد از افت این بازار، خرید مصرف کنندگان از کالاهای بادوام و سرمایه گذاری های تجاری به شدت کاهش یافت. اگرچه ثروت از دست رفته در نتیجه کاهش قیمت سهام نسبتاً کم بود، اما افت این بازار با ایجاد احساس فقیرتر شدن در میان افراد، مخارج را نیز کاهش داد. در نتیجه کاهش شدید مخارج مصرف کننده و شرکت ها، محصول واقعی در ایالات متحده در اواخر سال ۱۹۲۹ به سرعت کاهش یافت و این روند در سراسر سال ۱۹۳۰ ادامه یافت؛ بنابراین، درحالیکه افت شدید بازار سهام و رکود بزرگ دو حادثه کاملاً جداگانه هستند، کاهش قیمت سهام اولین دلیل کاهش تولید و استخدام نیروی کار در ایالت متحده آمریکا بود.

در مورد رکود بزرگ… ما باعث آن شدیم. خیلی متاسفیم. ما دوباره آن (اشتباه) را مرتکب نمی شویم.

بن برنانکه، ۸ نوامبر ۲۰۰۲ در مراسم بزرگداشت نودمین سالگرد تولد میلتون فریدمن

برای درک عمق گفته های برنانکه، باید بدانیم که منظور او از «ما»، «باعث آن شدیم» و «دوباره آن را مرتکب نمی شویم» چیست.

منظور برنانکه از «ما» رهبران سیستم فدرال رزرو بود. در آغاز رکود، ساختار تصمیم گیری فدرال رزرو غیرمتمرکز و غالبا غیرمؤثر بود. هر منطقه یک فرماندار (به روسای فدرال رزروهای منطقه ای نیز فرماندار یا گاورنر می گویند) داشت که سیاست هایی را برای منطقه خود تعیین می کرد. اگرچه برخی تصمیمات نیاز به تصویب در هیئت مدیره فدرال رزرو در واشنگتن داشت. اما این هیئت فاقد صلاحیت و ابزار لازم برای اقدام مستقل بود تا سیاست ها را در سرتاسر مناطق هماهنگ کند.

به مرور، فرمانداران و هیئت مدیره نیاز به هماهنگی را درک کردند. مرتبا در مورد موضوعات مهم مکاتبه می کردند و و رویه ها و برنامه هایی مانند کمیته سرمایه گذاری در بازار آزاد را برای نهادینه کردن این همکاری ایجاد کردند. وقتی این تلاش ها به توافق عمومی رسید، سیاست پولی (Monetary Policy) توانست سریع و اثرگذار باشد. اما وقتی فرمانداران با یکدیگر اختلاف نظر داشتند، بانک های هر منطقه می توانستند بعضا اقداماتی مستقل و گاها متناقض انجام دهند.

فرمانداران در بسیاری از موضوعات اختلاف نظر داشتند، چراکه در آن زمان و برای دهه های پس از آن، کارشناسان در مورد بهترین اقدام و حتی در مورد چارچوب مفهومی صحیح برای تعیین سیاست بهینه اختلاف نظر داشتند. اطلاعات مربوط به اقتصاد با تأخیرهای طولانی و متغیر در دسترس قرار می گرفت. کارشناسان فدرال رزرو، در دنیای تجارت و سیاست‎گذاران در واشنگتن دی سی برداشت های متفاوتی از وقایع داشتند و از راه حل های مختلف برای حل مشکلات سخن می گفتند. محققان دهه ها در مورد این موضوعات بحث می کردند. اجماع به تدریج پدیدار شد. نظرات این مقاله منعکس کننده نتایج بیان شده در نوشته های سه رئیس اخیر فد، پل واکر، آلن گرینسپن و بن برنانکه است.

منظور برنانکه از “باعث این کار شدیم” این بود که رهبران فدرال رزرو سیاست هایی را اجرا می کردند که فکر می کردند به نفع عموم است. اما برخی از تصمیمات آن ها ناخواسته به اقتصاد آسیب رساند و سیاست های دیگری که می توانست مفید باشند، هرگز اتخاذ نشدند.

به عنوان مثال، می توان به تصمیم بانک فدرال برای افزایش نرخ بهره (Interest Rate) در سال های ۱۹۲۸ و ۱۹۲۹ اشاره کرد. بانک فدرال آمریکا این اقدام را در تلاش برای محدود کردن سفته بازی در بازارهای اوراق بهادار انجام داد. اما این کار باعث کندی فعالیت اقتصادی در ایالات متحده شد. از آنجا که استاندارد بین المللی طلا در حکم پل ارتباطی میان نرخ بهره و سیاست های پولی در کشورهای مختلف بود، اقدامات بانک فدرال باعث رکود اقتصادی در کشورهای دیگر جهان نیز شد. بانک فدرال یکبار دیگر در پاییز ۱۹۳۱ برای کمک به بهبود بحران مالی بین المللی، این اشتباه را تکرار کرد.

نمونه ای دیگر از این اشتباهات، شکست فدرال رزرو در ایفای نقش خود به عنوان آخرین وام دهنده در هنگام هراس بانکی بود که از پاییز ۱۹۳۰ آغاز شد و با تعطیلات بانکی در زمستان ۱۹۳۳ پایان یافت.

البته یکی از دلایلی که کنگره مبادرت به تاسیس فدرال رزرو کرد، این بود که به عنوان آخرین وام دهنده عمل کند. اما چرا فدرال رزرو در انجام این وظیفه اساسی شکست خورد؟ رهبران فدرال رزرو در مورد انتخاب بهترین واکنش نسبت به بحران های بانکی اختلاف نظر داشتند. برخی از فرمانداران دکترین مشابه دستورالعمل بگهات را پذیرفته بودند که می گفت در طی هراس مالی، بانک های مرکزی باید وجوهی را برای کمک به موسسات مالی آسیب دیده ارائه کنند. سایر فرمانداران دکترین دیگری را که به عنوان «لوایح واقعی» شناخته می شود، پذیرفته بودند.

این دکترین می گوید که بانکهای مرکزی باید در طول توسعه اقتصادی، یعنی زمانی که افراد و موسسات، اعتبار بیشتری را برای تأمین مالی تولید و تجارت تقاضا می کنند، وجوه بیشتری به بانک های تجاری ارائه کند و از طرف دیگر در هنگام انقباض اقتصادی، یعنی هنگامی که تقاضا برای اعتبار کاهش پیدا می کند، وجوه کمتری تزریق کند. دکترین لوایح واقعی به طور قطعی نگفته است که در طی هراس بانکی چه کاری باید انجام شود، اما بسیاری از طرفداران آن، هراس بانکی را از علائم انقباض دانسته و معتقد بودند بانک مرکزی باید وام دهی را کاهش دهد.

چند تن از فرمانداران فدرال رزرو دنباله رو دکترین افراطی ای بودند که به «نقدینگی گرایی» معروف بود. این دکترین به بانک مرکزی توصیه می کرد که در جریان هراس مالی کنار بمانند تا موسسات مالی آشفته از کار بیفتند. این هرس‌کردن موسسات ضعیف روند تکامل یک سیستم اقتصادی سالم را تسریع می کند. اندرو ملون، وزیر خزانه داری دولت هربرت هوور (که در هیئت مدیره فدرال رزرو خدمت می کرد) از این روش حمایت کرد. همین تنش های فکری و ساختار تصمیم گیری ناکارآمد فدرال رزرو، اقدام موثر ازسوی رهبران فدرال رزرو را دشوار و گاه غیرممکن می ساخت.

در میان رهبران فدرال رزرو، اختلاف نظرهایی وجود داشت در مورد اینکه آیا اساسا باید به موسسات مالی که متعلق به فدرال رزرو نیستند، کمک کرد و در صورت پاسخ مثبت، این کمک ها چه مقدار باید باشد؟ برخی از رهبران فکر می کردند که کمک فقط باید به بانک های تجاری که عضو سیستم فدرال رزرو هستند، اعطا شود. برخی دیگر فکر می کردند که بانک های عضو باید کمک های قابل توجهی دریافت کنند تا بتوانند به مشتریان خود کمک کنند؛ مشتریانی که شامل موسسات مالی که به بانک مرکزی تعلق نداشتند نیز می شد.

اما سودمندی و مشروعیت این کمک ها نیز محل بحث بود. فقط تعداد اندکی از رهبران تصور می کردند که فدرال رزرو (یا دولت فدرال) باید مستقیماً به بانک های تجاری (یا سایر موسسات مالی) که به فدرال رزرو تعلق ندارند، کمک کند. یوجین مایر، عضو عالی هیئت مدیره فدرال رزرو، یکی از طرفداران کمک مستقیم بود که در ایجاد «شرکت بازسازی مالی» نقش اساسی داشت.

این اختلاف نظرها منجر به جدی ترین غفلت فدرال رزرو شد: شکست در ممانعت از کاهش عرضه پول.

از پاییز ۱۹۳۰ تا زمستان ۱۹۳۳، حجم پول تقریباً ۳۰ درصد کاهش یافت. کاهش عرضه پول، متوسط قیمت ها را به مقدار معادل ۳۰ درصد کاهش داد. این تورم‌ منفی باعث افزایش بار بدهی شد. اشتباه در تصمیم گیری اقتصادی باعث کاهش مصرف، افزایش بیکاری، و افزایش ورشکستگی بانک ها، شرکت ها و اشخاص شد.

ضربه بعدی به تقاضای کل در رکود ۱۹۳۰ زمانی وارد شد که ایالات متحده با بحران های بانکی دست و پنجه نرم می کرد. بحران بانکی زمانی تشدید شد، که سپرده گذاران اعتماد خود را به توانایی پرداخت بدهی توسط بانک ها از دست دادند و به طور همزمان تقاضای پرداخت سپرده هایشان را نیز داشتند، بانک ها که تنها نسبتی از سپرده ها را به عنوان ذخیره های نقدی نزد خود نگهداری می کنند، باید وام های خود را به منظور نیاز ملی همه جانبه به پول نقد تبدیل می کردند. این فرایند سریع نقد کردن پول حتی می تواند از قبل باعث شکست بانک هایی شود که توانایی پرداخت بدهی خود را ندارند.

ایالات متحده در رکود ۱۹۳۰ بحران های بانکی گسترده ای را تجربه کرد. بهار سال ۱۹۳۱، سقوط سال ۱۹۳۱ و رکود سال ۱۹۳۲. موج آخر این بحران تا زمستان ۱۹۳۳ ادامه داشت و با تعطیلی بانک ملی که تعطیلی آن در ۶ مارس ۱۹۳۳ به وسیله روزولت اعلام شد، پایان یافت. تعطیلی این بانک موجبات تعطیلی همه بانک ها را فراهم آورد. اجازه بازگشایی مجدد بانک ها تنها بعد از تأیید قابلیت پرداخت بدهی آن ها توسط بازرسان دولتی صادر شد.

بحران خسارت شدیدی بر نظام بانکداری آمریکا وارد ساخت، در سال ۱۹۳۳ یک پنجم بانک های موجود در ابتدای دهه ۱۹۳۰ تعطیل شده بودند. در عین حال فدرال رزرو تلاش کمی برای جلوگیری از بحران های بانکی انجام داد. مطمئناً بحران با کاهش اعتماد و ایجاد بدبینی وخیم تر شد و ناکامی و ورشکستگی بانک ها از طریق کاهش پول نقد موجود برای سرمایه گذاری مالی، دریافت و پرداخت وام ها را نیز مختل کرد. با کاهش در عرضه پول، مصرف کنندگان و افراد تجار انتظار رکود در قیمت ها را داشتند همچنین انتظار کاهش دستمزدها و قیمت ها را در آینده داشتند. به عنوان یک نتیجه حتی اگر نرخ های بهره خیلی پایین بودند افراد نمی خواستند قرض بگیرند زیرا می ترسیدند دستمزدها و سودهای آینده برای پوشش های وام ناکافی باشد این دودلی منجر به کاهش در مخارج مصرف کننده و سرمایه گذاری تجاری شد.

فدرال رزرو می توانست با جلوگیری از فروپاشی سیستم بانکی یا جبران آن با بالابردن پایه پولی، از رکود جلوگیری کند، اما به چند دلیل موفق به انجام این کار نشد. سقوط اقتصادی پیش بینی نشده و بی سابقه بود. تصمیم گیران فاقد ساز و کارهای موثری برای تشخیص مشکلات بودند همچنین آن ها از اختیار برای انجام اقدامات کافی در جهت بهبود اقتصاد برخوردار نبودند. برخی از تصمیم گیران به دلیل پای بندی به فلسفه لوایح واقعی، سیگنال های مربوط به وضعیت اقتصاد مانند نرخ سود اسمی را بد تفسیر می کردند. برخی دیگر طرفدار استاندارد طلا (Gold Standard) بودند و خواستار اقداماتی نظیر افزایش نرخ بهره و کاهش عرضه پول و اعتبار به بانک های بیمار بودند.

در موارد متعددی، فدرال رزرو سیاست هایی را اجرا ‌کرد که به اعتقاد محققان پولی مدرن می توانست جلوی انقباض را بگیرد. در بهار ۱۹۳۱ ، فدرال رزرو شروع به گسترش پایه پولی کرد، اما این اقدام برای جبران اثرات تورم‌ منفی که توسط بحران های بانکی ایجاده شده بود، کافی نبود. در بهار سال ۱۹۳۲، پس از آنکه کنگره اختیارات لازم را در اختیار فدرال رزرو قرار داد، فدرال رزرو پایه پولی را به صورت تهاجمی گسترش داد. این سیاست در ابتدا موثر به نظر می رسید، اما پس از چند ماه فدرال رزرو تغییر رویه داد. یک سری شوک های سیاسی و بین المللی به اقتصاد ضربه زد و دوباره رکود شکل گرفت. به طور کلی، تلاش های بانک فدرال برای پایان دادن به تورم و احیای سیستم مالی، اگرچه با نیت خوب و بر اساس بهترین اطلاعات موجود انجام شده بود، اما به نظر می رسد این تلاش ها بسیار کم و خیلی دیر انجام گرفت.

نقص در ساختار فدرال رزرو در سال های اولیه رکود بزرگ آشکار شد. کنگره نیز با اصلاح فدرال رزرو و کل سیستم مالی به آن واکنش نشان داد. در دوره دولت هوور، اصلاحات کنگره با تصویب قانون شرکت بازسازی مالی و قانون بانکداری در سال ۱۹۳۲ به اوج خود رسید. در دولت روزولت، اصلاحات با قانون بانکداری اضطراری ۱۹۳۳، قانون بانکداری ۱۹۳۳ (که در اصطلاح عامیانه گلس-استیگال نامیده می شود)، قانون ذخیره طلای سال ۱۹۳۴ و قانون بانکداری سال ۱۹۳۵ ادامه پیدا کرد. این چرخش در قانونگذاری برخی از مسئولیت های فدرال رزرو را به وزارت خزانه داری و آژانس های جدید فدرال مانند شرکت بازسازی مالی و شرکت بیمه سپرده های فدرال منتقل کرد. این آژانس ها تا دهه ۱۹۵۰ بر سیاست پولی و بانکی تسلط داشتند.

اصلاحات دهه های ۱۹۳۰، ۴۰ و ۵۰، فدرال رزرو را به یک بانک مرکزی مدرن تبدیل کرد. با این حال، ایجاد چارچوب فکری مدرنی که زیربنای سیاست اقتصادی بود، زمان بیشتری می طلبید که تا امروز نیز ادامه یافت. ترکیب جدید فدرال رزرو درقالب یک بانک مرکزی خوش فرم در کنار یک چارچوب مفهومی کارآمد، به برنانکه آنقدر اعتماد به نفس بخشیده است که او توانست بگوید: «دیگر مرتکب چنین (اشتباهی) نخواهیم شد.»

اخبار

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

شرکت StarkWare فناوری جدیدی اعلام کرده که «تصدیق بلوک‌های بلاک‌چین بیت‌کوین از ابتدای پیدایش تا حال» را در قالب یک پرُف (proof) تقریباً ۱ مگابایتی ممکن می‌کند، البته نه به معنی دانلود کل تاریخچه تراکنش‌ها، بلکه فقط هِدِر بلوک‌ها.

منتشر شده

در

شرکت استارک‌ور (StarkWare) که در زمینه فناوری پیشرفته دانش صفر (Zero-Knowledge یا ZK) تخصص دارد، از یک دستاورد بزرگ رونمایی کرده است که می‌تواند اساس تعامل کاربران با شبکه بیت‌کوین را دگرگون کند. این شرکت موفق به ساخت یک اثبات تأیید (Verification Proof) مبتنی بر دانش صفر از کل بلاکچین بیت‌کوین شده است که به طرز شگفت‌انگیزی سبک بوده و به راحتی بر روی دستگاه‌های موبایل قابل اجراست. این نوآوری به هر کاربری اجازه می‌دهد تا به طور مستقل و بدون نیاز به سخت‌افزارهای گران‌قیمت، تاریخچه بیت‌کوین را اعتبارسنجی کند.

این اثبات که توسط استارک‌ور توسعه داده شده، تنها ۱ مگابایت حجم دارد. این در حالی است که حجم کامل بلاکچین بیت‌کوین (Bitcoin) در حال حاضر از مرز ۶۸۰ گیگابایت فراتر رفته است. به گفته عبدالحمید بختا (Abdelhamid Bakhta)، مدیر اکوسیستم در استارک‌ور، این تکنولوژی به کاربران امکان می‌دهد تا تراکنش‌ها را در کمتر از ۱۰۰ میلی‌ثانیه تأیید کنند. این پیشرفت، تحقق مدرن ایده‌ای است که برای اولین بار توسط ساتوشی ناکاموتو در وایت‌پیپر بیت‌کوین تحت عنوان تأیید پرداخت ساده شده (SPV) مطرح شد و اکنون موانع فنی و مالی را برای میلیون‌ها کاربر از میان برمی‌دارد.

An illustrated model of SPV outlined in Satoshi’s Bitcoin whitepaper. Source: Nakamoto Institute
An illustrated model of SPV outlined in Satoshi’s Bitcoin whitepaper. Source: Nakamoto Institute

چگونه ۶۸۰ گیگابایت داده در ۱ مگابایت فشرده می‌شود؟

راز این فشرده‌سازی خارق‌العاده در محتوای اثبات نهفته است. این فایل ۱ مگابایتی، تاریخچه کامل و جزئیات تمام تراکنش‌ها را در خود جای نداده است؛ بلکه شامل تمام هدرهای بلاک (Block Headers) از اولین بلاک شبکه (بلاک جنسیس) تا به امروز است. هر هدر بلاک مانند یک شناسنامه برای آن بلاک عمل می‌کند و حاوی اطلاعات کلیدی زیر است:

  • شماره نسخه (Version Number): نسخه نرم‌افزار بیت‌کوین که برای استخراج بلاک استفاده شده است.
  • ارجاع به بلاک قبلی (Previous Block Reference): پیوندی رمزنگاری‌شده که زنجیره بلاک‌ها را به هم متصل می‌کند.
  • برچسب زمانی (Timestamp): زمان تقریبی ایجاد بلاک.
  • اندازه بلاک (Block Size): حجم بلاک.
  • نانس (Nonce): عدد تصادفی که ماینرها برای حل معمای محاسباتی و افزودن بلاک به دفتر کل، آن را پیدا می‌کنند.

با در اختیار داشتن زنجیره‌ای از این هدرها، یک کاربر می‌تواند به طور مستقل و با اطمینان بالا، صحت و اعتبار کل تاریخچه شبکه را بدون نیاز به دانلود صدها گیگابایت داده، بررسی کند.

The number of Bitcoin nodes has been steadily rising since 2015. Source: Coin Dance
Bitcoin Nodes

این دستاورد در زمانی ارائه می‌شود که جامعه بیت‌کوین درگیر یکی از مهم‌ترین بحث‌های داخلی خود، یعنی چالش حفظ تمرکززدایی (Decentralization) در مقابل رشد روزافزون حجم بلاکچین است. یکی از ارزش‌های بنیادین بیت‌کوین این است که اجرای یک نود کامل (Full Node) برای هر کسی با یک کامپیوتر شخصی معمولی امکان‌پذیر باشد. این دسترسی آسان، تضمین‌کننده امنیت و مکانیزم اجماع شبکه است که توسط هزاران اپراتور نود مستقل در سراسر جهان اجرا می‌شود.

با این حال، ظهور پدیده‌هایی مانند اُردینالز و اینسکریپشن‌ها که امکان ذخیره‌سازی داده‌های غیرپولی (مانند تصاویر و متن) را روی بلاکچین (Blockchain) فراهم می‌کنند، این اصل را به چالش کشیده‌اند. منتقدان معتقدند این روند باعث «پف‌کردن» بلاکچین شده و با افزایش سرسام‌آور حجم دفتر کل توزیع شده (DLT)، نیازمندی‌های سخت‌افزاری برای اجرای نود را بالا می‌برد. اگر اجرای نود بیش از حد گران شود، شبکه به سمت تمرکزگرایی پیش خواهد رفت و تنها شرکت‌های بزرگ و مراکز داده توانایی مشارکت در آن را خواهند داشت که این امر کاملاً با فلسفه وجودی بیت‌کوین در تضاد است.

The breakdown of different implementations of the Bitcoin node software. Source Coin Dance
The breakdown of different implementations of the Bitcoin node software. Source Coin Dance

به‌روزرسانی Bitcoin Core و طغیان جامعه

این تنش با اعلام برنامه‌های مربوط به به‌روزرسانی آینده نرم‌افزار Bitcoin Core 30 که برای انتشار در ماه اکتبر برنامه‌ریزی شده، به نقطه جوش خود رسیده است. توسعه‌دهندگان Bitcoin Core (که نرم‌افزار مورد استفاده حدود ۸۰٪ از نودهای شبکه است) قصد دارند محدودیت OP_Return را حذف کنند. این قابلیت در حال حاضر حجم داده‌های غیرپولی قابل جاسازی در تراکنش‌ها را به ۸۰ بایت محدود می‌کند که برای ذخیره اکثر محتواهای چندرسانه‌ای امروزی بسیار ناچیز است.

این تصمیم پیشنهادی، موجی از مخالفت را برانگیخته و باعث یک جهش تاریخی در استفاده از Bitcoin Knots شده است. Bitcoin Knots یک نرم‌افزار جایگزین برای نود بیت‌کوین است که قابلیت‌های شخصی‌سازی بیشتری را به اپراتورها می‌دهد؛ از جمله این امکان که خودشان برای میزان داده‌های OP_Return که مایل به ذخیره و بازنشر آن هستند، محدودیت تعیین کنند. آمارها نشان می‌دهد سهم بازار نودهای Knots از حدود ۱٪ در پایان سال ۲۰۲۴، با یک رشد تقریباً عمودی، به نزدیک ۲۰٪ در سال ۲۰۲۵ رسیده است که نشان‌دهنده واکنش شدید بخشی از جامعه به مسیر پیش روی توسعه بیت‌کوین است. در این میان، راهکار استارک‌ور می‌تواند فارغ از این جدال‌ها، قدرت تأیید مستقل را به دست تک‌تک کاربران بازگرداند.

ادامه مطلب

آموزش

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

تقویم اقتصادی مثل یک “برنامه‌ریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکت‌های ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک می‌کند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصت‌های سودآور پیدا کنید.

منتشر شده

در

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

اگر معامله‌گر یا فعال بازارهای مالی باشید، حتما تجربه کرده‌اید که یک خبر اقتصادی می‌تواند ظرف چند دقیقه بازار را زیر و رو کند. مثلا اعلام نرخ بیکاری آمریکا یا تصمیم فدرال رزرو درباره نرخ بهره کافی است تا قیمت دلار، طلا یا حتی بیت کوین نوسان شدیدی پیدا کند. در چنین شرایطی، دانستن زمان دقیق این رویدادها می‌تواند مرز میان یک معامله سودآور یا پشیمان‌کننده باشد.

اینجاست که تقویم اقتصادی به عنوان یک ابزار به کمک شما می‌آید. ابزاری که تمام اتفاقات مهم اقتصادی و مالی جهان را در یک جدول زمانی مشخص نمایش می‌دهد و به شما کمک می‌کند همیشه چند قدم جلوتر از بازار باشید. اگر می‌خواهید بدانید تقویم اقتصادی دقیقا چیست، چه اجزایی دارد و چطور باید از آن استفاده کنید، این مطلب را از دست ندهید.

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست؟

یک لیست زمان‌بندی‌شده از اعلامیه‌های اقتصادی، داده‌های کلان، سخنرانی‌های مقامات مالی و انتشار شاخص‌های اقتصادی مثل نرخ بهره، تورم، بیکاری، تولید ناخالص داخلی و … است. علاوه بر این معمولاً زمان بیانیه های بانک مرکزی، سخنرانی های سیاست گذاران پولی و انتخابات را فهرست می کند.

بیشتر تقویم های اقتصادی منتشر شده شامل نوع داده مثل نرخ بیکاری، نتیجه قبلی که منتشر شده بود و انتظارات اجماع بازار برای نتیجه آتی می شوند. باید توجه داشت که نوع انتشار به طور کلی بسته به اینکه چه تاثیری می تواند داشته باشد؛ بصورت زیاد، متوسط، کم یا بدون تاثیر، کد گذاری می شود.

برای مثال، تصور کنید بانک مرکزی اروپا (ECB) قرار است درباره نرخ بهره (Interest Rate) جلسه برگزار کند. این تصمیم می‌تواند ارزش یورو را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. اگر شما معامله‌گر بازار فارکس باشید و این تاریخ را ندانید، ممکن است در میانه یک معامله ناگهان با نوسانی شدید روبه‌رو شوید و فرصت مدیریت آن را از دست بدهید. اما وقتی به تقویم اقتصادی نگاه می‌کنید، می‌بینید که این رویداد دقیقا چه روز و ساعتی اتفاق می‌افتد و می‌توانید از قبل برایش برنامه‌ریزی کنید.

تقویم اقتصادی نه فقط برای معامله‌گران حرفه‌ای، بلکه برای هر فردی که در بازارهای مالی فعالیت می‌کند (از بورس و فارکس گرفته تا ارزهای دیجیتال) یک ابزار ضروری است. حتی سرمایه‌گذاران بلندمدت هم با نگاه به این تقویم می‌توانند تصمیم‌های دقیق‌تری برای مدیریت پرتفوی خود بگیرند.

اگر انتشار داده اقتصادی تأثیر کمی داشته باشد، آنگاه جفت ارز حرکتی نداشته و یا واکنشی جزیی نسبت به نتیجه از خود نشان خواهد داد. اما اگر در رویدادی با تأثیر متوسط، نتیجه نهایی با چیزی که انتظار می رفت خیلی تفاوت داشته باشد، باعث می شود جفت ارز به میزان بیشتری تغییر کند. زمانی که انتشار داده ها به طور قابل توجهی بیشتر یا کمتر از نتیجه مورد انتظار بازار باشند، به خصوص زمانی که صحبت از داده هایی با تأثیر بالا باشد، جفت ارز مرتبط تمایل بیشتری به حرکت دارد و بازار نوسانات قابل توجهی را در این فرآیند تجربه می کند.

چرا تقویم اقتصادی مهم است؟

  • تقویم اقتصادی مانند یک نقشه راه است که مسیر حرکت بازارها را روشن‌تر می‌کند و شما را از غافلگیری‌های ناگهانی نجات می‌دهد. به این ترتیب شما می‌توانید تصمیمات معاملاتی خودتان را بر پایه اطلاعات موثق بگیرید.
  • انتشار داده‌های اقتصادی می‌تواند باعث نوسانات شدید در بازارهای مالی شود. برای مثال، اگر نرخ تورم بالاتر از حد انتظار اعلام شود، سرمایه‌گذاران انتظار افزایش نرخ بهره خواهند داشت و همین موضوع می‌تواند بازار سهام یا ارزهای دیجیتال را تحت تاثیر قرار دهد.
  • بدون تقویم اقتصادی، بسیاری از تصمیم‌ها بر اساس حدس و گمان گرفته می‌شود. معامله‌گرانی که فقط با تحلیل تکنیکال کار می‌کنند، ممکن است در لحظه انتشار یک خبر بزرگ، گرفتار نوسانات غیرمنتظره بازار شوند. در حالی‌که کسی که تقویم اقتصادی را دنبال می‌کند، می‌داند چه زمانی باید محتاط‌تر باشد یا حتی برای شکار فرصت‌های جدید آماده شود.
  • یکی از مهم‌ترین مزیت‌های تقویم اقتصادی، مدیریت ریسک است. اگر قبل از انتشار یک داده مهم پوزیشن باز دارید، می‌توانید حجم معاملات خود را کاهش دهید، حد ضرر تنظیم کنید یا حتی معامله را ببندید تا از ضررهای سنگین جلوگیری شود.
  • استفاده از تقویم اقتصادی به شما امکان می‌دهد استراتژی‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت خود را بر اساس داده‌های واقعی طراحی کنید. به این ترتیب، معاملات شما نظم بیشتری پیدا می‌کند و احتمال موفقیت بالاتر می‌رود.
  • بسیاری از ضررها به دلیل تصمیمات عجولانه و احساسی اتفاق می‌افتد. وقتی بدانید چه چیزی در راه است، آرامش بیشتری خواهید داشت و کمتر اسیر ترس یا طمع می‌شوید.

اجزای اصلی یک تقویم اقتصادی

وقتی وارد یک تقویم اقتصادی مثل Trading Economics یا Investing.com می‌شوید، در نگاه اول ممکن است جدول شلوغی ببینید که پر از عدد و کلمه است. اما اگر بدانید هر ستون چه معنایی دارد، کار با آن بسیار ساده خواهد شد. در ادامه تک‌تک اجزای اصلی این جدول که از وب‌سایت تریدینگ اکونومیکس آورده شده را توضیح می‌دهیم.

Economic Calendar
All events, interest rate, prices & inflation, labour market, GDP growth, foreign trade, government, business confidence, consumer sentiment, housing market.

در قسمت بالای جدول بخشی برای فیلتر کردن نتایج آورده شده است. گزینه «Recent» فیلتری برای نشان دادن رویدادهای اخیر است و فقط موارد نزدیک به زمان فعلی را نشان می‌دهد. اگر می‌خواهید مثلا رویدادهای اقتصادی چند ماه دیگر را ببینید کافی است این فیلتر را تغییر دهید.

با استفاده از گزینه «Impact» شما می‌توانید این رویدادهای اقتصادی را بر اساس سطح اهمیت آن ها دسته‌بندی کنید. تریدینگ اکونومیکس سه دسته‌بندی دارد. رویدادهای یک ستاره، دو ستاره و سه ستاره که طبیعتا اهمیت آن ها بر اساس تعداد ستاره افزایش می‌یابد.

قسمت «Countries» امکان فیلتر کردن بر اساس کشور یا اقتصاد موردنظر را فراهم می‌کند. مثلا اگر قصد دارید فقط شاخص‌های اقصتادی کلان آمریکا را ببینید، کافی است روی این گزینه کلیک کرده و «United States» را انتخاب کنید.

فیلتر «Category» دسته‌بندی رویدادها را نمایش می‌دهد. مثلا شما می‌توانید در این فیلتر گزینه «Prices & Inflation» را انتخاب کرده و فقط داده‌های تورمی را مشاهده کنید.

بخش «UTC +3:30» نیز برای تعیین منطقه زمانی است. شما می‌توانید منطقه زمانی خودتان (تهران-ایران) را تنظیم کنید تا ببینید دقیقا رویداد موردنظرتان در چه ساعتی به وقت ایران رخ می‌دهد.

  • تاریخ و ساعت

اولین چیزی که در تقویم اقتصادی به چشم می‌آید، ستون زمان انتشار است. در این بخش دقیقا مشخص می‌شود که هر رویداد چه روز و ساعتی منتشر خواهد شد. اهمیت این قسمت بسیار بالاست، چون بازارها معمولا درست در همان لحظه انتشار خبر واکنش نشان می‌دهند. مثلا اگر در ساعت ۴:۰۰ صبح «شاخص اعتماد مصرف‌کننده استرالیا» منتشر شود، معامله‌گران بازار فارکس در همان دقیقه باید آماده واکنش باشند.

همانطور که گفتیم، ساعت تقویم معمولا بر اساس منطقه زمانی قابل تغییر است. مثلا شما می‌توانید آن را روی «تهران (UTC+3:30)» تنظیم کنید تا دقیقاً با ساعت محلی خودتان هماهنگ باشد.

  • کشور

در ستون بعدی، پرچم و کد کشور (مثلاً GB = بریتانیا، AU = استرالیا، MX = مکزیک) قرار دارد که نشان می‌دهد داده متعلق به کدام اقتصاد است. گاهی اوقات هم رویدادها مربوط به یک بلوک منطقه‌ای خاص مثلا اروپا (EA = Euro Area) هستند. در این صورت آن داده را باید به عنوان یک شاخص منطقه‌ای و نه مربوط به یک کشور واحد تفسیر کرد.

  • عنوان رویداد

این ستون عنوان خبر یا شاخص اقتصادی را نشان می‌دهد. گاهی هم کنار این عنوان، مخفف ماه میلادی (مثل AUG، SEP) دیده می‌شود که نشان می‌دهد داده مربوط به کدام ماه است. شناخت هر شاخص اهمیت زیادی دارد، چون هرکدام اثر متفاوتی روی بازار می‌گذارند.

اما نکته مهم اینجاست که همه رویدادها عددی و آماری نیستند. بعضی از آن ها بیشتر کیفی هستند و باید با توجه به ماهیتشان تفسیر شوند. برای درک بهتر، به چند نمونه نگاه کنیم:

  • شاخص‌های آماری (عدد‌محور)

مثل نرخ بیکاری (Unemployment Rate)، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI)، یا تولید ناخالص داخلی (GDP). اینها همیشه یک عدد مشخص دارند که می‌توان آن را با مقدار قبلی و پیش‌بینی بازار مقایسه کرد.

  • سخنرانی‌ها (Speech)

مثلا «سخنرانی رئیس فدرال رزرو». این نوع رویداد عدد ندارد، بلکه مهم محتوای صحبت‌هاست. اگر لحن سخنران به سمت سیاست انقباضی (افزایش نرخ بهره) باشد، بازار واکنش منفی به دارایی‌های پرریسک نشان می‌دهد. اگر لحن انبساطی باشد، می‌تواند باعث رشد بازار سهام یا ارزهای دیجیتال شود.

  • حراج اوراق (Auction)

مثل «حراج اوراق ۱۰ ساله آمریکا» یا «حراج اوراق خزانه ژاپن». اینجا اعداد مربوط به بازده (Yield) یا حجم اوراق فروخته‌شده اهمیت دارند. بالا رفتن بازده معمولا نشانه افزایش هزینه استقراض دولت و احتمال بالا رفتن نرخ بهره است.

  • شاخص‌های نظرسنجی و اعتماد (Survey/Confidence Index)

مثل «شاخص اعتماد مصرف‌کننده» یا «شاخص مدیران خرید (PMI)». اینها با پرسش‌نامه از فعالان اقتصادی یا مصرف‌کنندگان تهیه می‌شوند و بازتاب‌دهنده چشم‌انداز آینده هستند.

ستون Previous نشان‌دهنده نتیجه گزارش قبلی است. مثلا اگر شاخص بیکاری ماه گذشته ۸٪ بوده، این عدد در ستون Previous نمایش داده می‌شود. این بخش برای مقایسه روند بسیار مهم است، چون بازار همیشه تغییرات نسبت به گذشته را در نظر می‌گیرد.

در قسمت (Consensus / Forecast) دو ستون پیش‌بینی تحلیلگران و اقتصاددانان درباره آن شاخص یا داده اقتصادی آورده می‌شود. اما چه تفاوتی با هم دارند؟

Consensus یا اجماع در واقع میانگین پیش‌بینی جمعی تحلیلگران، اقتصاددان‌ها و موسسات مالی است. یعنی چندین منبع معتبر پیش‌بینی خود را درباره یک شاخص اعلام می‌کنند و تقویم اقتصادی میانگین یا اجماع آنها را نمایش می‌دهد.

Forecast گاهی به همان معنی Consensus به کار می‌رود، اما در بعضی تقویم‌ها (مثل Trading Economics) یک تفاوت کوچک دارد:

  • Forecast معمولاً پیش‌بینی اختصاصی خود سایت یا موسسه منتشرکننده تقویم است.
  • در حالی که Consensus نماینده پیش‌بینی کلی بازار و تحلیل‌گران مختلف است.

در ستون (Actual) مقدار واقعی در لحظه انتشار خبر به‌روزرسانی می‌شود و عدد واقعی گزارش را نشان می‌دهد. در حقیقت، مهم‌ترین بخش برای معامله‌گران همین ستون است، چون مستقیما رفتار بازار را شکل می‌دهد.

بعضی تقویم‌ها مثل Trading Economics در کنار هر شاخص نمودارهای کوچکی نمایش می‌دهند. این نمودار روند تاریخی آن شاخص را نشان می‌دهد (مثلا تغییرات نرخ بیکاری در چند ماه گذشته). با نگاه سریع به این بخش می‌توانید متوجه شوید وضعیت در حال بهبود یا بدتر شدن است.

Economic Calendar
Economic Calendar

طبق ستون اول متوجه می‌شویم که شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) آمریکا ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت محلی منتشر می‌شود. به طور کلی، شاخص‌های اقتصادی را می‌توان در بازه زمانی‌های مختلفی ارزیابی کرد. منظور از MoM بازه زمانی ماهانه است و YoY تغییرات کل یک سال نسبت به سال قبل را نشان می‌دهد.

در سطر اول که مربوط به شاخص PPI اصلی در بازه ماهانه است، می‌بینیم که مقدار قبلی ۰.۹٪ ثبت شده است. این یعنی در ماه گذشته قیمت تولیدکننده‌ها نسبت به ماه ماقبلش ۰.۹٪ افزایش داشته است. در ستون Forecast پیش‌بینی تریدینگ اکونومیکس برای این ماه ۰.۳٪ است و Consensus که میانگین پیش‌بینی اقتصاددانان و تحلیلگران مختلف را نشان می‌دهد ۰.۴٪ ثبت شده است. مقدار Actual یا واقعی هم هنوز منتشر نشده و به همین دلیل این ستون خالی مانده و در لحظه انتشار شاخص پر می‌شود.

چطور از تقویم اقتصادی استفاده کنیم؟

این بخش مهم‌ترین قسمت مقاله است، چون فقط دانستن اینکه رویدادها چه زمانی هستند کافی نیست؛ باید بدانید چطور از این اطلاعات استفاده کنید.

  • برنامه‌ریزی هفتگی: در ابتدای هفته به تقویم اقتصادی نگاه کنید و رویدادهای مهم (مثل NFP یا تصمیم نرخ بهره) را علامت بزنید. این کار به شما کمک می‌کند از قبل آماده باشید.
  • ترکیب با تحلیل تکنیکال: اگر می‌بینید یک خبر مهم نزدیک است، سطوح حمایت و مقاومت نمودار را بررسی کنید. مثلا اگر خبر منفی بیاید و بازار به حمایت نزدیک باشد، احتمال شکستن حمایت بیشتر می‌شود.
  • استراتژی معاملاتی متناسب با خبر: بعضی معامله‌گران قبل از انتشار خبر، از بازار خارج می‌شوند تا ریسک نکنند. برخی دیگر ترجیح می‌دهند منتظر بمانند و پس از انتشار داده و مشخص شدن جهت بازار وارد معامله شوند.
  • مدیریت حجم و حد ضرر: در زمان‌هایی که احتمال نوسان شدید وجود دارد، بهتر است حجم معامله کمتر شود یا حد ضرر نزدیک‌تر قرار بگیرد.
  • ثبت تجربه‌ها: بهترین راه برای یادگیری استفاده از تقویم اقتصادی، تجربه شخصی است. بعد از هر رویداد مهم یادداشت کنید بازار چگونه واکنش نشان داد و استراتژی شما چقدر موفق بود.

تقویم اقتصادی را از کجا ببینیم؟

امروزه ده‌ها وب‌سایت معتبر وجود دارد که تقویم اقتصادی رایگان و به‌روزی ارائه می‌دهند. برخی از بهترین منابع عبارت‌اند از:

  • Trading Economics: همه رویدادها، نرخ بهره، قیمت‌ها و تورم، بازار کار، رشد تولید ناخالص داخلی، تجارت خارجی، دولت، اعتماد تجاری، احساسات مصرف‌کننده، بازار مسکن.
  • Investing.com: تقویم اقتصادی همزمان با اعلام رویدادهای اقتصادی، شاخص‌ها را دریافت کنید و تأثیر فوری آنها بر بازار جهانی را مشاهده کنید – از جمله رویدادهای قبلی، …
  • Forex Factory: با تقویم اقتصادی فارکس محور، رویدادهای تأثیرگذار بر بازار را خیلی قبل از وقوع پیش‌بینی کنید.
  • TradingView: تقویم اقتصادی آخرین و رویدادهای اقتصادی آینده را نشان می‌دهد که می‌توانند بر دارایی‌ها، مناطق و بازارهای جهانی خاصی تأثیر بگذارند.
  • FXStreet: تقویم اقتصادی لحظه‌ای، رویدادها و شاخص‌های اقتصادی سراسر جهان را پوشش می‌دهد.
  • MyFxBook: تقویم اقتصادی به صورت آنی که تمام رویدادها و اطلاعیه‌های اقتصادی را پوشش می‌دهد. مقادیر تاریخی، قبلی، اجماعی و واقعی هر شاخص را مشاهده کنید.

همچنین بروکرهای فارکس هم معمولاً تقویم اقتصادی روی سایت خود دارند.

در انتها

تقویم اقتصادی مثل یک “برنامه‌ریزی خبری” برای بازار است. اگر به آن توجه نکنید، ممکن است در لحظه انتشار اخبار مهم با حرکت‌های ناگهانی و شدید قیمت غافلگیر شوید. استفاده درست از آن کمک می‌کند ریسک معاملات را مدیریت کنید و حتی فرصت‌های سودآور پیدا کنید. در دنیایی که ثانیه‌ها حرف اول را می‌زنند، اطلاع از آنچه در راه است، برگ برنده شماست. با استفاده منظم از این ابزار، دیگر از نوسانات ناگهانی غافلگیر نخواهید شد و می‌توانید با اطمینان بیشتری برای آینده سرمایه‌گذاری خود برنامه‌ریزی کنید.

به یاد داشته باشید، موفقیت در بازارهای مالی تنها به تحلیل نمودارها محدود نمی‌شود. تسلط بر اطلاعات و درک وقایع کلان اقتصادی، مکمل تحلیل تکنیکال است و شما را در مسیری قرار می‌دهد که به جای دنبال کردن بازار، آن را پیش‌بینی کنید. به همین خاطر توصیه می‌کنیم که از همین امروز، استفاده از تقویم اقتصادی را به یکی از عادت‌های معاملاتی خود تبدیل کنید.

سودآوری و معامله گری بصورت مداوم در بازار می تواند بسیار چالش برانگیز باشد، و واقعیت مسلم این است که اکثر معامله گران خرد معمولا پول خود را در این بازار از دست می دهند. با این وجود، با یک برنامه معاملاتی جامع، ابزارهای مناسب و دانش کافی از بازار ارز، شانس موفقیت شما به عنوان یک معامله گر به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.

ادامه مطلب
تبلیغات
اخبار5 ماه پیش

استارک ور (StarkWare) تأیید کل تاریخچه بلاکچین با ۱ مگابایت حجم ممکن ساخت!

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟
آموزش5 ماه پیش

تقویم اقتصادی (Economic Calendar) چیست و چگونه از آن استفاده کنیم؟

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنش‌ها بزودی با سرعت اینترنت نهایی می‌شوند
اخبار5 ماه پیش

ارتقای آلپنگلو (Alpenglow) در سولانا تأیید شد؛ تراکنش‌ها بزودی با سرعت اینترنت نهایی می‌شوند

تراست ولت امکان معامله سهام های توکنیزه را برای کاربران فعال کرد
اخبار5 ماه پیش

تراست ولت امکان معامله سهام های توکنیزه (RWA) را برای کاربران فعال کرد

آموزش5 ماه پیش

اندیکاتور ATR چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی می‌رساند
بلاکتوپیا8 ماه پیش

۹ عادت مالی که افراد منظم را به ثبات و آزادی مالی می‌رساند

اخبار8 ماه پیش

کاناری کپیتال برای ETF اینجکتیو (INJ) ثبت‌نام کرد

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو
اخبار8 ماه پیش

کاردینال؛ اولین پروتکل دیفای بیت کوین بر بستر کاردانو

هر اونس چند گرم طلای ۱۸ عیار است؟ تبدیل ساده انس به گرم طلا
بلاکتوپیا8 ماه پیش

هر اونس چند گرم طلای ۱۸ عیار است؟ تبدیل ساده انس به گرم طلا

آیا تحلیل تکنیکال به‌تنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟
آموزش8 ماه پیش

آیا تحلیل تکنیکال به‌تنهایی در بازار رمز ارزها سودآور است؟

کوین‌بیس توکن اتنا (ENA) را به رودمپ خود اضافه کرد
اخبار8 ماه پیش

کوین‌بیس توکن اتنا (ENA) را به رودمپ خود اضافه کرد

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژه‌ها ناپدید شده‌اند!
اخبار8 ماه پیش

در ۲ ماه اخیر بیش از ۱۰٪ پروژه‌ها ناپدید شده‌اند!

برترین ها